بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار
اول دفتر به نام ایزد دانا     صانع و پروردگار حی توانا
تقدیم به ساحت مقدّس حضرت صاحب الزّمان    (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)
با تقدیر و تشکر از  استاد گرامی


چکیده
برای فهم درست از متون عربی نیاز است که تصور درستی از اجزای تشکیل دهنده متن یعنی کلمات آن داشته باشیم به خصوص کلماتی که از لحاظ معنا مشابه یکدیگرند. یکی از مواردی که ممکن است این اشتباه پیش بیاید در اسم فاعل و صفت مشبهه به اسم فاعل است. با بررسی ملاک های معناییِ اسم فاعل و صفت مشبهه در کتب مختلف این نتیجـه حاصل شد که تفاوت اصلیِ این دو در حدوثی یا ثبوتی بودنِ معنایشان است. معنای صفت مشبهه ثبوتی و اسم فاعل حدوثی است. نکته ی مهم تر منظور از حدوث است که معنای شدنی یا کردنی داشتنِ فعل می باشد در مقابل معنای بودنی. به عبارت دیگر معنای آن وجود بعد از عدم است، یعنی همیشگی و ثابت نیست. البته معنای ثبوت و حدوث نسبی می باشد و قوت و ضعف دارد یعنی اینکه بگوییم اســم فاعل حدوث مطلق و صفت مشبهه ثبوت مطلق است، حرفی نادرستی است بلکه باید بگوییم معنای صفت مشبهه در مقابل معنای اسم فاعل ثبوتی است و اسم فاعل نیز در مقایسه با فعل معنای ثبوتی دارد.


فهرست مطالب
مقدمه  ..............................................................................  1
بخش اول    (مفهوم شناسی)  .............................................  2
فصل اول: اسم فاعل  ..........................................................  3
فصل دوم: صفت مشبهه   ...................................................   3
بخش دوم    (اسم فاعل)  ...................................................   4
فصل اول: بیان اقوال  ...........................................................   5
1) جامع الدروس   ..............................................................   5
2)  صرف ساده  .................................................................   6
3) درسنامه صرف  ..............................................................   6
4)  مبادی العربیة  ..............................................................   7
5) صرف کاربردی  ...............................................................   8
فصل دوم: جمع بندی اقوال  ................................................   10
بخش سوم (صفت مشبهه)   ..............................................   11
فصل اول: بیان اقوال   .........................................................   12
1) صرف ساده  .................................................................   12
2) درسنامه صرف:  ...........................................................   12
3) جامع الدروس العربیة:   ..................................................   13
4) مبادی العربیة:   ............................................................   14
5) صرف کاربردی:   ............................................................   15
فصل دوم: جمع بندی اقوال  ................................................   16
بخش چهارم  (تفاوت بین اسم فاعل و صفت مشبهه)  ...........   17
ملاک های معنایی  ............................................................   18
نتیجه گیری   .....................................................................   19
فهرست منابع   .................................................................   20



مقدمه
برای آنکه بدانیم اساساً این بحث از کجا نشأت گرفته باید مسـأله به طور صحیح تبیین کنیم؛ موضوع این مسأله، اسم فاعل و صفت مشبهه است و محمول آن، دارای تفـاوت معنایی بودن این دو اسم است. پس می توان نتیجه گرفت که نسبت حکمـیه، تفاوت معنایی داشتنِ اسـم فاعـل و صفـت مشـبهه می باشد. ثمـرات این بحث می تواند این موارد باشد: ترجمه صحیح تر متـون، فهم بهتر از عبـارت، توانـایی تجـزیه و تحلیـل بهتر، شناخت کاملتر انواع اسم مشتق.
جایگاه بحث نیز از این قرار است: علم صرف / بخش اسم / جامد و مشتق / مشتق
به نظر می رسد بیشتر بحث باید در معنای اسم فاعل و صفت مشبهه متمرکز شود و از ساختار در حد نیاز مسأله استفاده شود، امّا این طور که معلوم است بحــث از ساختار در این مسأله مفید نخواهد بود، زیرا در خیلی از مصادیق با تفاوت های ساختاری نمی توان صفــت مشبهه و اسم فاعل را از هم تمییز داد و باید ملاکی درست و متقن برای این تفاوت ها پیدا کرد.



بخش اول    (مفهوم شناسی)

•    فصل اول: اسم فاعل
•    فصل دوم: صفت مشبهه

فصل اول: اسم فاعل
اسم در لغت از سموٌ گرفته شده:
علامت و نشان چیزی، لفظی که بر جوهر و عرض به جهت تعیین و تمییز آن وضع می شود (همزه آن وصل است)، معروفیت، نام آوری.1
در اصطلاح صرف: کلمه ای است که بر معنایی مستقل دلالت می کند بی آنکه دلالتی بر واقع شدن آن معنا در یکی از زمان های سه گانه داشته باشد.2
فاعل در لغت از فعل گرفته شده:
کننده، کارگر، کارکن، مرتکب، اجیر.3


فصل دوم: صفت مشبهه
صفت در لغت از وصف گرفته شده:
بیان حال مانند عِلم و جمال، چگونگی، خاصیت، نوع، جنس، تعریف، وصف، شایستگی، لیاقت.4
مشبّه اسم مفعول است از تشبیه:
مانند شده به چیزی.



1)    ترجمه المنجد، ج1، ص892 .  
2)    طباطبائی، صرف ساده، ص50 .
3)    ترجمه المنجد، ج2، ص1504 .             
4)    ترجمه المنجد، ج2، ص2188 .


بخش دوم    (اسم فاعل)


•    فصل اول: بیان اقوال
•    فصل دوم: جمع بندی اقوال


فصل اول: بیان اقوال
در این فصل به بیان نظرات برخی علمای  درباره ی اسم فاعل می پردازیم:
1) جامع الدروس:
 اسمِ فاعل،صفتی است که از فعل معلوم گرفته شده تا دلالت کند بر معنایی که از موصوفِ متصف به آن صفت واقع می شود یا دلالت کند بر معنایی که آن معنا قائم به موصوف است حدوثاً و نه ثبوتاً مثل کاتب و مجتهد1
تحلیل و نقد: برای اسم فاعل طبق این تعریف دو معنا با در نظر گرفتن یک شرط در هر دو وجود دارد:
شرط: حدوثی بودن معنا
معنای اول: اینکه صفتی باشد که بر معنایی که از موصوفش واقع می شود دلالت کند.
معنای دوم: اینکه صفتی باشد که بر معنایی که قائم به موصوف است دلالت کند.
نکته» همین گرفته شدن این صفت از فعل معلوم در معنای آن تأثیر دارد. زیرا فعل در معنای حدثی دو حالت دارد؛ یا بر انجام شدن کاری دلالت دارد یا روی دادن حالتی.
از همین نکته در توضیح این مطلب استفاده می کنیم که آن معنایی که از موصوف واقع یا صادر می شود همان معنای انجام شدن کار در فعل است، همراه با حدث یعنی زمان. مثلِ کاتب که کار نوشتن را انجام می دهد.و آن معنایی هم که قائم به موصوف است در واقع روی دادن حالت است و کاری انجام نمی شود، همراه با حدث یعنی زمان. مثلِ مجتهد که متصف به صفت اجتهاد می شود.

1)    الغلایّیني، جامع الدروس العربیة، ص132: «اسمُ الفاعلِ صفةٌ تؤخذ من فعل المعلوم، لتدلَّ علی معنًی وقعَ من الموصوف بها أو قام به علی وجه الحُدوثِ لا الثُّبوت: ککاتبٍ و مجتهدٍ».
2)  صرف ساده:
اسم فاعل اسمی است که بر چیزی یا کسی که فعل از او صادر شده است دلالت می کند یا بر چیزی که وصف به آن قائم است وصدور فعل یا قیام وصف از این فاعل بر وجه حدوث است یعنی همیشگی نیست. مانند کاتب و محرم.1
نقد و تحلیل: ابتداءاً باید بررسی کنیم آن چیزی که از آن عملی صادر می شود و یا قیام صفت به اوست به چه معنا است؛ سپس ببینیم حدوث به چه معناست. به دو مقدّمه باید توجه کنیم :
اولّاً هر عملی که انجام می شود دارای زمان است.
ثانیاً چیزی که به وسیله ی آن وصفی اقامه می شود، موصوف است.
مثلاً کاتب، عمل نوشتن را انجام می دهد که در زمانی واقع شده است.
و محرم، موصوفی است که صفتِ "احرام شده" قائم به اوست.
 3) درسنامه صرف:
 اسم فاعل اسمی است که از مصدر مشتق می شود و بر شخص یا چیزی دلالت می کند که حدوث، قائم بر آن است.2
نقد و بررسی: حدوث قائم بر آن است یعنی اسم فاعل شخص یا چیزی است که آن حدوث را انجام می دهد یا اقامه ی آن حدوث وابسته به اوست.

1)    طباطبائی، صرف ساده، ص216: «اسمُ الفاعلِ اسمٌ یَدُلُّ علی ما صدرَ عنهُ فِعلٌ أو قامَ به وَصفٌ علی وجهِ الحدوثِ، نحوُ:کاتِب و مُحرِم».
2)    عرب خراسانی، درسنامه صرف،ص332.
4)  مبادی العربیة:
اسم فاعل صیغه ای است که بر چیزی یا کسی که فعل از آن صادر شده یا فعل قائم به آن است دلالـت می کند و صدور یا قیام این فعل بر وجه حدوث است، مثل کاتب و جامد.1
نقد و بررسی: افعال را به لحاظ معنا می شود به سه قسم کلی تقسیم کرد:
1) افعالی که بر روی دادن حالتی دلالت دارند.
2) افعالی که بر انجام شدن فعلی دلالت دارند.
3) افعالی که بر موجود بودن خصلتی دلالت دارند.
اسم فاعلی که از قسم اول ساخته شود قاعدتاً دلالت می کند بر قائم بودن فعل به خودش و اسم فاعلی که از قسم دوم ساخته شود دلالت بر کسی یا چیزی دارد که فعلی را به انجام می رساند.
هر دو حالت در اسم فاعل بر وجه حدوث است.
حال باید معنای حدوث را بشناسیم.
* منظور از حدوث، این است که حدث (معنای قائم به فاعل) در یکی از زمانهای سه گانه برای فاعلش به وجود آمده باشد . برای معرفی حدوث ابتدا حدث را تعریف می کند و می گوید حدث یعنی معنایی که قائم به فاعل است برای صاحبش دارای زمان باشد. 2

1)    شرتونی، مبادی العربیة، ج4،ص114: « اسم الفاعل صیغة تدلُّ علی ما وقع منه الفعل أو قام به علی معنی الحدوث، نحو:«کاتب» و«جامد»».
2)    شرتونی، مبادی العربیة، ج4،ص114.« المراد بالحدوث أن یکون الحَدَث أي المَعنی القائم بالفاعل متجدّداً لصاحبهِ في أحد الأزمنة الثَّلاثة».

5) صرف کاربردی:
اسم فاعل اسمی است که دلالت می کند بر حدث و حدوث و فاعل آن، مثل کاتب و مکرم.
ولی ثبوت در آن بیشتر از فعل است و کمتر از صفت مشبهه.
پس در مقایسه با فعل دلالت بر ثبوت دارد و در مقایسه با صفت مشبهه دلالت بر حدث.1
نقد و تحلیل: دو نکته برداشت می شود:
نکته اول: حدث با حدوث تفاوت دارد و ممکن است حدثی ثبوتی باشد نه حدوثی.
نکته دوم: معنای ثبوتی و حدوثی اسم فاعل چیزی بین صفت مشبهه و فعل است؛ چون فعل، حدث مطلق و صفت مشبهه، ثبوت مطلق است .
قوتِ حدث در اسم فاعل به اندازه ی فعل نیست ولی از صفت مشبهه بیشتر است.
در ادامه همین بحث این نویسنده (نویسنده صرف کاربردی) مطرح می کند که وقتی می گوییم «فلانٌ شاربُ الخمرِ»و «فلانٌ شَرِب الخمر» از فعل معنای تکرار و رسوخ فهمیده نمی شود ولی از اسم فاعل، این فهمیده می شود. پس می توان این گونه نتیجه گرفت که وقتی آن را با فعل مقایسه می کنیم می بینیم یک حالت ثابت برای فاعلِ آن در این اسم فاعل وجود دارد؛ چون فعل مستقیماً زمان آن را ذکر می کند و می گویید در این زمان فاعل این کار بوده است ولی اسم فاعل تا این اندازه به زمان مقید نیست از طرفی هم به اندازه ی صفت مشبهه از زمان خالی نیست.
* منظور از حدوث این است که حدث برای صاحبش دارای زمان جدیدالحصول باشد.2
تحلیل: پس مشخص می شود که اسم فاعل بر تکرار و تجدید زمان هم دلالت دارد و نباید وصف دائمی باشد.
1)    کشمیری، صرف کاربردی، ج2، ص144: « اسمُ الفاعِلِ اسمٌ دالٌّ علی الحَدَثِ و الحُدُوثِ و فاعِلِه، نحوُ : کاتِب و مُکرِم.لکنّ الثبوتَ فیه أکثرُ مِن الفعل-و أقلُّ من الصفة المشبهة البتّه-. فهو یدلُّ علی الثُّبوت إذا قِیسَ بالفعل و یدلُّ علی الحُدُوث إذا قِیسَ بالصّفة المشبهة.
2)    کشمیری،صرف کاربردی، ج2،ص144: « المراد بالحدوث أن یکون الحدثُ متجدّداً لصاحبه».
*توضیح بیشتر و دقیق تر در مورد حدوث:
هر مصدر را به دو صورت می توان لحاظ کرد:ثبوتی و حدوثی. مصادر ثبوتی یعنی مصادر بودنی(نه دوامی) و مصادر حدوثی یعنی مصادر شدنی(یعنی وجود بعد از عدم) و کردنی.
به عبارت دیگر ذهن انسان نسبت به موارد مختلف،یک حدث را دو جور می تواند لحاظ بکند: گاهی به لحاظ شدن و وجود بعد از عدم به حدث نگاه می کند و گاهی نه. بلکه همان حدث را به لحاظ این که این حدث صفت درونی و یک حالت یا خصلت در یک ذات است،لحاظ می کند. یعنی جنبۀ بودن را در آن لحاظ می کند نه جنبۀ شدن. به عنوان نمونه به مصدر «زدن» توجه کنید. زدن حالت حدوث دارد؛ یعنی یک عمل در حال تولید شدن و به وجود آمدن است و بعد از عدم دارد حادث می شود. اما مصدر «زننده بودن» اصلاً دلالت بر وجود بعد از عدم و وقوع بر غیر و حادث شدن ندارد. بلکه «زننده بودن» یک حالت درونی است. یا به عنوان نمونه «قد بلند شدن، قد کشیدن» و «قد بلند بودن» که اولی به لحاظ حدوث یعنی وجود بعد از عدم است و دومی به لحاظ ثبوت و صفت یا خصلت بودن برای یک چیز.
... پس تفاوت این دو به تفاوت نوع حدث است(که به نحو بودنی لحاظ شود یا شدنی) نه تفاوت نوع انتساب حدث به ذات که این انتساب مداوم و مستمر باشد یا موقت.1
نقد و تحلیل: در ادامه نویسنده(صرف کاربردی) نتیجه ای می گیرد و می گوید هرگاه بخواهیم صدور حدوثی را به ذاتی نسبت دهیم، اگر آن حدث معنی ثبوتی یعنی بودنی داشته باشد در قالب صفت مشبهه می سازیم و اگر معنی حدوثی یعنی شدنی یا کردنی داشته باشد در قالب اسم فاعل می سازیم. مثال:«حَسَن و شجاع» و «ضارب».
وقتی صفت مشبهه بدون قرینه استعمال بشود استمرار دارد ولی این استمرار جزء ذات صفت مشبهه نیست.
1)    کشمیری، صرف کاربردی، ج2، ص163
بنابراین بعضی از صفات مشبهه استمرار دارد و بعضی ندارند.
صفات بودنی چون قائم به غیر نیستند اکثراً از افعال لازم گرفته می شوند و صفات شدنی چون غالباً حکایت از یک تغییر و شدن می کنند که انجام یک عمل از فاعلی در نظر گرفته می شود، از افعال متعدی گرفته می شوند.
حال این سؤال پیش می آید که چگونه می شود که بعضی از صفات مشبهه از فعل متعدی و صفات شدنی گرفته می شوند؟ در پاسخ می گوییم اگر آن فعل یا صفات شدنی از کسی زیاد سر بزند بطوری که برای او ملکه شود می توانیم بگوییم دیگر خصلت درونی او شده است و دیگر جنبه ی حدوثی در آن لحاظ نمی شود.

فصل دوم: جمع بندی اقوال


بطور کلی می توان گفت که همه ی تعاریف اسم فاعل را اسمی می دانند که از فعل مضارع مشتق شده و بر شخص یا چیزی که فعلی را انجام می دهد یا وصفی را از خود بروز می دهد دلالت دارد امّا یک قسمت مهم تر و مشترک نیز دارند و آن دلالت بر حدوث است. چیزی که اینجا محل اختلاف اصلی است تعریف معنای حدوث است.
یک قول مشهور وجود دارد که می گوید حدوث به معنای وقوع معنا در یکی از زمانهای سه گانه است.
اما قول دیگری نیز وجود دارد که صحیح تر است و می گوید حدوث معنایی است که از افعال شدنی یا کردنی (یا به عبارت دیگر وجود بعد از عدم) به دست آمده است.

بخش سوم (صفت مشبهه)
•    فصل اول: بیان اقوال
•    فصل دوم: جمع بندی اقوال




فصل اول: بیان اقوال
در ادامه تعریفات علمای صرف را از صفت مشبهه بیان می کنیم:
1) صرف ساده:
صفت مشبهه به اسم فاعل، اسم مشتقی است که بر یک صفت و صاحب آن صفت و ثابت بودن آن صفت در او (صاحب صفت) دلالت می کند.1
نقد و تحلیل: صفت مشبهه بر سه چیز دلالت می کند؛
 1.صفت        2.موصوف            3.اینکه این صفت برای موصوف ثابت و دائمی است.

2) درسنامه صرف:
اسمی است که ... و بر کسی دلالت می کند که حدث ثبوتی، قائم بر اوست؛مانند:کریم، شُجاع،عَطشَان.2
نقد و تحلیل:باید ببینیم منظور نویسنده از حدث ثبوتی چیست و این قائم بودن حدث ثبوتی بر
یک شخص به چه معناست؟




1)    طباطبائی، صرف ساده، ص221 :« الصِّفَةُ المُشَبَّهةُ باسمِ الفاعلِ اسمٌ مشتقٌ یدُلُّ علی صِفَةٍ و صاحِبِها و ثبوتِ تِلکَ الصِّفَةِ لَهُ».
2)    عرب خراسانی، درسنامه صرف، ص334.
3) جامع الدروس العربیة:
صفتِ مشبهه به اسمِ فاعل: صفتی است که از فعل لازم گرفته می شود برای دلالت بر معنایی که آن معنا قائم است به موصوف (یعنی کسی که متصف به این صفت شده است) و قیام این معنا به موصوف ثبوتی (و دائمی است): مثلِ حسن و کریم و صعب و اسود و اکحل. و چون بر صفات ثابتی دلالت می کند هیچ زمانی ندارد.1
نقد و تحلیل: این گونه برداشت می شود که صفت مشبهه دلالت بر زمان ندارد و این نداشتن زمان معلول ثبوتی بودن صفتی است که مشابه اسم فاعل است و از همین جا می توان به سه ملاک معنایی در تعریف صفت مشبهه پی برد؛
1. عدم تعلق به زمان
2. دلالت بر صفات ثابت (ثابت در مقابل عارضی است که خود نویسنده آن را اینگونه تعریف می کند «الذي یتطلَّبُ الزمان إِنما هو الصفات العارضة»
3. این معنا همواره بر موصوف قائم است از این حیث که صفت ثابتی برای آن است.
نکته: صفت مشبهه غالباً از فعل لازم ساخته می شود (نویسنده در پاورقی به ساخته شدن بعضی از این صفات از فعل متعدی نیز اشاره می کند) زیرا باید بر صفت یا خصلت یک شیء دلالت کند و صفت یک شیء عادتاً مال خودش است و وقوع بر غیر ندارد. مثل شجاع بودن که وقوعع بر غیر ندارد. این صفات بودنی اند و عادتاً لازمند.


1)    الغلایّینی، جامع الدروس العربیة، ص137 :« الصفةُ المشبهةُ باسم الفاعلِ: صفةٌ تؤخذ من الفعل اللازم، للدَّلالة علی معنًی قائم بالموصوف بها علی وجه الثّبوت، لا علی وجه الحُدوث: کحسنٍ و کریمٍ و صعبٍ و أسودَ و أَکحلَ. و لا زمان لها لأنها تَدُلُّ علی صفاتٍ ثابتة».
4) مبادی العربیة:
صفت مشبهه صیغه ای است که از فعل لازم گرفته می شود برای دلالت کردن بر ثبوتِ صفت برای صاحب صفت.1
نقد و تحلیل: همین گرفته شدن از فعل لازم می تواند یک ملاک معنایی باشد و نشان بدهد که این معنا قائم به غیر نیست.
* مراد از ثبوت وجود داشتن صفت در موصوف بطور آزاد از قید زمان است.2
نقد و تحلیل: پس معنای ثبوتی معنایی است که مستقل از زمان، یعنی همیشگی است و در تمام زمان ها (گذشته-حال-آینده) بدون اینکه مقید به زمان خاصی باشد، وجود داشته است.
اما این معنا نیاز به بررسی بیشتری دارد و به نظرم می رسد مفهوم این عبارت اشاره دارد به اینکه در طرح این صفت زمان مطرح نیست و اهمیت ندارد یا اینکه عرفاً زمان را وقتی در نظر می گیریم که موضوع ما در آن واقع شده باشد و مثلا در زمان محدود و مشخصی عملی انجام شده یا صفتی اقامه شده است.
در صفت مشبهه به اسم فاعل می گوییم درست است که معنای این صفت غالباً از نوع صفت های اسم فاعل است امّا این نکته را هم در نظر می گیریم که در صفت مشبهه کاری با زمان نداریم و می توانیم بگوییم در مثال طاهر القلب با زمانی که شخص مورد نظر این وصف را داشته یا دارد کاری نداریم بلکه صرفاً می گوییم این صفت را دارد.
1)    شرتونی، مبادی العربیة، ج4،ص119 :« الصفة المشبهة هی صیغة تشتقُّ من الفعل اللازم للدلالة علی الثبوت،نحو:«حَسَنٌ» و «کریمٌ».
2)    شرتونی، مبادی العربیة، ج4،ص119 :« المرادُ بالثبوت وجود الصّفة في صاحبها مُطلقاً من غیر تقیید بزمانٍ».
ولی در اسم فاعل قضیه متفاوت است و به زمان هم مربوط می شود مثل اینکه شخصی که ضارب است به لحاظ زمانی هم اهمیت دارد که چه زمانی این عمل ضرب از او صادر می شده و نمی توانیم بگوییم این صفت خارج از زمان است یا به آن بستگی ندارد.
5) صرف کاربردی:
صفت مشبهه صیغی ایست که از فعل لازم گرفته شده تا بر ثبوت دلالت کند.1
نقد و تحلیل: چند سؤال مطرح می شود؛
   1.چرا از فعل لازم گرفته می شود؟
   2.ثبوت به چه معناست؟
در پاسخ می توان این دو موضوع را به هم ربط داد و گفت چون افعال لازم بر بودن یک خصلت یا صفت در یک فرد دلالت می کنند و صفت مشبهه هم باید این چنین دلالتی داشته باشد (با توجه به عبارت «للدلالة علی الثبوت») صفت مشبهه از فعل لازم ساخته می شود.
* گفته ی بعضی از نحویون که معنای ثبوت استمرار و دوام است، نادرست است.2
نقد و تحلیل: معنای اصلی ثبوت چیزی فراتر از استمرار و دوام زمانی است چرا که چوبی که به آن نسبت قصیر داده شده قابل ترمیم است و می تواند از حالت قبلی خود خارج شود و یا اصلا بگوییم قبلا شکسته نبوده و پس از گذشت زمانی دارای این صفت شده.  از این قبیل مثال ها زیاد است که نمی توان با دوام و استمرار آنها را توجیه کرد.

1)    کشمیری، صرف کاربردی، ج2، ص157 :« الصّفَةُ المشبهة صیغةٌ تشتقُّ من الفعل اللّازم للدّلالة علی الثّبوت».
2)    کشمیری، صرف کاربردی، ج2، ص157 :« فقولُ بعضِ النّحاة مِن أنَّ معنی الثُّبوتِ الاستمرارُ و الدّوامُ، لیس بصحیحٍ».
فصل دوم: جمع بندی اقوال
قسمت های مشترک تعاریف عبارت اند از؛
1-    صفتی است که از فعل لازم گرفته شده است.
2-    بر صاحب صفت نیز دلالت دارد.
3-    ثبوتی است.
قسمت اصلی که در آن وجود دارد تعبیر ثبوتی بودن است که تعریف علما از ثبوت در اینجا متفاوت است:
بعضی می گویند معنای ثبوتی معنایی است که فاقد زمان باشد (یا به عبارتی همیشگی باشد). این گفته کاملاً درست نیست، زیرا مصادیق زیادی وجود دارد که آن را نقض می کند. امّا قول دیگری هم وجود دارد که می گوید: معنای ثبوتی معنایی است که از فعلِ بودنی گرفته شده یعنی فعلی که معنای آن بودنی است و دلالت بر مطلق وجود دارد، در واقع فقط می گوید که این معنا وجود دارد و کاری به زمان آن نداریم. از این جا مشخص می شود که چرا اکثراً صفت مشبهه از فعل لازم گرفته می شود.




بخش چهارم  (تفاوت بین اسم فاعل و صفت مشبهه)

•    ملاک های معنایی
•    نتیجه گیری

ملاک های معنایی
با تحلیل یافته ها ملاک هایی برای معنای اسم فاعل و صفت مشبهه استخراج می شود که به شرح زیر است:
1)    اسم فاعل
    دلالت بر چیزی که فعلی از او صادر می شود.
    دلالت بر چیزی که وصفی به واسطه ی او اقامه می شود.
    دلالت بر حدوث دارد.
    حدوث در افعال به معنای شدن یا کردن است نه زمان داشتن.
    از فعل معلوم گرفته می شود (چه متعدی باشد چه لازم).
    حدوث به معنای وجود بعد از عدم است و بر مطلق وجود دلالت ندارد.
2)    صفت مشبهه
    دلالت برصفت دارد.
    دلالت بر صاحب صفت دارد.
    این دلالت ثبوتی است نه حدوثی.
    ثبوت در افعال به معنای بودن است.
    ثبوت به معنای مطلق وجود است و .
    ثبوت فقط بر وجود صفتی ذاتی نیز دلالت دارد و وجود آن عارضی نیست.

نتیجه گیری
تفاوت معنایی اصلی اسم فاعل و صفت مشبهه در تعبیر حدوث و ثبوت است. بسته به آنکه حدوث را چگونه معنا کنیم فهم و تشخیص ما از اسم فاعل و صفت مشبهه متفاوت خواهد بود. البته تفاوت های فرعی نیز وجود دارد؛ مثلِ تفاوت در مبدأ اشتقاق یا تفاوت در ساختار و وزن که موضوع بحث ما نیست.
به طور خلاصه می توان گفت معنای اسم فاعل شدنی یا کردنی است و بر وجود بعد از عدم دلالت دارد در حالیکه معنای صفت مشبهه بودنی است و بر وجود مطلق دلالت دارد. صفاتی که در وجود موصوف نهادینه شده ذاتی است (صفت مشبهه) و صفاتی که گاهی از او سر می زند صفات عارضی است (اسم فاعل). برای مثال طاهر القلب یک صفت ذاتی است و کاتب یک صفت عارضی که گاهی از موصوف سر می زند (یعنی گاهی کتابت می کند نه اینکه دائماً کاتب باشد).
نکته ی دیگری نیز جالب توجه است: در نظر گرفتن زمان در این تفاوت های معنایی کار چندان درستی نیست چرا که با مشکل روبرو می شویم مثلاً وقتی می خواهیم بگوییم قصیر صفت مشبهه ایست که بر یک چوب شکسته دلالت دارد لازمه اش این است که از ازل تا ابد شکسته بوده باشد که این امکان ندارد چون یک زمانی سالم بوده یا اینکه می تواند دوباره ترمیم شود. بنابر این بررسی زمان در این معنا اشتباه است که بعضی از کتب مرتکب شده اند.



فهرست منابع

1)    سیّاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین ترجمه المنجد، انتشارات اسلام – تهران، چاپ هشتم، سال87 ه.ش.
2)    شرتونی، رشید، مبادی العربیّة، انتشارات دارالعلم، چاپ چهاردهم، سال1427 ه.ق.
3)    طباطبائی، سید محمدرضا، صرف ساده، انتشارات دارالعلم، چاپ هشتاد و دوم، سال94 ه.ش.
4)    عرب خراسانی، علی، درسنامه صرف، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، چاپ دوم، سال89 ه.ش.
5)    غلایّینی، مصطفی، جامع الدروس العربیّة، انتشارات دارالکوخ، چاپ اول، سال2004 م.
6)    کشمیری، عبدالرسول، صرف کاربردی، مؤسسه علوم و معارف اسلامی، چاپ اول، سال92 ه.ش.

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.