بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

تقدیم به:
اُمِّ اَبیها(سلام الله علیها)
***السلام علیکِ یا بنت رسول الله(ص)***
***یا فطمة الزهرا(س)***

تشکر ویژه از:
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) که ما را مورد عنایت خویش قرار داده وتوفیق کسب معارف الهی را به بنده عطا فرموده اند.
و تقدیر از:
تمام اساتید و دوستانی که بنده را در این امر، که ان شاالله برای قرب الی الحق بوده، یاری کرده اند.
چکیده
فعل کلمه ای است که دارای معنای مستقل و مقترن به یکی از زمانهای سه گانه است که از مصدر گرفته می شود ومصدر فقط دلالت بر حدث دارد و حدث به معنای قائم به غیر است، ولی اسم مصدر هم معنای مصدر و نتیجه وحاصل آن است.
مانند: مصدر: محبة (دوست داستن)/اسم مصدر: حبّ (دوستی)
درباره ی این موضوع بیشتر ادبا تعریف یکسانی را با بیان متفاوت عرضه نموده اند.
یک مثال کاربردی:
دو روایت در وسائل الشیعه آمده است:
«الغِیبَةُ أَسرَعُ فِی دِینِ الرَّجُلِ المُسلِمِ مِنَ الأَکِلَةِ فِی جَوفِه»
 و« وَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا أُعطِیَ مُومِنٌ قَطُّ  خَیرَ الدُّنیَا و الآخِرَةِ إلَّا... وَ الکَفَّ عَنِ اغتِیَابِ المُؤمِنِینَ»
که غیبة اسم مصدر است و اغتیاب مصدر آ ن است
پس تمییز این دو مقوله‌ی صرفی کمک زیادی در جلوگیری از اشتباه و فهم درست بحث های فقهی‌و‌‌‌ اخلاقی و... می کند.
فهرست
فهرست  ................................................................  5
مقدمه  .................................................................   6
تبیین مسئله  ........................................................   6
توضیح مسئله  .......................................................   6
جایگاه بحث  ..........................................................   6
اهمیت   ................................................................   7
مفهوم شناسی  ....................................................   8
فصل اول ..............................................................     9
تعریف مصدر   .........................................................   9
اقسام مصدر  .........................................................   10
فصل دوم   .............................................................   11
تعریف اسم مصدر  ..................................................   11
برسی تعاریف اسم مصدر   ......................................   13
فصل سوم   ............................................................   14
تفاوت معنایی مصدر و اسم مصدر  .............................   14
فهرست منابع   .......................................................   17

مقدمه
تبیین مسئله
   توضیح مسئله
    در این پژوهش به موضوع مصدر و اسم مصدر پرداخته می شود و محمول ما این است که آیا این دو با یکدیگر تفاوت دارند؟
بنابراین نسبت حکمیه این پژوهش تفاوت مصدر و اسم مصدر خواهد بود.

  جایگاه بحث
    در علم ادبیات عرب در قسمت صرف،زمانی که اسم را بررسی میکنیم به تقسیمات آن برمی خوریم که به شرح زیر است:
مصدر و غیر مصدر،جامد ومشتق،مذکر و مونث،متصرف وغیر متصرف،معرفه و نکره،معرب و مبنی.
 همانطور که بیان شد یکی از اعتبارات تقسیم  اسم از لحاظ مصدر و غیر مصدر است که مطالب زیادی در باره ی آن مطرح شده است و در ذیل این قسمت بعد از اینکه به  بیان تقسیمات مصدر می پردازند از اسم مصدر هم بحث می‌کنند.

  اهمیت بحث
    تحلیل درست یا نادرست از هیئت کلمه در مسائل فقهی و حتی عقاید،می‌تواند تأثیر شگرفی داشته باشد. بی توجهی به علم صرف مفسر را از حقیقت امر محروم ساخته او‌‌ را دچار انحراف می کند.
   همانطور که اعراب از عوارض کلمه است و نقش کلمه را تغییر می‌دهد در نتیجه معنی جمله را عوض می‌کند ،تغییر در هیت لغت که تغییر در ذات کلمه است –به طریق اولی در معنی جمله اثر می‌گذارد.
در اینجا هم که مصدر و اسم مصدر از لحاظ لفظی با یک دیگر تفاوت دارند و همین مطلب باعث  تفاوت معنایی می‌شودلذا برای جلو از اشتباه به بررسی آن می پردازیم
 

مفهوم شناسی


فصل اول
تعریف مصدر
مصدر در لغت:
در حقیقت برگشتن از آب و جای برگشتن و زمان برگشتن است.1
مصدر در اصطلاح:
مصدر در سخن متعارف علمای نحو لفظی است که فعل ماضی و مستقبل از آن در نظر گرفته می شود.2
مصدر اسمی است که بر حدث و واقع شدن کاری یا پدید آمدن حالتی دلالت میکند و حدث عبارت است از هر معنایی که قائم به غیر باشد خواه از آن غیر صادر گردیده باشد مانند ضَرب (زدن) شُرب (نوشیدن) أکل (خوردن) و یا از او صادرنشده باشد،بلکه قائم به فاعل باشد مانند طول و قصر.
مصدر از اسماء مبهم است و دلالت بر قلیل و کثیر دارد به عنوان مثال لفظ« أکل »به معنای خوردن،مصدر است و به کم زیاد آن صدق می کند.
در وجه تسمیه مصدر گفته شده که چون افعال از آن صادر می شود آن را مصدر نامیده اند.3
وعلامت آن در زبان فارسی معمولاً ((دَن)) و «تَن» است که اگر نون آخر حذف شود، صیغه ی سوم شخص ماضی بدست می آید.مانند: زدن= زد، نوشتن= نوشت1
اقسام مصدر
در کتب مختلف صرفی،تقسیمات مصدر را به شرح ذیل بیان نموده اند که توضیح درباره آنها از دایره ی بحث ما خارج بوده و فقط آنها را نام می بریم:
1) اصلی
2) میمی
3) صناعی
در بعضی کتب نیز تقسیمات مصدر را مانند تقسیم زیر بیان کرده اندکه بر اساس تقسیم بندی زبان فارسی می باشد:
1)اصلی
2)جعلی
3)بسیط
4)مرکب2
فصل دوم
تعریف اسم مصدر


تعریف اول:
کلمه ای است که هم معنای مصدر است ولی از آنجا که برخی از حروف فعل خود را ندارد نمی توان آنرا مصدر نامید بلکه اسم مصدر نامیده میشود مانند عطاء که هم معنا ی اعطاء است لکن همزه فعل خود یعنی اعطاء را ندارد جایگزینی هم برای آن هم نیامده است بر خلاف عدة که مصدر است و تاء جایگزین محذوف یعنی واو گریده است بنابرین اسم مصدر باید کمتر از فعل خود باشدو جایگزینی برای آن نیامده باشد1


تعریف دوم:
اسم مصدر اسمی است که از بر حاصل و نتیجه مصدر دلالت میکند با این توضیح که اگر نظر به انتساب فعل به فاعل باشد به آن مصدر  گویند و اکر نظر به خود فعل باشد بدون در نظر گرفتن انتساب به فاعل آن را اسم  مصدر نامند مانند:
مصدر: مَحَبَّة(دوست داشتن)/اسم مصدر: حُبّ(دوستی)
مصدر: طهارة(پاک بودن)/اسم مصدر: (پاکیزگی)2
برخی از علامت های اسم مصدر زبان فاسی «ش،ه،ی،ار»است که غالبا «ش و ه» به آخر مضارع  و «ی» به آخر صفت و«ار» به آخر مصدر اضافه می شوند.1
مانند :
آموز= آموزش
خند= خنده
خوب= خوبی
گفت=گفتار
اسم مصدر در زبان عربی سماعی است و فقط برخی از افعال، اسم مصدر دارند.2
وزن اسم مصدر قیاسی نیست بلکه سماعی است3 وگاهی بر وزن مصدر اصلی است وگاهی مغایر با آن؛مانند :
مصدر و اسم مصدر واحد: حُبّ و مشی.
مصدر و اسم مصدر غیر واحد: غُسل که مصدرآن بر وزن غَسل است.4
برسی تعاریف اسم مصدر
در تعاریف ذکر شده، اولین تعریف از لحاظ لفظی و دومین تعریف از لحاظ معنایی اسم مصدر را بررسی و تعریف کرده اند.
اما تعریف جامعی که هر دو وجه را در بر بگیرد را می توان در کتاب صرف ساده یافت که هم به جنبه‌ی لفظی و هم به جنبه‌ی معنایی اشاره نموده است :
«هُوَ اسمٌ یَدُلُّ عَلَی حاصِلِ مَعنَی المَصدَرِ وَ نَتیجَتِهِ وَ لا قِیاسَ فِی وَزنِهِ، بَل قَد یَکونَ مِوازُناً لِلمَصدَرِ نحوُ الحُبِّ وَ المَشی وقَد یَکونَ مغایراً لَهُ نحوُ الغُسل و البُغض فَإنَّ مَصدَریهِما الغَسل و الإبغاض »1




فصل سوم
تفاوت معنایی مصدر و اسم مصدر
اسم ذات ها مانند: کلاغ، میز، سبد و درخت تنها یک حیثیت دارند، زیرا در آنها نسبت به غیر وجود ندارد.
اما اسم های معنی (مانند پریدن، خوردن، زدن) دو حیثیت دارند. یک حیثیت، حیثیت خودشان است که خودشان موجود ومفهومی هستند مثل دیگر مفاهیم موجود در عالم  همچون: دخت وشتر. وحیثیت دیگرشان، انتساب و ارتباط اینها به غیر خود و توصیف آن است. به عنوان مثال وقتی گوینده لفظ «زدن» را در کلام خود به کار برد، ذهن مخاطب به دنبال کسی که عمل زدن از او سر زده و کسی که عمل زدن بر او واقع شده میگردد؛ زیرا انتساب به غیر در آن نهفته است.
همان گونه که اسم معنی دو حیث دو لحاظ دارد، در عالم مفهوم هم به دو گونه قابل لحاظ کردن است:
1-مستقل
2-با لحاظ کردن انتسابش به غیر
در مواردی که اسم معنی با انتسابش به غیر لحاظ می شود (یعنی جنبه ی صدورش از غیر یا اتصاف غیر به آن مد نظر باشد)، از لفظی که بر آن دلالت می کند، تعبیر به مصدر می کنند. بنابراین این که می گویند مصدر دال بر حدث است، یعنی آن حالت حدوث وبه وجود آمدن (شدن) توسط غیر(قائم به غیر) در آن نهفته است.
و به همین خاطر علمای نحو می گوید مصدر به خاطر شباهتش به فعل عمل می کند. یعنی همان طور که در فعل، حدثی از فاعل صادر می شود و قیام به فاعل دارد، در مصدر هم اجمالاً همین حالت لحاظ می شود و لذا فاعل و مفعول می گیرد. البته این انتساب در فعل به نحو نسبت تامه و جزء لاینفک و در مصدر به نحو نسبت ناقصه لحاظ می شود.
اما اگر این انتساب را لحاظ نکردیم. بلکه اسم معنی را به تنهایی و مستقلا  لحاظ نمودیم، در این حالت از لفظی که بر آن دلالت می کند، به اسم مصدر تعبیر می کنند. یعنی اسم مصدر لفظی است که دلالت می کند بر همان معنی مصدر اما به نحو اسمی نه به نحو صفتی و فعلی. یعنی همان اسم معنی را به صورت یک اسم (مانند بقیه ی اسم ها همچون:شتر، درخت، میز وخرما) لحاظ می کنیم نه به صورت صفتی و فعلی که نسبتِ به غیر، در آن وجود دارد.
مثلاً در پریدن، خوردن، رفتن، ادراک کردن، فهمیدن و...، حالت انتصاب به غیر وجود دارد. از این رو وقتی گوینده لفظ «پریدن» رابه کار می برد، ذهن مخاطب معمولا شخصی را لحاظ می کند که عمل پریدن از او صادر شده است.
وقتی متکلم بگوید: ادراک کردن، عادتاً ذهن مخاطب چنین می سازد: ادراک کردنِ کسی چیزی را. یعنی ذهن مخاطب هم فاعلٌ ما و هم مفعولٌ مایی برای آن لحاظ می کند؛ یعنی دو نوع انتساب برای آن لحاظ می کند، یکی به نحو صدوری ودیگری به نحو وقوعی.
اما اگر بخواهیم ذهن مخاطب را از توجه به این انتساب  منصرف کنیم و تمام توجه او را متمرکز به خود حدث کنیم (یعنی مخاطب به جنبه ی صدور از از غیر یا وقوع بر غیر توجه نکند)، از اسم مصدر (همچون: فهم، ادراک،پرش، پرسش) استفاده می - کنیم.
قابل تذکر است که ما در زبان فارسی، تمام مصدرهای عربی را به صورت اسم مصدری می فهمیم (مانند: ادراک، فهم، احسان، اطعام) و اگر بخواهیم به صورت مصدری، از آن ها استفاده کنیم (یعنی آن حالت انتساب به غیر را در آن لحاظ کنیم)،  از یک فعل یا لفظ کمکی (که دلات بر حدوث و انتساب به غیر)، دارد استفاده می - کنیم:
فهم = فهمیدن، ادراک = ادراک کردن
همانطور که اگر بخواهیم اسم مصدر های فارسی را تبدیل به مصدر کنیم از همین شیوه بهره می بریم: پرش = پرش زدن، پرسش = پرسش کردن1


فهرست منابع
ردیف    نویسنده    نام کتاب    چاپ    انتشارات
1    طباطبائی، سید محمد رضا    صرف ساده    هشتادوپنج
1394
    دارالعلم
2    جمالی، مصطفی
    مغنی الفقیه
(صرف جامع کاربردی)
    سوم
1392    دارالفکر
3    محمدی، حمید    صرف متوسطه    شصت ششم
1387    قدس
4    راغب اصفهانی، حسین بن محمد    ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن    دوم
1374    مرتضوی
5    حسن، عباس     نحوالوافی    دوم
1367    ناصر خسرو
6    کشمیری، عبد الرسول     صرف کاربردی    دوم
1392    مطالعات راهبردی
7    شیخ حرّعاملی، محمد بن حسن    وسائل الشیعه    اول
1409قمری    آل البیت علیه السلام
    

تَمَّ التَّحقیقُ و سُبحانَ اللهِ و لَهُ الحَمدُ


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.