بسم الله الرحمن الرحیم

 

 


این اثر کوچک را تقدیم می کنم به:
سیده ی نساء عالمین حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیها
و فرزند عزیزشان حضرت حجة ابن الحسن العسکری عجّل الله تعالی فرجه الشریف


منم و دوری از چشم تو و خون جگری                          چه شود بر من مسکین بنمایی نظری
یا علیکی به سلامم دهی و یا که ز لطف                     نام من هم تو به هنگام قنوتت ببری


با سپاس و قدر دانی از:
خداوندی که بنده ی حقیر را لایق دانست که در توسعه فرهنگ دین محوری بکوشم.
حجت الاسلام واحدی مدیر محترم مدرسه حقانی، که زمینه ی این پژوهش علمی را فراهم آوردند
حجت الاسلام رضازاده استاد محترم پژوهش و تمامی کسانی که بنده را در تهیه ی این پژوهش یاری کردند

چکیده
بحث در مورد علم بودن یا عدم علم بودن جهل مرکب بحثی است که با توجه به تعریف های مختلف از علم پاسخ های مختلفی را نیز به دنبال دارد. آنچه که در این نزاع ها نقشی کلیدی دارد این است که آیا قید مطابقت با واقع در تعریف علم شرط می باشد یا خیر.
این پژوهش ابتدا به بررسی تعاریف هر یک از علم و جهل مرکب و سپس به بررسی تعاریف مختلف از علم می پردازد و در آخر نتیجه گیری خواهد کرد.
نتیجه این پژوهش به طور خلاصه این است که اگر ما در تعریف علم مطابق با واقع بودن را شرط کنیم آن وقت جهل مرکب علم نیست.

کلمات کلیدی: علم، جهل، جهل مرکب، مطابق با واقع


فهرست
مقدّمه   ............................................................................. 1
فصل اول: بررسی کلیات و مفاهیم    ......................................2
فصل دوم: بررسی سخن های پیرامون موضوع   ...................... 4
فصل سوم: جمع بندی .   ......................................................6
فهرست منابع   ................................................................... 7



مقدّمه
مرحوم مظفر بخشی از کتاب خود را (المنطق) به بحث از علم نبودن جهل مرکب اختصاص داده است و سرّ این نظر ایشان ضرورت قید مطابقت با واقع در اطلاق علم است در حالی که ضرورت این قید با توجه به تقسیم بندی های ایشان از علم در مباحث مختلف، ایشان را در معرض تناقض گویی قرار می دهد.
بحث از این که آیا قید مطابقت با واقع در تعریف علم شرط می باشد یا خیر، نقش اساسی را در پاسخ به سوال پژوهش ما خواهد داشت.
این سوال از انواع سوالات هل مرکبه به حساب می آید زیرا وجود جهل مرکب به عنوان پیش فرض در نظر گرفته شده است و به موضوع علم بودن جهل مرکب به صورت خاص پرداخته می شود. همچنین قضیه ای حقیقیه است زیرا جهل مرکب بما هو جهل مرکب ربطی به تحقق در خارج و یا در ذهن ندارد. 


فصل اول: بررسی کلیات و مفاهیم


جهل چیست؟
از نظر لغوی:
الجَهْل‏ يعنى نادانى و بر سه گونه است:
اوّل- خالى بودن نفس و خاطر انسان از علم و دانش كه بعضى از متكلّمين يعنى (دانشمندان دينى كه از راه حكمت و استدلال عقلى با خصم گفتگو مى‏كنند) معنى اوّليه جهل را مقتضى و مناسب كارهايى مى‏دانند كه با بى‏نظمى جريان دارد.
دوّم- يعنى اعتقاد و باور داشتن چيزى بر خلاف آنچه كه هست.
سوّم- جهل و نادانى يعنى انجام كارى بر خلاف آنچه كه بايد انجام شود خواه در باره آن اعتقاد درستى داشته باشد يا اعتقادى ناصحيح و فاسد مثل كسيكه عمدا نماز را ترك مى‏كند.
از نظر اصطلاحی:
لیس الجهل الا عدم العلم ممن له الاستعداد للعلم و التمکن منه . جهل نداشتن علم است برای کسی که توانایی کسب علم را دارد.
جهل مرکب چیست؟
جهل مرکب تنها عدم علم نیست. بلکه در جهل مرکب، شخص با وجود عدم علم خود را به خطا عالم می پندارد. یعنی شخص در حقیقت جاهل و نادان است، اما خود را دانا می داند و در رأیی باطل جازم است و این نوعی بیماری نفسانی است (شفا، برهان، ص 153). علت اینکه این گونه جهل را مرکب نامیده اند این است که مرکب از دو جهل است. یکی جهل، و دیگر جهل نسبت به آن جهل. جهل مرکب مقابل علم است به تقابل تضاد و ممکن نیست که علم با وجود آن حاصل شود.
علم چیست؟
از نظر لغوی:
عِلْم‏ ادراك حقيقت چيزى است و بر دو گونه است:
1- ادراك ذات شي‏ء.
2- حكم كردن بر وجود چيزى با وجود چيز ديگر كه برايش ثابت و موجود است يا نفى چيزى كه از او دور و منفى است.
از نظر اصطلاحی:
علم در اصطلاح به معانی گوناگون بکار می رود که مهمترین آنها سه معنی ذیل است:
العلم هو صورة الحاصلة من الشیء عند العقل. یعنی علم عبارت از صورتی است که از شیء در نزد عقل حاصل می شود. این معنی عامترین معانی علم است و در آغاز منطق، علم به همین معنی بکار می رود.   


فصل دوم: بررسی سخن های پیرامون موضوع


مرحوم مظفر درباره جهل مرکب چنین مضمونی را می گویند:
جهل مرکب از اقسام علم نیست زیرا تعریف علم شامل جهل مرکب نمی شود و در جهل مرکب صورت شیء در نزد عقل حاضر نشده است بلکه گمان می شود که این صورت شی است. دوما یک شیء نمی تواند از اقسام قسیم خود باشد. جهل قسیم علم است بنابراین نمی تواند از اقسام علم باشد و صرف اعتقاد نمی تواند چیزی را تغییر دهد.
از ظاهر کلام مرحوم مظفر چنین برمی آید که قید مطابقت با واقع را در تعریف علم قیدی ضروری می دانند، اما با توجه به اینکه ایشان یقین را علم می دانند و درتعریف یقین بالمعنی الاعم قید مطابقت با واقع ذکر نشده است  تناقضی پیش می آید.
اما مساله مهم این است که آیا این قید در تعریف علم شرط می باشد یا خیر. دیگران علم را اینگونه تعریف کرده اند:
1-    طبق نظر علامه حلی: العلم هو حصول صورة الشیء فی الذهن
2-    بعضی از بزرگان تعریف علم را بدیهی دانسته و تعریف آن را لغو و غلط انگاشته اند. برخی دیگر آن را نظری تصور کرده و محتاج به تعریف دانسته اند.  
3-    دسته ای دیگر از حکماء علم را از مقوله جوهر و عرض خارج دانسته و گفته اند: علم وجود است و وجود تحت مقوله جوهر یا مقولات اعراض واقع نگردد زیرا مَقسم مقولات عشر ماهیت است و وجود با آن متقابل است پس تحت اقسام وی اندراج نیابد.
4-    مطلق کشف کردن و حاضرشدن در ذهن، با ادراک و شناخت مرادف است و این مقسم علم به حصولی و حضوری است.
5-    صورتی که از شی در نزد عقل به دست می آید، با علم حصولی مرادف است.
6-    اعتقادی که ترجیح داده شود چه مانع نقیض بشود یا خیر. به آن علم بالمعنی الاعم گویند و شامل ظن و یقین می شود و این معنا با تصدیق مرادف است و با تصور تقابل دارد.
7-    اعتقادی که ترجیح داده شود و مانع نقیض بشود به آن علم بالعنی الاخص گویند و مقابل ظن است.
8-    اعتقاد جازم و مطابق با واقع که با جهل مرکب تقابل دارد.
9-    اعتقاد جازم و مطابق با واقع و اثبات شده است و مقابل تقلید است.
همان  طور که ملاحظه کردید بعضی از معانی اخص و بعضی از معانی اعم هستند. اما اینکه جهل مرکب مقابل یکی از تعاریف علم است دلیل نمی شود که علم نباشد بلکه طبق تعاریف دیگر ممکن است جهل مرکب علم باشد.

فصل سوم: جمع بندی


نکته حائز اهمیت این است که ما علم را چگونه تعریف کنیم. اگر علم به حصول صورت واقعی شیء در ذهن تعریف شود جهل مرکب از اقسام علم نیست ولی اگر علم را وجود صورتی از شی ای در ذهن بدانیم جهل مرکب علم خواهد شد.
در جهل مرکب دانستن سه چیز مهم است:
1-    تصوری در ذهن فرد است
2-    این تصور غیر مطابق با شیء خارجی است
3-    شخص اعتقاد به تطابق دارد
در اینجا شاید شخص به صورت واقعی به شی خارجی جهل داشته باشد اما علمی هم به صورتی دارد. پس از جهتی علم دارد و از جهتی جهل. علم به آن چه در ذهن است و جهل به آنچه که در خارج است.
به طور کلی بدون توجه به تعریف علم نمی توان گفت جهل مرکب علم است یا خیر!



فهرست منابع
1-    خسروى حسينى، سيد غلامرضا، ترجمه وتحقيق مفردات الفاظ قرآن، انتشارات مرتضوى، دوم، 1375
2-    خوانساری، محمود، فرهنگ اصطلاحات منطقی، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ اول، 1356
3-    عسکری سلیمانی امیری، منطق پیشرفته، انتشارات مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، چاپ اول، 1389
4-    مظفر، محمدرضا، المنطق، موسسة النشر الاسلامی، 1393
5-    مهیار، رضا، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى.
6-    میرزا محمود مجتهد خراسانی، رهبر خرد، انتشارات عصمت،
1387


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.