بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیش گفتار
حمد وسپاس خدای را که نام او مفتاح فتوح ویاد اوآرامش بخش دلهاست ودرود وسلام الهی برخاتم
پیمبران، محبوب زمین و زمان،مایه آرامش قلب وجان ،حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم)وبر
اهل بیت پاک ومقدسش بالأخص مولایمان،آقایمان حضرت مهدی (روحی وارواح العالمین له الفداء)ودرود بی
کران الهی بر امام راحل امت وبرشهدای عظیم الشأن دفاع مقدس بالأخص شهید باقری وباتشکر وقدردانی از
اساتید وتمام کسانی که دراین راه بنده را یاری کرده اند.
این تحقیق ناچیز وکم ارزش را به روان با ارزش و پاک ومقدسه اُم ابیها حضرت فاطمه زهرا (سلام الله
 علیها)وحضرت معصومه (سلام الله علیها) وشهدای انقلاب اسلامی تقدیم می کنم.

چکیده
طبق بیانات منطقیون منطق ابزاری  قانونی است که بوسیله عمل به آن تفکر از خطا باز داشته می شود و تفکر دارای مراحلی است که یکی از آن مراحل مواجهه با مشکل است.
جهل به اعتبار التفات به آن به دو دسته تقسیم می شود جهل مرکب وجهل بسیط.جهل مرکب جهلی است که انسان به جهل خویش علم نداشته ودر واقع نمی داند که نمی داند و مرحله ی اول تفکر محقق نمی شود و در نتیجه تفکر انجام نمی شود.بنابراین زمینه ای برای هدف منطق در جهل مرکب  وجود ندارد.با توجه به همین مطلب (مواجهه  شدن با مشکل )این حکم صادر می شود که منطق در جهل بسیط وارد شده  ودر آن از خطا جلوگیری می کند.چرا انسان به جهل خویش آگاهی یافته وبا مشکل رو به رو گشته به همین سبب مابقی مراحل فکر انجام می شود.
بس با این گفتار می توان این نتیجه را گرفت که تقسیم جهل به بسیط و مرکب دارای ثمره است.



Contents
فصل اول :تعاریف   .................................................. 1
تعریف جهل:  ........................................................  1
لغوی:   ................................................................. 1
اصطلاحی :   ......................................................... 1
تعریف بَسیط:   ..................................................... .1
لغوی واصطلاحی:   ................................................ 1
تعریف مُركَّب‏:  ......................................................  1
لغوی و اصطلاحی:  ...............................................  1
تعریف جهل بسیط:  ...............................................  1
جهل مرکب :  ........................................................  2
فصل دوم:ثمره ی تقسیم جهل به جهل بسیط ومرکب  3
فصل  سوم: نتیجه  ................................................. 4
منابع......................................................................

مقدمه
تبیین مسئله وضرورت مسئله
هرتقسیمی که در هر بحث ارائه می شود دارای اصولی می باشد مثل تقسیم شدن  به اعتبار و جهت واحدو...که یکی از آن اصول ثمره داشتن  یک تقسیم ودر واقع صادر شدن حکم جداگانه ای برای هر قسم ذکر شده در تقسیم می باشد که این اصل مورد قبول مرحوم مظفر در کتاب المنطق می باشد حال با این گفته ما به سراغ یکی از تقسیمات بیان شده در این کتاب رفته تا ببینیم که ایا ثمره ای برای این تقسیم یعنی تقسیم جهل به بسیط ومرکب می توان در نظر گرفت یا خیر(باتوجه به مطالب کتاب).



مسئله :
         آیا تقسیم جهل به بسیط و مرکب ثمره ای در بردارد یا خیر؟
موضوع:
           تقسیم جهل به بسیط ومرکب    
محمول : ثمره
نسبت:
           ثمره داشتن تقسیم جهل به بسیط ومرکب
گونه شناسی:
این بحث در علم منطق ودر مقدمه ی آن علم در تعریف علم وجهل وسپس تقسیم جهل به بسیط ومرکب بیان گردیده است.
 
فصل اول :تعاریف

تعریف جهل:
       لغوی:
          نادانى. جاهل:نادان. سفيه. بى اعتنا. در كتب لغت آنرا نادانى معنى كرده‏اند .
         اصطلاحی :
           عدم حضور صورت شیئ در ذهن.
تعریف بَسیط:
        لغوی واصطلاحی:
                 لكل شي‏ء لا يتصوّر فيه تركيب ‏.
تعریف مُركَّب‏:
          لغوی و اصطلاحی:
                 از ماده ی ركب  مفع، تأليف شده و آماده شده؛ «مُرَكَّبٌ‏ من عدّة أجزاء» از چند جزو تشكيل شده است‏ .
 تعریف جهل بسیط:
               عدم علم یعنی اینکه ذهن درباره ی امری رأی حق وصواب نداشته باشد .

جهل مرکب :
                تنها عدم علم نیست بلکه در جهل مرکب شخص باوجود عدم علم خود را به خطا عالم می پندارد یعنی شخص در حقیقت جاهل ونادان است اما خود را دانا میداند ودر رأیی باطل جازم است  واین نوعی بیماری است.


فصل دوم:

ثمره ی تقسیم جهل به جهل بسیط ومرکب


                         طبق آنچه كه در كتاب هاي منطقي أمده علم منطق را بدين عبارت معنا فرموده اند:((ابزاری قانوني كه رعايت آن موجب جلو گیری از خطاء تفكر در ذهن مي شود )).و همجنين در عبارات ايشان حول تفكر اين عبارت بيان شده كه تفکر دارای مراحل می باشد که اولين مرحله تفكر مواجهه ي با مشكل مي باشد.در تعريف جهل نيز چنان بيان شده است كه ((جهل عدم حضور صورت شىء در ذهن مي باشد.))وبه عبارت ساده تر عدم علم و دانستن مي باشد.
درکتب منطقی برای تقسیم اصولی ذکر شده که یکی از آن اصول اعتبار و وجه تقسیم معینی برای یک تقسیم می باشد که در واقع آن تقسیم طبق آن اعتبار و وجه تقسیم میشود.
حال در ادامه جهل را به اعتبار التفات یا عدم التفات انسان به جهل خویش به دو دسته ی بسیط ومرکب تقسیم کرده اند. و جهل بسیط را اینگونه بیان کرده اند که انسان نسبت به جهل خویش التفات وآگاهی داشته باشد و نسبت به جهل مرکب نیز گفته اند که انسان آگاهی و التفات به جهل خودش نداشته باشد.   
یکی دیگر از اصول مطرح شده در کتاب های منطقی برای هر تقسیم ، ثمره داشتن یک تقسیم می باشد. حال آیا در تقسیم بیان شده(تقسیم جهل به بسیط ومرکب) آیا این شرط رعایت شده است یاخیر؟ یعنی آیا ثمره  و حکم جداگانه برای هر قسم مطرح شده در این تقسیم وجود دارد یا خیر؟   
ما این را می دانیم را که وجود تفکر مقدم است نسبت به جلوگیری از خطا در آن و گفته شد که مرحله ی اول تفکر مواجهه شدن با مشکل (مسئله) می باشد . حال با توجه به تعریف جهل بسیط می بینیم که این در این جهل است که انسان متوجه مشکل شده و با آن رو به رو می شود،چرا که می داند که نسبت به یک شیء آگاهی و علم ندارد و این سبب ایجاد تفکر می شود.پس منطق که کارش جلو گیری از خطا در تفکر می باشد، محدوده کارش در جهل بسیط می باشد.
اما در جهل مرکب چون انسان نسبت به جهل خویش آگاهی ندارد و در واقع با مشکلی هم رو به رو نشده است،پس مرحله ی اول تفکر برای پیمودن سایر مراحل آن انجام نمی شود پس تفکری درجهل مرکب  صورت نمی گیرد تا که جلوگیری از خطای در تفکر که فرع بر آن است انجام گیرد،پس منطق که کار آن جلوگیری از خطای در تفکر است ، محدوده فعالیتش جهل مرکب نمی باشد ، این دو حکم جدا گانه برای هر قسم جهل است ،پس این تقسیم بیان شده در المنطق دارای ثمره بوده و اصل اول هر تقسیم رعایت شده است.   
 

فصل  سوم: نتیجه
             در خصوص جواب به این سوال که آیا تقسیم جهل به بسیط ومرکب ثمره ای دارد باید بگوییم بله چرا که :
1-کار منطق جلو گیری از خطا در تفکر است .
2-جلو گیری از خطا در تفکر فرع بر تفکر است.
3- برای هر تقسیم اصولی وجود دارد که یکی از آنها داشتن اعتبار و وجه مشخصی برای  هر تقسیم می باشد. و یکی دیگر از آن اصول ثمره داشتن  هر تقسیم می با شد .
4- یکی از تقسیم های مطرح شده در کتاب المنطق تقسیم جهل به اعتبار التفات وعدم التفات به آن جهل به بسیط ومرکب می باشد.
5-در جهل بسیط انسان می داند که نمیداند وبا مشکل رو به رو می شود پس این جهل است که سبب تفکر می شود پس منطق با جهل بسیط کار دارد.
6-در جهل مرکب چون انسان متوجه جهل خویش نیست وبا مشکل رو به رو نشده است پس تفکر در آن انجام نمی شود پس جلو گیری از خطای در تفکر هم در آن انجام نمی شود .
7- مورد 6 و7 ثمره های تقسم جهل به بسیط ومرکب می باشد.

 
منابع
-قاموس قران: قرشی سید علیی اکبر –دار الکتاب الاسلامیه-تهران- چ ششم -
-شفا برهان :شیخ الرئیس ابن سینا –مکتبه آیت الله مرعشی –قم
- فرهنگ ابجدي عربي فارسي: مهار رضا -   
-مفردات الفاظ القرآن: انتشارات مرتضوی –تهران -   
-موسوعة مصطلحات علم المنطق عند العرب:فرید جبر،سمیح دغیم،رفیق العجم ،جیرار جهامی-مکتبۀ لبنان ناشرون –بیروت چ1
-الحاشية على تهذيب المنطق: مولی عبدالله ابن شهاب الدین الحسین الیزدی –موسسه النشر الاسلامی-قم
-شرح حكمة الاشراق:شمس الدین سهروردی -موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی -تهران
-القواعد الجلية في شرح الرسالة الشمسية علامه حلی:موسسه النشر الاسلامیه -قم


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.