متن سخنرانی حاج آقا غفاری 1

    حجت الاسلام والمسلمین غفاری

      جلسه سوم معرفی طرح توسط استاد محترم

 

 

     بزرگان قبول زحمت کردند و این موضوع را که یک طلبه در عبادیاتش آسیبی به نام بی نظمی و آشفتگی دارد، به آسیبی به نام انقطاع و عدم دوام مبتلا می شود و باید این مورد مد نظر باشد و برای رفع این آسیب جدی تلاش کرد. عبادت مستمر، با آن معانی و حقیقت خودش به شکل منظم و هماهنگ، با سایر کارها نباید در چالش باشد، که اگر این کار را انجام بدهم از سایر کارها باز می مانم، واقع بینانه در متن زندگی تعریف خودش را پیدا کند و محقق شود که برکات مستمر این عبادت ان شاالله قابل دریافت خواهد بود. لذا با نیت خوب و عالی و با همت قوی قبول زحمت فرمودند و این معانی را ترتیب دادند و این دفترچه را آماده نمودند.

ادعا نمی شود که اصلا کاملتر از این نمی شود اما به عنوان دست گذاشتن روی نکاتی که به حسب طاقت تلاش شده دقیق ترین نکات باشد و مسائل مهم از قلم نیفتد برای تذکار و تنظیم برنامه و التفات به نکات اصلی که احیانا به خاطر جهاتی یا سلایقی مورد غفلت قرار می گیرد و غفلت از آنها خرابی هایی به بار می آورد که جبران آن سخت است از این ناحیه بسیار جزوه مبارک و مغتنمی است.

بودند کسانی که اگر زمانی به آنها نگاه می کردی می گفتی اینها حق عبادت را ادا می کنند دیگر از این بیشتر نمی شود، غبطه می خوردی به حالات آنها که چه توفیقاتی دارند کاش من هم به جای آنها بودم بعضی هایشان خبرشان به ما رسید و دانستیم متاسفانه به جهت اینکه شرایطی را سهل انگاری کرده بودند و جدی نگرفته بودند با یک تصوراتی یک شوق مقطعی پیدا شده بود بعد از آن عجیب ورق برگشت  حتی پناه بر خدا بعضی هایشان در واجبات هم لنگیدند. واجبات شان هم بی آسیب نماند.

الجاهل اِما مُفرِطاو مُفَرِّطوقتی مبدا جهل باشد همین می شود عبادت سلیقه ای نیست. باید ارکان و موانع شناخته شوند تا یک امر پایدار و ریشه دار قابل فعلیت باشد و اگر ریشه اش محکم بود شجره طیبه ای می شود که باقی می ماند . بادها آن را نمی لرزاند.

این تعبیر را از یک واسطه از مرحوم آیت الله بهجت نقل می کنم که ذکر خدا یک فن است گاهی به شما می گویند شما یک درب برای این خانه درست کنید می گویید چرا کار به نجار بدهیم که چهارتا چوب بِبُرد و کلی پول بگیرد خودمان انجام می دهیم، یا آهنگری همینطور، می گوییم خودمان یک دستگاه جوش کرایه می کنیم و به راحتی انجام می دهیم، جِز و جِز صدایش هم شنیده می شود.

اما آخرش اعتراف می کند که خراب شد و سرمایه را هدر دادیم. و می فهمد که چه دقایقی در تراز و اندازه گیری دارد یک میخ را می زنیم چکش را به دستمان می زنیم. چقدر میخ تلف کردیم تا دو تا میخ زدیم. چرا آخرش اعتراف کردی اولش مشورتی می گرفتی تا اهل فن می گفتند که این یک فن است. ایشان هم فرموده بودند ذکر یک فن است. اصولش باید شناخته شود لذا کسی از دور نگاه می کند لب آقای بهجت تکان می خورد پس ما هم همین کار را انجام می دهیم و به آن مقام می رسیم .

یک سری از اصول فن در این جزوه آمده است. آن هایی که آمده مهماتی است نباید از آن غفلت شود. یک عبارتی که ان شاء الله از آن استفاده کنیم این است که می فرماید قواعد و اصول برنامه عبادی به دو دسته تقسیم می شود اصولی که در مقام انتخاب توجه به آنها ضروری است این اصل اول نوشته اند . اصل ثانی اصولی که در مقام عمل نباید از آنها غفلت شود.

مرحوم آقای بهجت و شیخ اعظم نماز جعفر طیار می خواندند زیارت عاشورا می خواندند، نوافل کامل بود، جامعه کبیره می خواندند، پس بیایید ماهم شروع کنیم. نفس این که کدام را انتخاب کنم اولویت با کدام است فرموده اند که این اصول باید مد نظر باشد اولا واقع بینی باشد یعنی الان با لحاظ تمام شرایط من، قوت و ضعف من، آیا خطاب قطعی نهایی این است که در برنامه زیارت عاشورا را روزانه داشته باشم. من باید بشناسم خطاباتی را که متوجه من هست .

زیارت عاشورا مستحب است یا نه؟ پس من شروع می کنم!

صد رکعت نماز مستحب است یا نه؟ پس من شروع می کنم!

نماز دو رکعتی مستحب است یا نه؟ بعد از آن یک دو کعت دیگر مستحب است یا نه؟ بعد از آن هم یک دو رکعت .... پس بسم الله شروع کن!!!!

صرف عنوان استحباب که برای شروع کافی نیست.

بلکه مجموعه ای است که اولا تزاخم پیدا می کند یعنی  زمان شما برای همه آنها کافی نیست پس اولویت بندی می خواهد دوما ظرفیت شناسی می خواهد. شما چقدر ظرفیت دارید؟

ایمان درجات دارد ظرفیت اشخاص به حسب درجات ایمان لحاظ شده است. شما  به دوش کسی  که در پله دوم قرار دارد نمی توانید بار مناسب پله سوم را بگذارید. این یکی از آن فنون است.

شما نمی توانید جابجایی ایجاد کنید این ورزشکاری است که وزنه 50 کیلوگرمی را تمرین می کند حق ندارید 5 کیلوگرم روی وزنه او بگذارید، مربی می گوید اگر الان اضافه کنید او را به هم می ریزید. می گوییم چیزی نیست 5 کیلو! آن یکی بیشتر هم بر می دارد، مربی می گوید او اجازه دارد ولی آن یکی اجازه ندارد. یعنی واقع بینی. پس دل بخواهی و هوس نیست.

در شرح حال بزرگی می خوانیم که ایشان چنین برنامه ای را برای خودش داشته است پس من هم شروع میکنم. این برنامه مناسب شما نیست و ایشان هم در سن شما آن را اجرا نمی کرد. ما این شرح حال ها را که می خوانیم یک غرض این است که ایمان محکم شود، برکات استقامت در اعمالشان را ببینیم، این منشاء اطمینان بیشتر می شود.

دوم اینکه اصل شوق مان تقویت شود که وظایف خود را مشتاقانه انجام بدهیم لذا یقین باید اخذ شود.

مکرر از مرحوم آیت الله بهجت نقل شده که فرموده­اند به آنچه می دانید عمل کنید یعنی جاهلانه حرکت نکنید.

اصلا یکی از جاهلانه حرکت کردن این است که بگوید من از امروز 400 بار ذکر یونسیه را خواهم گفت. این جاهلانه حرکت کردن است. می گوید مگر نمی دانید که مستحب است! نه منظور ایشان از اینکه فرمودند آنچه می دانی عمل کن یعنی کاری را که الان خداوند دوست می دارد تو مشغول آن کار باشی را انجام بده.

هر وقت یقین کردی که حضرت حق می خواهد ذاکر به 400 بار ذکر یونسیه باشی آن وقت آن را انجام بده. این چگونه اصل می شود ؟ لابد راه دارد.

برخی برنامه ها عام است یک سلسله هم خاص است. خاص آن هایی است که آیا انجام بدهم یا نه؟

یک سلسله هم معلوم است که انجام دادنی است و مربوط به کلاس من است فقط گاهی به تزاحم می خورد که کدام را انجام بدهم.

واقع بینی در هر دو لازم است که آیا این برنامه مناسب من است؟

سر را به سجده می گذارد و یک ساعت طول می دهد. آیا این مناسب من است؟

عشقی نیست فن است باید احراز شود.

این کلام مرحوم بیدآبادی است که فرمود هرجا عشقت کشید هرچند ظرفیت داشته باشی خراب می کنی. عشق کشیدنی نیست، عشق کشیدن تعبیری است از هوس . هرجا هوس آمد کار خراب می شود ولو درست باشد هوس خرابش می کند.

هوس کردم یک سطر قرآن بخوانم. اگر به خاطر هوس انجام دادیم خراب می شود. ولو یک سطر یک صفحه، ده صفحه، یک جزء حتی جای انجام دادن آن است ولی چون هوس است خراب می شود.

تحصیل این کار به هوس نمی شود          بلکه تا نگذری از هوس نمی شود

مانند این که فروشگاهی است که اجناس را قرار داده­اند یکی می گوید من زیارت عاشورا را برداشتم، یکی سجده یک ساعته بر میدارد، یکی هم ذکر لااله­الاالله برداشت، یکی می گوید من صلوات برداشتم ... چرا؟ همین جوری!  اگر همین جوری است کار خراب است.

پای نفس به میان است. راه درست را با قدم نفس رفتن آلوده می شود. پس چون دائما مبتلا هستیم باید مراقب باشیم که کاری که انجام می دهیم مبدا قربی آن تام است یا نه؟ قصد قربت شرط است. یعنی خدای متعال این را امر کرده و من میخواهم مطیع باشم. خوشم بیاید یا خوشم نیاید انجامش می دهم چون می خواهم مطیع باشم.

یکی هم انعطاف پذیری است. گاهی ما برنامه را چنان خشک می گیریم که واقع بینی به خاطر عدم انعطاف صدمه می بیند. درست انتخاب کردم ولی لحاظ نکردم که گاهی پدر یا مادر امری دارند. می گویم الان من معذورم !!! همه این برنامه شما قسمتی از استحباب بود. علی الاطلاقش غلط است چون این یک فن است و صاحب فن گفته است اینجا حق نداری این را علی الاطلاق محکم بگیری . والدین کاری داشتند یا مسلمی کارش گیر کرده ، وسط زمستان است فرزندانش در خانه از سرما می لرزند و فقط الان من می توانم آن را تنظیم کنم بگویم نه من باید نماز را اول وقت بخوانم !!! نه اینجا ترک کن اول وقت را. اما در درگاه الهی ثبت می شود برای شما اول وقت.

من تصمیم گرفته ام دروغ نگویم. الان جان مومنی در خطر است بگویم من معذورم نمی توانم. این شکل دین داری را از چه کسی یاد گرفته ای؟ این برنامه را خودت انتخاب کردی اگر درست هم باشد چون پای نفس به میان می آید خرابش می کنی. من که می خواهم به حق و حقیقت وصل شوم آن مبدا حق گفته است که این احق است این را محکم بگیر .

در روایت داریم گاهی انسان یک دروغ می گوید (یکتب عند الله من الصادقین) گفته می شود احسنت این از اهل صدق است. در معامله اش با خدا صادق است. در اینجا صادقانه دروغ گفته است. می بیند بین دو مومن سوء ظن بالا گرفته و اگر یک واقعیت بیان شود یک جرقه به آتشفشان تبدیل می شود و باعث مشکل یا خیلی مفاسد می شود در اینجا اگر از تو پرسیدند فلان حرف را زده است؟ بگو نه. و در مورد تشخیص این هم باید گفتگو کرد.

امام معصوم علیه السلام در حال طواف بودند، شخصی که در کناری ایستاده بود یکی از همراهان امام را با انگشت به سمت خود خواند امام سوال کردند آیا او از اخوان است عرض کرد بله. امام فرمودند برو و او را اجابت کن. عرض کرد آیا اگر در طواف واجب هم بود بروم حضرت فرمودند: بله

می فرمایند اگر طواف واجب هم بود برو برای قضای حاجت مومن. یعنی انعطاف پذیری. واقعیات شرع با جامعیت باید شناخته شود. انعطاف پذیری بسیار مهم است خشک نباشیم. یک بخش مهم از دافعه متدینین همین نداشتن انعطاف پذیری است. چون انعطاف او کم است زیبایی و لطافت و واقعیت دین به چشم کسانی که از دین فاصله دارند نمی آید. می گوید اینها افراد خشکی هستند، با صفا نیستند. شخصی با تو شوخی کرد تحویلش بگیر نگو من او را محل نمی گزارم او نماز نمی خواند. این را چه کسی یاد داده است اگر به حساب دین بگذاری دین را خراب می کنی اگر به حساب خود می گذاری خب عوض کن نباید این گونه باشیم.

میانه روی و دوری از افراط و تفریط بسیار مهم است و هر دو زیرمجموعه همان واقع بینی هستند. شما وقتی عبادتی را انجام میدهی حتما می خواهی نتیجه بگیری خب آن بد خلقی آن را خراب می کند.

گاهی هم حجره ای، هم بحثی، هم مدرسه ای فقط یک تواضع از من می خواهد، نمی خواهد من متکبرانه از مقابل او عبور کنم. دوست دارد صمیمانه یک سلامی به او بدهم. یا سلام کرده صمیمانه یک جواب به او بدهم. گاهی حاجتشان یک محبت است.

فقط انتخاب صحیح هم کافی نیست باید در عمل هم مراقب بود. جوینده یابنده است. باید تضرع کنیم و ناله بزنیم تا خداوند راهش را و خودش را عطا فرماید و موانع را برطرف سازد .    ان شاء الله

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.