بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار
تقدیم به:
 ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت معصومه(س) ان شاء الله که مورد رضایت ایشان باشد.
ای چشم مبادا از یاد ببری سیمایش
جمال یار حجاب و پرده ندارد ولی                     غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد



تقدیر از:
 استاد ارجمند جناب آقای میلاد چوبداری که با پیگیری هایی که داشتند و زحماتی که کشیدند در تنظیم مقاله خیلی کمک کردند که اگر تلاش های ایشان نبود هرگز این تحقیق سرانجام پیدا نمی کرد.
و در آخر هم از تمام کسانی که مرا در نوشتن این مقاله یاری کردند تشکر میکنم.
چکیده
موضوع این پژوهش بررسی ملاک معنایی جامد و مشتق است.
هدف از این تحقیق فهمیدن این مسئله است که منظورمان از ملاک معنایی جامد و مشتق چیست وفهمیدن این مسئله در درک دقیق معانی آن ها نیز به ما کمک بسیاری می کند.
در این تحقیق ابتدا از منابعی تعاریف جامد و مشتق را بیرون آوردیم و به نقد و نظریه هایی در رابطه با تک تک آن ها پرداختیم و بعد از این کار به بیان جمع بندی پرداختیم.
 ما تحقیق را در 2 بخش مجزا پیگیری کردیم، که بخش اول جامد را طبق همان سیری که گفته شد پیش رفتیم و در بخش دوم نیز مانند بخش اول عمل کردیم و در آخر هم یک نتیجه گیری کلی انجام دادیم تا همه ی بحث در آن خلاصه شود.  
و در پایان تحقیق به این نتیجه رسیدیم که ملاک معنایی جامد ذات و مشتق، حدث است که ان شاءالله معنای این مفاهیم در سیر بحث مشخص میشود.
و در این تحقیق هم سعی شده است که از منابع معتبری مانند جامع الدروس العربیه و علوم العربیه استفاده شود.  


فهرست مطالب
مقدمه...................................................................................................1
بخش اول:اسم جامد...............................................................................2
مفهوم شناسی لغوی جامد......................................................................3
فصل اول: بیان اقوال.................................................................................3
فصل دوم: جمع بندی اقوال.......................................................................7
بخش دوم:اسم مشتق............................................................................9
مفهوم شناسی لغوی مشتق..................................................................10
فصل اول:بیان اقوال.................................................................................10
فصل دوم:جمع بندی اقوال.......................................................................13
نتیجه گیری...........................................................................................15
منابع.......................................................................................................16


مقدمه
تبیین مسئله
در این تحقیق موضوع مقاله جامد و مشتق صرفی است و محمول آن ملاک معنایی داشتن است و نسبت حکمیه ما ملاک معنایی داشتن جامد و مشتق صرفی است، البته اشباه نشود ما می خواهیم در رابطه با ملاک معنایی جامد ومشتق صحبت کنیم و ملاک لفظی جامد ومشتق مسئله ی مورد بحث ما نیست و البته مراد از ملاک معنایی در نظر مؤلف تعریف معنایی است به این معنا که به چه چیزی جامد می گویند، ملاک معنایی بر خلاف ملاک لفظی است که در ملاک لفظی ما تعاریف لغوی را بررسی می کنیم ولی در ملاک معنایی ما جامد ومشتق را از لحاظ اصطلاحی بررسی می کنیم.
 با مشخص کردن ملاک معنایی جامد ومشتق است می توانیم جامد ومشتق را از نظر معنا از یکدیگر تشخیص دهیم و با مفاهیفی از جمله حدث و ذات آشنا شویم و با شناخت آن ها میتوانیم جامد و مشتق را بفهمیم.
جایگاه
در رابطه با جایگاه بحث باید این طور گفت که علم صرف به دو دسته تقسیم می شود: اسم وفعل که در بخش اسم، اسم از چند لحاظ بررسی شده است مانند: جامد و مشتق،متصرف و غیر متصرف،مصدر و غیر مصدر، معرفه و نکره و .... که در جامد و مشتق جامد یک تعریف دارد و مشتق هم یک تعریف و یک اقسام دارد که اقسام آن مورد نظر ما نیست و ما میخواهیم تعاریف آنان را مقایسه کنیم.
 
   

بخش اول:
اسم جامد

*فصل اول
   بیان اقوال
*فصل دوم
   جمع بندی اقوال



مفهوم شناسی لغوی جامد
طبق آنچه در کتب لغت و معاجم درباره ی کلمه ی جامد و ریشه ی آن آمده است آن را این طور تعریف کرده اند:
جامد: مرز میان دو قطعه زمین یا دو خانه
جامد: سخت،سفت،خشک،بی روح
جامد:کلمه که از او اشتقاق کلمه دیگر نتوان کرد.
حال اگر بخواهیم یک نتیجه گیری کنیم جامد دلالت بر سفت بودن، خشک بودن، بسته بودن، سخت بودن و امثال این ها میکند.
فصل اول
 بیان اقوال
لازم به ذکر است قبل از این که بخواهیم با مفهوم جامد آشنا شویم باید با اصطلاح «ذات» و «بسیط» آشنا شویم.
*کتاب صرف کاربردی ذات را این طور بیان کرده است:
معنا قائم به خودش است.
نقد و نظریه: طبق نگاهی که بنده به دو منبع صرف کاربردی و صرف ساده انداخته بودم ذات را به این صورت تعریف کرده بودند، که اگر بخواهیم آن را تحلیل کنیم باید بگوییم: ذات یعنی خودش به خودی خود برای تحقق در خارج کافی است. مثلا« سنگ» ما برای این که بخواهیم حقیقت سنگ را در خارج بفهمیم به هیچ واسطه ای نیاز نداریم پس می توان گفت نظر مشهور برای تعریف ذات همین است منابعی مانند جامع الدروس العربیه و علوم العربیه به این قضیه نپرداخته بودند.
* تعریف ترجمه ی معجم الوسیط برای بسیط:
بسیط:ضد مرکب
نقد و نظریه: یکی از معانی بسیط ضد مرکب است یعنی مفرد است و قائم به نفسه است.
*تعریف صرف کاربردی برای جامد:
جامد چیزی است که دلالت می کند بر ذات(یعنی معنی قائم به خودش است) یا حدث، و جامد مشتق از فعل نیست و اگر چه گرفته شده است از جامدی دیگر.
نقد و نظریه: دراین جا سه مطلب درباره جامد میگوید 1-  فقط دلالت بر ذات می کند.2- فقط دلالت بر حدث میکند. 3- از فعل گرفته نشده است اگر چه از جامد دیگری گرفته شده باشد. مورد سوم درباره منشأ جامد صحبت میکند که موضوع مورد بحث ما نیست اما در مورد اول و دوم درباره حدث و ذات صحبت میکند که طبق نقد و نظریه هایی که از ذات نوشته شد و حدث که در ابتدای بحث مشتق از آن صحبت خواهیم کرد معنای آنها  مشخص میشود.
*تعریف مغنی الفقیه برای جامد:
جامد اسمی است که از غیر خود گرفته نشده باشد، یعنی دارای اصلی نیست که به آن رجوع کند، و دارای معنای بسیط است، مانند: شجر،قلم،اسد،
نقد و نظریه: در اول این تعریف از منشأ جامد صحبت می کند که ربطی به بحث مورد نظر ما ندارد ولی در آخر این تعریف میگوید جامد دارای معنای بسیط است که با توجه به مثال هایی که زده است میتوان فهمید به احتمال زیاد منظورش از بسیط طبق نقد و نظریه ای که از بسیط داشتیم همان قائم به نفسه بودن است و طبق نقد و نظریه ای که از ذات نوشته بودیم مشخص شد که قائم به نفسه به چه معناست.
* تعریف درسنامه صرف برای جامد:
اسمی است که از که مصدر گرفته نشده است و- در نتیجه- معنای آن بسیط است. مانند:رجل- قلم- علم
نقد و نظریه: ما در اول این تعریف به جامد نمیرسیم چون اول این تعریف جامد را تعریف نمی کند منشأ جامد را میگوید که این موضوع مورد بحث ما نیست ولی در انتهای این تعریف میگوید معنای جامد بسیط است که طبق نقد ونظریه ای که از بسیط داشتیم یکی از معناهای بسیط ضد مرکب بود که می توان احتمال داد این جا نیز مانند کتاب مغنی الفقیه منظور از بسیط همان قائم به نفسه بودن است که طبق نقد و نظریه ای که از ذات داشتیم معنای قائم به نفسه بودن مشخص شد.
* تعریف صرف متوسطه برای جامد:
اسم جامد اسمی است که از کلمه دیگر گرفته نشده باشد مانند: رجل،ضرب، جعفر
نقد و نظریه: خیلی از کتاب ها این اشتباه را کرده اند که وقتی جامد را تعریف کردند تعریف حقیقی جامد را ذکر نکرده اند بلکه منشأ آن را ذکر کرده اند، ما از این تعریف به جامد نمیرسیم.  
* تعریف جامع الدروس العربیه برای جامد:
اسم جامد چیزی است که گرفته نشده است از فعل: مثل سنگ و سقف و درهم
نقد و نظریه: وقتی که میخواهیم جامد را تعریف کنیم باید یک تعریفی بکنیم که به جامد برسیم ولی با این تعریف ما فقط میفهمیم که جامد از چه چیزی گرفته شده است به خود جامد نمیرسیم.
* تعریف علوم العربیه برای جامد، البته این کتاب برای جامد سه تعریف آورده است که به بررسی هریک از آنها می پردازیم:
1-جامد چیزی است که از فعل گرفته نشده است.
نقد و نظریه: همان طور که در قبل نیز این تعریف را کردند گفتیم این تعریف درستی نیست، چون منشأ جامد را گفته است.
2- جامد چیزی است که دلالت نمی کند هیئتش بر معنا
نقد و نظریه: این جا منظورش از این که هیئتش بر معنا دلالت نمی کند به احتمال زیاد این است که جامد بر ذات دلالت می کند چون ذات در مقابل حدث(معنا) است و معنای ذات هم طبق نقد و نظریه ای که از ذات داشتیم مشخص شد.
3- جامد چیزی است که دلالت می کند بر ذات و جامد چیزی است که مقابلش فعل و صفت است.
نقد و نظریه: این تعریف اشاره به ذات دارد که تعریف ذات طبق نقد و نظریه ای که از ذات به دست آمد مشخص شد. ذات یعنی خودش به خودی خود برای تحقق در خارج کافی است و در آخر تعریف هم گفته است که جامد در مقابل مشتق است که این مشتق یا می تواند صفت باشد یا فعل و طبق نقد و نظریه ای که از صفت می آید مشتق همان صفت است.
* حال که در مورد سوم از صفت صحبت شد لازم است در دو منبع صفت را بررسی کنیم:
1- اسم جامد موصوف نامیده میشود و اسم مشتق وصف یا صفت نامیده میشود.وصفت- مثل مشتق است- اسمی که دلالت میکند بر صاحب حدث.
نقد و نظریه: این مطلب این را میخواهد به ما بگوید اسم مشتق همان صفت است همان طور که در خط بعد می آید وصف را همان مشتق تعریف کرده است.
2- و مشتقات صفات هستند جز چیزی که الحاق شده است از صفات به جامد
نقد و نظریه: مشتقات صفات هستند یعنی در تعریف مشابه یکدیگر هستند.
فصل دوم
 جمع بندی اقوال
در کل برای جامد 8 تعریف ذکر کرده بودند که اگر بخواهیم همه ی این تعاریفی که در فوق ذکر شد جمع بندی کنیم باید بگوییم که برای جامد 4 تعریف وجود دارد:
•    جامد چیزی است که برذات(بسیط) دلالت می کند.
•    جامد چیزی است که از فعل یا مصدر گرفته نشده باشد.
•    جامد چیزی است که هیئتش بر معنا دلالت نمیکند.
•    جامد جیزی است که دلالت میکند بر ذات و جامد چیزی است که مقابلش فعل و صفت است.
در ابتدای فصل اول باید ذات و بسیط را مفهوم شناسی می کردیم زیرا لازمه فهمیدن جامد این بود که ما از این دو مفهوم بحث کنیم.  
بیشتر منابع صرفی منشا جامد را ذکر کرده بودند و کمتر به خود جامد پرداخته بودند در حالی که موضوع تحقیق ما منشا جامد نیست بلکه ملاک معنایی جامد است که در بعضی از کتب به آن اشاره شده بود و در یک منبع نیز از صفت بحث شده بود و ما برای این که آن را تبیین کنیم مجبور شدیم از صفت بحث کنیم.  
خیلی از کتب صرفی جامد را به صورت تعریف دوم ذکر کرده بودند البته کتابی هم بود که سه تعریف از جامد بیان کرده بود و بعضی از کتب هم به جای ذات از واژه ی بسیط استفاده کرده بودند.
خیلی از کتب هم دو تعریف که در فوق ذکر کردیم را شامل می شدند یعنی در قسمت اول تعریفشان، تعریف اول را ذکر کرده بودند و در قسمت دومشان تعریف دوم را آورده بودند که در پاورقی به آن ها اشاره شده است.
پس ملاک معنایی جامد را می توان ذات یا بسیط گفت چون با توجه به تحقیق اصل درتعریف جامد همان ذات یا بسیط است.                



بخش دوم:
اسم مشتق

*فصل اول
    بیان اقوال
*فصل دوم
    جمع بندی اقوال


مفهوم شناسی لغوی مشتق
طبق آنچه در کتب لغت و معاجم درباره ی کلمه ی مشتق و ریشه ی آن آمده است آن را این طور تعریف کردهاند:
تشقق- یتشقق- تشقق: شکاف شکاف و ترک ترک شد
شق الشیء: شکافت آن را
اشتق الکلمة من الکلمة: خارج کرد کلمه ای را از کلمه ای دیگر
حال اگر بخواهیم یک نتیجه گیری کنیم مشتق دلالت بر شکافتن و خارج کردن کلمه ای از کلمه ی دیگر و امثال این ها میکند.
مراد از ملاک معنایی در مقدمه این مقاله مشخص شد.
فصل اول
 بیان اقوال
لازم به ذکر است قبل از این که بخواهیم با مفهوم جامد آشنا شویم باید با اصطلاح «حدث» آشنا شویم.
*کتاب صرف کاربردی حدث را این طور تعریف بیان کرده است:
معنی قائم به غیر خودش است
نقد و نظریه: در منابعی مانند صرف کاربردی و صرف ساده حدث را این طور تعریف کرده بودند، که اگر بخواهیم در این تعریف دقیق بشویم و آن را بررسی کنیم باید بگوییم که حدث یعنی خودش به خودی خود برای تحقق در خارج کافی نیست . مثلا«زدن» برای تحققش در خارج باید یک فردی باشد که فاعل به این کار باشد تا ما بتوانیم آن را نشان بدهیم پس می توانیم بگوییم نظر مشهور برای تعریف حدث همین است منابعی مانند جامع الدروس العربیه و علوم العربیه به این قضیه نپرداخته بودند.
*تعریف صرف کاربردی برای مشتق:
مشتق چیزی است که بر حدث (معنا قائم به غیر خودش است)و صاحب حدث دلالت می کند و مشتق شده از فعل است.
نقد و نظریه: این تعریف به حدث اشاره میکند که طبق نقد و نظریه ای که از حدث نوشتیم معنا ومفهوم آن مشخص شد، پس حدث یعنی برای تحقق در خارج علاوه بر خودش به چیز دیگری نیاز دارد و صاحب حدث هم منظور چیزی است که حدث از آن صادر می شود که این مطلب را از مثال ها متوجه می شویم و در آخر تعریف هم از منشأ مشتق صحبت کرده است که به درد ما نمیخورد و موضوع مورد بحث ما نیست.
*تعریف مغنی الفقیه برای مشتق:
مشتق عبارت است از هر کلمه ای که از غیر از خود گرفته شده باشد و دلالت بر معنا و ذات، یا معنا و شیء دیگر داشته باشد.
نقد و نظریه: این تعریف اول با منشأ گرفته شدن جامد شروع می کند که موضوع مورد نظر ما نیست و بحثی از آن نمی کنیم و قسمت دوم تعریف اشاره به همان حدث دارد و طبق نقد و نظریه ای که از حدث نوشتیم مشخص شد که حدث به این معناست که برای تحقق در خارج علاوه بر خودش به چیز دیگری نیاز دارد.  
* تعریف درسنامه صرف برای مشتق:
مشتق: اسمی است که از  مصدر گرفته شده است مانند: کاتب، مقتول، کریم
نقد و نظریه: از اشکالاتی که می توان به این تعریف گرفت این است که این تعریف دارد منشأ جامد را میگوید ما نمیخواهیم بفهمیم جامد از چه چیزی گرفته شده است و تعریف خود جامد را به ما نمی گوید.
* تعریف صرف متوسطه برای مشتق:
اسم مشتق، اسمی است که از کلمه دیگر گرفته شده باشد. مانند: ضارب،مضروب، مضراب
نقد و نظریه: این تعریف، تعریف کاملی نیست چون نگفته است که مشتق چیست گفته است که مشتق از چه چیزی گرفته شده است.
* تعریف جامع الدروس العربیه برای مشتق:
اسم مشتق: چیزی است که از فعل گرفته شده است مثل عالم و متعلم و منشار ومجتمع و مستشفی و صعب و ادعج
نقد و نظریه: این تعریف منشأ مشتق را گفته است تعریف مشتق را نگفته است.
* تعریف علوم العربیه برای مشتق، البته این کتاب برای مشتق سه تعریف آورده است که به بررسی هریک از آنها می پردازیم:
1- مشتق چیزی است که گرفته شده است از فعل  
نقد و نظریه: در این تعریف منشأ مشتق را گفته است که تعریف مشتق نیست پس موضوع مورد بحث ما نیست.
2- مشتق چیزی است که دلالت می کند هیئتش بر  معنا ی غیر ماده اش.
نقد و نظریه: در این جا نیز به نظرم تعریف درستی نکرده است این جا گفته است که هیئتش بر معنای غیر ماده اش دلالت میکند ما نمی خواهیم ببینیم که بر چه معنایی دلالت می کند، ما میخواهیم ببنیم که خود مشتق چیست.  
3- مشتق چیزی است که دلالت می کند بر ذات و حدثی از صفت و فعل
نقد و نظریه: در این تعریف هم اشاره به ذات و هم حدث دارد که طبق نقد و نظریه ای که از ذات و حدث داشتیم معنای آنها مشخص شد و در آخر هم گفته است که حدث می تواند هم فعل باشد هم صفت. ما مشتق را گفتیم اسمی که دلالت بر حدث میکند و طبق نقد و نظریه ای که از صفت داشتیم صفت همان مشتق است.
فصل دوم
 جمع بندی اقوال
در کل برای مشتق 8 تعریف ذکر کرده بودند که اگر بخواهیم همه ی این تعاریفی که در فوق ذکر شد جمع بندی کنیم باید بگوییم که برای مشتق 4 تعریف وجود دارد:
•    مشتق چیزی است که از فعل (مصدر) گرفته شده است.
•    مشتق جیزی است دلالت می کند بر حدث و صاحب حدث.
•    مشتق چیزی است که دلالت میکند هیئتش بر معنای غیر ماده اش.
•    مشتق چیزی است که دلالت میکند بر ذات وحدثی از صفت و فعل.  
در ابتدای فصل اول باید حدث را مفهوم شناسی می کردیم زیرا لازمه فهمیدن مشتق این بود که ما از این مفهوم بحث کنیم.  
بیشتر منابع صرفی منشا مشتق را ذکر کرده بودند و کمتر به خود مشتق پرداخته بودند در حالی که موضوع تحقیق ما منشا مشتق نیست بلکه ملاک معنایی مشتق است که در بعضی از کتب به آن اشاره شده بود و در یک منبع نیز از صفت بحث شده بود و ما برای این که آن را تبیین کنیم مجبور شدیم از صفت بحث کنیم که در فصل اول بخش اول از آن بحث کردیم.
خیلی از کتب صرفی مشتق را به صورت تعریف اول ذکر کرده بودند البته کتابی هم بود که سه تعریف از مشتق بیان کرده بود.
خیلی از کتب هم دو تعریف که در فوق ذکر کردیم را شامل می شدند یعنی در قسمت اول تعریفشان، تعریف اول را ذکر کرده بودند و در قسمت دومشان تعریف دوم را آورده بودند که در پاورقی به آن ها اشاره شده است.
پس ملاک معنایی مشتق را میتوان حدث گفت که معنای آن مشخص شد.


نتیجه گیری
در نتیجه گیری این پژوهش باید گفت که ملاک معنایی جامد ذات یا بسیط است و ملاک معنایی مشتق حدث است.



منابع
1- انیس،منتصر،صوالحی،احمد،ابراهیم،عبدالحلیم،عطیه،محمدخلف،ترجمه محمد بندر ریگی،المعجم الوسیط،قم:انتشارات اسلامی،چاپ سوم،1389ه.ش
2- جمالی، مصطفی، مغنی الفقیه ،قم: دار الفکر، چاپ سوم،1392ه.ش
3- الحسینی الطهرانی،سید هاشم،علوم العربیه(قسم الصرف)، تهران: المفید، بی¬چا، 1368 ه.ش
4- طباطبایی،سید محمد رضا،صرف ساده،قم: دار العلم،بی¬چا،1394 ه.ش
5- عرب خراسانی،علی، درسنامه ی صرف، قم: المصطفی، چاپ دوم،1389ه.ش
6- غلایینی،شیخ مصطفی،جامع الدروس العربیه، دار الکوخ للطباعه و النشر، بی¬چا، 1425 ه.ق
7- کشمیری،عبد الرسول،صرف کاربردی،مشهد: موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی، چاپ  1392ه.ش
8- لویس،معلوف،ترجمه احمد سیاح، فرهنگ لغت جامع نوین(ترجمه ی المنجد)،تهران،انتشارات اسلام،چاپ هشتم،1387ه.ش
9- محمدی،حمید،صرف متوسطه،قم: مؤسسه فرهنگی دار الذکر، بی¬چا،1386ه.ش


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.