بانی مدرسه

نظم و استقامت

طرح سواء السبیل

طرح سواء السبیل

جایگاه طلبه

طالب علم دین از دیدگاه قرآن و روایات



  چاپ        ارسال به دوست

در مدرسه علمیه حقانی برگزار شد

مراسم سالگرد شهید دهقانی


    

مراسم اولین سالگرد شهادت مدافع حرم حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن دهقانی با حضور اساتید و طلاب و علاقه‌مندان به این استاد شهید، چهارشنبه اول آبان در مدرسه علمیه حقانی، با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسین مؤمنی و مداحی حاج ابوذر کافی برگزار شد.

سخنران این مراسم با گرامیداشت یاد شهید دهقان به تبیین جایگاه علما طلاب پرداختند. گزیده ای از این سخنرانی تقدیم مخاطبان ارجمند می‌گردد.

 

- مبادا طلبه در هر سطحی که است خود را مستغنی از دانستن بداند. امام صادق علیه‌السلام به عنوان بصری فرمود: من برای هر ساعت از شبانه روز ذکری دارم برای هر ساعت. من را از ذکرم مشغول نکن. امامی که می‌فرماید برای هر ساعت برنامه دارم ما که به طریق اولی نیازمند این برنامه هستیم.

 

- حاج آقای دهقانی رو من از اول میشناختم سالک طریق اهل بیت و ولایت بود. طریق ولایت عالم باید باشد طلبه سطح 4، تو کارهای پژوهشی دقیق و ساده زیست. همان حال و هوای طلبگی خودش رو داشت هیچ وقت غرور نداشت و در سنگر علم تلاشگر، یک چند ماه توی سوریه ماند بسیار هم حال و هواش حال و هوای شهادت بود. من آخرین بار فکر کنم در تشییع مراسم حضرت آیت‌الله عرفان بود که ایشان را دیدم بعد از شهادت هم که من رفتم منزلشون دیدم عکس آقای عرفان رو توی اتاقش زده، برای طلبه‌ها آقای عرفان بسیار مؤثر بود نور به قبرش ببارد. و آقای دهقان بسیار متواضع و خاکی، آدم اینچنین باید باشد که شب اربعین او را گلچین کنند. واقعا ایشان را برای طلبه مؤثر می‌دانستیم. اصلا سلوکش برای طلبه‌ها درس بود نحوه‌ی گفتاری‌اش. مدرّس بود ولی حالت او اصلا تکبر نبود و خدا به او اینچنین امتیاز داده بود.

 

- ما مامور شدیم که خبر شهادت را به خانواده بدهیم. یادم نمی‌رود رفتیم وارد منزل شدیم به این بهانه که بالاخره جمعی از مدرسین حوزه توی خانه مدافعین حرم اگر کاری دارن انجام بدهیم به این بهانه وارد شدیم تعدای از خانم‌ها بودند و اساتید من هم تاحالا از این کارها نکرده بودم چون واقعا توانش رو ندارم ولی خدا لطفی کرد اونجا 2 کلمه حرف بزنم. یکی با همسر شهید صحبتی کردن من هم بغض توی گلو، خب یادمون میاد و همه هم منتظر گریه، دارن کنترل می‌کنیم که گریه نکنیم یه بوهایی برده بود ولی هنوز نفهمیده بودند. بچه‌های شهید رو بردن بیرون مشغولشون کردن، دختر کوچیک شهید جلو مادر نشسته بود و بالاخره گفتیم که شما حق به گردن ما دارید و هر مرد موفقی یک زن موفقی پشت سرش هست. و... برگشت گفت بله خب کاملا درسته، بعد هم گفتم که امام حسین علیه‌السلام وقتی داشت میرفت به میدان فرمودند: به اهل و عیال که خود را برای مصیبت خود را آماده کنید ولی بدانید که خدا حافظ شماست و به زودی شما رو از دست این دشمنان نجات میدهد. عوض این صبرخدابه شما انواع نعم و کرامت را می‌دهد. همسر شهید یک لحظه انگار که فهمیده باشد بنده گفتم که می‌خواهم اولین کسی باشم که به شما بشارت بدهم که شما همسر شهید شده‌اند. گفت که دهقانی شهید شده، گفتم بله، دو سه دقیقه‌ای گریه کرد. رفت اتاق بغلی، شروع کرد گریه کردن، من به خانم‌ها گفتم برید اتاق حالش بد نشه، همسر شهید رفت و شروع کرد نماز خواندن.

- این همسر یک شهید است؛ که در فضای حوزه تربیت شده است؟ وقتی چند دقیقه بعد برگشتند؛ کاملا به خود مسلط بودند. از من معذرت‌خواهی کردند و گفتند: ببخشید من بلند شدم رفتم اما با خودم عهد بسته بودم خبر شهادت دهقانی را که آوردن، دو رکعت نماز شکر به جا بیاورم. آرزوی دهقانی بود که به شهادت برسند. دعا کنید که بتوانم خودم رو مدیریت کنم و این دو فرزند شهید را تربیت کنم.


٠٧:١٠ - پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨    /    شماره : ٤٠٩٧٠١    /    تعداد نمایش : ٥٣



خروج




نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
 
گزارش پیاده روی

مطالعه موفق