بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی نبینا محمد و آله الطاهرین
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
لا حولَ و لا قوّةَ إلّا  بالله العلیّ العظیم ثمّ الصّلاة و السّلام علی نبیّنا محمّدٍ و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الأرضین ...
تحقیق حاضر را تقدیم می کنیم به محضر  مولا و مقتدایمان، امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» و نایب بر حقشان حضرت امام خامنه ای (حفظه الله).
خداوند منان را شاکریم که توفیق خدمت در امر دین را بر ما مبذول داشت. و از تمامی عزیزانی که ما را در به ثمر رسیدن این پژوهش یاری کردند و هم چنین از کادر پژوهش مدرسه که این فرصت را به یاری حق تعالی فراهم کردند، متشکریم.

 
چکیده :
"در این پژوهش سعی بر آن می شود که معلوم گردد که جایگاه  بحث «لزوم و تعدیه» در کدام علم از علوم ادبی قرار دارد (البته این مسئله در مقدمه ذکر می شود ) و  مهم تر از آن ( که همان موضوع تحقیق ما می باشد ) درباره تفاوت فعل لازم ومتعدی بحثی به میان خواهد آمد.
 برای پاسخ به سوال اوّل باتوجّه به ماهیّت لزوم و تعدیه مشخّص می گردد جایگاه آن با یک عنوان علم صرف  می تواند باشد و از آن بحث کند مثلا از حیث اینکه یک تغیری در کلمه رخ می دهد و لغت نیز به صورت شخصی و مصداقی می تواند آن را بررسی می کند وبرای پاسخ به سوال دوم به بررسی تعریف واقسام فعل لازم ومتعدی می پردازیم که در آن اقوال مربوط هر کدام از تعاریف را مطرح نموده و در نهایت یک جمع بندی از تقسیمات فعل لازم و متعدی ارائه می شود.
در نهایت به یک بررسی معنایی پرداخته می شود.
در تعاریف ابتدا تعریف لغوی هر کدام وسپس تعریف اصصطلاحی وپس از آن وجه تسمیه ذکر خواهد شد.
در ارئه تقسیم بندی عرض می کنیم  که به صورت کلی فعل لازم  شامل هر فعلی می شود که قیام  آن به وسیله فاعل صورت گیرد وشامل افعالی می شود که دلالت بر سجیّه یا طبیعت داشته باشد و به برخی افعال ثلاثی مزید از جمله باب های :«انفعال وافعلال وافعیلال و...» برود.
فعل متعدی هم به صورت کلی به چهار دسته «متعدی بنفسه» ، « متعدی بغیره» ، «هم متعدی بنفسه و هم متعدی بغیره»  و « نه متعدی بنفسه ونه متعدی بغیره»تقسیم می شود ، که خود متعدی بنفسه به سه بخش متعدی به یک و دو و سه مفعول تقسیم می شود ومتعدی  بغیره به دو دسته تعدیه عام و خاص تقسیم می شود وسایر تقسیمات جزئی تر ، که برای بهتر شناختن به متن اصلی رجوع شود.
و در نهایت تفاوتهای آندو مطرح شدند که این تفاوتها یا از لحاظ لفظی بودند یا معنایی.

 
فهرست مطالب
فهرست مطالب   .............................................................................................. 6
مقدمه   ..........................................................................................................  8
تبیین مسئله    :  .............................................................................................  8
توضیح مسئله :  ..............................................................................................  8
موضوع ، محمول ، نسبت حکمیه   .....................................................................  8
اهمیت وضرورت :   ...........................................................................................  8
جایگاه بحث :   ................................................................................................  9
فصل اول:  مفهوم شناسی   ...........................................................................  10
تعاریف     ....................................................................................................... 11
تعاریف لغوی:  ................................................................................................  11
تعاریف  اصطلاحی:   .......................................................................................  11
اقوال در تعریف فعل لازم  .................................................................................  11
اقوال در تعریف فعل متعدی  .............................................................................  12
وجه تسمیه افعال لازم ومتعدی:  ......................................................................  12
فصل دوم :تقسیمات فعل از لحاظ لزوم و تعدی  ..................................................  13
 بخش اول:«انواع فعل به لحظ لزوم وتعدی (نیاز به مفعول)»   ...............................  14
1-انواع فعل لازم :   .........................................................................................  14
2-انواع فعل متعدی به اعتبارات مختلف:  ............................................................  15
3- فعل هم لازم وهم متعدی :  .........................................................................  17
4- نه لازم ونه متعدی:   ...................................................................................  17
        بخش دوم:«بررسی برخ اشتباهات درترجمه افعال متعدی»  ........................  17
فصل سوم:« تفاوت افعال لازم ومتعدی»   ..........................................................  19
          بخش اول تفاوت لفظی  ........................................................................  20
         بخش دوم تفاوت معنایی   ......................................................................  21
نتیجه گیری   .................................................................................................  22
منابع  ...........................................................................................................  23

 

« مقدمه »
•    تبیین مسئله    :
•    توضیح مسئله :          
•    موضوع ، محمول ، نسبت حکمیه :               
آنچه که در این پژوهش بررسی می شود این است که آیا بین فعل لازم ومتعدی تفاوتی وجود دارد که با توجه نمودن به این سوال در می یابیم که موضوع این تحقیق فعل لازم و متعدی و محمول تفاوت و نسبت حکمیه بررسی تفاوت فعل لازم ومتعدی است که بدین سبب ما این پژوهش را طرح کردیم .
لازم به ذکر است که ما برای دست یابی به این پژوهش به سراغ برخی کتب صرفی و نحوی رفتیم و اطلاعاتی جمع آوری نموده وذکر کرده ایم .
•    اهمیت وضرورت :
بحث لزوم و تعدیه در ادبیات عرب جایگاه ویژه ای دارد و این به خاطر کاربرد فراوان آن در اکثر علوم ادبیات عرب است که ازجمله ی آن میتوان به صرف ، نحو و لغت  هم اشاره کرد.
از فواید این بحث این است که با معلوم شدن تفاوت های افعال لازم ومتعدی می توان گام بلندی در معنا کردن این افعال برداشت و به صورتی مختصر هم در صورت عدم وجود منابع لغوی بتوان فعل لازم ومتعدی را تشخیص داد. اهمیت این بحث بیشتر صرفی است وتا حدودی هم در نحو به عنوان راهی برای مشخص نمودن  مفعول های افعال متعدی می تواند کاربرد داشته باشد.
•    جایگاه بحث :
   پرودرگار متعال وقتی انسان را در دنیا فرود آورد، برای رفع حوائجش او را محتاج وسایل و ابزاری قرار داد. از آن جمله زبان بود که برای تفهیم و تفهم جهت رفع نیازهایی که جز با رابطه برقرار کردن با دیگران برطرف نمی شود. از این رو زبان پدید آمد. بعدها که انسان به بررسی برخی پدیده ها از جمله زبان رو آورد  بودند و زبان عربی نیز از این سیر مستثنی نبود و از آن جمله بود که کسانی که ادبیات عرب را نگاشتند.    قواعد این زبان در چند علم از جمله صرف، نحو، بلاغت، بیان ، بدیع و... گردآوری کردند .  بحث ما در ذیل علم صرف مطرح می شود  در این علم کلمات را به سه قسم تقسیم می کنند. اسم، فعل و حرف. در قسمت فعل نیز، افعال را از جنبه های مختلف بررسی می کنند. یکی از این جنبه ها توانایی فعل به نصب دادن مفعول بی واسطه است. افعال را از این نظر به لازم و متعدی تقسیم می کنند. لازم به ذکر است که باتوجّه به ماهیّت لزوم و تعدیه می توان گفت که جایگاه آن در علوم صرف و  لغت می باشد. علم صرف با یک عنوان دیگر می تواند از آن بحث کند مثلا از حیث اینکه یک تغیری در کلمه رخ می دهد و لغت نیز به صورت شخصی و مصداقی آن را بررسی می کند.ولی از آنجا که اکثراً این بحث به صورت تخصصی در کتب صرفی ذکر گردیده و  موضوع این پژوهش چیز دیگری است از ذکر جزئیات آن خودداری کرده و پزیرفته می شود که بحث لزوم وتعدی در حیطه علم صرف است.



فصل اول
    
«مفهوم شناسی»  
« تعاریف »
•    تعاریف لغوی:

فعل: فعل در لغت به معنای کار است.
لازم: لازم اسم فاعل از ماده ی ((لَزِمَ)) است و در لغت به معنای ملازم شده است.
متعدی: متعدی اسم فاعل باب تفعُّل و به معنای تجاوز کننده است.
•    تعاریف  اصطلاحی:

فعل: فعل در اصطلاح به کلمه ای گویند که دلالت  بر انجام کاری یا روی دادن حالتی در یک از زمان های سه گانه دارد. امکان وارد شدن الفاظی بر سر افعال، آنها را از سایر اقسام کلمه جدا می کند. از جمله ی این الفاظ می توان به «قد، سین و سوف و...» اشاره کرد.
•    در تعریف فعل لازم سه قول وجود دارد:

1.فعلی است که معنایش با فاعل کامل می شود به مفعول نیازی ندارد.  
2.فعلی است که اثرش از فاعل تجاوز نمی کند وبه مفعول نمیرسد.2
3.فعلی است که کتب لغت ( واضع لغت ) برای آن مفعول به منصوب قرار نداده است.3

•    در تعریف فعل متعدی هم سه قول وجود دارد:

1.فعلی است که معنایش با فاعل کامل نمی شود به مفعول نیاز دارد.  
2.فعلی است که اثرش از فاعل تجاوز کرده وبه مفعول رسیده است. 2
3.فعلی است که کتب لغت ( واضع لغت ) برای آن مفعول به منصوب قرار داده است.3
•    وجه تسمیه افعال لازم ومتعدی:
فعل لازم:  لازم از ((لَزِمَ)) به معنای چسبیدن است، از این رو فعل لازم را لازم نامیده اند چون دائما ملازم و چسبیده به فاعل خود است.
فعل متعدی: کلمه متعدی به معنای تجاوز کننده است و فعل متعدی را چون از فاعل تجاوز کرده و چیزی به نام مفعول اختیار کرده است، از این رو به آن فعل متعدی می گویند به گونه ای که اگر مفعول را ذکر نکنند جا دارد که مخاطب دچار سؤال و ابهام از مفعول شود.4
 

فصل دوم
« تقسیمات و بررسی فعل از لحاظ لزوم وتعدی »


بخش اول :« تقسیمات فعل از لحاظ لازم ومتعدی »

برای شناخت فعل لازم ومتعدی و راه های تشخیص آنها از یکدیگر ناچاریم که انواع آنها رابدانیم پس به شرح انواع فعل به لحاظ لزوم وتعدی می پردازیم:
•    انواع فعل به لحظ لزوم وتعدی (نیاز به مفعول):
فعل از لحاظ لزوم ومتعدی به چهار دسته تقسیم می شود :1.فعل لازم 2. فعل متعدی 3. هم لازم ومتعدی 4. نه لازم ونه متعدی . علمای ادبیات با بررسی استعمالات مردم عرب زبان یک سری کلیاتی در زمینه فعل لازم ومتعدی دست یافتند که ما به علت اختصار به برخی از آنان را اشاره می کنیم:
1-انواع فعل لازم :
1ـ فعل ماضی که عین الفعل آن مضموم باشد. مثل : « شَرُفَ ، کَرُمَ ». علت این است که این افعال دلالت سجیّه دارند و فقط قیام به فاعل دارند.
2ـ  فعل ماضی که مفتوح یا مکسور العین باشد که صفتش بر وزن فعیل باشد. مثل : «ذلّ» که صفتش می شود «ذلیل»
3- فعلی که ازباب رباعی مجرد«افعللّ» باشد. مثل : اقشعرّ.
4. فعل ماضی باب إفعال که به معنای «صار» باشد. مثل : أحصَدَ الزرعُ.
5. فعلی که به این ابواب ثلاثی مزید مثل : «انفعال» ، «افعلال» و « افعیلال» برود لازم میباشد. مثل: انصرف الکلمة إسودَّ اللیل ، إحمارَّ الحدید.
و...
2-انواع فعل متعدی به اعتبارات مختلف:
 الف) به اعتبار  تعداد مفعول:  بر سه قسم است :

1.  متعدی به یک مفعول ، مثل : « ورثَ سلیمانُ داوودَ »

2 . متعدی به دو مفعول که خود بر دو قسم است :
1.    دو مفعول آنها دراصل مبتدا خبر بوده است : الف)افعال قلوب،  مثل:« ظننتُ زیداً قویاً » ب)افعال تصییر،   مثل:« و اجعلنا مسلمین لک »
2.    دو مفعول آنها دراصل مبتدا خبر نبوده است (باب اعطی و أخواتها):مثل:«إنّا أعطیناک الکوثر»
3. متعدی به سه مفعول ، مثل :« یریهم الله اعمالهم حسرات علیهم   »  
ب) به اعتبار نوع تعدیه: بر دو قسم است:
 1. متعدی بنفسه : افعالی که بدون حرف جر مفعول می گیرند و مفعول آن بدون واسطه است. مثل:« ضرب الله مثلاً »
2. متعدی بغیره: افعالی اند که در اصل لازم یامتعدی به یک مفعول بوده وبه کمک حرف جر مفعول می گیرند و مفعول آن بدون واسطه است. که خود به دو بخش تقسیم می شوند:
 1. تعدیه عام : معنای مفعول به بدون واسطه را می دهد وبه واسطه حرف جر «باء» متعدی می شود، مثل:« ذهب به» ترجمه: او رابرد.
2. تعدیه خاص : معنای مفعول به بدون واسطه را نمی دهد واختصاص به حرف «باء» ندارد، مثل : «قام فی الحجره»

3- فعلی که هم لازم وهم متعدی است :
که در این افعال فعل گاهی به صورت لازم ( که مفعول با وسطه میگیرند)وگاهی  به صورت متعدی ( که مفعول بدون واسطه می گیرند )استعمال شده است، مثل: شکر؛ « أن اشکرلی ولوالدیک»  و « واشکرو نعمتَ الله علیکم » و
4- فعلی که نه لازم ونه متعدی است :
 افعالی اند که  شأن لازم ومتعدی بودن را ندارند، مثل: « افعال ناقصه ومقاربه» مثل:« کاد، کان و...» و
 

بخش دوم : « اشتباه برخی افراد برای شناخت فعل لازم ومتعدی»

متأسفانه مشاهده می شود که برخی نویسندگان  درنوشته های خود دچار این اشتباه  می شوند وفعل لازم ومتعدی در عربی را هم چون فعل لازم و متعدی در فارسی می پندارند و این برداشت سوء آنان سبب این امر شده است.
و باید بدانیم که، در فارسی فعلی متعدی است که بعد از مفعول آن در جمله « را » باشد مثلاً (( ضربتُکَ : تو را زدم )) و فعلی لازم است که دارای مفعول نباشد مثلاً :« علی رفت » ولی در عربی فعل متعدی این طورنیست واین ریشه این اشتباهات در برخی ترجمه ها می باشد.
اشتباه این گروه ریشه ای است و راه حل آنست که لزوم وتعدی باید با معیار عربی سنجیده شود و تنها راه تشخیص آن رجوع به کتب لغت است نه هیچ راه دیگری از جمله برخی که اشتباه کرده اند وبرای تشخیص متعدی بودن فعل از «چه کسی را »و« چه چیزی را » استفاده می کنند و فعل متعدی را شناسایی می کنند در حالی که این روش در برخی افعالی که در عربی متعدی و در فارسی هم متعدی اند کاربرد دارد. به عنوان نمونه از برخی ریشه های این اشتباه این مسئله می باشد که؛ برخی افعال  در عربی در خود معنای حرفی  دارند ودر فارسی این معنای حرفی درافعال مشابه نیست  مثلاً فعل « جاء » گاهی در عربی متعدی است ومعنای حرفی را درخود دارد ولی فعل مشابه آن درفارسی « آمدن » لازم است و معنای حرفی در فعل نیست و درجمله ظاهر به صورت «نزد » ظاهر می شود. به ترجمه غلط این فعل مطابق با این تصور غلط توجه کنید : ((جئتُکَ : تورا آمدم)) درحالی که ترجمه درست این است: ((جئتُکَ : نزد تو آمدم)).  بالعکس این مسئله هم وجود دارد که فعلی در فارسی متعدی و معنای حرفی را در خود داشته باشد مثلاً«بردن» ولی در عربی معنای حرفی را در خود نداشته باشد و در کلام ظاهر شود مثلاً : « ذهب زیدٌ ببکر ٍ».
 
فصل سوم
تفاوت فعل لازم و متعدی:


این تفاوت را می توان از دوحیث مورد بررسی قرار داد یکی لفظی و دیگری معنایی.
تفاوت لفظی : بخش اول:
همانطور که از تعاریفی که در ابتدای پژوهش مطرح شد فهمیده می شود که فعل متعدی از لحاظ لفظی با فعل لازم این تفاوت ها را دارد که در اینجا به علت اختصار برخی از آنهارا ذکر می کنیم:
1.یکی از مشخصات فعل متعدی اینست که می توان به راحتی مفعول به بدون واسطه بگیرد بر خلاف فعل لازم. مثل فعل «ضرب» که متعدی است و فعل «ذهب» لازم است.
2.نشانه دیگر فعل متعدی اینست که وقتی مجهول می گردد مفعول به بدون واسطه نایب فاعلش قرار میگیرد بر خلاف فعل لازم که وقتی مجهول می شود الفاظی دیگر از جمله جارومجرور یا مصدر یا ظرف زمان یامکان نایب فاعل قرار می گیرد.به مثال زیر توجه کنید:
فعل متعدی                      ضَرَبَ علیٌ بکراً       مجهول    ضُرِبَ بکراً
فعل لازم                         ذَهَبَ علیٌ ببکرٍ       مجهول      ذُهِبَ ببکرٍ
3.گاهی فعل لازم با حرف جر متعدی می شود واین بوسیله جر مصدر موول به «إنَّ و أنَّ» میباشد که گاهی حرف جر قیاساً حذف می شود بر خلاف فعل متعدی. به مثال توجه کنید:
فعل لازم «عجب»               عجبتُ من أنَّکَ قائم                   عجبتُ أنَّکَ قائم.
توجه داشته باشید که در این حال فعل لازم است نه متعدی.

بخش دوم: تفاوت معنایی :
این تفاوت را کمی به طور مختصر در تعاریف و فصل دوم توضیح دادیم حالا هم بخشی از آنها را مطرح می کنیم:
1.فعل لازم در معنای خود بدون ذکر منصوب ابهام اصلی  ندارد و یصح السکوت است ولی فعل متعدی این طور نیست و در صورت عذم ذکر منصوب ابهام اصلی دارد.
2.فعل لازم بر خلاف فعل متعدی در قیام خود به فاعل فقط نیاز دارد ولی فعل متعدی به مفعول هم نیاز دارد.
3.افعالی که دلالت بر سجیه و طبیعت  دارند مثل: «شَرُفَ»یا دلالت بر نظافت یا کثیفی دارند مثل:«طَهُرَ و دَنِسَ» این افعلا لازم اند نه متعدی.  

***نتیجه گیری***
در این پژوهش سعی شد که تفاوت فعل لازم و متعدی بیان گردد که بدین سبب بود که ما از تعاریفی درمورد فعل لازم ومتعدی (چه لغوی و چه اصطلاحی ) بحث کردیم و گفته شد که در تعریف اصطلاحی سه قول وجود دارد که با جمع بندی آنان به این نتیجه میرسیم که تعریف کامل این تعریف می تواند باشد :
1. فعل لازم : «فعلی است که واضع لغت برای آن مفعول به منصوب قرار نداده است یا به عبارت دیگر می توان گفت که فعلی است که اثرش از فاعل تجاوز نکرده و و معنای آن با فاعل کامل می شود و به مفعول نیاز ندارد.»
2. فعل متعدی  : «فعلی است که واضع لغت برای آن مفعول به منصوب قرار داده است یا به عبارت دیگر می توان گفت که فعلی است که اثرش از فاعل تجاوز کرده و و معنای آن با فاعل کامل نمی شود و به معول نیاز دارد.»
وهم چنین در ارئه تقسیم بندی عرض کردیم که به صورت کلی فعل لازم  شامل هر فعلی می شود که قیام  آن به وسیله فاعل صورت گیرد وشامل افعالی می شود که دلالت بر سجیّه یا طبیعت داشته باشد و به برخی افعال ثلاثی مزید از جمله باب های :«انفعال وافعلال وافعیلال و...» برود.
فعل متعدی هم به صورت کلی به چهار دسته «متعدی بنفسه» ، « متعدی بغیره» ، «هم متعدی بنفسه و هم متعدی بغیره»  و « نه متعدی بنفسه ونه متعدی بغیره»تقسیم می شود ، که خود متعدی بنفسه به سه بخش متعدی به یک و دو و سه مفعول تقسیم می شود ومتعدب بغیره به دو دسته تعدیه عام و خاص تقسیم می شود وسایر تقسیمات جزئی تر که برای بهتر شناختن به متن اصلی رجوع شود.
ودرنهایت تفاوتهای آندو مطرح شدند که این تفاوتها عمدتاً به صورت لفظی یا معنایی بودند.
                      با تشکر فراوان آرزو ی توفیق روز افزون ازکسانی که در این راه ما را یاری نمودند.
(من الّله التوفیق...)

**«« منابع و مآخذ »»**

1. قرآن کریم.
2. بدایة النحو / غلامعلی صفائی بوشهری / مدیریت حوزه علمیه قم / نوبت چاپ سوم / 1393 .
3. جامع الدروس العربیه/ مصطفی الغلایینی/ انتشارات مکتبه العصریه /  نوبت چاپ بیست و هشت/بیروت
4. جزوه کارگاه صرف مدرسه علمیه منتظریه (حقانی).
5. شرح ابن عقیل بر الفیه ابن مالک/ بهاء الدین عبدالله ابن عقیل/انتشارات موسسه الصادق تهران/ 1375 هجری شمسی.
6. صرف روان / احمد امین شیرازی / انتشارات مؤسسه ی بوستان کتاب / 1385.
7. صرف ساده / محمد رضا طباطبایی / انتشارات دار العلم / نوبت چاپ هشتاد و سوم / 1393 .
8. صرف کاربردی / شیخ عبد الرسول کشمیری / انتشارات معارف اسلامی / چاپ اول / تابستان 9213.
9. شذا العرف فی فن الصرف/ احمد بن محمد الحملاوی/ انتشارات مؤسسه ی التاریخ عربی / بیروت لبنان.
10. کاوش های نحوی و ادبی (شرح کامل مغنی اللبیب ) /سید مرتضی اصفهانی (قائنی)/ انتشارات دارالفکر / چاپ دوم / 1390.
11. مبادی العربیه / رشید شرتونی / انتشارات دارالعلم / 1387 .


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.