بسم الله الرحمن الرحیم

 

تقدیر و سپاس:
قال امیر المومنین علیه السلام:
اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لَا عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ
وقتی خبری را می شنوید آنرا تحلیل کرده و جوانبش را بررسی کنید نه اینکه فقط شنونده باشید و به ذهن بسپارید. افرادی که مطالب را به ذهن می سپارند زیادند و افرادی که مطالب را تحلیل می کنند کم اند.
با سپاس از ایزد منان که این توفیق را به ما عطا فرمود که در مسیر کسب علم و خدمت به اسلام و سربازی حضرت حجه (عجل الله تعالی فرجه) قدمی هرچند کوچک و ناچیز برداریم.
و با تشکر از تلاش های بی دریغ اساتید محترم به جهت رشد و تعالی علمی و معنوی شاگردانشان و همچنین با تشکر از دوستان عزیزم که یاری رسان بنده در مراحل تحصیلی بوده اند.
آرزومندم همگی عامل به حدیث امیرالمومنین (علیه السلام) باشیم.


تقدیم به پیشگاه حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه)...


فهرست

فصل اول
کلیات

تبیین مسئله:
سوال: آیا فقط قضایای محصوره در منطق اعتبار دارند؟
سوال هل مرکبه است و موضوع آن قضایای محصوره و محمول آن اعتبار در منطق است و نسبت حکمیه آن اعتبار داشتن می باشد.

مفهوم شناسی:
•    قضیه:
لغوی: حکم
اصطلاحی: مرکب تام که قابلیت اتصاف به صدق و کذب را به ذاته دارد

•    منطق:
لغوی: کلام
اصطلاحی: علمی آلی و قانونی که پیروی از آن باعث جلوگیری از خطای در فکر می شود.

•    محصوره:
لغوی: محبوس
اصطلاحی: قضیه ای که موضوع آن کلی است و حکم به موضوع با ملاحظه افراد صورت گرفته است
 
    
فصل دوم
اقوال و ادله




منطق چیست؟
منطق ابزاری قانونی است که پیروی از آن موجب جلوگیری خطای در فکر می شود
موضوع علم منطق چیست؟
عبارتی که منطقیین و فلاسفه در تعریف موضوع علم بکار بردهاند این است: موضوع کل علم هو ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیة یعنی موضوع هر علم آن چیزی است که آن علم درباره عوارض ذاتی آن بحث میکند.
بدین ترتیب موضوع منطق، معلومات تصوری و تصدیقی است، از آن جنبه که ما را به سمت مجهولات تصوری و تصدیقی راهنمایی و این مجهولات را برایمان منکشف سازد. به بیان دیگر موضوع منطق عبارت از معّرف و حجت می شود.
مسائل علم منطق چیست؟
مسائل علم نیز حول موضوع و به جهت تحقق اهداف علم شکل می گیرند.
فکر چیست؟
فکر حرکت بین معلومات و مجهول است که طی این فرایند و با استفاده از معلومات موجود، مجهول تبدیل به معلوم جدید می گردد.
خطای فکر در دو ناحیه صورت می گیرد. در ماده و یا در صورت
منطق به عنوان ابزاری که به دنبال جلوگیری خطای در فکر است در هر یک از این نواحی، چطور وارد می شود؟
ورود منطق در صورت، با ارائه قواعد عامه ای است که در صورت صحت مواد مورد استفاده، نتایج صحیحی ارائه می دهند و باعث بدست آمدن معلومات جدید خواهند شد. در واقع منطق در این جا به ارائه روش صحیح تفکر و نحوه صحیح استفاده از معلومات می پردازد.
به عنوان مثال طی قوانین منطق صوری، این قیاس به این حالت منتج خواهد بود:
زید انسان است
هر انسانی حیوان است
پس زید حیوان است
اما آیا منطق برای انجام رسالت خود، در ناحیه ماده فکر هم وارد می شود؟
آیا قواعد منطقی جزو مواد فکر قرار می‌گیرد یا نه؟ به این معنا که یکی از قواعد منطقی جزو مقدمات استدلال یا تعریف واقع شود.
فارابی می‌گوید: منطق مکیال و میزان است نه ماده؛ منطق به فکر کمک می‌کند، لکن کمکِ آن به فکر این نیست که ماده قرار گیرد. به طور مثال هنگامی که می‌گوییم: هر متحرکی جسم است، و نفس جسم نیست، نتیجه گرفته می‌شود که نفس متحرک نیست. در این استدلال هیچ یک از قواعد منطقی در مقدمات قرار نگرفته است، بلکه منطق صرفاً مکیال و میزان قرار گرفته و نقش آن این است که بیان کند این تألیف نتیجه‌مند است. در حد و رسم نیز این‌گونه است. پس قواعد منطق جزء یک حد یا رسم یا استدلال قرار نمی‌گیرد. البته ممکن است در قیاس بالا مقدمه ای نیز به این نحو افزوده شود که «این شکل منتج است»، لکن چنین مقدمه‌ای تنبیه بر آن قانون منطقی است که بیان کنندة میزان بودن منطق است و به منزلة مقدمة استدلال نیازی به ذکر آن نبوده است .

اقسام قضایا به اعتبار موضوع
منطق دانان قضایا را به اعتبار موضوع آن، به چهار دسته شخصیه، طبیعیه، مهمله و محصوره تقسیم بندی کرده اند
شخصیه: قضایایی که موضوع آن جزئی باشد
اما اگر موضوع کلی بود خود به سه دسته تقسیم می شود:
طبیعیه: قضایایی که در آن مفهوم موضوع مورد نظر است و کاری به مصادیق موضوع نداریم
مهمله: قضایایی که حکم بر مصادیق موضوع آن بار می شود اما در آن اشاره ای به تعداد افراد موضوع نشده است و به همین جهت می تواند شامل تمام افراد موضوع و یا بعضی از افراد موضوع شود.
محصوره: قضایایی که در آن حکم بر افراد موضوع است و در آن به کمیت موضوع هم اشاره شده است و به دو دسته کلیه و جزئیه تقسیم می شود
کلیه: قضایای محصوره ای که حکم به تمام افراد موضوع آن بار می شود
جزئیه: قضایای محصوره ای که حکم به بعضی از افراد موضوع حمل می شود




کدام یک از قضایا در منطق اعتبار دارند؟
اول باید مشخص شود که معنای اعتبار چیست؟
همانطور که گفته شد منطق یکسری قواعد کلی ای است که رعایت آنها موجب جلوگیری از خطای در فکر می شود.
و همچنین گفته شد که منطق به دنبال ارائه ماده نیست بلکه رسالت خود را به نحو ارائه معیار و قاعده اجرا می کند.
و موادی که در صورت های فکری خود استفاده می کنیم منطقی نیستند بلکه تنها نظارت منطقی بر روی آنهاست.
در نتیجه قضایایی در منطق وارد می شوند و در آن اعتبار دارند که قابلیت تبدیل شدن به قانون را داشته باشند.
به همین جهت منطق دانان تنها قضایای محصوره را در منطق معتبر دانسته اند.
موضوع قضایای شخصیه جزئی است و کمالی در معرفت و شناخت این قضایا نیست چرا که متغییر هستند و ثبات ندارند (بلکه در ضمن محصورات بحث می شوند)
طبیعیه نیز صلا در علوم از آن بحث نمی شود، چرا که طبیعیه کلی از حیث مفهوم هستند نه از حیث تحقق آن در ضمن اشخاص در نتیجه غیر موجود در خارج می باشند و حکم در قضایای منطقی بر مصادیق و افراد موضوع است و طبیعت از افراد موضوع نیست بلکه قضایای طبیعیه در حکم شخصیه هستند به این اعتبار که از یک مفهوم سخن می گویند و مصادیق آن لحاظ نمی شود و به منزله یک فرد به حساب می آید.
مهمله نیز از این جهت که محمول می تواند هم به کل افراد موضوع حمل شود و هم به بعضی از افراد و این امر مشخص نشده است( در قوه جزئیه به شمار می آید. ) و این را موجب می شود که متوجه نشویم که حکم را به بعض باید بار کنیم و یا به کل. که البته به محض مشخص شدن آن به هر قرینه ای، قضیه به محصوره تبدیل خواهد شد.



فصل سوم
نتیجه گیری

بنابراین ثابت می شود با توجه به اینکه منطق به دنبال ارائه روش درست رسیدن از مجهولات به معلومات است، به بیان قوانین و قواعد کلی می پردازد و از این جهت صرفا قضایای محصوره در منطق اعتبار دارند.




فهرست منابع:
1- الشفا(منطقیات)،ابن سینا
2- حاشیه ملاعبدالله علی التهذیب
3- تحریر القواعد املنطقیه، قطب رازی
4- المنطق،محمدرضا مظفر،تصحیح و تنقیح علی رضا رنجبر،چاپ اول
5- مجله معارف عقلی،شماره1،سال
1385


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.