بسم الله الرحمن الرحیم

 

اینجانب علی ظریفی نیا تقدیر و تشکر خود را
نسبت به تمامی اساتید محترمی که در این راه
مارا یاری کردند مخصوصا آقای رضا زاده
 ابراز میکنم و برای آن ها آرزوی توفیقات روز
افزون می کنم.


                 چکیده مطلب
ما احساس میکردیم بحث دلالت  نیاز به روشن گری بیشتری دارد از این رو به این فکر افتادیم که در این بحث روشنگری کنیم و ابهامات ذهنیمان را برطرف کنیم بلکه تحولی اساسی ایجاد شود.
ما در این تحقیق پس از ذکر تعریف دلالت اقسام آن را ذکر میکنیم و هر کدام را با توجه به منابع شرح می دهیم.
مثلا ما پس از تقسیم دلالت به عقلی و طبعی و وضعی
دلالت وضعی را نیز به سه قسمت  مطابقی تضمنی التزامی تقسیم می کنیم.

Table of Contents
مفهوم شناسی بحث   .............................. 5
دلالت را به دو جهت معنایی  .....................  5
2-معنای اصطلاحی:   ............................... 5
دلالت به سه قسمت تقسیم   .................. 7
1-دلالت عقلی   ...................................... 7
و دلالت وضعی  ......................................  7
دلالت وضعی به دو قسمت تقسیم  .........  9
دلالت لفظی خود به سه قسم  ...............  9

    

                       مفهوم شناسی بحث

دلالت را به دو جهت معنایی بررسی میکنیم:

1-معنای لغوی :ما یتوصل به الی معرفه الشیئ کدلالت الالفاظ علی المعنی
                 آنچه که به وسیله آن ذهن وصل میشود به سوی معرفت شیئ




2-معنای اصطلاحی : شیئ به گونه ای باشد که وقتی به وجودش علم پیدا کردی ذهنت به وجود شیئ دیگری منتقل شود.

مراد از دلالت فهم معنا از لفظ است چه در اطلاق و چه درتخیل و نسبت دادن به کس دیگر

هدف ما از تعریف بیشتر فهم دقیق تر است

به عبارتی دیگر و برای فهمیدن بهتر میتوان گفت:
الف/ذهن از لفظ به معنا منتقل میشود
                         ب/انتقال به وجود معنای دیگر


دلالت به سه قسمت تقسیم میشود :

1-دلالت عقلی

2-دلالت طبعی

3-دلالت وضعی
    
*درتوضیح دلالت عقلی میتوان گفت دلالتی است که درآن ملازمه بین دو شیئ استثنا پذیر نباشد.

همچنین در مورد دلالت طبعی این نکته حائز اهمیت است که این دلالت مقتضی طبیعت انسان باشد.

و دلالت وضعی  که در آن ملازمه بین دو شئ از وضع نشات گرفته میشود به صورتی که وجود یکی دلیلی برای وجود دیگری است.




البته دلالت وضعی توضیحات بیشتری دارد که ان شائ الله ذکر خواهد شد

نکته:ملازمه علت اصلی دلالت است.
از تعریف هرکدام از این سه قسم میتوان شاخصه ها و وجه تمایز هر یک از آن ها را نسبت به یکدیگر تشخیص داد لذا از توضیحات زائد خودداری میکنیم.



دلالت وضعی به دو قسمت تقسیم میشود :

1-دلالت لفظی:زمانی که دلالت کننده لفظ باشد دلالت لفظی است.

2-دلالت غیر لفظی:زمانی که دلالت کننده غیر لفظ باشد دلالت غیر لفظی است
مانند خطوط و علایم رانندگی و اشارات

دلالت لفظی خود به سه قسم تقسیم میشود که ان شا الله ذکر خواهند شد.

این نکته لازم به ذکر است که بیشتر کتب مرجع مربوطه فقط در مورد  دلالت لفظی
بحث کرده اند و حرفی از دلالت عقلی و طبعی نزده اند.


شاید به خاطر اهمیت موضوع الفاظ باشد در منطق معمولا دلالت لفظی مد نظر است.

حال به شرح اقسام دلالت وضعی لفظی میپردازیم.


دلالت لفظی به سه قسمت تقسیم میشود :
1-دلالت مطابقی:دلالت میکند لفظ بر تمام معنای موضوع له در حالی که مطابق با آن است.مانند دلالت لفظ کتاب بر معنایش

2-دلالت تضمنی:دلالت میکند لفظ بر جزئ معنای موضوع له مانند دلالت لفظ کتاب بر ورقه هایش

3-دلالت التزامی:دلالت میکند لفظ برمعنای خارج موضوع له که لازم است برای موضوع له مانند دلالت لفظ دوات بر قلم

شرط دلالت التزامی :

1-تلازم بین معنی لفظ و معنای خارج و لازم تلازم ذهنی باشد.

2-معنای لفظ منتقل بشود به لازمش بدون نیاز به واسطه ای به شئ دیگر

    
حال بعد از ذکر اقسام این قسمت اختلاف اقوال را در این قسمت بیان میکنیم.

قبل از ذکر این بخش لازم دانستم  این نکته را مطرح کنم که چرا میگوییم دلالت لفظی

چرا از کلمه لفظی استفاده میکنیم؟ مگر معنا مد نظرما نیست؟به عبارت دیگر چرا دلالت کننده باید لفظ باشد؟

پاسخ به این مسئله صرف برای روشنگری بیشتر است.
برای پاسخ می توان گفت که ما در اصل با معنا کار داریم و چون بدون لفظ راهی برای
دستیابی به معنا نیست البته در فضای علمی لذا از الفاظ بررسی می کنیم و تا لفظی نباشد
چیزی نداریم که به وسیله آن به طرف مقابل چیزی را  بفهمانیم.   
اختلاف اقوال دلالت لفظی

دلالت لفظ بر معنا سه وجه است :

1-دلالت مطابقی:دلالت لفظ بر معنایی که برای آن وضع شده است.

مثل دلالت انسان بر حیوان ناطق

2-دلالت تضمنی:دلالت بر جزئی از اجزاء معنی مطابقی لفظ.

کدلاله الانسان علی الحیوان

3-دلالت التزامی:آنچیزی که مطابقت میکند لفظ آن چیز را از معنا وامر دیگری همراه

آن معنا می آید آن معنای آخر جزء آن معنای قبلی نیست بلکه همراه آن است.



دلالت لفظ بر معنی سه صنف است :
دلالت مطابقی مانند دلالت حیوان برماتحتش
دلالت تضمنی مانند دلالت خانه بر دیوارش
دلالت التزامی منند دلالت سقف بر دیوار

دلالت لفظ  یکبار به حسب طبع است مثل دلالت آح بر سر درد
گاهی به حسب عقل است مانند دلالت صوت بر مصوت
وگاهی به حسب وضع:
که از سه حالت خارج نیست
1-مفهوم از لفظ این است که یامعنا موضوع له لفظ است که در اینصورت
دلالت مطابقی است مانند انسان بر حیوان ناطق

2-یا مفهوم از لفظ یکی از اجزای آن معناست که در اینصورت دلالت تضمن است
مانند دلالت انسان بر ناطق

3-یا مفهوم از لفظ معنای خارجی است که در این صورت دلالت التزامی است.
ماننددلالت انسان بر قابلیت نوشتن داشتن که انسان برای این معنا وضع نشده.

به عبارت دیگر:
دلالت لفظ بر معنا به واسطه وضع برای آن معنا مطابقی و بواسطه آنچیزی که داخل
است در آن تضمنی و بواسطه آنچه که خارج از آن معنا است التزامی است.

دلالت لفظ برمعنا منحصر در سه وجه است :
مطابقی
تضمنی
التزامی

لفظ بیت دلالت میکند بر معنای بیت به طرق مطابقی

دلالت میکند بر سقفش به طریق تضمنی

و اما میتوان برای طریق التزامی دلالت سقف بر دیوارش را مثال زد.

نکته:دلالت التزامی منحصر در حد نیست یعنی لیمیت و حد خاصی ندارد
و ملاک آن کشش ذهن است یعنی ذهن تعیین میکند که چه چیزی بر چه چیزی
دلالت دارد.   






      فهرست منابع و مآخذ

1-المفردات

2-القواعد الجلیلیه

3-المنطق

4-البصایر النصیریه

5-لتخصیل

6-محک النظر


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.