بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

((تقدیم وتقدیر))
این تحقیق ناچیز و بی ارزش را به مادر سادات فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) تقدیم می دارم واز مادر مهربانم که بدلیل نوکری من در راه تعلیم وترویج دین متحمل سختی ها و مشکلات فراوان شده است تقدیر و تشکر دارم.


((چکیده))
این تحقیق  شامل اقوال مختلف و جمع آوری بین این اقوال برای روشن شدن کامل معنای تعدیه ی عام وخاص وتفاوت این دو می باشد  لزا دلیل نوشتن این مقاله اختلاف نظرات و تصوّر مبهمی از این موضوع-دو قسم تعدیه  به وسیله ی حرف جر - درذهن طلبه می باشد . مشکل این است در تعدیه فعل لازم به وسیله ی حرف جر, تعدیه ی عام و خاص چیست ؟
و تفاوت این دوچیست؟

تعدیه ی عام: حروف جرّ در کلام برای رساندن معنای عامل به اسم مجرور ما بعدشان – البته طبق معنایی که حرف جرّ اقتضاء می کند – می آیند که در اصطلاح به این رساندن تعدیه عامّ یا تعدیه به معنای اعمّ گفته می شود.  
لذا همانطور که گفته شد در تعدیه ی عامّ حرف جرّ تغییری در معنای عامل ایجاد نمی کند بلکه عامل را با اسم مجرور ما بعدش مرتبط می کند امّا با معنایی که آن حرف جرّ در این جا اقتضاء و دلالت دارد حال می تواند إلصاق ، استعانه و . . . باشد. این نوع تعدیه مختصّ به حرف خاصّی مانند «باء» نیست بلکه همه حروف در آن مشترکند.
تعدیه ی خاص: گاهی بوسیله حرف جرّ فعل لازم ، متعدّی و فعل متعدّی به یک مفعول ، متعدّی به دو مفعول می شوند. این نوع تعدیه مختصّ به «بای جارّه» می باشد و «به نقلی در لام هم این ویژگی هست» و در اصطلاح آن را تعدیه خاصّ یا تعدیه به معنای اخصّ می نامند.
با این تفسیرکه تعدیه خاصّ بر خلاف تعدیه عامّ در فعل تأثیر می گذارد و آن را متعدّی به معنای واقعی  می کند. یعنی فعل ملزم به فاعل را خواهان مفعول به می کند و مجرورش همان مفعول به مصطَلَح است نه اینکه متعلّق خود را به مجرور خود مربوط سازد.
اقوال در علّت تعدیه خاصّ در باء :
1.    این تغییر بخاطر این است که حرف جرّ باء فاعل فعل لازم را مفعول فعل متعدّی قرار داده است.
2.    این تغییر بدلیل معنای مصاحبت و مشارکت در باء است.
3.    این تغییر بدلیل اثر تعدیه باء است و هیچ اثر معنوی دیگری نیست

به نظر ما برداشت اول ودوم از یک استعمال عرب قطعی و صد درصدی نیست لذا ما قول سوّم را قبول می کنیم .
تفاوت های این دوچیست؟
لذا با این موارد ذکر شده تفاوت های تعدیه خاصّ و عامّ به این شرح است :
1.    در تعدیه عامّ اثر حرف جرّ رساندن معنای عامل به اسم مجرور ما بعد است امّا تعدیه خاصّ حرف جرّ فعل لازم را متعدّی -یعنی فعل خواهان مفعول به می شود و از فاعل خود به مفعول تجاوز می کند- می کند.
2.    در تعدیه عام با ذکر جارّ معنای عامل تغییر نمی کند مثلاً در «مَرَرَتُ بزیدٍ» وجود «زید» معنای « مَرَرَتُ» را تغییر نمی دهد ، ولی در تعدیه خاص با وجود حرف جرّ معنای عامل تغییر می کند ؛ مثلاً «ذَهَبتُ»به خودی خود به معنای «رفتم» و لازم می باشد ولی هنگامی که با حرف جرّ بیاید و گفته شود : « ذَهَبتُ بِزیدٍ» در این صورت به معنای «بردم» و متعدّی می باشد.
3.    در تعدیه عامّ جار ممکن است به یکی از معانی ابتداء ، استعلاء ، استعانت و ... به کار رود ، در حالی که در تعدیه خاص «باء» هیچ اثر معنوی جز تعدیه ندارد.
باعلم به این موضوع سه چیز فهمیده می شود: 1) اثر حرف در فعلِ لازمِ متعدی شده به وسیله ی حرف جر و 2)اثر حرف در معنای جمله 3) ارتباط مجرور حرف جار با فعل را درمی یابیم. وفهمیدن این سه مارا در امر صحیح معنا کردن یاری می کند.
الحرف

فهرست مطالب
مقدمه :    .........................................................................................................................................1
اهمیت و ضرورت تعدیه ی عام و خاص؟   .............................................................................................. 1
هدف از طرح این مسئله؟   ................................................................................................................. 1
مفهوم شناسی :   ............................................................................................................................ 2
کلمه چیست؟  ................................................................................................................................  2
فعل چیست؟   .................................................................................................................................. 2
فعل لازم و متعدی چیست؟  ..............................................................................................................  3
فصل اول : ((روش تعدیه ی فعل لازم))  ................................................................................................  5
فصل دوم : ((تعدیه به وسیله ی حرف جرباء))  ......................................................................................  6
سوال اول:حرف جر چه تغییری در فعل لازم برای متعدی کردن آن ایجاد می کنند؟  ....................................  6
سوال دوم: کدام یک از حروف جر درتعدیه به وسیله ی حرف جر استعمال و استفاده می شوند؟  ...............  6
فصل سوّم : ((معانی حرف باء))  .........................................................................................................  7
فصل چهارم : ((معناو تفاوت های تعدیه عام وتعدیه خاص))  ....................................................................  8
تعدیه عامّ :   ..................................................................................................................................... 8
تعدیه خاصّ :   ................................................................................................................................... 9
تفاوت ها :   ..................................................................................................................................... 10
((نتیجه))   ....................................................................................................................................... 10
((فهرست منابع))   ........................................................................................................................... 11


مقدمه :
مسئله ی مورد دغدغه ی این تحقیق روشن شدن تفاوت تعدیه ی عام و خاص است.
اهمیت و ضرورت تعدیه ی عام و خاص؟  
از انجا که وظیفه ی جامعه ی اسلامی از همان مبعث رسول اکرم ایجاد جامعه و تمدن اسلامی است ودر زمان غیبت کبری وظیفه ی شیعه هم به عنوان زمینه ساز ظهور همین می باشد و حوزه مهم ترین سازمان برای تحقق این هدف است.فردی که وارد حوزه می شود باید از جنبه های علمی .دینی .اعتقادی و.... سطح بالایی را دارا باشد.
 حال برای ایجاد قوه ی علمی یک طلبه نیازمند مسلط شدن در ادبیات عرب هست تابتواند برداشت هایی اجتهادی از از قران واحدیث داشته باشد .یکی ازعلوم در ادبیات عرب صرف است ویکی از بخش صرف بخش مهم فعل می باشد.در فعل فصولی از جمله متعدی کردن فعل لازم بحث می شود .
 تعدیه ی عام و خاص نیز دو دسته از تعدیه ی فعل لازم به وسیله ی حرف جر می باشد لزا فراگیری آن در بخش فعل ودر درجهی بالاتر در علم صرف لازم و اجتناب ناپذیر می باشد .
 هدف از طرح این مسئله؟
از انجا که بحث در تفاوت تعدیه ی عام و خاص عامل درست معنا کردن و شناخت جایگاه حرف جر و مجرورش و تأثیرآنها در فعل و جمله می باشد.دانستن این مسئله برای همه ی طلاب به عنوان علم مورد نیاز در اجتهاد  لازم وقابل استفاده می باشد.و ندانستن ان باعث خلط و اشتباه در معناکردن فعل متعدی به حرف جر وتشخیص تأثیر حرف جر در فعل وجمله می شود.
 و بنده بدلیل ابهام این مسئله برای طلاب -که از نظریه های متفاوت درتمییزدادن تعدیه ی عام و خاص سر چشمه می گیرد - تصمیم به تحقیق در این موضوع گرفتم.        
و من الله توفیق     
سید محمدابراهیم ترحمی
 
مفهوم شناسی :
درتعدیه ی عام و خاص وبررسی تعاریف و تفاوت های این دو در اولین قدم لازم است به تعریف و تفهیم بعضی از عبارات صرفی بپردازیم.

کلمه چیست؟
لفظی را که دارای معنا و مفرد باشد را کلمه می نامند.
به عبارات دیگر کلمه صدایی خارج شده از دهان می باشد که متکی بر مخارج حروف و دارای معناو مفهوم است و جزئی از آن بر جز معنا دلالت نمی کند.    
و کلمه بر سه قسم است:1.فعل   2.اسم   3.حرف  

فعل چیست؟
     در تعریف فعل دو بیان دیده شده:                                             

1. فعل کلمه ای است که بر حرکتی مسمی دلالت می کند و حرکت یعنی خروج از مرحله ی قابلیت واستعداد و رسیدن به مرتبه ی فعلیت و به وقوع پیوستن.به عنوان نمو نه فعل(ذَهَبَ)به معنای (رفت) و (یَذهَبُ) به معنای (می رود) دلالت می کنند بر فعلیت رسیدن مفهوم (ذ ه ب)در زمان گذشته و حال ,بعداز اینکه استعداد وقوع را داشت. خروج از مرحله ی قابلیت ورسیدن به مرحله ی فعلیت غالبا در یکی از زمان های سه گانه(گذشته.حال. اینده.)است.بنایراین غالباً فعل ملازم با یکی از زمان های سه گانه است. و نیز فعل غالباً بر وقوع کار یا حالتی دلالت می کند ولی این امر کلیت نداردبلکه گاهی دلالت بر استمرارداردمانند(کَانَ اللهُ حَکِیماً) وگاهی دلالت بر زمان ندارد مانند (إذهَب) به معنای(برو) .

2.فعل کلمه ای است که برمعنایی مستقل(انجام دادن کار یا پدیدامدن حالتی و بر واقع شدن آن معنا در زمان گذشته یا حال ویا اینده دلالت می کند.مانند(حَسُنَ .یَذهَبُ. إعلَم)      
از انجا که پیداست تعریف اول تقریبا همان تعریف دوم است با کمی تفصیل لزا مبنای تحقیق ما تعریف دوم خواهد بود .
فعل لازم و متعدی چیست؟
فعل به اعتبارات مختلفی به دسته های گونان تقسیم می شود.دریک تقسیم بندی فعل را به لازم و متعدی تقسیم میکنند.
 درتعریف فعل لازم و متعدی کمی بیشتر ورود پیدا می کنیم و سه گونه تعریف را بررسی می کنیم:
1. فعل لازم =فعلی که حدثش از فاعل به مفعول به تجاوز کرده. مانند(بَرَیتُ القَلَم)                  

فعل متعدی=فعلی است که حدثش در نفس فاعل مستقر است    .
2.فعل لازم =فعلی است که به مفعول نیازندارد وبا آمدن فاعل معنای آن کامل است.مانند(جَلَسَ زیدٌ)        

فعل متعدی=آن فعلی است که علاوه بر فاعل به مفعول به نیاز دارد وبدون مفعول معنایش ناتمام است.          

((قابل توجه است که بعضی کتب در تعریف فعل لازم ومتعدی گفته اند که لازم آن فعلی است که به مفعول محتاج نیست و متعدی هم آن فعلی است که به مفعول احتیاج دارد وجنبه ی احتیاج انها را نگفته اند.))
3. فعل متعدی=فعلی است واضع لغت برای آن مفعول به منصوب قرارداده.                      

فعل لازم=فعلی است که واضع لغت برای آن مفعول به منصوب قرارنداده
در این موضوع هم چون مجال بحث نیست دخالتی نکرده و قول دوم را که کامل تر به نظرمی رسد قبول می کنیم.
لذا در می یابیم که فعل لازم را چون از((ل ز م))به معنای(چسبیده) می باشد و ملازم و چسبیده به فاعل خود است به این نام نامیده اندیعنی در تمام کردن معنای جمله چیزی غیر از فاعل احتیاج ندارد ومعنای آن با آمدن فاعل تمام است.اما فعل متعدی هم که به معنای (تجاوز کننده)می باشد از فاعل تجاوز کرده -عبور کرده-و چیزی به نام مفول هم اختیار کرده است متعدی نام گذاری شده .به طوری که در فعل متعدی اگر مفعول راذکر نکنیم مخاطب دچار ابهام می شود.


فصل اول : ((روش تعدیه ی فعل لازم))
همان طور که می دانیم درفعل مجهول باید مفعول را به عنوان نائب فاعل قرار داد از این رو فعلی را که می خواهیم جهول کنیم باید ((متعدی))یعنی دارای مفعول باشد.مانند((ضَرب))که فعل علاوه بر فاعل,به مفعول به نیاز دارد.میگویم((ضَرَبَ زیدٌ بَکرًا)) ودر مجهول آن میگوییم((ضُرِبَ بَکرً)) اما فعل لازم را که نمی توان مجهول کرد مگر آن را متعدی کنیم.
برای متعدی کردن فعل لازم در کتب مختلف روش های متفاوتی بیان شده.ودراین تحقیق باجمع بین آنها 9 روش تعدیه ی فعل لازم را به صورت اجمالی بیان می کنیم:


1. بردن به باب افعال                6. بردن به باب افعیعال                          2. بردن به باب تفعیل                              7. روش تضمین                        3. بردن به باب استفعال                                     8. با منصوب به نضع خافض                        4. بردن به باب مفاعله                 9. به وسیله ی حرف جر                          5. بروزنِ باب((فَعَلَ- یُفعُلُ ))آوردن برای إفاده ی غلبه,آن هم در صورتی که فعل لازم از این باب نباشد            
که مشهور ترین این روش ها که همه ی کتب ذکر کردند.تعدیه فعل لازم به وسیله ی باب افعال .تفعیل. مفاعله و تعدیه به وسیله ی حروف جر می باشد.    


فصل دوم : ((تعدیه به وسیله ی حرف جرباء))
همان طور که گفته شد یکی از راه های متعدی کردن فعل لازم تعدیه به وسیله ی حرف جر مباشد.                                        

حال دو سوال مرتبط با بحث خود در اینجا مطرح می کنیم.
سوال اول:حرف جر چه تغییری در فعل لازم برای متعدی کردن آن ایجاد می کنند؟  
جواب: حرف جر نقص ماده را برطرف کرده وآن را به اسم مابعد می رساند.اما نه به شیوه ای که در تعدیه ی ابواب صورت گرفت. دران روش معنای صدوری-صدور فعل از فاعل به مفعول-در مبدا ایجاد می شود. ودر حرف جرمبداء به همان معنای خود باقی می ماند وتنها کاری که میکنند این است که چون حروف دلالت برارتباط بین دوشیء دارند ویا به تعبیری دلالت بر تضییق-نزدیکی-  شیء به شیء دارند. ماده را به اسم مابعد مرتبط می سازنند. و همچنین فعل متعدی به حرف جر برای رساندن معنا ی خاص خود- به کمک معنایی که حرف جر اقتضا دارد-به آن محتاج است  .    
سوال دوم: کدام یک از حروف جر درتعدیه به وسیله ی حرف جر استعمال و استفاده می شوند؟
جواب: برای تعدیه ی به حرف جر حرف معین و خاصی مدنظر نیست بلکه فعل مختار است باآن حرفی که با معنایش همراهی دارد ومناسب سیاق است به کار رود      
برخی ازاین حروف که بیشتر کاربرد دارند عبارتند از((بِ  لِ  مِن  عَن  فِی  إِلی  عَلی))

 


 فصل سوّم : ((معانی حرف باء))
بدلیل لزوم بیان نکاتی در مورد معانی باء بالإجبار فصلی در این باب آوردیم:                                           

درمعانی حرف باء در کتب نحوی و صرفی اتحادی نیست وهر کتاب معناهایی ازمعانی باء ذکر کرده با اجماع بین این کتاب ها 16معنی برای این حرف حرف مشاهده کردیم .ازجمله ی انها:             
  1. الصاق   2.استعانه   3.مصابحت    4.ضرفیه   5.استعلاء   6.بدلیه     7.تأکید و......
16. تعدیه : معنای تعدیه را اغلب کتاب ها برای بیان کردند.اما برسراینکه تعدیه جزء معانی حساب می شود ویا یک تأثیر معنوی – که همان تعدیه خاص است- بحث و گفت و گو هست.                  

عده ای باء تعدیه را باء نقل می نامند ودلیلی هم که برای این نام گذاری گفته اند این است که باء تعدیه فعل لازم را متعدی می کند و فاعل فعل لازم را به جای مفعول در فعل متعدی می اورد

فصل چهارم : ((معنا و تفاوت های تعدیه عام وتعدیه خاص))
تعدیه عامّ :
حروف جرّ در کلام برای رساندن معنای عامل به اسم مجرور ما بعدشان – البته طبق معنایی که حرف جرّ اقتضاء می کند – می آیند که در اصطلاح به این رساندن تعدیه عامّ یا تعدیه به معنای اعمّ گفته می شود.  
لذا همانطور که گفته شد در تعدیه ی عامّ حرف جرّ تغییری در معنای عامل ایجاد نمی کند بلکه عامل را با اسم مجرور ما بعدش مرتبط می کند امّا با معنایی که آن حرف جرّ در این جا اقتضاء و دلالت دارد حال می تواند إلصاق ، استعانه و . . . باشد. لذا همین ویژگی حروف جرّ باعث اشتباه بعضی از بزرگان شده و با آوردن مثال هایی مانند :
1- «رَغِبَ فیه = آن کار را دوست داشت»    
2- «رَغِبَ عَنه = آن کار را ترک کرد»
3- «رَغِبَ إلَیه = آن کار را خواست»
می گویند : «بعضی از فعل ها با تغییر حروف جرّی که به کمک آنها متعدّی شده اند معنایشان متفاوت می شود.»
در حالی که اینگونه نیست و تعدیه فعل به حرف جرّ در تعدیه عامّ گاهی موهِم دگرگونی در معنای فعل می شود.  
مثلاً : دعا زیدٌ لِبَکرٍ ( زید بکر را دعا کرد ) – دعا زیدٌ علی بکرٍ (زید بکر را نفرین کرد)
و چون حروف جرّ معنایی را همراه خود در کلام می آورند چنین شائبه ای به وجود می آید. این نوع تعدیه مختصّ به حرف خاصّی مانند «باء» نیست بلکه همه حروف در آن مشترکند.
تعدیه خاصّ :
گاهی بوسیله حرف جرّ فعل لازم ، متعدّی و فعل متعدّی به یک مفعول ، متعدّی به دو مفعول می شوند. این نوع تعدیه مختصّ به «بای جارّه» می باشد و «به نقلی در لام هم این ویژگی هست» و در اصطلاح آن را تعدیه خاصّ یا تعدیه به معنای اخصّ می نامند.
با این تفسیر که تعدیه خاصّ بر خلاف تعدیه عامّ در فعل تأثیر می گذارد و آن را متعدّی به معنای واقعی  می کند. یعنی فعل ملزم به فاعل را خواهان مفعول به می کند و مجرورش همان مفعول به مصطَلَح است نه اینکه متعلّق خود را به مجرور خود مربوط سازد.
اقوال در علّت تعدیه خاصّ در باء :
1.    این تغییر بخاطر این است که حرف جرّ باء فاعل فعل لازم را مفعول فعل متعدّی قرار داده است.
     2. این تغییر بدلیل معنای مصاحبت و مشارکت در باء است.
 3.این تغییر بدلیل اثر تعدیه باء است و هیچ اثر معنوی دیگری نیست.  
اینگونه فهمیده می شود که نتیجه ی قول 1 و 2 برابر است یعنی ؛ در «ذَهَبَ زیدٌ بِبَکراً» ، زید ذهاب را روی بکرانجام داده در حالی که خود بکر نیز همراهی می کرده یعنی خود زبکر فاعل بوده که حال او را مفعول قرار داده اند.
به نظر ما این برداشت از یک استعمال عرب قطعی و صد درصدی نیست لذا ما قول سوّم را قبول می کنیم .


تفاوت ها :
    لذا با این موارد ذکر شده تفاوت های تعدیه خاصّ و عامّ به این شرح است :
1.    در تعدیه عامّ اثر حرف جرّ رساندن معنای عامل به اسم مجرور ما بعد است امّا تعدیه خاصّ حرف جرّ فعل لازم را متعدّی -یعنی فعل خواهان مفعول به می شود و از فاعل خود به مفعول تجاوز می کند- می شود.
2.    در تعدیه عام با ذکر جارّ معنای عامل تغییر نمی کند مثلاً در «مَرَرَتُ بزیدٍ» وجود «زید» معنای « مَرَرَتُ» را تغییر نمی دهد ، ولی ذر تعدیه خاص با وجود حرف جرّ معنای عامل تغییر می کند ؛ مثلاً «ذَهَبتُ»به خودی خود به معنای «رفتم» و لازم می باشد ولی هنگامی که با حرف جرّ بیاید و گفته شود : « ذَهَبتُ بِزیدٍ» در این صورت به معنای «بردم» و متعدّی می باشد.
3.    در تعدیه عامّ جار ممکن است به یکی از معانی ابتداء ، استعلاء ، استعانت و ... به کار رود ، در حالی که در تعدیه خاص «باء» هیچ اثر معنوی جز تعدیه ندارد.


نتیجه
تفاوت تعدیه ی عام و خاص چیست؟                                                               

الف) در تعدیه ی عام حرف جر عامل را له اسم مجرور مابعدش می رساند البته با معنای مقتضی آن حرف وتعدیه ی خاص حرف باء فعل لازم را متعدی –خواهان مفعول به می شود واز فاعل خود به مفعول به تجاوز می کند- می شود.
ب) در تعدیه ی عام با ذکر جار معنای تغییرنمی کند ولی در تعدیه ی خاص با وجود حرف باء معنای عامل تغییر می کند.
ج) در تعدیه ی عام جار ممکن است به یکی از معانی ابتداء, استعلاء,استعانت و .... به کار می رود.


فهرست منابع

1)    بوالقاسم علیدوست ، سلسبیل ، تهران ، اسوۀ ، چاپ چهارم ، 1393 ه.ش
2)    شیخ عبد السول کشمیری ، صرف کاربردی ، مشهد ، مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام ،
چاپ اول ، تابستان 1392
3)    السید هاشم الحسینی الطهرانی ، علوم العربیه - علم الصرف ، صاحب انتشارات مفید ، فروردین 1368 – شعبان 1409
4)    مصطفی غلایینی ، جامع الدروس العربیه ، لبنان – بیروت ، دارالکوخ ، چاپ اول ، 1330 ه.ق/1912م
      ، جمادی الأولی 1384 ه.ق/ أکتوبر 1964 م
5)    سید محمدرضا طباطبایی، صرف ساده ، قم ، مؤسسه انتشارات دارالعلم ، چاپ هشتاد و پنجم ، 1394
6)    علی عرب خراسانی ، درسنامه صرف ، قم ، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص) ، چاپ دوم ، تابستان 1389
7)  الدکتور إمیل بدیع یعقوب ، موسوعه النحو و الصرف و الإعراب ، بیروت – لبنان ، دار العلم للملایین ، چاپ دوم ، حریزان/یونیو 1991
8)    غلامعلی الصفایی البوشهری ، بدائۀ النحو ، قم ، مدیریۀ العامۀ للحوزۀ العلمیۀ فی قم ، چاپ چهارم ، 1435 ه.ق
9)    مهدی مشایخی , بیان:شرح بهجه المرضیه , قم , تولی  , چاپ اول , تابستان 1391
10)    حمید محمدی ، زبان قرآن صرف متوسطه، قم ، مؤسسه فرهنگی دار الفکر ، چاپ شصت و ششم ، 1387
11)    رشید شرتونی ، مبادی العربیه فی الصرف و النحو ، قم ، مؤسسه انتشارات دار العلم ، چاپ چهاردهم ، 1427 ه.ق
12)    حسن عباس النحو الوافی قم : ذوی القربی بی چا بی نو
13)    سید قاسم حسینی , غلامعلی صفائی و محمود ملکی , آمزش صرف , مو سسه ی انتشارات دار العلم , چاپ دوم , پاییز 1378
14)    جمالی , مصطفی , مغنی الفقیه معانی حروف با مبانیب فقهای شیعه جلد دوم , قم , قدس چاپ اول 1394 ,دو جلد


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.