بسم الله الرحمن الرحیم

 

 


پیشگفتار
الْحَمْدُ لِلَّهِ‏ الَّذِي‏ خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ بِقُوَّتِهِ  وَ مَيَّزَ بَيْنَهُمَا بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا حَدّاً مَحْدُوداً، وَ أَمَداً مَمْدُوداً يُولِجُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِي صَاحِبِهِ، وَ يُولِجُ صَاحِبَهُ فِيهِ بِتَقْدِيرٍ مِنْهُ لِلْعِبَادِ فِيمَا يَغْذُوهُمْ بِهِ، وَ يُنْشِئُهُمْ عَلَيْه‏

  با تقدیر و تشکر از

اساتید بزرگوارم حجج اسلام رضازاده و قدیری و سید موسوی فرد  و دو برادر جوادی و استاد کفیل و واحدی و درستی و استادیار یکتایی و ... (زید عزهم)  بنده را در امر پژوهش راهنمایی کردند،تشکر میکنم و مدیون زحمات بی دریغشانم امیدوارم بتوانم جبران محبت های و زحمات بی دریغشان را بکنم.
 و جا دارد که  به طور جدا گانه از حجت الاسلام والمسلمین سید موسویان مسئول معاونت پژوهش مدرسه علمیه منتظریه قدردانی کنم که اگر اصرار و پیامک های ایشان نبود بعید بود که پژوهش حاضر انجام می شد و  هم چنین ایشان کمک فراوانی به بنده در چاپ و نشر این پژوهش برای جویندگان علم داشتند.
بنده در ایجا فرصت را مغتنم می شمارم و از طلبه ای که با گمنامی تمام بنده را در امر اصلاحات ویرایشی  یاری کرد و  حتی راضی نشد که نامش را در این مقاله ذکر شود ،محمد حسین خالق پور تشکر و قدردانی می کنم.
در پایان جا دارد که از حجت الاسلام والمسلمین سید واحدی مدیر محترم مدرسه علمیه منتظریه تشکر و قدردانی کنم چرا که اولین جرقه های پژوهشم به علت توصیه های ایشان مبنی بر اینکه خوب است طلبه در این عرصه هم وارد شود.
این اندک تقدیم به بانوی دو عالم حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امام عصر (عجّ الله تعالی فرجه) و روح ملکوتی شهیدان راه حق و رهبر عزیزتر از جانم و پدر و مادرم که زحمت ها  کشیده اند.
امیدوارم این اندک نزد حضرت باری تعالی مقبول واقع افتد و مایه ی شرم ساری حقیر نشود.                                                            



چکیده                                                                                                                                                                                                                                                می دانیم که یکی از بحث های اساسی در منطق حول یقینیات است و بر کسی پوشیده نیست که هر انسانی برای تصدیق جازم نیازمند یقین است از این برخی در مقام تعریف دچار مغالطه         می شوند و برخی در مقام استدلال .از این رو برای جلو گیری از خطای ذهن در جریان تفکر نیازمند بررسی دقیق این مبحث و پرداختن به سوالات فرعی آن هستیم.
انچه در ادامه خواهد امد:
بررسی معانی و تعاریف و اقسام  یقینیات
 و بررسی معای صحیح اقسام و بیان انها
و کاربرد مواد در صناعت ها
واستقرا کردن یقینیات
ثمره بحث
نتیجه گیری و روشن شدن پاسخ سوال به روش کاملا منطقی و علمی
و..........
مقاله حاضر این امکان را برای دانستن پاسخ سوالات  شما دانشجویان و طلاب و نوآموزان محترم فراهم خواهد کرد. ان شاءالله

واژگان کلیدی: یقینیات،منطق،اقسام یقینیات،برهان،اولیات،صناعات خمس



فهرست
مقدمه   ................................................ 1
فصل اول:مفهوم شناسی  ...................... 3
یقینیات:  ..............................................  3
لغوی:   ................................................. 3
اصطلاحی:   .......................................... 3
قسم:  .................................................  5
لغوی:   ................................................. 5
اصطلاحی:  ..........................................  5
فصل دوم:استدلال  ...............................  6
نتیجه گیری   ......................................... 8
منابع:.....................................................9

مقدمه
ضرورت بحث در مورد منطق بر کسی پوشیده نیست چرا که منطق شیوه ای است که ما را به درست اندیشیدن  می تواند برساند. این چنین بود که حقیر دست به بررسی اجمالی گوشه ای از مباحث منطقی زدم تا بیشتر بتوانم به روش صحیح با قرآن و احادیث مانوس باشم.
موضوع این پژوهش اقسام یقینیات است که ان شاء الله در این بخش  طرح کلی ان را بررسی مکنیم.
بنده در فصل اول مفردات مسئله را شرح اسمی می دهم و طبق همین تعاریف جلو خواهیم رفت تا اثبات کنیم که ایا یقینیات دارای اقسام است یا خیر؟و مقصد خود را از تقسیم خواهیم گفت که تقسیم منطقی و نه عرفی!
طبق رئوس ثمانیه:غرض از منطق جلو گیری از خطای ذهن است واین خطا گاه در تعریف و گاه در استدلال ویا در تصور و تصیدیق و یا در صورت و ماده صورت می گیرد.
می دانیم که ما دو مدل در تقسیم بندی مباحث منطقی داریم:
1)منطق 9 بخشی
2)منطق 2 بخشی
که در هر دو تقسیم یافت میشود که ماده و صورت تصور و تصدیق اهمیت زیادی دارد و بحث بیش تر در این مورد ما را از هدف اصلی پژوهش حاضر دور خواهد کرد.
خوب است که خوانندگان محترم قبل از اینکه پژوهش حاضر را مطالعه کنند مروری بر مباحث ذیل داشته باشند(البته ما به طور اجمالی بررسی خواهیم کرد):
1-    تعریف و انواعش
2-    تقسیم و انواعش
3-    رئوس ثمانیه
4-    اشتراک لفظی و معنوی
5-    تصور و تصدیق
6-    مبادیه اقیسه
7-    صناعت خمس
8-    علم تصوری و تصدیق
9-    قیاس و انواعش
10-    قضایا
11-    و...
ریشه یابی چرا این مسئله به وجود آمد؟
در مباحث منطقی دیده میشود که کلمه یقینیات زیاد استعمال شده و حال می خواهیم بدانیم ایا معنای واحدی دارد؟یا اقسامی دارد؟ تفاوت یقین با یقینیات چیست؟بدیهی را مترادف کدام یک می گیرند؟ایا لفظ مشترک است؟  
فرضیه:یقینیات به معنی اعم و اخص داریم.لفظ مشترک است.دارا اقسامی است ویقین در تصور و یقینیات در تصدیق است



فصل اول:مفهوم شناسی
اشنایی اجمالی با تعاریف و اصطلاحات تخصصی
سوالات پیرامون مسئله:
1)یقینیات چیست؟
2)اقسام چیست؟    
3)انواع چیست؟
مفردات
یقینیات:
تذکر:واژه بدیهی و یقینی معمولا در بین مناطقه به صورت مترادف به کار برده میشوند
لغوی:
یقین یعنی علم ودر مقابل جهل-روشن و واضح
اصطلاحی:
1)مرحوم مظفر:یقینیات موادی اند از روی تقلید نباشند و مطابق با واقع باشند و زوال پذیر نباشد
2)علامه حلی :بدیهی گاه به معانی گزاره ای است که یقینی و مطابق  با واقع باشد و هرگز امکان استدلال بر ان نباشد.مانند گزاره اولی (صرف تصور طرفین بدون عملیات تفکر ما را به تصدیق می درساند)
3)ابن سینا :تنها مبادی برهان جزو یقینیات هستند.(اولیات و...)
4)میر سید شریف جرجانی:دریافت های حضوری بدیهی است
در تعاریف فوق ابهاماتی است که در ذیل توضیح می دهیم.
تقلید:یعنی خود فرد و بدون واسطه به آن برسد
مطابق با واقع:یعنی در خارج هم این طور باشد
زوال پذیر:یعنی دائما این طور باشد و احتمال تغییرش نباشد
استدلال:طلب استدلال یعنی طلب دلیل و این محقق نمی شود مگر بااستفاده از قضیه(یعنی مرکب تام خبری)قضیه ها در استدلال در قالب مقدمات می ایند و باتوجه به اختلاف در مقدمات انواع استدلال داریم که بررسی می کنیم.
طبق نظر مناطقه باتوجه به مواد قضیا ما 5 قسم استدلال داریم
1)برهان:قیاسی است که از یقینیات تشکیل شده و نتیجه اش هم اضطرارا یقینی است.
2)جدل:صناعتی که مواد تشکیل دهنده ان مشهورات و مسلمات باشد
3)خطابه:صناعتی که مواد تشکیل دهنده ان مشهورات و مسلمات و مقبولات باشد
4)شعر:صناعتی که مواد ان از مخیلات و وهمیات تشکیل شده است .
5)مغالطات:صناعتی که مواد ان از مشبهات و وهمیات تشکیل شده است
اعتبار تقسیم فوق(به حصر عقلی):قیاس یامفید تصدیق نیست(شعر)اگر است یامفید تصدیق جازم نیست(خطابه)اگر است یا اعتبار حق نشده است(جدل)اگر شده یا مطابق با واقع نیست(مغالطه)اگر است (برهان)
از اینجاست که ضرورت بحث برهان به علت متقین و صحیح ترین شیوه استدلال فهمیده می شود البته با توجه به رئوس ثمانیه علم منطق و دانستیم که بنیان برهان بر یقینیات است.
تصدیق:ادراک مطابق یا عدم مطابق با واقع است و قضیه هم همین طور و اقسامی دارد که افضل انها یقین است.ضرورتا حکم به همراه دارد و می دانیم در منطق دنبال حکم کردن به شیوه متقن و صحیح هستیم.
علم:حضور تصویر شی نزد عقل است و انواعی دارد یاحضوری است یا حصولی و حصولی یا ضروری(یقینی) است یا نظری.که در علم یقینی نمی توان خدشه وارد کرد.
مواد و صورت:علم از تصور وتصدیق تشکیل شده است و هرکدام از انها یک صورت و یک ماده ای دارند وقضیه از تصدیق و قیاس از قضایا و استدلال از قیاس وهرصناعت از استدلال تشکیل شده است.فعلا با صورت ها کار نداریم.به مواد تشکیل دهنده قیاس،مبادیه اقیسه گویند.
مبادی اقیسه:طبق استقرا به 8دسته تقسیم میشوند(و هر کدام به اعتباری تقسیماتی را دارایند):
1)یقینیات:در فصل دوم به طور مجزا بررسی می شود.
2)مشهورات :قضایایی که بین مردم شهرت دارند و نزد عقلا هم مصدق اند و...    
3)مقبولات :قضایای که از طرف یک فرد موثق گفته می شود و مورد قبول مخاطب قرار می گیرد.
4)مسلمات :قضایایی که بین مخاطب و متکلم تسلیم حاصل می شود.
5)مخیلات :قیایای که منشاء ان ان ها قوه تخیل انسان است.
6)مشبهات:قضایایی که شبیه سایرین شده اند.
7)وهمیات :قضایا دروغینند و..
8)مظنونات :قضایایی که به درستی انها اطمینان داریم و احتمال نقضش هم میرود.
 تذکر:این توضیحات مختصر و اجمالی بوده است وجهت تکمیل اطلاعات به منابع رجوع شود.
قسم:
لغوی:
جزءجزء کردن وجدا کردن یک کل
اصطلاحی:
تجزیه کردن مقسم به قسم ها با هدف ثمره داشتن
مقسم:چیزی که می خواهد تجزیه شود
قسم:هر یک از جزء های تجزیه شده از آن شی کلی
ثمره:منظور از ثمره این است که فایده قسمت کردن برای ما این است که بتوانیم بعد از عملیات تقسیم احکام متفاوتی برای هریک از قسمت ها صادر کنیم.از این طور نباشد تقسیم منطقی صورت نگرفته است و کار بیهوده ای بوده است زیرا ثمره منطقی نداشته است و ما چون دنبال بیان احکام کلی در منطقیم و این میسر نخواهد شد مگر با عملیات تقسیم .از طریق تقسیم است که کسب تعریف می شود و علوم پیشرفت می کنند.فواید تقسیم کردن بیش تر از این هاست که بیان شد اما بیشتر از این نمی توانیم به ان بپردازیم!
بنده با این بخش در نتیجه گیری خیلی کار دارم.



فصل دوم:استدلال
پیشتر با تعاریف اولیه اشنا شدید و انتظار می رود که بتوانید مفردات بحث را باز گو کنید!
دانستیم که مواد تشکیل دهنده صناعت برهان یقینیات اند.در قبل تعریف اصطلاحی ان معلوم شد.مراد از یقینیات بالمعنی الخص است.(یعنیاز روی تقلید نباشند و مطابق با واقع باشند و زوال پذیر نباشد) .
یقینیات با توجه به این قاعده اساسی که هر معلولی علتی دارد و علت یقینی دانستن مواد یقینیات علتی دارد.مناطقه تقسیمی برای یقینیات ذکر کردند.
علت یقین به ماده یا داخل ان(خودش) است (یقینیات اولی) یا خارج از ان:حال یا با حواس ظاهری و باطنی است(مشاهدات و متواترات)اگر علت خارجی قیاس منطقی باشد مانند قیاس خفی و محتاج فکر نیست(حدسیات و مجربات و فطریات)حال اگر با قیاس و مراحل فکر باشد یعنی مانند اینکه از نتیجه برهان به عنوان یقینیات در استدلال دیگری استفاده شود.
پس تا اینجا معلوم شد که 6قسم برای یقینیات بیان شده است و اما توضیحات ان:
1- اولیات: صرف تصور طرفین قیضه ما را به تصدیق می رسد البته به شرط توجه نفس. مانند کل بزرگ تر از جز است.به شی دیگری نیاز نداریم.
2- مشاهدات: هر انچه که با حواس ظاهری یا باطنی درک می شود.مانند حس محبت و دیدن اشیا و شنیدن صدا ها و...البته اشکالی وجود دارد که پس خطا در حواس چیست؟ با تعریف یقینیات ایا در تعارض نیست؟!
3- تجربیات یا مجربات: هر چیزی که از تجربه و استقرا معلل به ان میرسیم.مانند اب در 100 به جوش می اید
اشکال:ایا استثناء پذیر نیست و مورد نقض دارد؟!
4- متواترات: خبری را که افرادی نقل کنند و این بدون هیچ گونه انگیزه واحد و کذبی نباشد،و ما به ان یقین می کنیم.مانند:نزول قران کریم بر رسول اکرم صلی الله و اله و سلم
اشکال:طبق تعریف یقینیات ما نمی توانیم از روی تقلید کار کنیم،ایا این جا از روی تقلید نیست؟!
5- حدسیات  :قضیه ای که منشاء ان قوه حدس است،مانند:سیارات به دور خور شید می چرخند.            

اشکال:اگر ما درست حدس نزنیم چی ؟!
6- فطریات :قضایایی که قیا سشان همراهشان است و عقل با واسطه ای حکم می کند،مانند:2خمس 10است.        
اشکال :ایا نمی شود گفت که از روی تقلید است!؟
حال بار دیگر تعریف برهان را ذکر می کنیم:(قیاس مولف من یقینیات ینتج یقینا بالذات اضطرارا)  


نتیجه گیری

با مقایسه تعریف یقینیات  که ماده برهانند و تعریف برهان  که قبلا ذکر کردیم درمیابیم:

در تعریف یقینیات قیدی داریم به نام (باالذات) ازاین قید برداشت می شود که به مواد یقینیات به علت خودشان و بدون هیج واسطه یا عامل خارجی یقین حاصل شود و طبق تعاریف فقط اولیات  از یقینیات هستند که بالذات یقین برای انسان حاصل می شود.
حال معلوم گردید که فقط یقینیات در برهان کاربرد دارند و اولیات فقط می توانند در صناعت برهان استفاده شوند.
با حفظ این مقدمه و توضیحات پیرامون تقسیم  در میابیم که تقسیمی که ثمره حکمی و کاربردی نداشته باشد،تقیسیم منطقی نیست.
باتوجه به مقدمات فوق و مسئله بنده(ایا یقینیات دارای اقسامنند؟) این نتیجه نهایی بدست می اید که یقینیات اقسام ندارند و فقط یک قسم هستند و آن اولیات است که فقط در برهان استفاده می شود.
پس پاسخ مسئله با شیوه منطقی و عقلی وعلمی برهمگان روشن گردید.
               الحمد الله


منابع

قران کریم ،ترجمه آیت الله مشکینی، مرکز طبع و نشر قران جمهوری اسلامی، 1389ش، نوبت اول.
نهج البلاغه، ترجمه علی شیروانی، دفتر نشر معارف وابسته به نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، 1390ش ،چاپ اول.
برهان شفاء،ترجمه و پژوهش مهدی قوام صفری،انتشارات فکر روز،تهران،1373ش.
الجوهر النضید،تعلیق و تحقیق محسن بیدارفر،انتشارات بیدار،قم،1363ش.
شرح الشمسیه،انتشارات بیدار،قم.
شرح منظومه،تصحیح و تعلیق حسن زاده آملی،نشر ناب،تهرام،1413ق.
المنطق،تعلیق غلام رضا الفیاضی،چ2،موسسه النشر الاسلامی،قم،1423ق.
اساس الاقتباس،تصحیح مدرس رضوی،انتشارات دانشگاه تهران،تهران،1361ق.
شرح مطالع الانوار فی المنطق،انتشارات کتبی نجفی ،قم.
القواعد الجلیه،موسسه النشر الاسلامی،قم،1412ق.
التحصیل،تصحیح و تعلیق مرتضی مطهری ، انتشارات دانشگاه تهران ،تهران،1349ش.
الحاشیه علی الهیات الشفاء،انتشارات بیدار،قم.
حاشیه الکفایه،بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی،قم










 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.