بسم الله الرحمن الرحیم

 

    پیشگفتار

الحمد لله علی ما انعم  و له الشکر علی ما ألهَم وصلی الله علی سید رسله ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین و اللعنُ علی اعدائِهم اجمعین

 

پس از حمد و ثنای پروردگار عالم این حقیر برخود لازم میدانم از زحمات  اساتید گرامی خود خصوصاً جناب استاد میر عظیمی به طور خاص شکر سپاس گزاری نمایم 0

در پایان، این رساله ی ناچیز را به محضر مادر بزرگوار سادات تقدیم میدارم و امیداورم که به دعای آن حضرت، مشمول شفاعت و عنایت و کرامتشان گردیم و نیز از زحمات مادر بزرگوارم که در تعلیم وتربیت این حقیر به بسیار کوشا بوده و هستند تشکر کرده و سر تعظیم فرود می آورم و پس از مادر سادات این رساله ناچیز را به ایشان عرضه میدارم0  

والسلام علی من اتبع الهدی

چکیده

صرف،دانش کلمه شناسی و تغیرات آن است

کلمه واحد صوتی معنا داری است که یکی از اقسام آن فعل است فعل به اعتبار بناءبه  4دسته تقسیم میشود که از جمله آن فعل ثلاثی مزید است.

از جمله معانی غالبی این فعل مشارکت است که عبارتست از  شرکت داشتن 2شخص یا دو شی ء در انجام کاری در حالی که هر یک از طرفین نسبت به دیگری هم فاعل بوده وهم مفعول.

این معنا که در سه باب تفاعل ،مفاعله و افتعال ظهور دارد به اشکالی ظهور میابد که غالب آن به صورت  مشارکت فاعل و مفعولی طرفین به نحوی که هریک 50%سهیم اند0

مشارکت در باب مفاعله

 بعد از ذکر فعل این باب یکی از طرفین به صورت مرفوع نوشته میشود و دیگری منصوب که دو قول اصلی در این باره موجود است:

آ)مرفوع شروع کننده فعل مشارکتی

ب)مرفوع هیچ گونه سبقتی بر منصوب ندارد در آغاز فعل مشارکتی

    مشارکت در دو باب دیگر

          همچون آنچه در مورد باب مفاعله است ، میباشد با این تفاوت که در این دو باب طرفین به صورت فاعل و مرفوع آورده میشوند و یا یک لفظ مرفوع دربردارنده ی افراد.

 

  ادامه دارد(صفحه بعد)

جمع بندی تفاوتها ی مشارکت در بابهای مفاعله و افتعال و تفاعل

آ)مشارکَین در باب مفاعله یکی به صورت فاعل و دیگری به صورت مفعول ذکر میشود لکن در بابهای تفاعل و افتعال مشارک ها یا مشارک(یک لفظ دارای افراد) به صورت فاعل و مرفوع

ب)بنابهقولی لفظ مرفوع در باب مفاعله آغازگر مشارکت است به خلاف بابهای تفاعل و افتعال که مبتدی مشخص نیست  لکن بنا به قول مرحوم رضی تفاوت معنایی و جود ندارد.

 

فهرست مطالب

مقدمه.........................................................................................................................1

فصل اول :مفهوم شناسی ............................................................................................2

فصل دوم:مشارکت.......................................................................................................4

اقوال در معنا.................................................................................................................4

اشکال ظهور.................................................................................................................5

مشارکت در باب مفاعله.................................................................................................6

مشارکت در دو باب تفاعل و افتعال...................................................................................6

تفاوتها..........................................................................................................................7

نتیجه............................................................................................................................7

 

مقدمه (و جایگاه ادبیات عرب)

 « قال الله تبارک و تعالی فی کتابه الحکیم:و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون »

از دیر باز رساندن پیام خالق عالم هستی به مخلوقات او ونیز فهم کلام الله تبارک و تعالی جایگاهی بس رفیع و مهم بوده و نیازمند تحمل سختی های بسیار علمی و غیر علمی بوده است تا جایی که به عنوان تنها جایگاه صنفی ای که خدای تعالی شخصاً مأمورانش را منصوب نموده و تأیید جایگاه پیامبری و به تبع آن شریف ترین صنف ،شاگردان و همکاران صنف آن صد و بیست چهار هزار انسان کامل و امامان معصوم و حضرت صدیقه(سلام الله علیهم اجمعین) است که لابد است برای شاگرد هر مکتبی فهم سخن و سیره ی استاد خود که این مطلب برای شاگردان آن مکتب ضرورت یادگیری دقیق و کامل اد بیات کلام معصوم و قرآن کریم را آشکار میسازد0

بیان مسئله

در علوم ادبی خصوصاً زبان شیرین عربی ظرایف و دقایقی وجود دارد که نیاز به تحقیق دارد که در پژوهش پیشِرو به پرسشی پرداختم که همواره ازپرسش های  آموزندگان علم صرف از اساتید محترم بوده و در فهم بهتر یکی از معانی مهم افعال در زبان عربی و در نتیجه استنباط از آیات و روایات بی تأثیر نیست.به راستی آیا معانی مشارکت در ابواب فعل ثلاثی مزید متفاوت است؟؟؟

 

فصل اول( مفهوم شناسی)

صرف

در لغت به معنای تغییر دادن [1]از آن یاد میشود ونام دیگر آن تصریف است که مارا در شناخت ساختار کلمه یاری می کند[2]

اهداف علم صرف عبارتند از :

آ)ایجاد معنایی جدید

ب)آسان سازی تلفظ کلمه[3]

کلمه

تعریف)به الفاظ موضوع مفرد یا به عباتی دیگر واحد صوتی ای که برای رساندن معنایی خاص وضع شده است،کلمه گفته میشود[4]

اقسام)به سه دسته ی اصلی اسم ،فعل و حرف تقسیم میشود

فعل

تعریف)لفظی است[5]که معنایی مستقل دارد ویکی از ازمنه سه گانه را می رساند[6]چون جاء یجیء

علامتها)قبول قد ،سین ،سوف یاتاء تانیث ساکن اشاره کرد

در ادبیات عرب هر کلمه دارای بنایی است

بناء عبارتست از وضعیتی که برای کلمه باتوجه به تعداد حروف و نیز اصلی یا زاید بودن آن حروف قائلند.[7]حرف اصلی همان حروفی هستند که در همه ی کلمات متجانس میاید یه خلاف حرف زاید که تنها دربرخی کلمات متجانس می آید

حای اگر کلمه ای در ساختار خود 3یا4یا5 حرف اصلی داشت به ترتیب ثلاثی ،رباعی و خماسی است.که دارا بودن 5 حرف اصلی مختص اسم بوده و از محل بحث خارج استحال اگر هریک از اقسام سه گانه حرف زاید اشت مزید وگرنه مجرد است.[8]

فعل ثلاثی مزید

از آنجا که موضوع مورد تحقیق درباره ی تفوت معنای مشارکت در ابواب ثلاثی مزید است لازم است تا به تعریف این فعل بپردازیم که در تعرف گفته شده فعلی است که در صیغه اول ماضی خود 3 حرف اصلی 1 یا جند حرف زاید دیگر داشته باشد[9]

یکی از معانی مشهوری که صرفیون برای افعال ثلاثی مکزید بر شمرده اند مشارکت است که در سه باب مفاعله ،افتعال و تفاعل دیده میشود حال یا معنای غالبی باب بوده یا غیر غالبی.

فصل دوم (مشارکت)

اقوال مختلف درمعنای مشارکت

آ)شرکت داشتن 2شخص یا دو شی ء در انجام کاری در حالی که هر یک از طرفین نسبت به دیگری هم فاعل بوده وهم مفعول.[10]

ب)باب مفاعله ریشه ی فعل خود را به یکی از دو چیز یا شخص نسبت می دهد در حالیکه آن نسبت متعلق به شخص یا چیز دیگر نیز هست برای ایجاد مشارکتی متقابل(صریح) همچون ضاربته و شارکته

نویسنده در ادامه ی می آورد

اگر فعل لازمی به این باب آورده شود متعدی می شود(همجون کارمته  و شاعرته) و نیز اگر فعلی متعدی به یک مفعول بود به شرطی که مفعول آن بعد از ورودش به باب یکی از طرفین مشارکت نشود  تبدیل به متعدی به دو مفعول می گردد همجون (جاذبته الثوب) ودر غیر این صورت آن فعل یک مفعولی می ماند.[11]

ج)این بیان که به مورد اول شبیه تر است عبارتست از:

مشارکت برای بیان نسبت متقابل بین دو طرف است که هریک در برابر دیگری فاعل فعلی است است [12]

اشکال ظهور مشارکت

آ)هر دو طرف به یک اندازه (50%)برای دیگری فاعل و نیز مفعول است.

ب)همچون مورد اول بااین تفاوت که اولی دومی را منع مینماید[13]و به نحوی عکس العمل نشان میدهد.

ج)از طرفی فعلی انجام میگیرد واز طرفی دیگر فعلی به عنوان مجازات، مانند قاتلهم الله

د)از هر دو طرف مشارکت ،عملی روی چیزی صورت می گیرد، چون نازعتک الحدیث

ه) ظهور فعل در مقابل دیگری بی آن که مفعولی درکار باشد ،چون قاتلهم الله[14]

قابل توجه است که عده ای از صرفیون مثال قسم دوم را متعلق به قسم دوم می دانند.[15]

 

اقوال در مورد مشارکت در باب مفاعله

آ)در کتاب  علوم العربیه نویسنده معتقد است زمانیکه طرفین مشارکت به صورت 50 درصدی در نسبت فاعلی و مفعولی سهیم باشند مستحب است لفظی را که مرفوع است را همان آغازگر کار در نظر بگیریم و لفظ دیگر ،لفظ منصوب ما باشد. همچنین در قسم دوم اشکال مشارکت لفظ دوم وجوبا آغاز کننده کار است.[16]

ب)در کتاب شرح رضی بر شافیه آ مده است مبتدی و آغازکننده کار مشارکتی، لفظ مرفوع نیست ؛ آنچنان که در کتابش مینویسد" غلط است آنگونه که توهّم میشود که مرفوع باب مفاعله به خلاف باب تفاعل سابقِ در شروعِ اصل فعل است همانگونه که در روایتی شریف از امام مجتبی (س)آمد{ سفیه لم یجد مسافها}[17]"

به نظر میرسد در میان دو نظر مذکور، هر نظر ازجهتی درست بوده و از جهتی مثال نقض دارد که از اتخاذ نظری به طور مطلق خود داری مینماییم.

علت نصب یکی از طرفین در باب مفاعله

علت منصوب بودن یکی از طرفین در باب مفاعله مفعول به بودن یک طرفِ آن نیست بلکه به دلیل مشارَک بودن آن به طور صریح(دو طرفه) است هرچند در حقیقت عکس این نسبت هم صادق بوده و برای لفظ مرفوع یا مشارِک، صدق میکند

مشارکت در  دو باب تفاعل و افتعال

مشارکت در این دو باب نظیر آنچه در باب مفاعله گذشت ؛میباشد

با این تفاوت که در این دو باب طرفین به صورت فاعل مرفوع آورده میشوند و مفعولیت لفظی برای احدی از آنها لحاظ نمی گرددچه در دو لفظ آمده وچه در یک لفظِ دارای افراد[18]

بنا براین اگر بخواهیم فعلی را از باب مفاعله وارد این دو باب کنیم یک مفعولش کمتر میشود مثال ها

ضاربتُ زیداً(یک مفعول به)        تضاربنا(بی مفعول به)

جاذبته الثوبَ( دو مفعول به)          تجاذبنا الثوبَ (یک مفعول به)

جمع بندی جامع تفاوتهای مشارکت در سه باب ثلاثی مزید

آ)مشارک ها در باب مفاعله یکی به صورت فاعل و دیگری به صورت مفعول ذکر میشود لکن در بابهای تفاعل و افتعال مشارک ها یا مشارک(یک لفظ دارای افراد) به صورت فاعل و مرفوع همچون :    «ضارب علیٌ سعیداً____تضاربَ علیٌ سعیدٌ___اضطربَ علیٌ سعیدٌ___تضاربَ القومُ»[19]

ب)بنابه قولی لفظ مرفوع در باب مفاعله آغازگر مشارکت است به خلاف بابهای تفاعل و افتعال که مبتدی مشخص نیست

ج)بنا به قول مرحوم رضی تفاوت معنایی و جود ندارد.

نتیجه

آ)مشارکَین در باب مفاعله یکی به صورت فاعل و دیگری به صورت مفعول ذکر میشود لکن در بابهای تفاعل و افتعال مشارک ها یا مشارک(یک لفظ دارای افراد) به صورت فاعل و مرفوع

ب)بنابه قولی لفظ مرفوع در باب مفاعله آغازگر مشارکت است به خلاف بابهای تفاعل و افتعال که مبتدی مشخص نیست  لکن بنا به قول مرحوم رضی تفاوت معنایی و جود ندارد.

 

                                     

 

فهرست منابع

1)     حسینی طهرانی ،سید هاشم ،علوم العربیه ،تهران،انتشارات المفید ،چاپ دوم،1368 ش.

2)     شرتونی،رشید،مبادی العربیه، انتشارات دارالعلم ،چاپ بیست و پنجم،1427ق.

3)     شیخ رضی، محمد بن حسن، شرح شافیه ابن حاجب، بیروت –لبنان، دارالکتب العلمیه، چاپ اول،1975م

4)     صفایی بوشهری ،غلامعلی ،بدایه النحو،انتشارات مرکز مدیریت حوزه های علمیه،1394 ش                                   

5)     طباطبایی،سد محمد رضا،صرف ساده،قم: دارالعلم،چاپ هشتاد و پنجم،1394ش.

6)     کشمیری، عبد الرسول، صرف کاربردی، مشهد: موسسه مطالعات راهبردی،چاپ اول،1392ش.

7)     محمدی، محسن،صرف متوسط، حمید محمدی، قم: انتشارات دار العلم

8)     محمد بن حسن الرضی،شرح شافیه ابن حاجب،لبنان: دار الکتب العلمیه،چاپ اول

 

 


[1]صرف کاربردی ،کشمیری،ج1ص53

[2]جامع الدروس العربیه،شرتونی ،ج4ص10

[3]صر ف ساده ،طباطبایی ،ص19

[4]بدایه النحو،صفایی بوشهری ،ص33

[5]مبادی العربیه،محمدی،ج4 ص20

[6][6]جامع الدروس العربیه ، شرتونی ص13___الفعل ما دل علی معنی فی نفسه مقترن بزمان و علامته....

[7]صرف ساده،طباطبایی،ص52

[8]همانص52و54

[9]صرف کاربردی ،ص101 و102

[10]صرف متوسط،حمید محمدی،ص 102

[11]شرح شافیه ابن حاجب،مرحوم رضی،ج1 ص96

و فاعل لنسبت اصله الی احد الامرین متعلقا بالآخر للمشارکه صریحا فیجیئ العکس ضمنا ثم جاء غیر المتعدی متعدیا و المتعدی الی مفعول واحد مغایرا للمفاعل متعدیا الی اثنین نحو جاذبته الثوب بخلاف شاتمته

[12]علوم العریه،حسینس طهرانی ،انتشارات المفید،1369،ج1،ص28

(از ترجمه فارسی خود نویسنده استفاده شده است)

[13]همچون مثال یخادعون الله...که در اینجا الله تبارک و تعالی خدعه گران را منع و در برابر آنان برای منعشان خدعه متقابل میکند.

[14]زمانی اتفاق می افتد که ثلاثی مجرد آن متعدی نباشد.

[15]علوم العربیه ،حسینی طهرانی ،انتشارت المفید،1369،ج1،ص28

[16]همان،و الاحسن ان یوتی المبتدا بالعمل فی صورت المرفوع وهذا بع خلاف باب التفاعل فان البطرفین فیه بصورت المرفوع____و یجب فی هذه الصوره ان یوتی المبتدا بصوره الفاعل و المانع بصورت المفعول

[17]شرح شافیه،رضی،دار الکتب العلمیه بیروت،1975،ج1،ص101__و لیس کما یتوهم  من ان المرفوع باب فاعل هو السابق بالشروع فی اصل الفعل علی المنصوب بخلاف باب تفاعل 

[18]علوم العریببه،حسینی طهرانی ،انتشارات المفید ،1368،ج1ص 34__نظیر ما فی باب المفاعله الا ان الطرفین فی هذا الباب کباب التفاعل بصوره الفاعل و لا یلاحظ المفعولیه لأحدها

[19]صرف متوسط ،محمدی، انتشارات دارالعلم،1386،ص119


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.