متن سخنرانی حاج آقا غفاری 2

    حجت الاسلام والمسلمین غفاری

      جلسه چهارم معرفی طرح توسط استاد محترم

 

 

      

به صلوات های جمعی عنایت داشته باشید، منشا این عنایت استفاده از روایات است که می فرمایند: در نماز جماعت یا دعای جمعی یک خاصیت این است که اگر یک نفر در آن جمع باشد که خداوند نماز یا دعای او را به عنوان صاحب اخلاص کامل قبول کند نماز یا دعای دیگران هم به خاطر همراهی با او مورد لطف وفضل خداوند متعال قرار بگیرد.

"یدالله مع الجماعه"روح های انسان هایی که ایمان آنها را یک جا جمع کرده، نه یک غرض دنیوی عنایتی شامل حالشان شده است. توصیه شده است مومنین باهم جمع شوند برای اینکه تقویت شئون دین شان بشود. تقویت ایمان، نشاط و انگیره می شود. وسوسه ها عقب رانده می شود. باید قدر جمعیت های ایمانی را دانست.

ما چه میدانیم صلوات چیست؟ در روایت داریم شخصی آمد خدمت امام معصوم علیه السلام عرض کرد: آقا جان من وارد مسجد (احتمالا مسجدالحرام) شدم ولی آنجا هیچ دعایی به ذهنم نیامد الا صلوات و فقط مشغول صلوات شدم. امام علیه السلام فرمودند بدان هیچ کس با فضیلت تر از تو از آن مسجد خارج نشد.

با یک واسطه بنده نقل می کنم که مرحوم علامه طباطبائی فرموده بودند هرگاه دیدید راه بندان مشکلات هست سیل صلوات راه بیندازید.

جزوه شریفه­ای که آقایان تدوین کرده اند عبارات ساده ای دارد، اما آنقدر روی آن زحمت کشیده­اند حتی بر روی بودن یا حذف یک کلمه دقت داشته اند. عظمتش به این است که بسیار کار شده و نکات مهمی که محل ابتلا هست در یک مجموعه عرضه شده است که بسیار قیمتی است.

در قسمت بایسته ها فرمودند: تقویت جنبه های معرفتی و انگیزشی.

هر وقت شل شدید برگردید. زیربنایی نگاه کردن خوب است. مشکلی پیش آمد فقط ظاهر آن را نبینیم، ببینیم از کجا نشات گرفته است؟

طبق روایت شریف "إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً"با دل نمی شود بازی کرد بسیار حساس است گاهی اقبال و نشاط دارد مانند تشنه ای است که آب می نوشد ولی سیر نمی شود. گاهی یک مطلب علمی شما را درگیر کرده چندین ساعت وقت می گذارید وقت غذا گذشته ولی رها نمی کنید حس می کنید عطشی هست. این کتاب را ببین، آن استدلال را ببین، گاهی یک حس کنجکاوی شدید و تشنگی علمی، گاهی یک نیاز معنوی، نیاز به فعلیت رسیده این التفات زمینه ساز این هست که غافلانه عبادت صورت نگیرد. برخلاف وقتی که یک حال گرفتگی وجود دارد. نفس مکار است و دنبال بهانه می گردد. مواظب باشیم که ابلیس مکار است. بخواهی غیبت بکنی اول شخص را جایز الغیبه یا واجب الغیبه می کنند. باید مواظب بود. گاهی بینی و بین الله خیالمان راحت است کسی است که بیّن الفسق یا بیّن العناد است، بی باک است. اما این را بدانید کم جایی می شود که انسان احراز تام کند.

یکی از گناهانی که ما مبتلا هستیم و احیانا سهل می گیریم آن را سوء ظن است. هم بحث دیر می آید، استاد دیر می آید، فلان کار سر وقت انجام نشد. نسبت به دیگران زود در درون خودمان حس بدی پیدا می کنیم. شاید واقعا او تخلف کرده باشد اما شاید است. ولی ممکن است عذر داشته باشد.

در یکی از کشورهای عربی حاشیه که سینمای آنجا یکی از محل های افرادی است که اهل فسق و فجور هستند اهل علمی نقل می کند که در نماز بودیم که مومنی آمد و گفت: دیدم فلانی که فرد متدینی است وارد سینما شد به چشم دیدم و یقین دارم، ایشان می گوید به او گفتم این مطلب را جایی نقل نکن تا ببینیم موضوع چیست؟ پس از چند روز همان فرد که وارد سینما شده بود نزد من آمد و گفت: به بانک رفتم و پولی گرفتم در پیاده می رفتم که دزدی پول مرا گرفت و فرار کرد و من هم او را تعقیب می کردم که وارد محلی شد من هم وارد شدم و بالاخره توانستم پول را بگیرم. یک باره متوجه شدم جایی هستم که افراد خاصی هستند و من اصلا آن فیلم را ندیدم ولی نگران بودم که کسی ورود مرا به آن جا دیده باشد. آن عالم می گوید به او گفتم فقط یک نفر شما را دیده ولی به کسی غیر از من نگفته و منتظر بودیم ببینیم قضیه چه بوده شما بروید و نگران نباشید.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «اِذَا اتَّهَمَ المُؤُمِنُ اَخاهُ اِنماثَ الایمانُ مِن قَلبِهِ کَما ینماثُ المِلحُ فِی الماءِ» هرگاه مؤمن به برادر [دینی] خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان می‌رود، هم چنان که نمک در آب، ذوب می‌شود.

شخص می گوید من حال ندارم، برگردید و ریشه یابی کنید اولا در رفتارهای سابق. در این چند روز چه کارهایی انجام داده ایم؟ دقیق ، دقیق مانند دو نفر که شریک در مالی هستند چطور دقیق حساب و کتاب می کنند. یک سری ریشه ها را برگردیم در مسائل کلانمان تعقیب کنیم. مسائل کلان همانی است که در اینجا به نام جنبه های معرفتی و انگیزشی بیان شده است. جنبه عام آن هر کار خوبی که برای خدا انجام می دهی انگیزه الهی داشتی خودش زایش دارد. آن را کوچک نشمارید. گاهی شما مبتلا می شوید به هم حجره ای که نظم حجره را خوب مراعات نمی کند. این نه علم ضمیر می خواهد نه علم باطن مثل روز روشن است. الان نوبت اوست که حجره را جارو کند ولی این کار را انجام نداده است بگو خدایا امروز نوبت هم حجره ای است که جارو کند ولی من به خاطر تو جارو می کنم.

این خدمت به کسی که انتساب دارد به حضرت صاحب الامر علیه السلام. این نسبت خیلی او را مهم می کند. این نسبت ها حقوق به گردن می آورد. بگو من به عشق امام زمان عج الله تعالی فرجه این حجره را تمیز می کنم. در ثانی حجره متعلق به مدرسه علمیه است که منتسب به صاحب الامر علیه السلام است. این کار را که با انگیزه الهی انجام دادی، انگیزه زاییده می شود بعد موفق به یک سلسله کارهای خیر می شوی. همانطور که معاشرت اهل غفلت انگیزه را صدمه می زند امور الهی انگیزه را تقویت می کند. در حرم هستی می بینی که پوست شکلاتی را روی زمین انداخته اند آن را بردار بدون این که کسی بفهمد بگو خدایا من با تو معامله می کنم. این کار را کوچک نشمار. امیدوار باش با همین کار مورد آمرزش قرار بگیری.

در این جزوه کلیات بیان شده است. یادآوری نعمت های الهی و برکات نعمت ها

چه قدر ما به نعمت ها فکر می کنیم. برای اینکه مسئله نعمت را خوب دریافت کنیم باید یک کار را انجام بدهیم. اگر توحید نظریا اثبات شود این حرف ما به سر می رسد. آنجا اگر کسی گیر دارد تعارف نداریم سنگین ترین تکلیف این است که برود و سوال خود را حل کند. کسی که سوال در اعتقادات دارد و از کنار آن عبور می کند بزرگ ترین خطا را مرتکب می شود، در حق خود جنایتی عظیم مرتکب می شود. بهترین نفوذگاه شیطان را حفظ می کند. باب وسوسه است. برو آن را حل کن. همین که دیدی حل شد و بلکه تاکید شد به جای یک دلیل دو آمد سه آمد ده آمد دلیل عقلی با نقلی همراه شد، دیگر نگذار شیطان وسوسه کند از آن استفاده کن.

می خواهم از خیابان عبور کنم، حواسم جمع نیست یکی دست مرا میگیرد و به سرعت کنار می کشد، دیدم ماشینی با سرعت از کنارم عبور کرد. دیدم شخص ناشناسی است که نمی شناسم. از او سوال میکنم چه شد؟ می گوید شما داشتی تصادف می کردی من دلم اجازه نداد که شما با ماشین برخورد کنی. با فرض اینکه اصلا هیچ نیت الهی هم ندارد. هر وقت من او را ببینم حس تشکر وعلاقه ای به او دارم. من هم حق شناسی خود را به او اثبات می کنم. حال اگر او بگوید شخص دیگری او را مامور کرد و گفت برو مواظب باش که آن شخص حواسش نیست. او مرا فرستاده است. من متوجه می شوم که مسبب شخص دیگری است. همین که ثابت شد مسبب شخص دیگری است مدیون او هستم. اگر بخواهم هدیه ای بدهم، به مامور هدیه می دهم، ولی هدیه اصلی را باید به آمر بدهم. هنگامی که ثابت شد مسببی هست، سبب فرع می شود و مسبب اصل. ثابت شد که عالَم عالَم توحید است اسباب می شوند فرع، مسبب اصل می شود. این همه نعمت. آیا می دانیم از چه زمانی نعمت ایجاد شده است. شاید فکر کنیم که از زمان انعقاد نطفه نعمت به ما عطا شده یا از زمان حضرت آدم یا هزار سال قبل از حضرت آدم. در بعضی کلمات هست که هزاران سال قبل از آفرینش حضرت آدم عنایت خداوند حتی به ما که ذریه او هستیم بوده است. از همین دوران کودکی تا اکنون چه نعماتی به ما عطا شده است. جسم، روح، عقل، فهم، درک و توفیق آمدن به حوزه مقدسه. اگر به نعمت فکر کنیم و از عشق خداوند دیوانه شویم بیراه نیست. غرق شده ایم در نعمت. هر کجا را نگاه کنید نعمت است. خود نگاه نعمت است. أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً 

این نعمات را التفات داشته باشید. نعمت را ببین ولی فریب نعمت را نخور. مشغول صاحبخانه باش.

گر شبی در منزل جانانه مهمانت کنند           گول نعمت را نخور مشغول صاحب خانه باش

خداوند غنی به ذات است. با اطاعت من نوک سوزنی به سلطنت او اضافه نمی شود. همه جا ملک اوست. هر مکری کنم او عظمت خود را مناسب من جلوه خواهد داد. ما چقدر پدر و مادر را دوست داریم و چقدر شایسته محبت اند انسی با آنها می گیریم و هیچ کس جای آنها را برایمان پر نمی کند. آماده ایم برایشان فدا شویم اگر لازم باشد. چقدر آماده ای فدای خدا شوی ؟ اگر فدا شویم چه می شود؟ بازهم مدیون هستیم. چه چیزی را فدای او می کنیم؟

اگر محبوب قدم رنجه کند، میخواهم عرض ادبی به محبوبم داشته باشم، ای "جان"گرامی. باید تو را اینجا خرج کنم.

جواب این سوال که چکار کنیم که انگیزه ها قوی شود، بلکه ایمان قوی شود، بلکه روح اخلاص در ما سنگین شود این است.

فعلا سبب را کلا کنار بگذارید فعلا همه چیز را از مسبب ببینید. فعلا هیچ التفاتی به اسباب نداشته باش.

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.