بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیشگفتار

الحمد لله الرب العالمین

از تمام عزیزانی که بنده را در تهیه و تکمیل این تحقیق یاری نمودند به خصوص استاد آذربایجانی و حاج آقا اسلامی متشکرم.

 

چکیده:

در دانش صرف، اسم به اعتبارات مختلفی تقسیم می شود، یکی از این  تقسیمات ، تقسیم اسم به مصدر و غیر مصدر است. مصدر اسمی که به معنای قائم به غیر خود که از آن اسم صادر می شود دلالت می کند و غیرمصدر، هر اسمی که مصدر نباشد را شامل می شود در ذیل بحث مصدر، اسم مصدر نیز مورد توجّه قرار می گیرد. روشن شدن مفهوم اصلی مصدر و اسم مصدر و به دنبال آن تفاوت این دو کمک بزرگی در ساخت و ترجمه کلمات خواهد کرد، به خصوص مشکلاتی که گاهی به دلیل عدم تمایزآنها پیش می آید.

و در این پژوهش سعی شده که از کتب صرفی و نحوی معتبر و متفاوتی برای تعاریف استفاده شود.تعاریف متفاوتی ارائه شده و ذیل هر تعریف به تحلیل آن پرداخته شده و نتیجه حاصل شده که در کتب مختلف صرفی نحوی و لغوی برای مصدر یک تعریف مشترک بیان شده است ولی برای اسم مصدر وتفاوت آن با مصدر نظرات مختلفی وجود داشت که از خلط اصطلاح ها در علوم ادبی به وجود آمده بود وبعد از بررسی نظرات و حلیل آن ها این نتیجه حاصل شد که:

در مواردی که اسم معنی با لحاظ کردن انتساب به غیر لحاظ میشود(یعنی جنبه صدورش از غیر یا اتصاف غیر به آن مد نظر باشد) از لفظی که به آن دلالت میکند ،تعبیر به مصدر میکنند.

اما اگر این انتساب را لحاظ نکردیم،بلکه اسم معنی را به تنهایی و مستقلا لحاظ نموده ایم ،در این حالت از لفظی که بر آن دلالت میکند ،به اسم مصدر تعبیر میکنند.یعنی اسم مصدر لفظی است که دلالت میکند بر همان معنی مصدر اما به نحو اسمی نه به نحو صفتی و فعلی.

 

فهرست

مقدمه..........................................................................................................................................7

·        تبیین مسئله........................................................................................7

·        ثمره مسئله.........................................................................................7

·        جایگاه بحث.........................................................................................7

بخش اول:  تعاریف مصدر....................................................................................................................8

·        صرف جامع کاربردی.................................................................................10

·        صرف متوسطه......................................................................................10

·        صرف کاربردی.......................................................................................11

·        صرف روان...........................................................................................11

·        صرف ساده.........................................................................................11

·        نحو وافی............................................................................................12

·        موسوعه.............................................................................................12

·        سلسبیل............................................................................................12

·        مبادی العربیه.......................................................................................12

بخش دوم:تعاریف اسم مصدر..............................................................................................................13

·        صرف جامع کاربردی...............................................................................14

·        مبادی العربیه.......................................................................................14

·        صرف متوسطه.....................................................................................15

·        صرف کاربردی......................................................................................15

·        صرف ساده.........................................................................................15

·        علوم العربیه........................................................................................15

·        نحو وافی...........................................................................................15

تفاوتهای مصدر و اسم مصدر.............................................................................................................19

بخش پنجم:جمع بندی....................................................................................................................22

فهرست منابع..............................................................................................................................24

 

مقدمه

تبیین مسئله:

آیا مصدر و اسم مصدر تفاوت دارند؟

موضوع:مصدر و اسم مصدر

محمول:تفاوت داشتن

نسبت حکمی:وجود یا عدم وجود تفاوت

ثمره مسئله:

در پژوهش حاضر از تفاوتهای موجود بین مصدر و اسم مصدر به عمل آمده است.

مصدر یکی از مباحث اصلی در ادبیّات عرب است. شناخت و تفکیک آن از اسم مصدر می تواند کمک زیادی به ما در ساخت و ترجمه دقیق کلمات بنماید.

در این پژوهش بعداز بررسی نظرات موجود در کتب مختلف، برخی از نظرات انتخاب شد و به بررسی و توضیح آنها پرداخته شده است و نهایتا نتیجه گیری و تحلیلی از نظرات ارائه شده است.

جایگاه مسئله:

از مصدر در کتب ادبیاتی صرف در اول بخش اسم و به صورت کلی در بخش اسماء مشتق و از عمل آن در نحو بخش اسماء عامله بحث میشود.

اسم مصدر در معاجم لغوی بعد از ذکر فعل یا مصدر یا وصف می آید

 

بخش اول;                     

تعاریف مصدر

صرف جامع کاربردی:

مصدر اصلی:مصدر اسمی است که دلالت بر حدث داشته باشد و حدث عبارت است از هر معنایی که قائم به غیر باشد خواه از آن غیر صادر گردیده باشد مانند اکل،شرب،ضرب،نوم ویا اینکه از او صادر نشده باشد،بلکه قائم به فاعل باشد مانند طول،قصر

مصدر از اسماء مبهم است و دلالت بر کثیر وقلیل دارد به عنوان مثال لفظ اکل به معنای خوردن مصدر است و بر کم وزیاد آن صدق میکند.

در وجه تسمیه مصدر گفته شده است که چون افعال از آن صادر میشود آن را مصدر نامیده اند و مصدر ثلاثی دارای اوزان بسیاری است.1

صرف متوسطه:

مصدر اسمی است که بر واقع شدن کاری یا پدید آمدن حالتی دلالت میکند مانند ضرب:زدن،کتابه:نوشتن،حسن:نیکو بودن

علامت مصدر در فارسی معمولا(دن)،(تن)میباشد به طوری که اگر نون آن حذف شودصیغه سوم شخص ماضی به دست می آید زدن:زد نوشتن:نوشت­­2[1]

صرف کاربردی:

مصدر برای بیان حدوث فعلی است که به فاعلی منسوب باشد چون:دانستن،گفتن،دیدن و علامت اش آن است که در آخرش(تن)(دن) باشد به شرطی که هرگاه نون را از آن بردارند  فعل ماضی باقی بماند مانند خوستن،رفتن،نهادن که بعد از حذف نون خواست،رفت،نهاد که سوم شص ماضی مفرد است باقی میماند.سعدی میفرماید:خشم گرفتن بیش از حد وحشت آورد و لطف فرمودن بی وقت هیبت ببرد(گلستان)3

صرف روان:

مصدر کلمهای است که بر داشتن حالتی دلالت میکند و زمان را نمی فهماند.انجام دادن کاری مانند کلمه(ذکر) یعنی یاد آوری کردن (الا بذکرالله تطمئن القلوب) و داشتن حالت مانند (حسن) یعنی خوب بودن.علامت مصدر به آن است که در  ترجمه فارسی،آخرش (تن)(دن) بیاید مانند ذهاب:رفتن مشروط بر آن که اگر نون حذف شود به ماضی تبدیل میشود رفتن:رفت طبق این شرط (متواضع) و (عنق):فروتن و گردن مصدر نیستند زیرا با برداشتن نون به ماضی تبدیل نمیشوند بعضی مصدرها بون فعل اند چنان که بعضی مصدرها از غیر فعلشان می باشد.4[2]

صرف ساده:

مصدر اسمی است که بر حدث دلالت دارد و از آن فعل مشتق میشود مثل زدن و اسم های غیر این را غیر مصدر مینامند و از آنها به عنوان غیر مصدر بحث نمیشود چون از جهت اینکه غیر مصدراند حکمی ندارند پس مصدر اصلی است یا میمی است و یا صناعی5

-اشکال این تعریف آن است که فقط جنبه معنا مد نظر بود و لفظا هیچ قیدی ذکر نشد.

نحو وافی:

مصدر اسمی است که غالباً بر معنا مجرد دلالت می کند و به میم زایده شروع و یاء مشدده که بعدش تاء تانیث مربوطه می آید ختم نمیشود و همچنین شامل  همه حروف  اصلی و زایدی است که فعل ماضی آن دارد مثل علم فهم تقدم .6

موسوعه:

لفظی است که بر حدث مجرد از زمان که شامل همه حروف فعلش میشود و لفظی مثل (علم علما) وتقدیری مثل (قاتل قتالا) ، یا عوض آنچه حذف شده مثل (وعد عده)7

سلسبیل:

مصدر اسمی است که بر حدث مجرد دلالت دارد لذا گفته شده است:اسمی که غالبا بر حدث مجردی دلالت دارد که شامل حروف اصلی و زائد فعل ماضی اش میباشد8

مبادی العربیه:

مصدر آن است که بر حالتی یا حدثی بدون زمان دلالت دارد9[3]

نتیجه گیری:

پس از بررسی این تعاریف در کتب مختلف به این نتیجه میرسیم که قیودی که در تعاریف آمده نهایتا به یک تعریف واحدی اشاره دارند و همه آن ها یک مفهوم را میرسانند که همان (اسمی که بر حدث مجرد از زمان دلالت میکند)

 

بخش دوم;

تعاریف اسم مصدر

در تعاریف اسم مصدر دو قول وجود دارد که نشات گرفته از خلط اصطلاحی است یک اصطلاح در علم لغت و دیگری اصطلاح صرفی آن است که این دو تعریف با هم متفاوت اند.

تعاریف طبق اصطاح صرفی:

صرف جامع کاربردی:

اسم مصدر کلمه ای است که هم معنای مصدر است ولی از آنجا که بعضی از حروف اصلی فعل خود را ندارد نمیتوان آن را مصدر نامید بلکه اسم مصدر نامیده میشود مانند عطا که هم معنای اعطاء است لکن همزه فعل خود یعنی اعطی را ندارد و جایگزینی هم برای آن نیامده است بر خلاف عده که مصدر است زیرا تاء جایگزین واو محذوف استبنابر این اسم مصدر باید کمتر از فعل خود باشد و جایگزینی برای آن نیامده باشد.از واضح ترین اسماء مصدر مواردی است که بر معنای مجرد دلالت داشته باشد لکن فعلی از لفظ خود ندارد مانند قهقری به معنای نوعی از رجوع که فعلی از لفظ خود ندارد.10[4]

•در این تعریف هیچ تفاوت معنایی بین مصدر و اسم مصدر قائل نشده و آن دو را هم معنا تعریف کرده اند و این تعریف بنا به توضیحاتی که در مورد تفاوت معنایی بین مصدر و اسم مصدر در جمع بندی آمده رد میشود و اشکال اساسی دارد از آنجا که تمام تغییرات لفظی و حرفی عرب (غیر از مقدار بسیار قلیلی)همراه با تفاوت معنوی است.

مبادی العربیه:

اسمی است که بر معنی مصدر دلالت دارد و حروف آن به صورت لفظی یا تقدیری از حروف فعلش کمتر است11.

 

تعاریف طبق اصطلاح لغوی:

صرف متوسطه:

اسمی است که بر حاصل و نتیجه مصدر دلالت میکند.با این توضیح که اگر نظر به انتساب فعل به فاعل باشد به آن مصدر گویند و اگر نظر به خود فعل باشد بدون در نظر گرفتن انتساب به فاعل آن را اسم مصدر نامند مانند مصدرمحبه(دوست داشتن)-اسم مصدرحب(دوستی)12[5]

علوم العربیه:

اسم مصدر اسمی است که برای رساندن معنای فعل بدون توجه به فاعل افاده معنی حدوث میکند13

صرف کاربردی:

اسم مصدر بر حدث دلالت داردو تمام حروف فعلش را دارا نیست و به اصطلاح غیر جاری به فعلش می باشد مثل غسل که اسم مصدر برای اغتسل است و تمام حروف اغتسل را ندارد.به خلاف مصدر که حروف آن،حروف فعلش می باشد.13

•این اشکال بر این تعریف وارد است که وجه تمایز معنوی آن را با مصدر مشخص نکرده است.

صرف روان:اسمی که به حاصل معنی و نتیجه مصدر دلالت میکندمانند غسل کردن،دوست داشتن14

صرفساده:اسم مصدر اثر حاصل و نتیجه مصدر است بدون اعتبار صدور و نسبت آن به فاعل15.

نحو وافی:

اسم مصدر در دلالت بر معنا با مصدر مساوی نیست و با آن در حروف فعلش به صورت لفظی و تقدیری متفاوت است17[6].

 

بخش سوم;

تفاوتهای مصدر و اسم مصدر

برخی کتب مانند صرف ساده و صرف متوسطه و علوم العربیه و...قیدی در تفاوت لفظی نزدند و این یکی از اشکالات وارده بر آنها بود که اگر هم قائل به تفاوت لفظی بین مصدر و اسم مصدر نبودند باید به آن تصریح کرده و توجه میدادند و کتابهایی چون نحو وافی و موسوعه و صرف جامع کاربردی و...تفاوتهای لفظی ای بیان کرده بودند که جمع بندی آن عبارت است از:

مصدر به میم زایده شروع و یاء مشدده که بعدش تاء تانیث مربوطه می آید ختم نمیشود و همچنین شامل  همه حروف  اصلی و زایدی است که فعل ماضی آن دارد مثل علم فهم تقدم

اسم مصدر کلمه ای است که بعضی از حروف اصلی فعل خود را ندارد و نمیتوان آن را مصدر نامید بلکه اسم مصدر نامیده میشود مانند عطا که هم معنای اعطاء است لکن همزه فعل خود یعنی اعطی را ندارد و جایگزینی هم برای آن نیامده است بر خلاف عده که مصدر است زیرا تاء جایگزین واو محذوف استبنابر این اسم مصدر باید کمتر از فعل خود باشد و جایگزینی برای آن نیامده باشد.از واضح ترین اسماء مصدر مواردی است که بر معنای مجرد دلالت داشته باشد لکن فعلی از لفظ خود ندارد مانند قهقری به معنای نوعی از رجوع که فعلی از لفظ خود ندارد.

در تعاریف مصدر به صورت عمومی یک نظر وجود دارد:

مصدر اسمی است که به حدث یا معنایی که قائم به غیر باشد بدون زمان دلالت کند و دارای تمام حروف فعلش هست.

ولی در تعاریف اسم مصدر دو قول وجود دارد و آن نشات گرفته از تفاوت اصطلاح ها در علوم مختلف است یکی از نظرات مربوط به علم لغت است و و آن دلالت بر حاصل و نتیجه حدث دارد و ممکن است برای موضوع علیه معنای مصدر و حاصل مصدر یک لغت وضع شده باشد. بررسی اینکه کدام معنا اراده شده ( معنای مصدر یا حاصل مصدر در اینجا) برعهده علم لغت است و در علم فقه و اصول نیز با این معنا به کار برده شده.

و اصطلاح دیگر در صرف است که گفته شده در دلالت بر معنا مساوی با مصدر است و تنها از جنبه حروف با هم تفاوت دارند.

در بخش اول کتب نحوی و اسم کتب صرفی با اسم ذات آشنا شده ایم اسماء ذات مانند میز،چراغ،سطل،شیر...اسماء ذات تنها یک حیثیت دارند،زیرا در آنها نسبت به غیر وجود ندارد.

اما اسم های معنی مانند گفتن،چرخیدن،پریدن،...و دو حیثیت دارند.یک حیثیت،حیثیت خودشان است که خودشان موجود ومفهومی هستند مثل دیگر مغاهیم موجود در عالم مثل درخت وآهو. و حیثیت دومشان انتساب و ارتباط اینها به غیر خودشان  و توصیف آن است.

به عنوان مثال وقتی گوینده لفظ زدن را بکاربرد،ذهن مخاط به دنبال کسی که عمل زدن از او سر زده و کسی که عمل زدن بر او واقع شده میگردد،زیرا انتساب به غیر در آن نهفته است.

همان گونه که اسم معنی دو حیثیت و دو لحاظ دارد،در عالم مفهوم هم به دو گونه قابل لحاظ کردن است:

1)مستقل

2)با لحاظ کردن انتساب به غیر.

در مواردی که اسم معنی با لحاظ کردن انتساب به غیر لحاظ میشود(یعنی جنبه صدورش از غیر یا اتصاف غیر به آن مد نظر باشد) از لفظی که به آن دلالت میکند ،تعبیر به مصدر میکنند.

بنابراین این که میگویند مصدر دال بر حدث است ،یعنی آن حالت حدوث و به وجود آمدن (شدن) توسط غیر(قیام به غیر) ،در آن نهفته است.

و به همین خاطر علمای نحو میگویند مصدر به خاطر شباهتش به فعل عمل میکند.یعنی همانطور که در فعل ،حدثی از فاعل صادر میشود و قیام به فاعل دارد،در مصدر هم اجمالا همین حالت لحاظ میشود و لذا فاعل ومفعول میگیرد.البته این انتساب در فعل به نحو نسبت تامه و جزء لا ینفک و در مصدر به نحو نسبت ناقصه لحاظ میشود.

اما اگر این انتساب را لحاظ نکردیم،بلکه اسم معنی را به تنهایی و مستقلا لحاظ نموده ایم ،در این حالت از لفظی که بر آن دلالت میکند ،به اسم مصدر تعبیر میکنند.یعنی اسم مصدر لفظی است که دلالت میکند بر همان معنی مصدر اما به نحو اسمی نه به نحو صفتی و فعلی.

یعنی همان اسم معنی را به صورت یک اسم مانند بقیه اسمها همچون میز،چراغ،سطل،شیر...لحاظ میکنیم نه به صورت صفتی و فعلی که نسبت به غیر،در آن وجود دارد.

نثلا در پریدن،خوردن گرفتن،ادراک کردن،فهمیدن و...،حالت انتساب به غیر وجود دارد.از این رو وقتی گوینده لفظ پریدن را به کار میبرد ،ذهن مخاطب معمولا شخصی را که عمل پریدن از او صادر شده است،یعنی_به قول نحوی ها_ذهن مخاطب به دلالت التزامی فاعلٌ مایی را برای آن تصور میکند.

وقتی متکلم بگوید:ادراک کردن،عادتا ذهن مخاطب چنین میسازد:ادراک کردن کسی چیزی را.یعنی ذهن مخاطب هم فاعل ما هم مفعول مایی را برای آن تصور میکند،یعنی دو انتساب برای آن لحاظ میکند،یکی به نحو صدوری و دیگری به نحو وقوعی.

اما اگر بخواهیم ذهن مخاطب را از این انتساب منصرف کنیم و تمام توجه او را متمرکز به خود حدث کنیم(یعنی مخاطب به جنبه صدور از غیر یا وقوع بر غیر توجه نکند) ،از اسم مصدر همچون ادراک،فهم،پرسش استفاده میکنیم.

نتیجه این تفاوت معنایی در زبان عربی این است که مصدر به طور طبیعی،اقتضای عمل دارد.زیرا انتساب به فاعل و مفعول در آن وجود دارد ،اما اسم مصدر عمل در فاعل و مفعول ندارد.گرچه اسم مصدر میتواند در ظرف عمل کند.نه تنها اسم مصدر بلکه بسیاری از جوامد توانایی انتساب به ظرف را دارند.گاهی در یک استعمال حالت انتساب به غیر(پذیرفتن فاعل یا مفعول) را در اسم مصدر تزریق و تضمین میکنند ،اما باید دانست که این نحوه استعمال خلاف عادت بوده و سنگین است.یعنی اگر متکلم بخواهد که مخاطب انتساب به فاعل و مفعول را در اسم مصدر لحاظ کند ،خلاف عادت است و چنین انتظاری نا بجاست.

در ابتدا برای روشن شدن تفاوت معنوی،پرداختن به یک نمونه درتفسیر المیزان خالی از لطف نیست.

علّامه طباطبایی (رضوان الله علیه) در تفسیرآیه ی 73 سوره مبارکه انبیاء:

« وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ »

پس از بحث پیرامون اینکه مراد از «وحی» در این آیه وحی تسدید است یا وحی تشریع، در انتها بعداز بیان دلایل خود اثبات می کنند که منظور وحی تسدید است نه وحی تشریع.

«پس حاصل کلام این شد که ائمّه مؤیّد به روح القدس و مؤیّد به قوّتی ربّانی هستند که ایشان را به خیرات و اقامه نماز و دادن زکات (انفاق دهی مخصوص به هر شریعتی) دعوت می کند.

مفسّرین،[7] «وحي» در اين آيه را حمل بر وحي تشريعي كرده‏اند ، آن وقت از چند 

جهت دچار اشكال شده‏اند ، اول از اين جهت كه فعل خيرات به معناي مصدرش چيزي نيست كه مورد وحي قرار گيرد ، بلكه متعلق وحي حاصل فعل است .

دوم از اين جهت كه وحي تشريعي مخصوص به انبيا نيست ، بلكه هم ايشان ، و هم امت‏هايشان را شامل مي‏شود ، و در آيه شريفه وحي مذكور، به انبيا اختصاص يافته ، پس معلوم مي‏شود مقصود وحي تشريعي نيست .

زمخشري به منظور فرار از اين اشكال ، گفته : مقصود از فعل خيرات ، و همچنين اقامه نماز ، و ايتاء زكات ، مصدر مفعولي است ، و معنايش اين است كه به ايشان وحي كرديم كه بايد خيرات انجام شود .

و نماز اقامه و زكات داده شود چون مصدر مفعولي مترادف با حاصل فعل است ، پس هم اشكال اولي از بين رفت كه مي‏گفت معناي مصدري متعلق وحي قرار نمي‏گيرد ، و هم اشكال دومي كه اشكال اختصاصي بود ، زيرا چون در فعل مجهول فاعل مجهول است ، لذا هم شامل انبيا مي‏شود و هم شامل امتهاي ايشان[8] .

مفسرين ديگر پيرامون سخن زمخشري حرفهاي زيادي زده‏اند .

اشكالي كه ما به آن داريم اين است كه اولا : قبول نداريم كه مصدر مفعولي ، با حاصل فعل يك معنا داشته باشد و ثانيا : آنچه گفتيم كه اضافه مصدر به معمول خودش تحقق فعل را مي‏رساند با وحي تشريعي نمي‏سازد ، چون عمل وقتي انجام شد ديگر وحي تشريعي چه بگويد .

حال برای اینکه اشکال اوّل روشن تر شود، و بهتر بتوان درباره ی درستی یا نادرستی آن قضاوت کرد توجّه به این نمونه و مثال کمک خوبی در تصمیم گیری به ما می کند.

1)     هدی الله زیداً         خداوند زید راهدایت کرد.

دراین مثال فعل معلوم است و نسبت به فاعل ذکر شده است یعنی منشأ صدورفعل ، « فاعل» است و در جمله ذکر شده است.

امّا با این وجود نتیجه فعل مسکوت علیه است. یعنی مشخّص نیست که زید هدایت شده است یا نه؟ (زید هدایت را پذیرفته است یا نه)

2)     هدی زیدٍ          زید هدایت شد.

در این مثال فعل،مجهول است. دراین نمونه نیز نسب فعل به فاعل در نظر گرفته شده است امّا خود فاعل ذکر نشده است. امّا در این مورد نیز نتیجه هدایت مسکوت است.

3)     اهتدی زیدٌ        زید هدایت را پذیرفت.

در این مثال از فعل مطاوعه (پذیرشی) استفاده شده است. فاعلیّت ذکر شده امّا صرفا حاصل و نتیجه حدث مدّنظر است.

پس در مقایسه هر سه مثال می توان بیان کرد که در مثال اوّل و دوّم درصدد بیان صدور فعلی از یک فاعل هستند، با این تفاوت که جمله اوّل منشأ صدورفعل(فاعل) را ذکر شده امّا در جمله دوّم هویّت فاعل را کتمان کرده است.

تفاوت مثال دوّم و سوّم این است که اگر چه هیچ یک منشأ صدور هدایت (الله) را ذکر نمی کنند امّا جمله دوّم صرفا از وقوع هدایت الله بر زید خبر می دهد و از پذیرش یا عدم پذیرش زید ساکت است. ولی در مثال سوّم گوینده در صدد بیان این است که زید هم از خود قابلیّت لازم را ابراز کرده و در به نهایت و فرجام رساندن هدایت با اجراکننده ی آن همکاری کرده است و آن را پذیرفته است.

با توجّه به توضیحاتی که تا به الآن در مورداین سه مثال مدّنظر، بیان شد مثال اوّل همانند مصدر معلوم است. یعنی ویژگی هایی که برای آن بیان شد برای مصدر معلوم هم صادق است. برای مثال فعل به فاعل آن نسبت داده می شود ولی در مورد پذیرش آن فعل توسّط فاعل یا به عبارتی نتیجه فعل مسکوت است.

همچنین مثال دوّم در ویژگی هایی که بیان شد با مصدر مجهول هماهنگ است و درادامه آن مثال سوّم با اسم مصدر در ویژگی های بیان شده مشترک هستند.

اگر توجّه مختصری در ویژگی هایی که برای مثال های فوق بیان شد، داشته باشیم مشخص می شود که تفاوت ظریفی درمورد اسم مصدر با مصدر مجهول رقم زده شد، تفاوتی که زمخشری هم در آن لغزیده ولی مورد تیزبینی و توجّه علّامه طباطبایی (رضوان الله علیه) قرارگرفته است.

پس به خوبی مشخّص شد که نظر صحیحّ نظر علّامه بود و اشکال ایشان وارد بود.

 

بخش چهارم;

جمع بندی

پس از بررسی و تحلیل های تعاریف در کتب صرفی و نحوی و لغوی به این نتیجه رسیدیم که در مورد مصدر همه کتب اتفاق نظر دارند و تعاریفی که بیان میکنند یک مفهوم را میرساند ولی در مورد اسم مصدر چند اصطلاح موجود است که مهم ترین آنها دوتا است  که اصطلاحی در علم لغت که در آن مصدر و اسم مصدر را هم معنا و گاها دارای تفاوت های لفظی میدانند و اصطلاحی در علم لغت که اسم مصدر را نتیجه و حاصل مصدر میداند و آن دو را از حیث لظی نیز متفاوت میداند.

در برخی کتب صرفی مشاهده میشود که اسم مصدر را به شیوه لغوی تعریف کرده اند و باعث اشتباهاتی در استعمال آن شده اند.


1.[1]جمالی،­صرف جامع کاربردی،ص274

2.محمدی،صرف متوسطه،جلد1،ص270

 

3.[2]کشمیری،صرف کاربردی جلد2،ص107

4.شیرازی،صرف روان،جلد2،ص31

5.[2]طباطبایی،صرف ساده،ص207<<اسمٌ یَدُلُ علی حدثٍ و یشتق منه الفعل.>>

 

6.عبّاس حسن، النحو الوافی ، جلد3، ص207<<الاسم الّذی یَدُلُ- فی الغالب- علی الحدثالمجرد ولیس  مبدوا بمیم زائده و لا مختوما بیاء مشدده زائده یعدها تاء تانیثا مربوطه یَشتَمل علی کل الحروف الاصلیّه والزّائده الّتی یَشتَمل علیها فعله الماضی>>

7.امیل بدیع،موسوعه النحو و الصرف و الاعراب،ص73،<<هو اللفظ الدال علی حدث مجرد عن الزمان،متضمنا ا حرف فعله لفظا>>

8..علی دوست،سلسبیل،ص350<<ان المصدر اسم یدل علی الحدث المجرد ولو قیل(اسم الذی یدل فی الغالب-علی حدث المجرد و یشتمل علی کل الحروف الاصلی والزائده التی یشتمل علیها  فعله الماضی >>

9.شرتونی،مبادی العربیه،ج4،ص102<<المصدر ما یدل علی حاله او حدث دون زمان>>

10.[4]جمالی،صرف جامع کاربردی،ص274

11.شرتونی،مبادی العربیه،ج4،ص102،<<اسم المصدر هو یدل علی معنی المصدر و ینقص عن حروف فعله لفظا او تقدیرا>>

 

12.محمدی،صرف متوسطه،ج1،ص270

13.حسيني طهراني، علوم العربيّه،(علم صرف)، انشارات مفید،صفحه 197<< هو الاثر الحاصل بلا اعتبار صدوره و نسبته الی الفاعل >>

14.[5]کشمیری،صرف کاربردی،ج2،ص107

15.شیرازی،صرف روان،ج2،ص31

16.طباطبایی،صرف ساده،ص207

17.عباس حسن،النحو وافی،ج3،ص209،<<انه ما ساوی المصدر فی الدلاله علی معناه،وخالفه بخلوه لفظا و تقدیرا من بعضی حروف عامله­_الفعل او غیره_دون تعویض>>

 

[7]تفسیرلاهیجی،ج 3 ، ص 132 و تفسیرفخررازی، ج 22 ،ص 190

[8]تفسیرکشّاف، ج 3 ، ص 127

 

فهرست منابع و ماخذ

حسن

عبّاس ، النّحوالوافی، لبنان، انتشارات محمّدی ،1428 هـ ، جلد3

حسيني طهراني

سیّد هاشم ، علوم العربیّه (علم صرف)، انشارات مفید، 1368

علیدوست

ابوالقاسم، سلسبیل، چاپ اوّل، قم، انتشارات اسوه،1340هـ ،

محمّدی

حمید ،مبادی العربیّه (قسم صرف)، چاپ چهارم، قم، انتشارات دارالذکر، 1378، جلد4

جمالی

مصطفی،صرف جامع کاربردی،چاپ92،انتشارات دارالفکر

طباطبايي

سیّدمحمّدرضا، صرف ساده، چاپ 77، مؤسسه انتشارات دارالعلم ،1391

­شیرازی

احمدامین، صرف روان با قرآن و حدیث، چاپ هفتم، انتشارات بوستان کتاب،1391، جلد2

بندرریگی

محمّد ، معجم الوسیط،چاپ سوّم، انتشارات اسلامی ، 1389، جلد2

کشمیری

شیخ عبدالرسول،صرف کاربردی،چاپ مشهد،موسسه مطالعات راهبردی،ج،1392،2

شرتونی

رشید،مبادی العربیه،ج4،انتشارات دارالعلم،1427 ه ق

منتظری

محمود،منطق1،چاپ متون درسی حوزه،انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه،88

زمخشری

محمودی،تفسیر کشاف،دارالکتاب العربیه،بیروت

موسوی همدانی

سید محمد باقر،ترجمه تفسیر المیزان،دفتر انتشارات اسلامی،جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،قرن 14

سیاح

احمد،فرهنگ بزرگ جامع نوین ترجمه المنجد،چاپ عترت،ج1

 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.