بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار
               تقدیم به:
                                  پاره تن رسول خدا
                                  سیدة  نساء  العالمین
                            فاطمة ی زهرا سلام الله علیها      
              تقدیر از:
             استاد گرانقدر جناب آقای چوبداری
               وتمامی زحمت کشان راه دانش
                    به پاس تمام منت هایی
                        که بر سر حقیر    نهاده اند .
چکیده
ارائه پژوهشی مبنی بر این که «چه روش هایی برای تعدیه ی فعل وجود دارد؟» و در نتیجه روشن شدن پاسخ آن و پرورش روحیه ی نگارنده در زمینه های پژوهشی را می توان از اهداف پژوهش پیش رو بر شمرد.
در مقام بیان حاصل و نتیجه ی این کار تحقیقی به صورت خلاصه باید گفت دو روش برای تعدیه ی فعل یافت شده است:
•    تعدیه فعل به وسیله ی برخی ازحروف جر
•    تعدیه ی فعل به وسیله بردن آن فعل به بعضی از ابواب
اگر نیم نگاهی هم به سمت پیامد های پاسخ به سؤال فوق ملتفت باشد،این نکته دریافت می شود که پیامد های بررسی این عنوان پژوهشی را می توان در دو واژه خلاصه کرد:
•    پیامد تشخیصی:به این معنا که بررسی های این کار پژوهشی می تواند در تشخیص فعل متعدی در عبارات کمک کند.
•    پیامد کاربردی: به این معنا که نکات این تحقیق می تواند در مقام به کاربردن فعل متعدی در عبارات یاری رسان باشد.

فهرست مطالب

مقدمه  ...............................................................  1
تبیین مسئله  .....................................................   1
جایگاه   ..............................................................   2
بخش اول: مفهوم شناسی تعدیه خاص  ................   3
فصل اول: مفهوم شناسی لغوی  ..........................   4
فصل دوم:مفهوم شناسی اصطلاحی ..................     4
بخش دوم: طرق تعدیه  .......................................   6
فصل اول: حروف جر متعدی کننده  ........................   7
باء    ...................................................................  7
فی   ..................................................................   7
عن   ..................................................................   8
فصل دوم: ابواب متعدی کننده  ..............................   9
إفعال  .................................................................   9
تفعیل   ..............................................................   11
مفاعله .............................................................     13
إفتعال  ...............................................................   14
إفعیعال  .............................................................   14
نتیجه گیری  ........................................................  15
فهرست منابع ...................................................     16

مقدمه
تبیین مسئله
سپاس سزاوار خدایی است که گام های ما را در راه کسب معارف اهل بیت (علیهم السلام)نهاد.راهی که مستقیم است و استقامت می طلبد و پژوهش،کوچه ای است که باید مسیرمان به آن بخورد تا پوسیدن میوه های علممان را نظاره نباشیم.
پژوهش پیش رو پیرامون پاسخ دادن به این سوال که «آیا تعدیه خاص دارای طرق مختلفی است؟» بحث می کند.از این رو موضوعِ عنوان این پژوهش «تعدیه خاص»  و محمول آن «دارای طرق مختلف بودن» در نظر گرفته می شود.
بحث دیگری که امید است نگارنده به خوبی هرچه تمام تر از عهده ی آن برآمده باشد این است که اگر تعدیه ی خاص دارای طرق مختلفی است هر یک از این طرق چگونه و به چه شیوه ای است؟
لازم به ذکر است که منظور از تعدیه در این جا متعدی شدن فعل است لذا وقتی «دارای طرق مختلف بودن تعدیه خاص» به عنوان نسبت حکمیه در نظرگرفته شود منظور این است که آیا متعدی شدن فعل دارای طرق مختلفی است؟
در مورد ثمره ی این بحث می توان گفت: در صورتی می توانیم فعل متعدی را در عبارات عربی به کار ببریم که توانسته باشیم اگر آن فعل متعدی نبوده آن را متعدی کنیم و یا حتی در مقام تشخیص فعل متعدی و ترجمه ی آن به صورت متعدی،اگر طرق مختلف تعدیه ی فعل را بدانیم خواهیم توانست فعل متعدی را تشخیص داده وآن را به صورت متعدی و صحیح ترجمه کنیم.
جایگاه
عنوان مورد نظر زیر مجموعه ی علم صرف قرار دارد و در بخش های مختلف علم صرف از فعل بحث می کند و از انواع فعل ها دو نوع ثلاثی یعنی ثلاثی مجرد و ثلاثی مزید را مورد بررسی قرار می دهد که در قسم ثلاثی مجرد به نوع مجهول می پردازد چرا که بحث از فعل متعدی بحثی نحوی است و برای بررسی صرفی آن،فعل متعدی زیر مجموعه ی فعل مجهول قرار داده شد تا جایگاه شناسی موضوع طبق کتاب های صرفی بررسی شده باشد.
پس بیان شد که از فعل مجهول سر وکار این پژوهش با متعدی و از متعدی با متعدی به حرف جر است.لازم به ذکر است که فعلی توانایی مجهول شدن دارد که متعدی باشد پس حال که سر و کار این سطور با فعل متعدی است به دلیلی که عرض شد مجهول، در تقسیم بندی فعل ثلاثی مجرد آورده شد.
طبق بیانات فوق عنوان مورد نظر از انواع فعل ها، با ثاثی مزید نیز سر و کار دارد که از ابواب مختلف ثلاثی مزید با باب های افعال،تفعیل،مفاعله،افتعال و افعیعال سر و کار دارد واز بخش های مختلف این ابواب به بررسی معانی و از معانی متعددی که برای هر باب ذکر شده است به تحلیل معنای تعدیه ی آن ها می پردازد.



بخش اول:
مفهوم شناسی تعدیه ی خاص

فصل اول:  
 مفهوم شناسی لغوی

فصل دوم:
مفهوم شناسی اصطلاحی

فصل اول:   مفهوم شناسی لغوی تعدیه
در کتاب «المعجم الوسیط » ذیل معنای ریشه ی «عدا» در باب تفعیل اینچنین آمده است:
(عَدَّی یُعَدِّی تَعدِیَةً)فُلانٌ عَنِ الأَمرِ:فلانی آن کار را کرد و رها کرد
 (عَدَّی)الشَّیءَ:از آن چیز گذشت و به چیز دیگر رسید.
(عَدَّی)الشَّیءَ  إِلَیهِ:آن چیز را به سوی ِاو برد و رسانید.
فصل دوم:   مفهوم شناسی اصطلاحی تعدیه خاص
همان طور که در مقدمه ذکر شد منظور از تعدیه در اینجا متعدی شدن فعل است که این تعدیه(متعدی شدن) دو نوع دارد:
1.    تعدیه خاص
2.    تعدیه عام
تعدیه خاص:فعلی که از طریق تعدیه خاص متعدی شده باشد فعلی است که علاوه بر فاعل به مفعول نیز محتاج است.یعنی فعل به غیر از فاعل به چیز دیگری هم مربوط باشد:برادر تو کتاب را آورد.  که در این جا فعل علاوه «بر برادر تو» که فاعل است به« کتاب» که مفعول است نیز محتاج است.
تعدیه عام:دسته ی دوم فعل هایی هستند که برای رساندن معنای خاص خود به حرف جر احتیاج دارند،چون به حرف جر احتیاج دارند ،متعدی با واسطه نامیده شده اند ؛مانند:
لَقَد تَّابَ الله عَلَی النَّبِیِّ(توبه/117)
که این افعال از طریق تعدیه عام به فعل متعدی تبدیل شده اند.
به عبارت دیگر فعل هایی که علاوه بر فاعل به مفعول نیز نیازمند باشند زیر مجموعه تعدیه خاص و فعل هایی که پذیرای حرف جر و مجرور آن حرف جر باشند زیر مجوعه ی تعدیه عام اند.
نکته قابل توجه این که توضیحات مذکور،برای روشن شدن مفهوم تعدیه خاص و چگونگی تمییز آن از تعدیه عام عرض شد.



بخش دوم:
طرق تعدیه

فصل اول:   
حروف جر متعدی کننده

فصل دوم:
 ابواب متعدی کننده


فصل اول:   حروف جر متعدی کننده
باء
برخی از صرفیون حرف جر باء را جزء حروف متعدی کننده ذکر کرده اند و ذیل آن مثال هایی ذکر کرده اند:
قول
وسایل تعدیه
...
...به وسیله ی حرف جر ؛مانند((فَلَمَّا ذَهَبُوابِهِ))که ذَهَبَ فعل لازم است ،ولی ((ذَهَبُوابِهِ)) متعدی می باشد .یعنی اورا بردند.
نقد و نظریه
یکی از طرق تعدیه فعل آوردن فعل به همراه حرف جر است.مانند: ((ذَهَبُوابِهِ))یعنی اورا بردند.
فی
برخی از صرفیون حرف  فی را جزء حروف متعدی کننده ذکر کرده اند و ذیل آن مثال هایی عنوان کرده اند:
قول
... به واسطه ی حرف جر ّمانند: «به دانش میل پیدا کردم»
نقد و نظریه
به واسطه ی حرف جر می توان برخی از افعال  را متعدی کرد  یعنی یکی از طرق تعدیه ی فعل، تعدیه به وسیله ی حرف جر است. مانند:«رَغِبتُ فی العِلمِ» یعنی: به دانش میل پیدا کردم.
عن
نظر برخی از صرفیون بر این بوده است که فعل را به وسیله حرف جرّ عن می توان متعدی کرد:
قول
...به واسطه ی حرف جر ّمانند: ...«از تنبلی دوری گزیدم»



نقد و نظریه
به واسطه ی حرف جر می توان برخی از افعال  را متعدی کرد  یعنی یکی از طرق تعدیه ی فعل، تعدیه به وسیله ی حرف جر است.مانند: «أعرَضتُ عَنِ الکَسَلِ» که «أعرَضتُ» به وسیله ی حرف جر متعدی شده است.
فصل دوم:  ابواب متعدی کننده
برخی از ابواب وجود دارند که به وسیله ی آن ها فعل،متعدی می شود که به شرح عبارات برخی از صرفیون پرداخته می شود:
إفعال
بعضی از علمای صرف،باب افعال را از اهمّ ابواب متعدی کننده می دانند و این نکته را با عبارات مختلف عرضه می دارند که محتوای برخی از عبارات به صورت موجز در سطور زیر قابل مشاهده است:
1.    عده ای از علمای صرف یکی از معانی باب إفعال را تعدیه می دانند واین نکته را ذیل مثال هایی بیان کرده اند.

مثال ها:
 - ذَهَبَ زَیدٌ(زید رفت) –أذهَبَ زیدٌ بکراً(أی:جعله ذاهبا:زید بکر را رونده گرداند ترجمه زید بکر را روانه کرد )
 - ضَحِکَ زیدٌ(زید خندید) –أضحَکَنی زیدٌ(أی جَعَلَی ضاحکا :زید مرا خندان گرداند.ترجمه روان:زید مرا خنداند)

 - «أخرِج»به معنای بیرن کن در ((أخرِج قَومَکَ مِنَ الظُّلُماتِ  )) که ثلاثی مجرد آن «اُخرُج»به معنای خارج شو بوده است .
 - «أدخِلنی »به معنای مرا داخل کن در ((أدخِلنی بِرَحمَتِکَ ))که ثلاثی مجرد آن «اُدخُل»به معنای داخل شو می باشد.
 - أذهَبَ در((أذهَبَ عَنَّاالحَزَنَ  ))که ذَهَبَ لازم است یعنی رفت.ولی«أذهَبَ» متعدی است یعنی برد.
  -علمتُ زیداً عالماً (دانستم زید عالم است )-أعلمتُ عمراًزیداًعالماً(آگاه کردم عمر را که زید عالم است )که علمتُ متعدی به دو مفعول است و به وسیله ی این باب متعدی به سه مفعول شده است.

2.    برخی همزه ی باب افعال را طریقه ی تعدیه ی فعل می دانند و مثال هایی را ذیل آن عنوان کرده اند. مثل:کَرُمَ _«أکرَمَ»
وزن «أفعَلَ» که وزن ماضی است هم به عنوان یکی از طرق تعدیه ی فعل ذکرشده است که به نظر می رسد منظور مؤلف از وزن افعل، باب افعال باشد که وزن صیغه ی ماضی آن را به نمایندگی این باب ذکر کرده است.پس با فرض مذکورمولف در صدد بیان این نکته برآمده است که یکی از طرق تعدیه ی فعل،بردن آن فعل به باب افعال است. مانند:کَرُمتُ_ أکرَمتُهُ.
 تفعیل
به نظر عده ای از صرفیون باب تفعیل نیز از جمله ی ابواب متعدی کننده است که این مطلب را با عبارات متفاوتی عنوان کرده اند که توضیحی درباره ی این عبارات ارائه می شود:
   1.برخی از صرفیون یکی از معانی باب تفعیل را تعدیه می دانند و این مطلب را ذیل مثال هایی بیان کرده اند.  
 
مثال ها:
 - فَرَّحَ زید عمرا(زید عمر را خوشحال کرد)،که همانا مجرد آن فَرِحَ(خوشحال شد) لازم است  ونزل الله الکتاب که مجرد آن نَزَلَ همچنین لازم است.
  -  فَتَرَ جِسمُهُ(جسم او ضعیف شد)_فَتَّرتُ جِسمُهُ(جسم اورا ضعیف کردم)
  - «ثَبَّتناکَ» در((ولَولا أن ثَبَّتناکَ لَقَد کِد تَ تَرکَنُ إلَیهِم))
  - ((تُقَرِّئُکُم عندَنا ))که قَرُبَ فعل لازم بوده یعنی نزدیک شد ولی تُقَرِّئُکُم متعدی است یعنی شما را نزدیک می کند.
  2.مشدد کردن عین الفعل نیز به عنوان طریقی برای تعدیه ی فعل ذکر شده است.  به نظر می رسد منظور مؤلف از مشدد کردن عین الفعل ،بردن آن فعل به باب تفعیل باشد که صیغه ماضی آن را به نمایندگی این باب آورده است.مانند:کَرُمَ_ کَرَّمَ
3.وزن فَعَّلَ نیز به عنوان یکی اسباب تعدیه ذکر شده است .
 البته این وزن غالبا بیانگر فعل متعدی می باشد.به نظر می رسد منظور مولف از این وزن ،باب تفعیل باشد و صیغه ی یک ماضی آن باب را به نمایندگی از آن باب ذکر کرده است.
 مفاعله
عده ای از علمای صرف باب مفاعله را از جمله ی ابوابی می دانند که توانایی متعدی کردن فعل را دارد.
مثال ها:
  بَعُدَ (دور شد)_باعَد˚تُهُ(او را دور کردم)
  عَفا زیدٌ (زید سالم بود)_عَافَاهُ اللهُ (خداوند اورا شفا داد)
     بَعُدَ  در((مَن قرأ ویل لکلِّ هُمَزَةٍ فی فرائضه بَعُدَ عنه الفقر))که فعل لازم است،و در باب مفاعله متعدی می شود ،مانند روایت ((قلتُ لِلصَّادِقِ علیه السلام مَا الّذِی یُباعِدُ عَنَّا الشَیطَانُ قَالَ الصَّومُ ))
    «کَرُمَ زیدٌ» که مفاعله ی آن «کارمتُ زیداً» است می شود.
    «شَعَرَ عَمروٌ»که مفاعله ی آن  «شاعرتُ عَمراً» می شود.
    «جَذَبتُ الثَّوبَ» که مفاعله ی آن ،«جاذَبتُ زَیداً ألثَّوبَ» متعدی به دو مفعول شده است.
إفتعال
باب إفتِعال نیز به عنوان یکی از ابواب متعدی کننده ذکر شده است.
إفعیعال
باب إفعیعال نیز یکی دیگر از ابوابی است که جزء ابواب متعدی کننده فعل برشمرده شده است.  مانند: اعرَورَیتُ الحمارَ(بر الاغ برهنه و بدون زین سوار شدم) که مجرد آن عَرِیَ،یَعرَی،عریا  و جزء أفعال لازم است.


 
نتیجه گیری
پیش از این که روش ها و طرق مختلف تعدیه ی فعل شرح می شد باید پاسخ این سوال  روشن می شد که «منظور از تعدیه خاص چیست؟» که مشخص شد منظور از تعدیه،متعدی شدن فعل است و آن فعلی که علاوه بر فاعل به مفعول نیز محتاج است زیر مجموعه ی تعدیه ی خاص قرار دارد.
در تبیین طرق مختلف تعدیه در پژوهش پیش رو،این نتیجه حاصل شد که تعدیه فعل به طور کلی به دو صورت انجام می پذیرد:
•    تعدیه،به وسیله ی حروف جر
•    تعدیه،به وسیله ی ابواب متعدی کننده
که در فصل حروف جر متعدی کننده توضیح داده شد که فعل می تواند به وسیله ی سه حرف باء عن و فی متعدی شود و در فصل ابواب متعدی کننده بیان شد که از جمله ابوابی که فعل می تواند به وسیله آن ها متعدی شود پنج باب إفعال،تفعیل،مفاعله،إفتِعال و إفعیعال هستند.یعنی؛فعل زمانی که به این باب ها برده می شود ممکن است به صورت متعدی ترجمه شود.


فهرست منابع


1.    بندرریگی،محمد( ابراهیم انیس-عبدالحلیم منتصر-عطیه الصوالحی-محمد خلف احمد)،المعجم الوسیط، قم:انتشارات اسلامی، چاپ سوم،1389ه.ش
2.    الحسینی الطهرانی،سید هاشم،علوم العربیه، تهران: المفید، بی چا، 1368 ه.ش
3.    جمالی، مصطفی، مغنی الفقیه ،قم: دار الفکر، چاپ سوم،1392 ه.ش
4.    الشرتوتی ،رشید، مبادی العربیه، قم : دارالعلم ، بی چا،1427ه.ق
5.    شیرازی،احمد امین ،صرف روان، قم: بوستان کتاب،چاپ دوم،1389 ه.ش
6.    عرب خراسانی،علی، درسنامه ی صرف، قم: المصطفی، چاپ دوم،1389 ه.ش
7.    کشمیری،عبدالرسول،صرف کاربردی،مشهد: موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی، بی چا، 1392ه.ش


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.