بسم الله الرحمن الرحیم

 

 




تقدیم به :

حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء


با تشکر از :

استاد جاودان فرد، مدیر، معاونان و دیگر دست اندرکاران مدرسه علمیه حقانی
که از سنت حسنه پژوهش حمایت می کنند.



چکیده


بحث درباره اشتقاق کبیر از بحث های نسبتا بکر علوم عربی است که سالیان درازی است بخاطر تغییر روش نگارش معاجم، کمرنگ شده است. عجائب بی نظیر زبانشناسی اشتقاق کبیر در عین دشواری تحقیق و دسترسی به منابع مطلوب، سبب نگارش این پژوهش شد. اشتقاق کبیر آن است که ریشه های ثلاثی با اصول مشترک که مکان حروف در آن ها تغییر یافته است به یک معنای جامع برگردانده شود. کاربرد این بحث در مراجعه به معاجم اولیه نظیر العین و دادن دیدی زبانشناسانه درباره مبدأ ریشه های ثلاثی است. از آنجاکه برخی که اغلب از معاصرین هستند آن را با قلب مکانی یکی می پندارند و این پژوهش به دنبال ارائه تعریفی درست از اشتقاق کبیر است، اسن پژوهش در دو فصل تنظیم شده است: فصلی در تعریف اشتقاق کبیر و فصلی دیگر در تفاونش با مفاهیم مشابه و در آخر  برای اثبات اشتقاق کبیر، از اصل بودن هر یک از قالب های ششگانه اشتقاق کبیر استفاده می شود. برای اثبات اصل بودن هر یک از ریشه ها صرف نظر از تقدم و تأخر در به وجود آمدن آنها از پنج راه کمک گرفته می شود که در پژوهش مفصلا به  آن ها اشاره شده است.
 
فهرست

چکیده   .............................................................. 4
فهرست   ........................................................... 1
مقدمه  ..............................................................  1
الف) تبیین مسئله  .............................................  1
1) ذکر مسئله:   .................................................. 1
2) تجزیه مسئله:   .............................................. 1
ب) بیان جایگاه بحث  ...........................................  1
ج) ثمرات علمی و کاربردی بحث ...........................  2
فصل اول: مفهوم شناسی  ..................................  4
فصل دوم: تعاریف اشتقاق کبیر  ...........................  6
تعریف اول)  .......................................................  6
نقد    .................................................................8
تعریف دوم) ......................................................   9
نقد   .................................................................. 9
جمع بندی)    ......................................................9
فصل سوم: تفاوت با مفاهیم مشابه   ................... 10
ابدال  ..............................................................  11
قلب مکانی   ..................................................... 14
جواب   ............................................................. 16
نقد  ................................................................  18
نتیجه گیری   .................................................... 20
فهرست منابع  .................................................  21

مقدمه

الف) تبیین مسئله
1) ذکر مسئله:

 اشتقاق کبیر چیست. این گزاره تعریفی بوده و دارای نسبت حکمیه و موضوع و محمول به طوری که در دیگر تحقیق ها مطرح می شود نیست.
2) تجزیه مسئله:

 بحث ما  درمورد چیستی اشتقاق کبیر است پس باید در حوزه تصورات و تعاریف بدان پرداخت تا بتوان در آخر این مطلب، حکم به صحت یا عدم صحت آن کرده و درصورت صحت، تعریفی درست ار آن ارائه داد. پس ابتدا تعریفی از آن ارائه می شود و سپس به وسیله سنجش با مفاهیم مشابه، حدود آن روشن می گردد.




ب) بیان جایگاه بحث


بحث پیرامون اشتقاق و بالتبع درباره اشتقاق کبیر معمولا بعنوان پیش نیاز در کتب صرفی مطرح است، اما از آنجایی که موضوع صرف تغییرات ساختاری کلمات است بیشتر از قلب مکانی در آن بحث می شود درحالیکه در اشتقاق کبیر تغییر ساختاری مطرح نیست و اگر مطرح هم باشد آن تغییرات برای اغراض لفظی یا معنوی نیست.
 از سویی دیگر، بخش مهمی ازموضوع اسم صرف از اشتقاق صغیر که همانا گرفتن کلمه ای از کلمه دیگر با حفظ ترتیب حروف آن است صحبت می شود.
در قرون اولیه تدوین علوم عربی، بیشتر لغویون به اشتقاق می پرداختند تا در معاجم نخستین خود ترتیب بهتری برای گرداوری لغات بکار ببرند. اما باز هم از سویی دیگر در لغت موضوع گرفتن کلمه ای از کلمه ای دیگر نیست بلکه موضوع، بررسی معنای کلمات است.
شاید بهترین جایگاه شناخته شده برای اشتقاق، همانی باشد که علمای قدیم می دانستند. آن ها علوم عربی را به چهارده  علم تقسیم می کردند که بعد تجوید و لغت در مرتبه بعدی علم اشتقاق قرار داشت و با توجه به نیاز صرف به آن و رابطه ی نزدیکش با لغت، می توان گفت بهترین جایگاه برای آن، علم اشتقاق است.



ج) ثمرات علمی و کاربردی بحث

فوائد این بحث را می توان دو دسته کرد: فوائد کاربردی و فوائد علمی
درمورد فوائد علمی این بحث می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1.    پس از آشنا شدن با مفهوم اشتقاق کبیر، می توان  به دیدی جامع درباره معانی لغات از طریق فهم ریشه درست آنها رسید. مثل اینکه ابو علی فارسی در لغت "اثفیة" معتقد است بر وزن افعوله است و لام الفعل آن واو است و با استفاده از اشتقاق کبیر، واو را بر یاء ترجیح داده است که اصل آن "ث ف و" است همانند کلماتی مثل ثفا و وثف.
2.    پی بردن به دیدی جامع و کلی درمورد لغات، منشأ و ترتیب وضع آنها. همانطور که برخی از دانشمندان اشتقاق کبیر را مرحله ای مهم در بسط لغت عربی از ریشه ثلاثی میداند. بدین صورت که واضع به عادت زبانی خود طبق مخرج صوتی، ریشه ای را می سازد و بعد با تغییر معنی اولیه و پیچیده شدن آن اقدام به تولید ریشه های بعدی با ترتیبی دیگر می کند. یعنی ابتداء از ریشه ک ل م، کلم ساخته شده است زیرا که کاف در انتهای مخرج صوتی، لام در وسط و میم در ابتدای آن است و سپس با تغییر ترتیب حروف بار معنایی جدیدی منتهی در همان فضای معنای اول می آفریند و با این کار دامنه لغات خود را گسترش می دهد. البته شایان ذکر است که این پژوهش برای آشنایی اجمالی با اشتقاق کبیر است و زمینه ساز این دو کاربرد گفته شده می باشد.
و همینطور به نظر میرسد هدف خلیل در استفاده از اشتقاق کبیر که بعدها الهام بخش ابوعلی فارسی و شاگردش ابن جنی شد، تنها تحقیقی علمی بوده است نه استفاده از قالب های غیرمستعملی که از این طریق حاصل می شود.    
و درمورد فوائد کاربردی میتوان به این موارد اشاره کرد:
1.    ترتیب گردآوری لغات در برخی لغتنامه ها بدین نحو است، خصوصا لغتنامه هایی که دیدی کلی و منطقی به لغات داشته اند مثل العین. بدین سبب است که اشتقاق کبیر در لغت هم بعضا بحث میشود. البته با گردآوری جدید این معاجم و استفاده از نرم افزارها، تا حدی این کاربرد کاهش یافته است اما همچنان برای درک بهتر لغات طبق سیر گردآورنده، اشتقاق کبیر لازم است.
2.    حدس ریشه و معنای کلی لغات ناآشنا. مثلا اگر بدانیم بین دو ریشه "ف ج ر"  و  فرج اشتقاق کبیر وجود دارد و معنای فرج را ندانیم، میتوانیم بفهمیم که معنای مشترکی با فجر به معنی شکاف و گشایش دارد.




فصل اول: مفهوم شناسی

برای روشن شدن بحث اشتقاق کبیر ابتداءً باید به مبحث اشتقاق پرداخت. اشتقاق از ریشه  "ش ق ق" به معنی صدع یعنی شکافتن است و خود اشتقاق به معنی بنا کردن از اصل می باشد. در اصطلاح کلی عربی، اشتقاق عبارت است از گرفته شدن چیزی از چیز دیگر.  
معروفترین و مهمترین نوع اشتقاق، همان گرفته شدن کلمات مشتق (اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهه، اسم مبالغه، افعل تفضیل، اسم مکان، زمان و آلت) از فعل مضارع است که در صرف تحت عنوان جامد و مشتق و در نحو پنچ اسم اول در عنوان اسامی عامله بحث می شوند.
نوع دیگری از اشتقاق که در فصل سوم به آن اشاره می شود اشتقاق اکبر است و دسته آخر، اشتقاق کبار یا همان نحت لغوی است که در آن مصدر فعلی بجای حروف الفبا از اسمی جامد، اسمی مرکب، جمله و یا حتی حرف گرفته می شود.
همانطور که در مقدمه عنوان شد، موضوع بحث مفهوم شناسی است  و طبق آن پژوهش دارای دو فصل است: فصلی در تعریف اشتقاق کبیر و فصلی در بیان تمایز اشتقاق کبیر با مفاهیم مشابه.
مفهوم دیگری که باید در اینجا بدان پرداخته شود، قالب های ششگانه است. در ریشه های ثلاثی مجرد، گاهی اوقات جای حروف بدون تغییر حروف با هم عوض می شود و از این تعویض ها شش ترکیب مختلف به دست می آید. به هر یک از این ریشه ها قالب می گویند. مثلا از سه حرف "ر" " ز" " ق" شش قالب "رزق" "زرق" "قرز" "قزر" "زقر" "رقز" به دست می آید.

فصل دوم: تعاریف اشتقاق کبیر

در فصل اول با اشتقاق و اقسام آن آشنا شدیم تا در این فصل تعریفی از اشتقاق کبیر ارائه دهیم.
تعریف اول)


اشتقاق کبیر برگرداندن قالب های مختلف یک کلمه که یا با جابجایی حروف یا تعویض آنها به دست آمده، می باشد.
مبدع این تقسیم ابن جنی است. او در خصائص اینگونه می نویسد: "اول کسی که به این موضوع اشاره کرده است ابوعلی فارسی است منتهی نامی برای آن  ننهاد و این نام برای ماست و نامی است نکو.  "

البته حقیقتا اول کسی که به این موضوع اشاره می کند خلیل بن احمد است همانطور که زعبلاوی می گوید:
"صاحب کتاب مقدمة لدرس لغة العرب، عبدالله العلائلی می گوید: طبقه دوم نحویون کاری غیر از شرح آنچه خلیل آورده بود نکردند و او اول کسی بود که قالب ها را سر درس عنوان کرد که ریشه ثلاثی عربی دارای شش قالب است که برخی مهمل و برخی مستعملند. همچنین به نظر می رسد هدف او از این کار استفاده از قالب های مهمل نبوده بلکه صرفا پژوهشی علمی بوده است .
علما معتقدند خلیل در العین از این روش برای جمع آوری لغات استفاده کرده است و بعدها الگوی ابن جنی شده است. "
البته این تعریف از ظاهر کلام او فهمیده نمی شود بلکه از مثال ها و تحلیل دیگر سخنان او توسط دانشمندان دیگر فهمیده می شود.  ابن جنی، اشتقاق را دو دسته می کند صغیر و کبیر. سپس در ادامه می نویسد:
"صغیر همان است که مردم می شناسند و آن است که معانی مشترک از حروف اصلی مشترک به اختلاف صیغه و مبانی بدست می آید. اما کبیر آن است که ریشه های سه ثلاثی با قالب های ششگانه خود معنای مشترکی دارند و اگر چیزی خارج از آن معنا بود آنرا تأویل می برند همانگونه که در اشتقاق صغیر این کار را انجام می دهند.
مثال شش قالب از ماده ق و ل اینگونه است: قول، قلو، وقل، ولق، لقو، لوق که همگی برمعنای مشترک سرعت و خفت دلالت دارند. یا جبر، جرب، رجب، ربج، بجر، برج که بر شدت و قوت دلالت دارد.
و نکته آخر این که مدعی نیستیم که این امر در تمامی کلمات مستمرا هست همانگونه که برای اشتقاق صغیر این ادعا را نداریم بلکه ممکن است در چند ریشه مثلا در پنج ریشه باشد یا تأویلش بسیار دشوار باشد.  "


نقد


این تعریف علاوه بر اشتقاق کبیر، برخی تغییرات لفظی دیگر را هم مانند اشتقاق اکبر و ابدال در بر می گیرد که ادله ی تفاوت این مفاهیم با هم در فصل بعدی ذکر می شود.

تعریف دوم)


اشتقاق کبیر آن است که بین دو کلمه که یکی اصل و دیگری فرع است، تناسب در لفظ و معنا باشد بدون رعایت ترتیب حروف.
این نظر مظر بیشتر متأخرین است و البته از متقدمین هم قائلانی دارد.

نقد


طبق این نظر قلب مکانی وارد تعریف اشتقاق کبیر. اگر قلب مکانی به جای اشتقاق کبیر گرفته شود حقیقتا تکلف است.
همچنین اگر اشتقاق کبیر قلب گرفته شود اساسا چیزی تحت عنوان آن باقب نخواهد ماند. مفصلا در فصل بعد به این مطلب پرداخته خواهد شد.

جمع بندی)


دانستیم که تعاریف ارائه شده از اشتقاق کبیر، چندان مانع غیر نیستند. بهترین تعریفی که هم جامع باشد و هم مانع، این تعریف است:
اشتقاق کبیر عبارت است از گرفتن کلمه ای از دیگری به شرط تناسب ترکیبی، عدم تناسب ترتیبی، تناسب معنای جامع و عدم تناسب معنای اولیه ظاهری.
این تعریف که تعریف مورد نظر این مقاله است دارای چند مؤلفه می باشد:
1.    تناسب ترکیبی: همان یکسانی حروف اصلی است. این قید برای خروج اشتقاق اکبر و ابدال است.
2.    عدم تناسب ترتیبی: یعنی جابجا شدن جایگاه حروف در هر یک ار قالب ها. این قید برای خروج اشتقاق اصغر است.
3.    تناسب معنای جامع: که همان خصوصیت اصلی اشتقاق کبیر است.
4.    عدم تناسب معنای ظاهری: این قید برای خروج قلب مکانی است.


فصل سوم: تفاوت با مفاهیم مشابه


پس از مشخص شدن تعریف مناسب اشتقاق، به منظور روشن شدن حدود آن و واضح شدن نقدهایی که در فصل قبل به دو تعریف اول وارد شده بود، ناچاریم به بیان اختلاف بین اشتقاق کبیر و مفاهیم مشابهش بپردازیم.
در این میان، شباهت بین دو مفهوم ابدال و قلب مکانی با اشتقاق کبیر آشکارتر است، به حدی که برخی آنان را داخل در هم می دانند.

ابدال


ابدال به مطلق قراردادن حرفی در جای دیگری می گویند که دو نوع است: لغوی و صرفی که هر دو نوعش با اشتقاق کبیر مشابهت هایی دارد.
اما صرفی آن است که حرفی را مکان حرف دیگر قرار دهیم برای اغراض لفظی مانند تسهیل.  طبق اجماع علماء حروف ابدال (حروفی که ابدال در آنها انجام می شود) 9 یا 15 تا است (أنصت یوم جد طاه زل) که این حروف گاهی برای تخفیف یا رفع ثقالت کلمه به حروف متجانس خود تبدیل می شود.  مانند ماه و ماء، سقر و صقر و ... و حروفی که جزء این ها نیستند اما تغییر کرده اند به علت نزدیکی صفات آنهاست که از بحث ابدال صرفی خارج است (مثل اذتکر و اذکر)  و به آن اصطلاحا عوض می گویند.  یا وارد در ابدال لغوی می شود. ابدال لغوی اعم از ابدال صرفی است و شامل هر نوع تعویض حروف کلمه به شرط اشتراک صفات یا نزدیکی مخرج ها می شود.  گروهی از علما آن را جدا از اشتقاق اکبر می دانند و گروهی آن را مطابق با آن می شمارند و به عنوان دلیل خود کلماتی مثل فصم و قصم را مثال می آورند که اشتراکی بین آن ها وحود نداشته پس نمی تواند داخل در ابدال لغوی گردد ولی ورودش به اشتقاق اکبر بلامانع است. البته به این مسئله بسیار کم پرداخته شده و در اثبات رأی موافق غلو و در رد رأی مخالف تعصب دیده می شود. همچنین این مطلب زوایای مجهول و مطالب بکر زیادی دارد که شایسته تحقیق بوده و از اجمال در این مقاله خارج است.  همانطور که گذشت این قول، قول ابن جنی است. او دسته ای مجزا را به نام اشتقاق کبیر را قبول ندارد و نام اشتقاق اکبر را برای هر دو دسته یاد شده قرار می دهد.  احتمالا علت ابن جنی از یکی دانستن این دو دسته، کشف چیزی جز اشتقاق عادی بوده است و آن اشتقاقی است که ریشه هایش یا با جابجایی بین خود کلمه یا با تعویض با حرفی دیگر، تغییر می کند.
در هر حال تفاوت این مفاهیم با اشتقاق کبیر واضح است و شایسته است اینجا به مهم ترین وجوه اختلافش اشاره شود:
1.    در اشتقاق کبیر جابجایی حروف یک ریشه با یکدیگر است حال آنکه در این مفاهیم حرفی از خارج ریشه به جای آنها می آید.
2.    بالتبع چون جای حروف ریشه در این مفاهیم با هم معوض نمی شود، قالب های محصور و مشخصی نظیر قالب های ششگانه نیز شکل نمی گیرد و ممکن است هیچ کلمه ای یا از آن سو تعدادی زیاد از کلمات از یک ریشه شکل بگیرد.
3.     درنتیجه ریشه هایی مستقل که با هم رابطه معنایی داشته باشند نه اینکه هم معنی باشند  نیز شکل نخواهد گرفت.  
در نتیجه تمام این موارد، ثمراتی که برای اشتقاق کبیر ذکر شد اعم از علمی (دید جامع لغوی) و کاربردی (استفاده در معاجم و حدس ریشه یک کلمه) محقق نمی شود زیرا نه معنای اولیه ای به تدریج کامل شده ، نه ریشه هایی جود خواهد داشت که به یک معنا برگردند و درفرض هم که باشند معنای جامعی وجود ندارد و صرفا ترادف بین آنها برقرار است. نه می توان معنای ریشه را حدس زد چه آنکه ممکن است حروف زیادی بتوانند در جای یکی از حروف ریشه قرار بگیرند و بررسی آنها کاری تقریبا ناممکن است و نه تعداد ریشه ها محصور و مشخص است که بتوان طبقشان معجم تدوین کرد.

قلب مکانی


قلب مکانی آن است که حروف اصلی یک کلمه (غالبا برای اغراض لفظی) با هم جابجا شود.  گروهی از علما اشتقاق کبیر را همان قلب مکانی می دانند. ایراد وارده آنان به ابن جنی و دیگر قائلین به اشتقاق کبیر این است که لازمه نظر او را دو چیز می دانند:
الف) اینکه هر حرفی ارزشی دارد که جابجایی آنرا از موقعیتش نمی اندازد.
ب) عامل ایجاد این قیمت و ارزش همانا صوت حرف است.
و هر یک از این دو امر دوری از واقع و محدود کردن دایره معانی لغات است. پس اشتقاق کبیر همان قلب مکانی است که بعلت اختلاف در تقدیم و تأخیر(مثل صاعقه و صاقعه) یا اضطرار مثل رعایت سجع و قافیه، اشتباه راویان یا رغبت در تخفیف بعلت ثقالت تلفظ است.
می توان حدس زد در اصول فکری مطرح کنندگان اولیه این نظریه رگه هایی از فکر و مذهب ظاهری لااقل در ادبیات بوده است، همانطور که ابن مضاء قرطبی صاحب الرد علی النحاة اینچنین فکری داشت. مذهب ظاهری در اصل مذهبی فقهی بود که مخالف قیاس و علل وابسته به آن بود و به ظاهر قرآن و حدیث اکتفا می کرد. منتهی اشخاصی مثل ابن مضاء حمله به نحویون را هم درکنار حمله به فقها در دستور کار خود قرار دادند. حمله ابن مضاء به نحویون بدلیل این بود که اصل عربیت را روز به روز  انباشته از تأویلات می دیدند که تبعیت از آنها جز پیچیدگی زبان عربی چیزی دربر نداشت. البته امثال این نظریات در امروز طرفداران بسیاری دارد تا بتوانند از دشواری های آموزش عربی کم کنند. طرفداران این نظریه معتقدند تنها اشتقاق صغیر یا اشتقاق صغیر و نحت جزء اقسام اشتقاقند و اشتقاق کبیر همان قلب لغوی و اشتقاق اکبر همان ابدال لغوی است.

جواب


برای جواب این اشکال باید دو مفروض قضیه را اثبات کرد.
سکاکی معتقد بود دلالت لفظ بر معنا ذاتی است نه قراردادی و طبیعتا بسیاری از علما به او این ایراد را وارد میکردند که اگر اینگونه بود زبان های متفاوت بوجود نمی آمدند یا برای فهم زبان های دیگر احتیاجی به یادگیری لغات آنها نبود. اما آنها در اصل منظور او را نفهمیده بودند که اینطور نوشتند. تأویل قول او این است حروف ذاتا صفاتی دارند مثل رخوت و شدت یا جهر و همس و ... . این صفات سبب می شود واضع آن لفظ که شخصی حکیم است بی توجه به آنها لفظ را وضع نکند. مانند فصم و قصم که چون فاء از حروف خفیفه است به معنی پارگی کوچک و قصم چون قاف از حروف ثقیل است به معنی پارگی بزرگ است. همچنین این قانون علاوه بر ماده در ساختار ها و هیئات کلمات هم لحاظ شده است مانند وزن فعلان مثل جولان که بر حرکت و اضطراب حکایت کرده و این حکایت ناشی از تحرک سه حرف اصلی خصوصا عین الفعل و الف و نون زائده در انتهای آن است.
درمورد عدم محدودیت معانی توسط اشتقاق کبیر هم در مقدمه به این بحث اشاره شد که چگونه ریشه های عربی متولد می شوند. زعبلاوی اینچنین می نویسد: "علائلی معتقد است ترتیب به وجود آمدن کلمات مشتق کبیر بصورت مخرج صوتی است مثلا از ریشه ک ،ل ،م ابتداءً کلم ساخته شده است زیرا کاف در انتها، لام در میانه و میم در ابتدا دستگاه صوتی است.
همچنین او اشتقاق را مرحله ای مهم در بسط لغت عربی از ریشه های ثلاثی می داند.  "
از این جمله می توان اینگونه نتیجه گرفت که نه تنها اشتقاق کبیر عامل محدودیت معانی نیست بلکه سبب زیادی معانی می شود بدین صورت که از معانی عام و اولیه معانی خاص تر و با پیچیدگی بیشتری تولید می شود و واضع با توجه به معانی اولیه ساخته شده کلمه جدید را می سازد. درضمن همه ریشه ها هم تمام قالب ها را ندارند. به نظر می رسد اول یک معنا با ریشه ثلاثی وضع می شود و معنی ساده، ابتدائی و حسی دارد، سپس با رشد سطح درک مردم و نیازشان به معانی درونی و پیچیده، طبق معنایی از معانی آن ریشه نخستین، ریشه های دیگر تولید می شود. مثلا اول برای صبحدم نام فجر را می گذارند و سپس برای ساخت معانی جدید، وجه مشترکی مثل شکافندگی را از فجر به عاریت گرفته و ریشه هایی مثل جفر (بقچه یا مشک پوستی)، فرج (گشایش) و ... را می سازند.

نقد


قطعا حرف این گروه از لحاظی درست است و حقیقیتا تکلف است اگر کلماتی همانند وجه و جاه را از این باب بدانیم یا کلماتی را که بخاطر دستگاه تکلم حروفشان جابجا شده است داخل این باب کنیم. اما تفاوت هایی بین این دسته و دسته دیگری که باید اشتقاق کبیر گرفته شود وجود دارد. مهمترین دلیل بر رد این نظر، اصل بودن همه ریشه ها است. در قلب تنها جایگاه حرف به سبب اغراض لفظی عوض می شود اما معنی و اصل(مصدر) یکی است و دیگری فرع بر آن است اما در اشتقاق کبیر گرچه معنای جامعی وجود دارد اما ریشه ها هرکدم معنای خاصی را می دهند و همه هم اصلند و فرع بر دیگری نیستند.
اما ادله ای که این اصالت را ثابت می کنند پنج دلیل هستند:
 1 ) اینکه هرکدام مصدری دارند حال آنکه در کلمات مقلوب (مگر آنهایی که در اصلشان خلاف است مثل طأمن و طمأن) تنها اصلی مصدر دارد مثل اضمحلّ و امضحلّ که مصدرشان تنها برای کلمه اصلی(اضمحلّ) است و آن اضمحلال می باشد.
 2 ) در مشتقات صغیر، تنها از ریشه اصلی می آید و خلاف آن شاذ است مثل کلمه حادی که تمام مشتقاتش از وحد آمده (مثل توحید، واحد و...).
 3 ) اگر در کلمه ای اسباب اعلال باشد و اعلال نشود، با دو شرط زیر یعنی قلب اتفاق افتاده است حال آنکه در اشتقاق کبیر اینگونه نیست:
    الف) دو کلمه از جهت معنا و حروف یکی باشند و تفاوتشان تنها در تقدین و تأخیر حروف باشد
    ب) در هر دو کلمه اعلال صورت نگرفته باشد اما در یکی (کلمه مقلوب) شرائط اعلال باشد و در دیگری نباشد. مثل أیس و یئس که اولی شرائط را دارا بوده و فقط دارای قلب است نه اشتقاق
 4 ) قلت استعمال یکی دربرابر دیگری دلیل قلب قلیل الاستعمال است درحالیکه چنین شرطی در اشتقاق نیست و همه ریشه ها اصلی بوده یا اگر اصل یکی باشد،  معیارش کثرت استعمال نیست. مثل آدر و أدوُر که هر دو جمع دار هستند و کثرت استعمال دومی نشان مقلوب بودن اولی است.
5 ) منع صرف بدون سبب یک کلمه. مثلا برای عدم انصراف کلمه أشیاء باید به قلب مکانی آن قائل باشیم زیرا اقوال دیگر مردودند  و در اینجا جای بحثش نیست. به قول سیبویه و خلیل اصل این کلمه شیئاء بوده است و بعلت اجتماع دو همزه قبل و بعد الف، اولی را در ابتدا آوردند و چون الف و همزه زائده در انتها قرار گرفت، کلمه غیرمنصرف شد.  درحالیکه در بین کلماتی که با هم رابطه اشتقاق کبیر دارند، به علت غیرمنصرف بودن یکی، دیگری غیرمنصرف نمی شود.


نتیجه گیری


در فصل اول دانستیم که اشتقاق کبیر عبارت است از گرفتن کلمه ای از دیگری به شرط تناسب ترکیبی، عدم تناسب ترتیبی، تناسب معنای جامع و عدم تناسب معنای اولیه ظاهری.
همچنین در فصل اول به تاریخ اجمالی اشتقاق کبیر و مبدع آن یعنی ابن جنی و سرچشمه نظر او یعنی خلیل اشاره شد.
و سپس در فصل سوم به تمایز اشتقاق کبیر با مفاهیم همسان یعنی اشتقاق اکبر، ابدال صرفی، ابدال لغوی و قلب مکانی اشاره شد و در ضمن بحث قول کسانی که اشتقاق کبیر را با یکی از این مفاهیم یکسان می دانستند، رد شد بدین نحو که با درنظر گرفتن فوائدی که در اشتقاق کبیر مترتب است، اصل جابجایی حروف به جای تعویض حروف و به تبع آن تشکیل قالب های شش تایی و شبکه معنایی که به معنایی جامع بر می گردد اشتقاق کبیر از ابدال و امثال آن جدا شد و با توجه به اصالت ریشه در هر یک ار قالب های اشتقاق کبیر و ادله پنچگانه آن، تفاوتش با قلب مکانی آشکار شده و قول بعضی متأخرین مبنی بر تطابق قلب مکانی و اشتقاق کبیر مردود شد.


فهرست منابع


1.    ابراهیم صالح ، صبحی ، دراسات فی فقه اللغة ، بیروت: دار العلم للملايين ، چاپ اول ، 1960 م  (المکتبة الشاملة)
2.    ابن جنی ، الوالفتح عثمان ، الخصائص ، مصر: الهيئة المصرية العامة للكتاب ، چاپ چهارم ، بی تا  (مصدر الكتاب: موقع اتحاد كتاب العرب "المکتبة الشاملة").   
3.    ابن منظور ، محمد بن مکرم ، لسان العرب ، قم: نشر ادب الحوزة ، بی چا ، 1405 ق.
4.    بدیع یعقوب ، امیل ، موسوعة النحو والصرف و الاعراب ، بیروت: دار العلم للملایین موسسه ثقافیه للتالیف و الترجمه و النشر ، چاپ اول ، 1988 م.
5.    التفتازانی ، سعدالدین ، المطول ، بیروت: دار احیاء التراث العربی ، چاپ اول ، بی تا.
6.    الزعبلاوی ، صلاح الدین ، دراسات فی النحو ، بی نا ، بی تا                                                 (مصدر الكتاب: موقع اتحاد كتاب العرب "المکتبة الشاملة").  
7.    السیوطی ، جلال الدین ، همع الهوامع فی شرح جمع الجوامع ، بی جا: مصطفوی ، چاپ اول ، 1390 ش.
8.    شیرازی ، احمدامین ، صرف روان با حدیث و قرآن (جلد سوم) ، قم: مؤسسه بوستان کتاب ، چاپ دوم ، 1389 ش.
9.    ضیف ، شوقی ، المدارس النحویه ، ترجمه مهدی خرمی ، مشهد: امیدمهر ، چاپ اول ، پائیز 1390 ش.


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.