بسم الله الرحمن الرحیم

 

تقدیم به:

          این قلیل را به ساحت پاک ومقدس امام زمان(عج)روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء

          وبانوی دوعالم حضرت صدیقه ی طاهره،فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تقدیم میدارم وامیدوارم

          موردرضایت خداوند تبارک وتعالی باشد.

 

تشکر از:

         صمیمانه از کسانی که مرا در تهیه ی این نوشتار یاری وراهنمایی نمودند به خصوص جناب حجه الاسلام

         والمسلمین زاد حسینی وبرادر گرامی ام جناب سید محمد صادق حسینی، تشکر وقدردانی می نمایم و از

         خداوند منان توفیق روز افزون و سعادت دنیا و آخرت ایشان را خواستارم.

 

چکیده

اهداف از این نوشتار

رسیدن به حکم شارع مقدس در این فرع از ابواب فقهی ، هدف اصلی این نوشتار است.

در کنار آن بررسی  اطلاق حقیقی یا مجازی نماز بر نماز میت و بررسی تغییرات حکم مذکور در زمان ضرورت و بررسی نظرات مختلف پیرامون جواز یا عدم جواز برای شکستن نماز ، اهداف فرعی می باشند.

 

فهرست
مقدمه  .....................................................  2
تبیین مساله  .............................................  2
طرح مسئله   .............................................. 2
ضرورت .....................................................   2
سوالات فرعی و اصلی  ...............................  2
پیشینه   ..................................................... 2
فصل اول كلیات..........................................    3
مفهوم شناسی ........................................   3
جایگاه شناسی .........................................   4
بیان اقوال در مسئله ...................................   4
فصل دوم بیان قائلین به منع ........................   5
فصل سوم بیان قائلین به جواز  .....................  6
فصل چهارمجمع بندی و بیان قول مختار .........  8
توضیح محل نزاع  ........................................  8
قول مختار  .................................................  8
فهرست منابع  ...........................................  9

مقدمه

تبیین مساله

در دین مقدس اسلام برای مسلمانی که فوت می کند احکامی قرار داده شده است. از جمله ی احکام واجب برای میت ، نماز میت است.

فرض مسأله در جایی است که نماز بر میتی آغاز شده است و در أثناء(یعنی بعد از تکبیر اول، نه لزوما وسط نماز) میت دیگری رامی آورند تا

 برای او هم نماز بخوانند.

بحث در اینجا مطرح است که امام جماعت می تواند از آن لحظه به بعد نماز را برای هر دو انجام دهد –که اصطلاحا به آن تشریک اثنایی می گویند- یا باید نماز را تمام کند وبرای او نماز جدیدی را شروع کند.

 

طرح مسئله

موضوع مسئله تشریک اثنایی در نماز میت است.

محمول مسئله جواز است.

نسبت حملیه در مسئله اثبات یا نفی است.

ضرورت

در دوران غیبت امام زمان عج ما از حضور آن حضرت بی بهره هستیم لذا اهلبیت علیهم السلام به ما دستور دادند به روات احادیث ما مراجعه کنید. در شرایط فعلی در هر دوره ای باید بار این مسئولیت را عده ای به دوش بکشند وبه امر تفقه در دین قیام کنند.

فقیه برای رسیدن به حکم الهی باید به بررسی و تحلیل منابع (عقل –قرآن –سنت ) بپردازد.

یکی از مصادیق قیام به تفقه در دین ، تفقه در احکام شریعت مقدس اسلام  است.

ویکی از مصادیق احکام، بحث مذکور است که به عنوان یکی از فروع فقهی مطرح می باشد.

سوالات فرعی و اصلی

اصلی

1.      تشریک اثنایی در نماز میت جایز است؟

فرعی

1.      ادله قائلین به منع چیست؟

2.      ادله قائلین به جواز چیست؟

3.      نماز میت حقیقتا یا مجازا نماز است؟

4.      آیا حکم مذکور در موارد ضرورت تغییر می کند؟

5.      اصل شکستن نماز در صورت ضرورت پذیرفته شده است؟

پیشینه

این موضوع تا به حال در مدرسه علمیه حقانی مورد پژوهش واقع نشده است.

 

فصل اول

كلیات

  مفهوم شناسی

 

    لغوی

   صلاه :

              از ریشه صلو می باشد.به معنی دعا ، استغفار، رحمت استعمال شده است.[1]

              بعضی آن را از ریشه صلی دانسته اند. که به معنای دو اصل معنایی یعنی آتش و جنسی از عبادت به کار می رود.[2]

      میت:

             از ریشه موت به معنی ضد حیات می باشد.[3]

 

     اصطلاحی

    نماز میت:

   برخی گفته اند اطلاق لفظ نماز بر آن از باب مجاز به لحاظ معنای لغوی است. چرا که نماز میت ، دعا می باشد و وضع لغوی صلاه هم برای دعا بوده است. یا از باب تبعیت ماموم از امام جماعت در تکبیر و ذکر ، مجازا نماز نام گرفته است.

   اما اگر بگوییم لفظ نماز برای آن حقیقت می باشد ، به نحو اشتراک لفظی خواهد بود. چون در اغلب اجزاء وشروط با نماز های دیگر متفاوت است و فقط در تکبیر مشترک است.

   نماز میت پنج تکبیر دارد وبدین صورت است که بعد از تکبیر اول شهادتین می گویدو بعد از تکبیر دوم صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و اله می فرستد و بعد از تکبیر سوم دعا برای مومنین و مومنات می کند و بعداز تکبیر چهارم دعا برای میت می کند و با تکبیر پنجم نماز را تمام می کند.

البته موارد مذکور ، مقدار واجب نماز میت است ومستحباتی هم دارد که در این مقال نمی گنجد.[4]

   جواز

 به دو معنی مطرح است:

1.      اعم : یعنی مقابل حرمت ، که می تواند واجب ، مکروه ، مستحب ،اباحه باشد.

2.      اخص :یکی از احکام خمسه ی تکلیفیه است ، که به معنی اباحه می باشد.

    اگر در ادامه ی بحث اثبات شد که تعدد جنازه در اثناء نماز میت بدعت نیست ، به این دلیل که نماز میت از عبادات محسوب می شود بحث حول جواز به معنی اعم پیگیری می شود.

    اگر اصل صحت این نماز اثبات شد ، در ادامه  بحث خواهیم کرد که مستحب یا واجب یا مکروه یا مباح خواهد بود.

     جایگاه شناسی

     یکی از مسائلی که گریبان گیر محققین در امور فقهی است، بحث پیدا کردن مسائل مورد نظر در کتب قدما و متاخرین از فقها می باشد.

     برای سهولت در کار برای این محققین، در این قسمت جایگاه مسئله مورد بحث در کتب اصلی و مهم در اختیار شما قرار داده می شود.

     به صورت کلی در مورد میت در ذیل کتاب الطهارت، ذیل غسل، ذیل موجبات غسل، بحث می شود.

     بعضی از فقها به همین مناسبت بحث نماز میت را طردا للباب در محل مذکور ذکر کرده اند.[5]اما برخی دیگر در کتاب الصلاه، ذیل نماز های

     واجب آورده اند.[6]برخی هم در کتاب جدایی به عنوان کتاب الجنائز از آن بحث کرده اند.[7]

     با این حساب در مواجهه با کتب فقهی چهار احتمال در مورد جایگاه نماز میت، داده می شود.

     مسئله ی تحقیق حاضر هم، غالبا به عنوان یکی از مسائل، ذیل بحث نماز میت بحث شده است.

 

     بیان اقوال در مسئله

      در مسئله ی مذکور دو نظر وجود دارد:

1.       تخییر بین الف) شکستن نماز و  تشریک ابتدایی[8] ب) تمام کردن اولی و بعد شروع دومی. که این قول مشهور می باشد.

 

2.       تخییر بین الف) تشریک اثنایی  ب) تمام کردن اولی و بعد شروع دومی. که این قول منسوب به شهید اول می باشد. البته در ادامه روشن

خواهد شد که قائلین دیگری دارد یا خیر.

 

3.       تخییر بین قول اول و قول دوم.

در فصل دوم به استدلال قول اول و در فصل سوم به استدلال قول دوم پرداخته می شود ان شاء الله تعالی.

 

 

فصل دوم

بیان قائلین به منع

   در فصل قبل موضوع و جایگاه بحث روشن شد.

   اکنون به بررسی نظرات واستدلالات پرداخته می شود. در مرحله ی اول و در این فصل به بررسی قائلین به منع تشریک اثنایی می پردازیم.

   مشهور فقها قائلند که نماز گزار مخیر است بین اینکه نماز را قطع کند وتشریک ابتدایی انجام دهد یا اولی را تمام کند و بعد دومی را بخواند.[9]

   ادله ی این گروه روایت زیر است:

   علي بن جعفر، عن أخيه موسى عليه السّلام في قوم كبروا على جنازة تكبيرة أو تكبيرتين، و وضعت معها اخرى،

   قال: «إن شاءوا تركوا الاولى حتّى يفرغوا من التّكبير على الأخيرة، و إن شاءوا رفعوا الأولى و أتموا التّكبير على الأخيرة، كل ذلك لا بأس به»[10]

   ایشان معتقدند ظهور روایت همان تخییر فوق الذکر است. و ارتباطی با تشریک اثنایی ندارد.

   از طرفی هم این گروه به دو دلیل مانعی برای شکستن نماز میت نمی بینند.

   اول اینکه برخی اصلا نماز میت را دعا می دانند. لذا حکم شکستن نماز برآن با نمی شود.[11]

   دوم اینکه برخی نهی از شکستن را صرفا در مورد نماز های یومیه می دانند.در اینصورت هم مانعی از شکستن نماز میت نیست.[12]

   اصل نزاع مشهور در استفاده از روایت مذکور است.

   بر خی حتی قبول کرده اند که تفسیر شهید اول از روایت به اینکه مقسم روایت را تشریک اثنایی بگیریم هماهنگ است.؟؟؟

 

فصل سوم

بیان قائلین به جواز

آنچه ظاهر است این است که شهید اول، قائل به تشریک اثنایی شده است ویکی از سردمداران این امر است.[13]

تحقیق نشان می دهد که ابن جنید اولین کسی بوده است که قائل به تشریک اثنایی شده[14] وشیخ طوسی هم اورا در این نظر همراهی می کند[15].

بعد ها، تقریبا بعد از چهار قرن فاصله شهید اول هم با ایشان هم نظر می شود.[16]

یکی از ادله ی این گروه روایت علی بن جعفر است، البته با همان بیانی که شهید اول آن را توضیح می دهد.

ادله دیگر آنها روایت جناب جابر است.

و رواية جابر: «إن رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله كبر إحدى عشرة، و سبعا، و ستا»[17]

آنگونه که از ظواهر معلوم می شود، اصل نظریه ی تشریک بر پایه ی همین روایت است.

اصحاب در ابتدا از روایات زیادی اطمینان داشته اند که نماز میت بیش از پنج تکبیر ندارد. در مواجهه با این روایت که در دو کتاب معتبر تهذیب

و استبصار شیخ طوسی آمده است، روایت را حمل بر جایی کرده اند که تشریک اثنایی رخ بدهد.

لذا تفسیر روایت علی بن جعفر بر تشریک اثنایی برپایه ی این روایت است.

البته در کتاب روض الجنان و جامع المقاصد روایت جابر متفاوت از تهذیب و استبصار و وسایل ذکر شده است.[18]که در هر صورت ضربه ای به بحث

ما نمی زند.

تا این مرحله به بررسی دلیل اثبات تشریک اثنایی پرداختیم. در این مرحله به بررسی ادله رد نظر مشهور پرداخته می شود.

در این قسمت که نمازگزار می تواند نماز اول را تمام کند و بعد دومی را شروع کند بین دو گروه اختلافی نیست.

اختلاف در جایی است که نمازگزار بخواهد نماز را بشکند و تشریک ابتدایی است. با توجه به اینکه قائلین به تشریک اثنایی به طریق اولی، قائل به

تشریک ابتدایی اند، در این قسمت هم اختلافی نیست. بنابراین محل نزاع متعین می شود در جایی که نمازگزار بخواهد نماز را بشکند.

به طور خلاصه دو طرف در جواز و عدم جواز شکستن نماز اختلاف دارند.

بیان استدلال قائلین به جواز شکستن و دلایل آنها در فصل قبل گذشت. در اینجا به بیان استدلال قائلین به عدم جواز شکستن پرداخته می شود.

این دسته با توجه به عمومات نهی مانند: ((لا تبطلوا اعمالکم))[19]و روایات نهی از شکستن نماز[20]، قائل به عدم جواز هستند.

چون شکستن نماز از مصادیق ابطال آن است و از باطل کردن اعمال نهی شده است ونماز هم از اعمال به حساب می آید. پس از شکستن نماز

 نهی شده است.

 

فصل چهارم

جمع بندی و بیان قول مختار

توضیح محل نزاع

با توجه به روشن شدن محل نزاع، اکنون می توان به قضاوت پرداخت.

البته باید توجه داشت که نزاع در دو بحث است.

1.      اثبات تشریک تثنایی

قائلین به رد تشریک اثنایی، اشکال به ظهور روایت علی بن جعفر کرده اند.اگر این اشکال وارد هم باشد، با توجه به روایت جابر چاره ای نداریم

که قائل به تشریک اثنایی بشویم. اصل استدلال قائلین به جواز هم بنا بر روایت جابر است. پس خللی به اثبات تشریک اثنایی وارد نیست.

2.      شکستن نماز

ادله ی مانعین شکستن نماز، عموم نهی و روایات نهی از شکستن نماز بود.

جوابی که قائلین به جواز شکستن داده اند اخص از دلیل مانعین است :

  الف) برخی گفته اند نماز میت اصلا نماز نیست[21]. اگر قائل به این موضوع هم بشویم و بگوییم نماز میت دعا است باز هم شکستن آن منع دارد

چون دعا هم از اعمال است.پس ولو اینکه شامل نهی روایات نمی شود اما شامل عموم نهی ((لاتبطلوا اعمالکم)) می شود.

  ب) برخی دیگر هم نهی روایات را برای نماز های یومیه می دانند.[22] طبق نظر آنها هم باز عموم نهی برای نماز میت هم می باشد.

مگر اینکه کسی از باب رابطه عموم و خصوص، روایات و آیه مذکور را جمع کند و نهی ابطال اعمال را شامل غیر نماز یومیه نداند.

نکته: باید توجه داشت که تشریک اثنایی بر خلاف آنچه که در مرحله اول به ذهن می رسد در مقابل قطع کردن نماز نیست.

قول مختار

با توجه به ادله ی فصل دوم و سوم وجمع بندی فوق الذکر روشن می شود که :

روایات دلالت بر جواز تشریک اثنایی دارند.

اما در مورد شکستن نماز اختلاف است.برخی مطلق شکستن نماز را جایز می دانند اگر نماز میت را نماز بدانند قایل به جواز شکستن

می شوند اما اگر نماز ندانند یا نهی عمومی آیه را شامل نماز میت می دانند یا خیر. به حسب مبنا نظر ها مختلف است.

کسانی که مطلقا شکستن نماز را ممنوع می دانند. یا نماز میت را نماز میدانند که در این صورت شکستن آن ممنوع است، یا نماز نمی دانند که در

این صورت باید دید که عموم نهی را مشمول میشود یا خیر. در این قسمت هم بر حسب مبنا نظر ها مختلف است.

برخی که ادله منع از شکستن را مختص نماز های یومیه می دانند، یا عموم نهی را شامل نماز میت میدانند یا نمیدانند. در این قسمت هم بر حسب

 مبنا نظر ها مختلف است.

نکته: مسئله ی اصلی در این تحقیق اثبات تشریک اثنایی بود. به همین دلیل سعی شد که از محل بحث خارج نشده و وارد مسئله شکستن نماز

نشده باشیم. اما در حد اشاره پرداخته شد، لکن خود بحث مفصلی می طلبد که انشاالله در نوشتار دیگری به آن پرداخته شود.

 

فهرست منابع

1.      قرآن کریم

2.      عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشّى - كلانتر)، 10 جلد، كتابفروشى داورى، قم - ايران، اول، 1410 ه‍ ق.

3.      طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، المبسوط في فقه الإمامية، 8 جلد، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، تهران - ايران، سوم، 1387 ه‍ ق.

4.      طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، الخلاف، 6 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1407 ه‍ ق.

5.      عاملى، كركى، محقق ثانى، على بن حسين، جامع المقاصد في شرح القواعد، 13 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، دوم، 1414 ه‍ ق.

6.       بحرانى، آل عصفور، يوسف بن احمد بن ابراهيم، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، 25 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1405 ه‍ ق.

7.      عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، روض الجنان في شرح إرشاد الأذهان (ط - الحديثة)، 2 جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1402 ه‍ ق.

8.      حائرى، سيد على بن محمد طباطبايى، رياض المسائل (ط - الحديثة)، 16 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1418 ه‍ ق.

9.      بغدادى، مفيد، محمّد بن محمد بن نعمان عكبرى، المقنعة (للشيخ المفيد)، در يك جلد، كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد - رحمة الله عليه، قم - ايران، اول، 1413 ه‍ ق.

10.  خوانسارى، سيد احمد بن يوسف، جامع المدارك في شرح مختصر النافع، 7 جلد، مؤسسه اسماعيليان، قم - ايران، دوم، 1405 ه‍ ق.

11.  عاملى، سيد جواد بن محمد حسينى، مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلاّمة (ط - الحديثة)، 23 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1419 ه‍ ق.

12.  عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، البيان، در يك جلد، محقق، قم - ايران، اول، 1412 ه‍ ق.

13.  عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، الدروس الشرعية في فقه الإمامية، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1417 ه‍ ق.

14.  عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة، 4 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1419 ه‍ ق

15.  عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، غاية المراد في شرح نكت الإرشاد، 4 جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1414 ه‍ ق

16.  عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، الألفية في فقه الصلاة اليومية، در يك جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1408 ه‍ ق

17.  عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، النفلية، در يك جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1408 ه‍ ق

18.  عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، حاشية الإرشاد، 4 جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1414 ه‍ ق

19.  عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، الحاشية الأولى على الألفية، در يك جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1420 ه‍ ق

20.  عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، حاشية المختصر النافع، در يك جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1422 ه‍ ق

21.  عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، حاشية شرائع الإسلام، در يك جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1422 ه‍ ق

22.  عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، فوائد القواعد، در يك جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1419 ه‍ ق

23.  عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، الفوائد الملية لشرح الرسالة النفلية، در يك جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1420 ه‍ ق

24.  عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، 15 جلد، مؤسسة المعارف الإسلامية، قم - ايران، اول، 1413 ه‍ ق

25.  املى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، المقاصد العلية في شرح الرسالة الألفية، در يك جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1420 ه‍ ق

 

 


[1]صحاح جوهری، ج 6، ص2402

[2]معجم مقاييس اللغه، ج‏3، ص: 300

[3]صحاح چوهری ج1 ص267

1. مصطلحات الفقه؛ ص:340.مشكينى، ميرزا على، مصطلحات الفقه.و يجزي من ذلك أن يقول: اللّه أكبر أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أن محمدا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، اللّه أكبر اللّهم صل على محمد و آله محمد، اللّه أكبر اللّهمّ اغفر للمؤمنين و المؤمنات، اللّه أكبر اللّهمّ اغفر لهذا الميت، اللّه أكبر.

[5]مانند:جامع المقاصد في شرح القواعد- لوامع صاحبقرانى- البیان- الدروس الشرعية في فقه الإمامية- فوائد القواعد- مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام

[6]جواهر الکلام في شرح شرائع الإسلام- مختلف الشيعة في أحكام الشريعة- الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة- روض الجنان في شرح إرشاد الأذهان

ریاض المسائل -المقنعة - غاية المراد في شرح نكت الإرشاد- حاشیه الإرشاد- حاشية المختصر النافع- حاشية شرائع الإسلام

[7]مبسوط في فقه الإمامية- الخلاف.

[8]یعنی از ابتدا برای هر دو نیت بکند و یک نماز بخواند.

 [9]جامع المقاصد في شرح القواعد؛ ج‌1، ص: 433(منهم: الصدوق في المقنع: 21، و الفقيه 1: 103، و الشيخ في المبسوط 1: 185، و ابن إدريس في السرائر:82.)- الحدائق الناضرة في أحكام العترةالطاهرة؛ج‌10،ص: 466(ذكره الصدوقان و الشيخ و اتباعه)

10الكافي 3: 190 حديث 1، التهذيب 3: 327 حديث 1020.وسائل الشيعة، ج‌3، ص: 129‌

[17]التهذيب 3: 316 حديث 981، الاستبصار 1: 474 حديث 1838.

[18]3089- 17- «6» وَعَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ التَّكْبِيرِ عَلَىالْجِنَازَةِ- هَلْ فِيهِ شَيْ‌ءٌ مُوَقَّتٌ

فَقَالَ لَا- كَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَحَدَ عَشَرَ- وَ تِسْعاً وَ سَبْعاً وَ خَمْساً وَ سِتّاً وَ أَرْبَعاً.وسائل الشيعة؛ ج‌3، ص: 85

[19]سوره محمد(47)، آیه 33


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.