متن سخنرانی حاج آقا کفیل

     حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم کفیل

      جلسه دوم معرفی طرح توسط استاد محترم

 

 

 

     إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۳۰﴾

نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ ﴿۳۱﴾

نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ ﴿۳۲﴾

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿۳۳﴾

 

     خداوند متعال فرمودند کسانی که مالک و صاحب اختیار خودشان را خدا دانستند و اقرار کردند بعد هم در این مسیر استقامت کردند. معلوم می شود  که اقرار به ربوبیت پرودگار هزینه دارد واستقامت می خواهد. استقاموا هشداری در پی دارد اگر کسی اعتراف کرد به ربوبیت خدا باید خود را برای خیلی چیزها آماده کند. و بعد از آن بحث صبر و استقامت مطرح می شود.

     اگر کسی به ربوبیت خدا اعتراف کرد و هزینه اعقتاد را پرداخت و استقامت کرد دنیا و آخرتش آباد است. فرشته ها بر آنها نازل می شوند و می گویند الا تخافوا نترسید و بیم و هراس نداشته باشد. و لا تحزنوا اندوه هم نداشته باشید که حسرت گذشته را بخواهید بخورید و هیچ ترسی به آینده نداشته باشید. خوف معمولا مربوط به آینده و حزن اثر گذشته است. انسان نگران است که آینده چه می شود؟ فرشته ها نازل می شوند و می گویند خداوند آینده هم همین خداست با همین قدرت. لذا شما که گفته اید "الله"و همه کاره عالم هم که خداست نسبت به آینده هیچ خوفی نداشته باشید و نسبت به گذشته هم حزن نداشته باشید که کم کاری کرده اید، گناه داشته اید باز خدایی را دارید که اگر بصورت جدی به سمت او توجه کنید همه آنها را جبران می کند برایتان.

     وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ و بشارت باد شما را به آن باغ و بهشتی که پیوسته به شما وعده داده می شد. بعد فرشته ها می گویند ما نه تنها در آخرت مراقب شما هستیم در دنیا هم اولیاء و ناصر شما هستیم. شما دوستانی مانند ما دارید پس دیگر ناراحتی نداشته باشید.

     و در بهشت هرچه اشتها داشته باشید هست. لذا اشتهای کاذب آنجا معنا ندارد. چون هر کس به اندازه معرفت خودش اشتها و میل دارد و به همان اندازه به او درجه داده می شود. هرچه را که بخوانید به شما می دهند. این پذیرایی است از جانب خداوند غفور و رحیم. خداوند به صفت رحمتش این سفره را گسترانیده و در اختیار شما قرار داده است

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ

     چه کسی حرفش بهتر از کسی است که دعوت به خدا کند عمل صالح انجام دهد و مسلمان بودن و تسلیم خود به فرامین خداوند را اعلام کند.

     اگر به این چند آیه دقت کرده باشید بحث اعتقاد به ربوبیت خداوند و استقامت در آنها مطرح شده است.

     این دو اگر باشد همه آن برکات دنبالش هست. عقیده، اقرار و استقامت

     بخشی از بشارت ها خواب های خوبی است که می بیند یا خواب های خوبی که برای او می بینند. همانطور که خداوند در آیه 63 و 64 سوره مبارکه یونس می فرماید : الَّذِينَ آَمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ*لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآَخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ

     پس اساس، ایمان و اعتراف به ربوبیت خداست و استقامت. این وظیفه ایمانی است و برای همه مردم است. ولی حالا اگر انسان در حوزه علمیه بیاید این وظیفه غیر از اینکه ایمانی است رنگ و بوی صنفی هم پیدا می کند. چرا؟ چون غیر از اینکه خودش این مسیر را می خواهد طی کند بلکه می خواهد دعوت هم بکند.

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ

     این قسمت از آیه بیشتر ناظر به کسی است که این مسیر را طی کرده و حالا می خواهد دیگران را هم دعوت کند. پس هم طی کردن مسیر مهم است و هم اگر کسی توانست به این درجه برسد مسیر را که طی کرد دیگران راهم دعوت کند. که این می شود  وظیفه صنفی و خداوند می فرماید چه حرفی از این نیکوتر که کسی خودش عامل باشد و اعتراف واقرار به تسلی در پیشگاه خداوند متعال داشته باشد و دعوت هم بکند.

     کسانی که باری به هر جهت هستند یعنی ربنا الله را ممکن است بگویند اما در استقامت بمانند. یعنی زمانی که هزینه داشته باشد حاضر نیستند آن را بپردازند گاهی هزینه مالی دارد گاهی هزینه نفسانی. باید به خاطر اینکه ارزش های اسلامی را فریاد می کند تحریم را قبول کند باید مقاومت اقتصادی را قبول کند مانند زمان پیامبراسلام که سه سال در شعب ابوطالب در محاصره بودند.

      می خواهد نگاه کند خداوند فرموده اینجا را نگاه نکن، می خواهد حرف بزند تابلو خداوند را می بیند که می فرماید وَقُل لِّعِبَادِييَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ. این بهترین جمله ای است که می توانی بگویی؟ فکر می کند می بیند که بهتر هم می شود و در نهایت از حرف زدن منصرف می شود و خیلی جاها دیگر حرف نمی زند و خیلی جاها دقت می کند که آنچه می گوید با ربناالله منافات نداشته باشد.

     اگر استقامت نکرد احیانا به مقصد نخواهد رسید. و بدتر از آن این است که استقامت که نیست از طرفی، احیانا گناه هم باشد. وقتی نماز می خوانند خوب می خوانند وقتی روزه می گیرند خوب روزه می گیرند خوب روضه شرکت می کنند ولی وقتی گناه هم فراهم شود خوب گناه می کنند. این ها کسانی هستند که روز قیامت تمام اعمال شان هیچ می شود. این که گاهی تلاش های ما کم ثمر می دهد یا ثمر نمی دهد گاهی چنین اتفاقاتی می افتد.

     استقامت باید ملکه بشود در هیچ شرایطی ترک نکند باید جزء وجودش شود. و متلزم بشود که به جد انجام بدهد تا به نتیجه برسد. استقامت داشته باشد در آن برنامه ای که در نظر گرفته است. در مدرسه ملکه باشد اگر روز تعطیل بود ترک نشود اگر در مسافرت قرار گرفت ترک نشود. اگر هم به دلیلی ترک شد باید جبران شود تا تاثیر خاص خود را داشته باشد.

برای کارها برنامه داشته باشید مانند درس خواندن. این مهم است

     احساس می کند که باید در درس خواندن جدی باشد. این تفقه در دین است که وظیفه صنفی است برای ما و اصلا در حوزه برای همین شهریه می گیریم وگرنه عبادت که وظیفه ایمانی ماست و دیگران هم عبادت می کنند و این شهریه برای درس خواندن است. تا جایی که این جمله از حضرت امام ره معروف هست که فرمودند اگر درس نخوانید حرام است در مدرسه بمانید. تا این حد بزرگان و مراجع اصرار به درس خواندن دارند.

     مقام معظم رهبری هم همینطور. سال 1371خدمت مقام معظم رهبری هم که رسیدیدم برای معمم شدن طلاب. سه نکته را فرمودند: تا می توانید درس بخوانید تا می توانید درس بخوانید. با تاکید مضاعف. نکته دوم هرچه می توانید تقوا داشته باشید. بعد فرمودند بصیرت هم داشته باشید که اگر تقوا وعلم داشته باشید و بصیرت نداشته باشید ممکن است وزنه ای بشوید در کفه باطل. بعد من دیدم که ایشان معمولا این سه نکته را در مراسمات عمامه گذاری به طلاب تاکید دارند. چهار سال قبل هم که با دوستان مدرسه خدمت ایشان رسیدیم برای معمم شدن باز هم همین سه نکته را فرموده بودند.

      همان گونه که برای درس خواندن برنامه هست برای عبادت هم برنامه داشته باشد. به خود بگوید من این حداقل ها را متلزم هستم که انجام بدهم. در حدی از التزام که اگر انجام ندادم قضا می کنم. قضا به این شکل که به عنوان مثال نمازی یا زیارتی را می خوانم و بعد تعقیباتی را که ترک شده را بجا می آورم. ان شاء الله به گونه ای استقامت کند که آن برکات حاصل شود و تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ و زمینه نزول فرشتگان را فراهم کند. و البته معنایش این نیست که توقع پیدا کند. خداوند متعال خودش می داند که چه چیزی موجب رشد است برای بنده یا مانع رشد. شخصی ممکن است در خواب چیزی ببیند که موجب اطمینان قلب او شود و دیگری بگوید من نیازی به خواب دیدن ندارم و با اطمینان کامل بگوید که در بیداری اینها بیان شده است که خداوند در قرآن فرموده تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ. ممکن است کسی ظرفیت خواب دیدن را نداشته باشد و کسی نیاز به خواب دیدن نداشته باشد هر دو خواب نمی بینند. پس بشارت در خواب توقع ایجاد نکند و بندگی به شرط مزد نشود.

     این برنامه می تواند زمینه ای را فراهم کند که انسان احساس کند که رشد می کند و به آن وظیفه ای که انتظار می رود عمل کرده است. ان شاء الله.

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.