بسم الله الرحمن الرحیم

 

« السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة  »

تقدیم به جلوه ی الهی، نور الله الاعظم، المحیطة بالعرش، التحفة العظمی، کفؤ الامیر علیه السلام، بنت الرسالة، و صوت العدالة، و عدل الامامة، و الصدیقة الکبری، أم الحسنین و شفیعتنا یوم المحشر، حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها.

« و الذین جاهدوا  فینا لنهدینهم سبلنا »

شکر و سپاس خداوند منان را که قوای ظاهری و باطنی حقیر را قوت بخشید ،  و شوق تحقیق و تلاش را در ضمیر بنده گماشت.

و همچنین سپاس  فراوان از استاد عزیزم حضرت حجة الاسلام  والمسلمین قیصری و  که در به ثمر رسیدن این پژوهش  مرا  یاری نمودند.

 

چکیده:

مفهوم معانی مختلفی دارد و آنچه در علم اصول مورد بحث است مفهومی است که در برابر منطوق می باشد که عبارت است از «قضیه ای که صراحتا در کلام ذکرنشده ولازم قضیه ی مذکورمی باشد»

محل نزاع در باب مفاهیم این است که ما قضیه ای داریم که در آن حکم برای مضوع با تحقق شرط مذکور محقق می شود حال می خواهیم ببنیم که آیا با زوال شرط،حکم برای موضوع باقی است یا خیر؟

برخی مفهوم را برای جمله ی شرطیه ثابت می دانند و برخی خیر. آنهایی که ثابت می دانند از دو طریق به اثبات آن پرداخته اند:

1-  شیوه ی قدما

2- شیوه ی متأخرین

 

 

فهرست مطالب

مقدمه........................... ............. .................. ............. ... .................. ........................1

معنای لغوی.................................. ............. .................. ............. ... .................. .........2

معنای اصطلاحی.............................. ............. .................. ............. ... .................. ......2

اقسام مفهوم............................................. .................. ............. ... .................. ..........3

محل نزاع در باب مفاهیم........................................ ................... ............. ... .................3

مفهوم شرط............................................. .................. ............. ... .................. ...........4

نزاع در حجیت مفهوم........................................ .................. ............... ... .................. ..5

ایا بحث در حجیت مفاهیم کبروی است یا صغروی؟........................... .................. .............5

   نظر آیت الله فاضل......................................... .................. .............. ... .................. ...5

مفهوم در قضیه ی شرطیه....................................... .................. ........... ... ...................6

فهرست منابع.......................................... .................. ............... ... .................. .........10

 

تبیین مساله

مفهوم معانی مختلفی دارد و آنچه در علم اصول مورد بحث است مفهومی است که در برابر منطوق می باشد که عبارت است از «قضیه ای که صراحتا در کلام ذکرنشده ولازم قضیه ی مذکورمی باشد»

محل نزاع در باب مفاهیم این است که ما قضیه ای داریم که در آن حکم برای مضوع با تحقق شرط مذکور محقق می شود حال می خواهیم ببنیم که آیا با زوال شرط،حکم برای موضوع باقی است یا خیر؟

برخی مفهوم را برای جمله ی شرطیه ثابت می دانند و برخی خیر. آنهایی که ثابت می دانند از دو طریق به اثبات آن پرداخته اند:

1-  شیوه ی قدما

2- شیوه ی متأخرین

 

جایگاه شناسی

شکرایزد منان راکه بهترین خلقش جناب معظم وقدیس اعظم،صاحب سدرةالمنتهی،وواصل به ملأاعلی رابرای رساندن انسان به کرامت ابدی یعنی علم مبعوث نمود.

عالم ظلمتی بیش نبودکه ناگهان نوری درخشیدوحجاب ظلمت دریده شد،وآن نورصدیقه کبری علیها السلام بود.

یکی ازعلوم رایج دربین مسلمانان علم اصول فقه است که یکی ازمهمترین بخشهایش مبحث مفاهیم میباشد.

که آنچه انشاالله دراین رساله وجیزه بحث خواهد شد مفهوم شرط میباشد.سعی شده که دراین رساله تاحدامکان اختصاروعدم تعمق دستورکارباشد.

آنچه مارابه نگارش این رساله وادارکرد اهمیت باب مفاهیم وجایگاه رفیع آن درعلم اصول می باشد،که نمی توان آنرا انکار کرد وبه سادگی واغماض ازآن گذشت.

دراین رساله سعی شده ازکلیات وامهات بحث شودوبه نکات مهم بحث مثل:

تعریف مفهوم؟

آیامفهوم به کل قضیه اطلاق میشود یابه حکم آن؟

نزاع دراین باب صغروی است یاکبروی؟

برخی مناقشات موجوددراین مقام و... .

امیدواریم این تلاش ناچیزموردقبول درگاه الهی قرارگیردوموجب توفیقات روزافزون گردد.

 

 

مفهوم شناسی  لغوی واصطلاحی

معنای لغوی

مفهوم اسم مفعول از باب فهِم یفهَم فهماً و فَهَماً و فَهامة و فِهامة و فَهامیة و لغةً به معنای دانستن و دریافتن است.[1]

انواع مفهوم

مفهوم به چند شکل می آید:

1. معنای مدلول لفظ که از آن فهمیده می شود که در این صورت مفهوم همان مدلول خواهد شود؛ چه مدلول برای مفرد باشد، چه جمله؛ چه حقیقی باشد و چه مجازی

2. آن چه که مقابل مصداق است که مراد از آن هر معنایی است که فهمیده شود ولو مدلول لفظ نباشد. پس شامل معنای اول نیز می شود.

3. آن چه مقابل منطوق است.

معنای اصطلاحی

 محل بحث در علم اصول مفهوم بمعنای سوم است.

مثال واضح مفاهیم جمله شرطیه است،حال در جمله «إن جائک زید فأکرمه» به توضیح مفهوم و منطوق می پردازیم.

منطوق:همانگونه که از لفظش پیداست یعنی آن چه که بدان نطق شده یعنی جمله ای[2]که به آن نطق شده که در مثال فوق مجموع قضیه «إن جائک زید فأکرمه» می باشد. و در واقع منطوق هر آن چه است که قضیه فی حد ذاتها بر آن دلالت می کند.

مفهوم :در واقع پرده دیگر منطوق و به عبارتی آن روی سکه است. یعنی قضیه ای است غیر مذکور که از قضیه مذکور به خاطر ملازمه بین این دو به دست می آید. در مورد مفهوم تعریف های مختلفی ارائه شده که به چند مورد آن ها به طور خلاصه اشاره می کنیم:

حاجبی: حکم دلّ علیه اللفظ لا فی محل النطق[3]

مرحوم مظفر (در مقدمات بحث): ما لم یکن اللفظ حاملاً له، دالاً علیه بالمطابقة ولکن یدل علیه باعتبار لازماً لمفاد الجملة بنحو اللزوم البین بالمعنی الأخص.[4]

 

مقدمه

العلم منیرالعقل ومحیی النفس وممیت الجهل

شکرایزد منان راکه بهترین خلقش جناب معظم وقدیس اعظم،صاحب سدرةالمنتهی،وواصل به ملأاعلی رابرای رساندن انسان به کرامت ابدی یعنی علم مبعوث نمود.

عالم ظلمتی بیش نبودکه ناگهان نوری درخشیدوحجاب ظلمت دریده شد،وآن نورصدیقه کبری علیها السلام بود.

یکی ازعلوم رایج دربین مسلمانان علم اصول فقه است که یکی ازمهمترین بخشهایش مبحث مفاهیم میباشد.

که آنچه انشاالله دراین رساله وجیزه بحث خواهد شد مفهوم شرط میباشد.سعی شده که دراین رساله تاحدامکان اختصاروعدم تعمق دستورکارباشد.

آنچه مارابه نگارش این رساله وادارکرد اهمیت باب مفاهیم وجایگاه رفیع آن درعلم اصول می باشد،که نمی توان آنرا انکار کرد وبه سادگی واغماض ازآن گذشت.

دراین رساله سعی شده ازکلیات وامهات بحث شودوبه نکات مهم بحث مثل:

تعریف مفهوم؟

آیامفهوم به کل قضیه اطلاق میشود یابه حکم آن؟

نزاع دراین باب صغروی است یاکبروی؟

برخی مناقشات موجوددراین مقام و... .

امیدواریم این تلاش ناچیزموردقبول درگاه الهی قرارگیردوموجب توفیقات روزافزون گردد.

 

معنای لغوی

مفهوم اسم مفعول از باب فهِم یفهَم فهماً و فَهَماً و فَهامة و فِهامة و فَهامیة و لغةً به معنای دانستن و دریافتن است.[1]

انواع مفهوم

مفهوم به چند شکل می آید:

1. معنای مدلول لفظ که از آن فهمیده می شود که در این صورت مفهوم همان مدلول خواهد شود؛ چه مدلول برای مفرد باشد، چه جمله؛ چه حقیقی باشد و چه مجازی

2. آن چه که مقابل مصداق است که مراد از آن هر معنایی است که فهمیده شود ولو مدلول لفظ نباشد. پس شامل معنای اول نیز می شود.

3. آن چه مقابل منطوق است.

معنای اصطلاحی

 محل بحث در علم اصول مفهوم بمعنای سوم است.

مثال واضح مفاهیم جمله شرطیه است،حال در جمله «إن جائک زید فأکرمه» به توضیح مفهوم و منطوق می پردازیم.

منطوق:همانگونه که از لفظش پیداست یعنی آن چه که بدان نطق شده یعنی جمله ای[2] که به آن نطق شده که در مثال فوق مجموع قضیه «إن جائک زید فأکرمه» می باشد. و در واقع منطوق هر آن چه است که قضیه فی حد ذاتها بر آن دلالت می کند.

مفهوم :در واقع پرده دیگر منطوق و به عبارتی آن روی سکه است. یعنی قضیه ای است غیر مذکور که از قضیه مذکور به خاطر ملازمه بین این دو به دست می آید. در مورد مفهوم تعریف های مختلفی ارائه شده که به چند مورد آن ها به طور خلاصه اشاره می کنیم:

حاجبی: حکم دلّ علیه اللفظ لا فی محل النطق[3]

مرحوم مظفر (در مقدمات بحث): ما لم یکن اللفظ حاملاً له، دالاً علیه بالمطابقة ولکن یدل علیه باعتبار لازماً لمفاد الجملة بنحو اللزوم البین بالمعنی الأخص.[4]

 

اقسام مفهوم

مفاهیم درتقسیمی به دودسته تقسیم میشوند:

1.مفهوم موافق

2.مفهوم مخالف

مفهوم موافق

 

به مفهومی گویندکه درآن مفهوم ومنطوق درسنخ حکم باهم موافق هستند.

توضیح مطلب اینکه مثلادرآیه شریفه(فلا تقل لهما اف) حکم در منطوق که عبارت است ازنهی ازگفتن (اف) باحکم درمفهوم یعنی نهی از دشنام دادن یاکتک زدن،ازلحاظ سنخی که دراینجا سالبه بودن است موافق میباشد.

مفهوم مخالف

ازتوضیحاتی که درموردمفهوم موافق گفته شدمفهوم مخالفت نیزروشن میشود.یعنی مرادازمفهوم مخالف مفهومی است که ازلحاظ سنخ حکم با حکم منطوق مخالف باشدمثلایکی سالبه ودیگری موجبه باشدیابالعکس.

 

محل نزاع درباب مفاهیم

اگرقضیه ای دارای مفهوم موافق باشد نزاعی درحجیت چنین مفهومی نیست چون ازباب اولویت است،

بلکه محل نزاع درمفهوم مخالف میباشد .

لازم به ذکراست که مفهوم مخالف  شش مورداست:

1.         مفهوم شرط

2.         مفهوم وصف

3.         مفهوم غایت

4.         مفهوم حصر

5.         مفهوم عدد

6.         مفهوم لقب

آنچه انشاالله دراین رساله بحث خواهدشد. مورداول یعنی مفهوم شرط است.

 

مفهوم شرط

جملات شرطیه از دو رکن اساسی یعنی مقدم و تالی بین آن ها تشکیل می شوند. مثلاً در جمله «إن جاءک زید فأکرمه»،مجیء، مقدم و اکرام، تالی و زید موضوع قضیه می باشد که در چنین جملاتی تالی معلق بر شرط است.

شرط در جملات شرطیه به دو گونه می آید:

1. برای تحقق موضوع و سوق آن

توضیح مطلب این که در مثال «إن رزقت ولداً فأختنه» تحقق موضوع که «ولد» باشد منوط به تحقق شرط است. در چنین جملاتی گویند شرط برای تحقق موضوع آمده یا شرط مسوق موضوع است.

 

2. برای تحقق و سوق موضوع نیامده

مثلاً در قضیه «إن جائک زید فأکرمه» شرط که مجیئ زید است، برای تحقق و سوق موضوع که زید باشد، نیامده؛ بکله زید موجود است ولو شرط محقق نشود.

حال باید دید که محل نزاع در باب مفهوم شرط کدامیک از این دو قسم است. قبل از آن مقدمه کوتاهی ذکر می کنیم. باید گفت که نزاع در باب مفهوم شرط این است که در جمله منطوقیه برای تحقق حکم برای موضوع شرطی گذاشته شده، حال در جمله مفهومیه می خواهیم ببینیم آیا اگر این شرط برداشته شود حکم همچنان باقیست یا خیر؟

با توجه به آن چه گفته شد فهمیده می شود که محل نزاع در این باب مورد دوم است.

تقریر بحث چنین است:

در مورد اول شرط برای  سوق موضوع آمده؛ یعنی اگر شرط نباشد، موضوع هم نیست و به بیانی دیگر با زوال شرط موضوع نیز زوال پیدا می کند و با توجه به آن چه گفته شد، محل نزاع در باب مفهوم شرط این است که آیا با زوال شرط حکم هم چنان برای موضوع باقیست یا خیر؟پس نوع اول نمی تواند محل نزاع باشد، چون در آن با زوال شرط موضوع از بین می رود و دیگر موضوعی نداریم تا بگوییم آیا حکم برای آن ثابت است یا خیر؟

اما نوع دوم می تواند محل نزاع باشد؛ چون در آن با زوال شرط،موضوع زوال پیدا نمی کند؛ بلکه هم چنان باقیست.

 

نزاع در حجیت مفهوم

شکی نیست که اگر کلام دارای مفهوم باشد، آن مفهوم حجت است. زیرا لازم بین بالمعنی الأخص منطوق است و هم چنین ظواهر حجتند.

حال جای این سؤال است که اگر چنین است چه معنایی دارد که گوییم نزاع در حجیت، و معنای این نزاع در مورد چیست؟

آیا بحث در حجیت مفاهیم کبروی است یا صغروی؟

برای روشن شدن این مطلب لازم است مقدمه کوتاهی ذکر شود که مفصل آن در بحث های آینده ان شاء الله خواهد آمد.

قدمای از اصولیین رضوان الله تعالی علیهم معتقد بودند که دلالت منطوق بر مفهوم از باب ملازمه نیست؛ بلکه از این باب است که متکلم عاقل مختاری در کلامش قیدی آورده و اصل این است که قیود و خصوصیات کلام برای هدفی آورده شده اند به همین خاطر وقتی آن ها را در کلام به کار می برند حاکی از این است که این قیود و خصوصیات در حکم دخل و نقش دارند. به همین خاطر اگر حذف شوند دیگر تالی ما محقق نخواهد شد و این همان مفهوم است که مورد بحث ماست.

اما متأخرین رابطه بین مفهوم و منطوق را از نوع علیت و علت و معلولی می دانند.

به همین خاطر وجود مفهوم در نزد قدما شیئی ثابت است. چون آن ها گویند که هر فعلی و خصوصیات آن برای هدفی آورده شده اند، در نتیجه نزاع نزد آنان کبروی می باشد.

حضرت امام رحمة الله علیه نیز به کبروی بودن نزاع در بخشی نزد قدما اذعان دارند.[5] اما نزاع نزد متأخرین صغروی است چون آن ها رابطه را از نوع علیت می دانند. حال باید بیایند این رابطه را ثابت کنند. پس نزاع نزد آن ها صغروی می باشد.

نظر مرحوم فاضل رحمه الله

مرحوم فاضل رحمة الله تعالی علیه مفصلاً به شرح و بسط این موضوع پرداخته اند و ما به آن متعرض نمی شویم. چون از هدف خود که اختصار است خارج می شویم. برای اطلاع از کم و کیف بحث رجوع شود به تقریرات درس خارج ایشان.[6] اما نتیجه استدلالات ایشان این می باشد که نزاع نزد هر دو صغروی است.

 

 

مفهوم در قضیه ی شرطیه

گفته شد که در اینکه قضیه ی شرطیه دارای مفهوم است یا خیر اختلاف است.

اما آنهایی که وجود مفهوم برای قضیه ی شرطیه را قائلند به دو روش آن را اثبات می کنند:

1.      شیوه ی قدما

2.      شیوه ی متأخرین

·        شیوه ی قدما:

قدمای از علمای ما رضوان الله تعالی علیهم استفاده مفهوم از منطوق را اینچنین توضیح داده اند:

اگر عاقلی اختیارا در کلام یا فعلش خصوصیت یا قیدی بیاورد عقلاء بنا را بر این می گذارند که فعل یا خصوصیت صادر شده از وی برای هدف و غرضی بوده و بیهوده و گزاف نبوده است الا اینکه قرینه ای بر آن باشد. پس این خصوصیت حتما در حکم او نقش داشته است و جایگاه تأثیری خود را داشته؛ مثلا وقتی مولا به عبدش می گوید «ان جائک زید فاکرمه» حتما «مجیء زید» در «اکرام او» نقش داشته است والا چرا باید آورده شود.

این بود خلاصه ی استدلال قدما، اما سید مرتضی رحمه الله تعالی در الذریعة از استدلال آنها پاسخ داده و می فرمایند تأثیر شرط فقط تعلیق حکم است... [7].

·        شیوه ی متأخرین:

متأخرین بر خلاف قدما ثبوت مفهوم را از باب تلازم می دانند و می گویند بین مفهوم و منطوق تلازم از نوع بیّن بالمعنی الاخص وجود دارد.

آنها برای اینکه قضیه ای دارای مفهوم باشد سه خصوصیت را شرط دانسته اند و می گویند جمله ی شرطیه چون دارای این سه شرط باشد دارای مفهوم خواهد بود:

1.      ملازمه ی بین مقدم و تالی

2.      تالی معلق بر مقدم و مترتب بر آن باشد.

3.      انحصار سببیت در مقدم

§        سوال اول: حال جای این سوال است که چرا جمله ی شرطیه برای اینکه بخواهد مفهوم داشته باشد به این سه شرط مفتقر است؟

پاسخ: جواب واضح است چون اگر رابطه اتفاقیه باشد ممکن است در خیلی از فرض ها رابطه مفهومیه صحیح نباشد؛ یعنی ثبوت حکم برای موضوع ربطی به مقدم نداشته باشد.

اما اینکه چرا باید مقدمه سبب تالی باشد علت این است که اگر بین آنها رابطه ی سببیت نباشد از محل نزاع ما خارج است چون مقدم هیچ تأثیری[8] بر تالی در منطوق نداشته تا با از بین رفتنش در مفهوم حکم بخواهد از موضوع برداشته شود.

امارابطه سوم بخاطراینست که اگرشرط علت منحصره جزاءنباشد لزومی ندارد که با ازبین رفتنش  حکم بخواهددرمفهوم ازموضوع برداشته شود.

سوال دوم این است که چه دلیلی بر اثبات این سه رابطه برای جمله شرطیه وجود دارد؟

پاسخ:

o       دلیل رابطه اول:

مرحوم مظفر می فرمایند ظاهر این است که علقه ی لزومیه بین طرفین به وضع است به حکم تبادر[9].

سوالی که در اینجا پیش می آید این است که وقتی می گوییم علقه به وضع است آیا وضع حروف و ادات شرط مراد است یا هیئت ترکیبیه قضیه ی شرطیه؟

برخی مانند صاحب هدایة المسترشدین[10] و شیخ اعظم انصاری در مطارح[11] فرموده اند که ادات شرط برای این مهم وضع شده اند؛ ممکن است کسی اشکال کند و بگوید ادات شرط چنین نیستند بلکه هیئت ترکیبیه است که بر این امر دلالت دارد و برای آن وضع شده است.

مرحوم مظفر به این امر واقف بوده و می فرمانید:

... فالظاهر انه بالوضع بحکم التبادر ولکن لابوضع خصوص ادوات الشرط حتی ینکر وضعها لذلک بل بوضع الهیئة الترکیبیة للجملة الشرطیه بمجموعها[12]

مرحوم شهید صدر نیز پس از اینکه نظر اول را به عنوان نظر معروف بیان می کند به گونه ای آنرا رد      می کنند و سخن مرحوم محقق اصفهانی را نقل میفرمایند که « هیئت ترکیبیة باعث چنین رابطه ای شده نه ادات شرط»[13].

o       دلیل رابطه ی دوم:

دلیل بر این رابطه نیز وضع می باشد به حکم تبادر؛ چون وقتی ما قضیه ی شرطیه ای را می بینیم آنچه در بدو امر متبادر ذهنمان است این است که شرط علت جزاء است و با فرض تحقق شرط جزاء نیز محقق خواهد شد و به عبارتی اگر شرط بیاید جزاء نیز لابد می آید.[14]

o       دلیل رابطه ی سوم:

برای اثبات رابطه ی سوم شیوه های مختلفی بیان شده و هرکه به طریقی خواسته آن را اثبات کند.

مرحوم مظفر اطلاق را عامل می داند با این بیان که اگر شرط دیگری در جزاء نقش داشت باید آورده می شد حال یا به عطف «أو» یا «و» چون ترتب جزاء بر شرط ظهور در این دارد که شرط بعنوانه مستقلا باعث تعلیق جزاست پس اگر جزاء به صورت مطلق بر شرط معلق شود از آن کشف می شود که شرط منحصر در شرط مذکور است و شرط دیگری وجود ندارد.[15]

جناب آقای سبحانی دام ظلّه نیز پس از ذکر سه مورد یعنی وضع، انصراف و اطلاق دو مورد اول را رد می کنند و راه سوم را قبول می نمایند البته با تفصیلی که در آنجا آورده شده است.[16]

مرحوم فاضل رضوان الله تعالی علیه به طور بسیار مفصل ادله را ذکر می نمایند که عبارتند از:

1.      تبادر

2.      انحصار

3.      اطلاق ادات شرط و جریان مقدمات حکمت در مورد آن

4.      اطلاق ادات شرط و جریان مقدمات حکمت در مورد آن

5.      اطلاق شرط و جریان مقدمات حکمت در مورد آن به بیانی دیگر

6.      اطلاق جزاء و جریان مقدمات حکمت در مورد آن

ایشان سپس به تفصیل هریک از این موارد شش گانه را با استدلال های خویش و در جایی با استناد به قول مرحوم آخوند، رد می کنند و در نهایت می فرمایند: «از آنچه گفته شد معلوم گردید که طریق متأخرین برای اثبات مفهوم جمله ی شرطیه ناتمام است و ما راهی رابرای اثبات علیت منحصره نداریم.»

البته لازم به ذکر است که ایشان طریق قدما را نیز رد می نمایند.

تا به اینجا به پایان رسید آن چه مورد نظر بود از این رساله وجیزه از اختصار و عدم تعمّق در مطالب.

وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

 

 

فهرست منابع

1-    جعفر،سبحانی،الموجز،موسسه امام صادق علیه السلام،چاب15،قم،1432ق

2-    ملکی اصفهانی ،محمودوسعید،اصول فقه شیعه،مرکزفقهی ادمه اطهارعلیهم السلام،چاب اول،قم،1381ش

3-    محمدرضا،مظفر،اصول فقه،بوستان کتاب،چاب ششم،قم،1387

4-    قانصو، محمود، المقدمات و التنبیهات، دار المورخ العربی، چاپ اول، بیروت، 1418 ق

5-    سید محمد باقر، صدر، دروس فی علم الاصول، مؤسسه ی نشر اسلامی، چاپ ششم، قم، 1421 ق

6-    جعفر، سبحانی، الوسیط، مؤسسه ی امام صادق علیه السلام، چاپ چهارم، قم، 1430ق

7-    حسن بن زین الدین، معالم الدین (شرح ایت الله اعتمادی)، مصطفوی، بی نا، قم، 1377ش

 

 


[1]. فرهنگ جامع نوین، 1530.

[2]. توجه شود که گفته شد «جمله» برای خارج کردن مفردات.

[3]. اصول الفقه نقلاً عن الحاجبی، 121.

[4]. اصول الفقه، 121.

[5]. تهذیب الاصول، 97.

[6]. اصول فقه شیعه، ج6، ص25.

[7]الذریعة، ج1، ص406-در معالم نیز نزاعی بین سید و صاحب معالم وجود دارد.(ص99-98)

[8]مراد تاثیر علی است.

[9]اصول الفقه، ص126

[10]هدایة المسترشدین، ص282

[11]مطارح الانظار، ص170

[12]اصول الفقه، ص126

[13]دروس فی علم الاصول، ج1، ص250

[14]اصول فقه، ص126

[15]همان، ص127

[16]الموجز،ص83و84

[1]. فرهنگ جامع نوین، 1530.

[2]. توجه شود که گفته شد «جمله» برای خارج کردن مفردات.

[3]. اصول الفقه نقلاً عن الحاجبی، 121.

[4]. اصول الفقه، 121.

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.