بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

چکیده:
تواضع آن است که است كه انسان خود را پايين‏تر از آنچه موقعيّت اجتماعى اوست قرار دهد، به عكس تكبّر كه مفهومش برترى‏جويى و قرار دادن خويشتن برتر از موقعيّت فردى و اجتماعى اوست.
در آیات فراوانی از قرآن کریم به موضوع تواضع اشاره شده است مثلا در وصف عباد الرحمن خداوند متعال می گوید:« الذین یمشون فی الارض مرحاً»
تواضع هم در رفتار آدمی نمایان است و هم در گفتار وی جلوه گری می کند.
اگر تواضع و فروتنی در بین مردم نهادینه شود آثار  مطلوبی هم در زندگی فردی ، هم در زندگی اجتماعی و هم در زندگی اخروی فرد خواهد داشت.
یکی از بارز ترین خصلت هایی که اولیای الهی خصوصا پیشوایان شیعه داشته اند همین تواضع بوده است و در این زمینه نقل های بسیاری موجود است.

مقدمه:
ناگفته پيداست كه تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبّر و فخرفروشى است و جدا سازى بحثهاى كامل اين دو از يكديگر مشكل يا غير ممكن است و لذا هم در آيات و روايات اسلامى و هم در كلمات بزرگان اخلاق اين دو به يكديگر آميخته شده است، نكوهش از يكى ملازم تمجيد و ستايش از ديگرى است و ستايش از يكى همراه با نكوهش از ديگرى مى‏باشد، درست مثل اينكه بحثهاى مربوط به ستايش و تمجيد از علم جداى از نكوهش از جهل نيست و نكوهش از جهل همراه ستايش علم است.
با اين حال مفهوم اين سخن آن نيست كه ما بحثهاى مربوط به تواضع را ناديده گرفته و به آنچه در بحث زشتى تكبّر و استكبار گفتيم بسنده كنيم. بخصوص اينكه نسبت بين تكبّر و تواضع به اصطلاح نسبت ميان ضدّين است نه وجود و عدم. هم تكبّر يك صفت وجودى است و هم تواضع و هر دو در مقابل يكديگر قرار دارند، نه از قبيل وجود و عدم كه سخن از يكى الزاماً همراه با نفى ديگرى باشد.

تعریف تواضع:
«تواضع» از مادّه‏ «وضع» در اصل به معنى فرونهادن است، اين تعبير در مورد زنان باردار كه مولود خود را به دنيا مى‏آورند به عنوان‏ وضع حمل‏ گفته مى‏شود و در مورد خسارت و زيان كردن و كمبود تعبير «وضيعة» به كار مى‏رود و هنگامى كه به عنوان يك صفت اخلاقى گفته مى‏شود مفهومش اين است كه انسان خود را پايين‏تر از آنچه موقعيّت اجتماعى اوست قرار دهد، به عكس تكبّر كه مفهومش برترى‏جويى و قرار دادن خويشتن برتر از موقعيّت فردى و اجتماعى اوست.
بعضى از ارباب لغت‏ «تواضع» را به معنى‏ «تذلّل» تفسير كرده‏اند و منظور از تذلّل در اينجا خضوع و فروتنى و تسليم است.
مرحوم نراقى در «معراج السعاده» در تعريف تواضع مى‏گويد: «تواضع عبارت است از شكسته نفسى كه نگذارد آدمى خود را بالاتر از ديگرى ببيند و لازمه آن كردار و گفتار چندى است كه دلالت بر تعظيم ديگران و اكرام ايشان مى‏كند».
تعبير به‏ «فروتنى» در فارسى دقيقاً همين معنا را مى‏رساند و اين مسئله از خلال گفتار و رفتار انسانها نمايان مى‏شود.

تواضع در قرآن
در نخستين‏ آيه مورد بحث سخن از گروهى از مؤمنان به ميان آمده كه مشمول فضل‏
و عنايات الهى هستند هم خدا را دوست مى‏دارند و هم محبوب پروردگارند.
يكى از اوصاف بارز آنها اين است كه در برابر مؤمنان متواضعند: (اذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ) و در برابر كافران نيرومند و قوى هستند (اعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ).
«اذِلَّةٍ» جمع‏ «ذلول» و «ذليل» از مادّه‏ «ذُلّ» (بر وزن حُرّ) در اصل به معنى نرمى و ملايمت و تسليم است در حالى كه‏ «اعِزَّة» جمع‏ «عزيز» از مادّه‏ «عزة» به معنى شدّت است، حيوانات رام را «ذلول» مى‏گويند چون ملايم و تسليمند و «تذليل» در آيه‏ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا اشاره به سهولت چيدن ميوه‏هاى بهشتى است.
گاه ذلّت در مواردى به كار مى‏رود كه معنى منفى دارد و آن در جايى است كه از سوى غير به انسان تحميل مى‏شود وگرنه در مادّه اين لغت مفهوم منفى ذاتاً وجود ندارد (دقّت كنيد).
به هر حال آيه فوق دليل روشنى بر اهمّيّت تواضع و عظمت مقام متواضعين است، تواضعى كه از درون جان انسان برخيزد و براى احترام به مؤمنى از مؤمنان و بنده‏اى از بندگان خدا باشد.


*** در دومين آيه‏ باز اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقى گروهى از بندگان خاصّ خداست كه در طىّ آيات سوره فرقان از آيه 63 تا آيه 74 دوازده فضيلت بزرگ براى آنها ذكر شده است و جالب اينكه نخستين آنها همان صفت تواضع است، اين نشان مى‏دهد همان گونه كه‏ «تكبّر» خطرناك‏ترين رذايل است، تواضع مهمترين يا از مهمترين فضائل مى‏باشد، مى‏فرمايد:
«بندگان خاص خداوند رحمان كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبّر بر زمين راه مى‏روند» (وَ عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْارْضِ هَوْناً).
«هون» مصدر است و به معنى نرمى و آرامش و تواضع است و استعمال مصدر در معنى اسم فاعل در اينجا به خاطر تأكيد است، يعنى آنها چنان آرام و متواضعند كه گويى عين تواضع شده‏اند و به همين دليل در ادامه آيه مى‏فرمايد: «وَ اذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها
سلام مى‏گويند (و با بى اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند)».


و در آيه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاك خداست مى‏فرمايد:
«وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِيَاماً؛ آنها كسانى هستند كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى‏كنند (و به بندگى و عبادت مى‏پردازند)».
«راغب» در كتاب‏ «مفردات» مى‏گويد: «هون» دو معنى دارد يكى از آنها خضوع و نرمشى است كه از درون جان انسان بجوشد كه اين شايسته ستايش است (سپس به آيه مورد بحث اشاره مى‏كند) و در حديث نبوى آمده است‏ الْمُؤْمِنُ هَيِّنٌ لَيِّنٌ.  دوم خضوع و تذلّلى است كه از سوى ديگرى بر انسان تحميل شود و او را خوار كند.
ناگفته پيداست كه منظور از الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْارْضِ هَوْناً اين نيست كه فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلكه منظور نفى هرگونه كبر و خودخواهى است كه در تمام اعمال انسان و حتّى در كيفيّت راه رفتن كه ساده‏ترين كار است آشكار مى‏شود، زيرا ملكات اخلاقى هميشه خود را در لابه‏لاى گفتار و حركات انسان نشان مى‏دهند تا آنجا كه در بسيارى از مواقع از چگونگى راه رفتن انسان مى‏توان به بسيارى از صفات اخلاقى او راه برد.


آرى‏ عِبَادُ الرَّحْمنِ‏ (بندگان خاص خدا) نخستين نشانشان همان تواضع است، تواضعى كه در تمام ذرّات وجودشان نفوذ كرده و حتّى در راه رفتن آنها آشكار است و اگر مى‏بينيم خداوند در آيه 37 سوره اسراء به پيامبرش دستور مى‏دهد «وَ لَاتَمْشِ فِى الْارْضِ مَرَحاً؛ روى زمين با تكبّر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نيست بلكه هدف، تواضع در همه كار است كه نشانه بندگى و عبوديّت خداست.
*** در سوّمين آيه‏ روى سخن رابه پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مى‏فرمايد: «بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند پايين بياور و (تواضع و محبّت كن)؛ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»
«خَفْض» بر وزن‏ «خشم» در اصل به معنى پايين آوردن است و «جناح» به معنى بال مى‏باشد. بنابراين‏ «وَ اخَفْض جَناح» كنايه از تواضع آميخته با محبّت است، همان گونه كه پرندگان هرگاه مى‏خواهند به جوجه‏هاى خود اظهار محبّت كنند بال و پر خود مى‏گسترانند و آنها را زير بال و پر مى‏گيرند تا هم در برابر حوادث احتمالى مصون بمانند و هم از تشتّت و پراكندگى حفظ شوند، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز مأمور بود بدين گونه مؤمنان را زير بال و پر خود بگيرد!


اين تعبير بسيار ظريف و پر معنى نكات مختلفى را در عبارت كوتاهى جمع كرده است.
جايى كه پيامبر مأمور به تواضع آميخته با محبّت در برابر مؤمنان باشد تكليف افراد امّت روشن است چرا كه پيغمبر سرمشق و الگو و «اسوه» براى همه امّت است.
شبيه همين تعبير در آيه 88 سوره حجر نيز آمده است آنجا كه مى‏فرمايد: وَاخْفِضْ جَنَاحكَ لِلْمُؤْمِنِينَ‏ كه باز مخاطب در آن شخص پيامبر است و مأمور مى‏شود براى مؤمنان‏ «خفض جناح» و تواضع آميخته با محبّت داشته باشد.
شبيه اين تعبير با اندك تفاوتى در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره‏ «اسراء» آمده، آنجا كه مى‏فرمايد: «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ؛ بالهاى خود را در برابر آن دو (پدر و مادر) از محبّت و لطف فرود آر (و تواضعى آميخته با احترام و محبّت در برابر آنان داشته باش)».
*** از مجموع آنچه در آيات فوق آمده به خوبى استفاده مى‏شود كه قرآن مجيد نه تنها تكبّر و استكبار را مورد مذمّت قرار داده، بلكه نقطه مقابل آن يعنى تواضع و فروتنى را با تعبيرات گوناگون مورد تمجيد قرار داده است.


اقسام تواضع‏


1. تواضع در رفتار


توصيه خداوند به تواضع در رفتار:
ولا تَمشِ فِى الارضِ مَرَحًا انَّكَ لَن تَخرِقَ الارضَ ولَن تَبلُغَ الجِبالَ طولا. اسراء (17) 37
وعِبادُ الرَّحمنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الارضِ هَونًا واذا خاطَبَهُمُ الجهِلونَ قالوا سَلما. فرقان (25) 63
تواضع در رفتار، توصيه لقمان به فرزندش:
ولا تُصَعّر خَدَّكَ لِلنّاسِ ولا تَمشِ فِى الارضِ مَرَحًا انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُختالٍ فَخور واقصِد فى مَشيِكَ واغضُض مِن صَوتِكَ انَّ انكَرَ الاصوتِ لَصَوتُ الحَمير. لقمان (31) 18 و 19


2. تواضع در گفتار


توصيه خداوند به تواضع و فروتنى در گفتار:
واذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِايتِنا فَقُل سَلمٌ عَلَيكُم كَتَبَ رَبُّكُم عَلى‏ نَفسِهِ الرَّحمَةَ انَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُم سوءًا بِجَهلَةٍ ثُمَّ تابَ مِن بَعدِهِ واصلَحَ فَانَّهُ غَفورٌ رَحيم. انعام (6) 54
وعِبادُ الرَّحمنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الارضِ هَونًا واذا خاطَبَهُمُ الجهِلونَ قالوا سَلما. فرقان (25) 63
يايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَرفَعوا اصوتَكُم فَوقَ صَوتِ النَّبىّ ولا تَجهَروا لَهُ بِالقَولِ كَجَهرِ بَعضِكُم لِبَعضٍ ان تَحبَطَ اعملُكُم وانتُم‏لا تَشعُرون انَّ الَّذينَ يَغُضّونَ اصوتَهُم عِندَ رَسولِ اللَّهِ اولكَ الَّذينَ امتَحَنَ اللَّهُ قُلوبَهُم لِلتَّقوى‏ لَهُم مَغفِرَةٌ واجرٌ عَظيم‏. حجرات (49) 2 و 3
تواضع در گفتار، از توصيه‏هاى لقمان به فرزندش:
ولَقَد ءاتَينا لُقمنَ الحِكمَةَ انِ اشكُر لِلَّهِ ومَن يَشكُر فَانَّما يَشكُرُ لِنَفسِهِ ومَن كَفَرَ فَانَّ اللَّهَ غَنِىٌّ حَميد واقصِد فى مَشيِكَ واغضُض مِن صَوتِكَ انَّ انكَرَ الاصوتِ لَصَوتُ الحَمير. لقمان (31) 12 و 19

آثار تواضع


1) تواضع در برابر حق، سبب قرار گرفتن در زمره صالحان:
... ولَتَجِدَنَّ اقرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ قالوا انّا نَصرى‏ ذلِكَ بِانَّ مِنهُم قِسّيسينَ ورُهبانًا وانَّهُم لا يَستَكبِرون واذَا سَمِعوا ما انزِلَ الَى الرَّسولِ تَرَى‏ اعيُنَهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحَقّ يَقولونَ رَبَّنا ءامَنّا فَاكتُبنا مَعَ الشهِدين وما لَنا لا نُؤمِنُ بِاللَّهِ وما جاءَنا مِنَ الحَقّ ونَطمَعُ ان يُدخِلَنا رَبُّنا مَعَ القَومِ الصلِحين‏. مائده (5) 82- 84
2) تواضع در برابر حق، سبب قرار گرفتن در زمره محسنان:
... ولَتَجِدَنَّ اقرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ قالوا انّا نَصرى‏ ذلِكَ بِانَّ مِنهُم قِسّيسينَ ورُهبانًا وانَّهُم لا يَستَكبِرون واذَا سَمِعوا ما انزِلَ الَى الرَّسولِ تَرَى‏ اعيُنَهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحَقّ يَقولونَ رَبَّنا ءامَنّا فَاكتُبنا مَعَ الشهِدين فَاثبَهُمُ اللَّهُ بِما قالوا جَنتٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الانهرُ خلِدينَ فيها وذلِكَ جَزاءُ المُحسِنين‏.
مائده (5) 82 و 83 و 85


3) برخوردارى از روحيّه تواضع در برابر خدا، مايه ايمان به آيات الهى:
انَّما يُؤمِنُ بِايتِنَا الَّذينَ اذا ذُكّروا بِها خَرّوا سُجَّدًا وسَبَّحوا بِحَمدِ رَبّهِم وهُم لا يَستَكبِرون‏. سجده (32) 15
4) ايمان به خدا، از آثار تواضع در برابر حق:
... ولَتَجِدَنَّ اقرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ قالوا انّا نَصرى‏ ذلِكَ بِانَّ مِنهُم قِسّيسينَ ورُهبانًا وانَّهُم لا يَستَكبِرون واذَا سَمِعوا ما انزِلَ الَى الرَّسولِ تَرَى‏ اعيُنَهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحَقّ يَقولونَ رَبَّنا ءامَنّا فَاكتُبنا مَعَ الشهِدين‏. مائده (5) 82 و 83
5) تواضع و فروتنى برخى از مسيحيان عصر بعثت، مايه حق‏پذيرى آنان:


... ولَتَجِدَنَّ اقرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ قالوا انّا نَصرى‏ ذلِكَ بِانَّ مِنهُم قِسّيسينَ ورُهبانًا وانَّهُم لا يَستَكبِرون واذَا سَمِعوا ما
انزِلَ الَى الرَّسولِ تَرَى‏ اعيُنَهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحَقّ يَقولونَ رَبَّنا ءامَنّا فَاكتُبنا مَعَ الشهِدين‏. مائده (5) 82 و 83
6) روحيّه تواضع و فروتنى راهبان مسيحى، زمينه گرايش آنان به اسلام:


... ولَتَجِدَنَّ اقرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ قالوا انّا نَصرى‏ ذلِكَ بِانَّ مِنهُم قِسّيسينَ ورُهبانًا وانَّهُم لا يَستَكبِرون واذَا سَمِعوا ما انزِلَ الَى الرَّسولِ تَرَى‏ اعيُنَهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحَقّ يَقولونَ رَبَّنا ءامَنّا فَاكتُبنا مَعَ الشهِدين وما لَنا لا نُؤمِنُ بِاللَّهِ وما جاءَنا مِنَ الحَقّ ونَطمَعُ ان يُدخِلَنا رَبُّنا مَعَ القَومِ الصلِحين‏. مائده (5) 82- 84


7) تواضع در برابر مؤمنان، مايه جلب محبّت خدا:
يايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِهِ فَسَوفَ يَأتِى اللَّهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُم ويُحِبّونَهُ اذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ اعِزَّةٍ عَلَى الكفِرينَ .... مائده (5) 54
8) نبود روحيّه گردن‏فرازى در بين نصارا، زمينه مودّت و محبّت آنان به مسلمانان:
... ولَتَجِدَنَّ اقرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ قالوا انّا نَصرى‏ ذلِكَ بِانَّ مِنهُم قِسّيسينَ ورُهبانًا وانَّهُم لا يَستَكبِرون‏. مائده (5) 82
9) برخورد كريمانه در برابر گفتار جاهلانه افراد نادان، برخاسته از روح فروتنى و نرم‏خويى:
وعِبادُ الرَّحمنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الارضِ هَونًا واذا خاطَبَهُمُ الجهِلونَ قالوا سَلما. «1» فرقان (25) 63


نمونه‏هايى از تواضع اولياى الهى‏
1. شخص اوّل آفرينش كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است، آنگونه مى‏نشست كه هيچ امتيازى بر ديگران نداشت و افرادى كه وارد مجلس مى‏شدند و حضرت را نمى‏شناختند، مى‏پرسيدند:
كدام يك از شما پيامبر است؟ «ايكم رسول الله»  
2. در سفرى كه براى تهيه غذا هر كس كارى را به عهده گرفت، پيامبر نيز كارى را به عهده گرفت و فرمود: «جمع كردن هيزم با من» .
3. همين كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ديدند براى نشستنِ بعضى فرش نيست، عباى خود را دادند تا چند نفرى روى عباى حضرت بنشينند.  
پوشيدن لباس ساده، سوار شدن بر الاغ برهنه، شير دوشيدن، هم‏نشينى با بردگان، سلام كردن به اطفال، وصله كردن كفش و لباس، پذيرفتن دعوت مردم، جارو كردن منزل، دست دادن به تمام افراد و سبك نشمردن غذا از سيره‏هاى حضرت بود.  
4. برخى شيعيان خواستند به احترام امام صادق عليه السلام حمّام را خلوت و به اصطلاح قُرق كنند، حضرت اجازه نداد و فرمود: «لا حاجة لى فى ذلك المؤمن اخف من ذلك» نيازى به اين كار نيست، زندگى مؤمن ساده‏تر از اين تشريفات است.  
5. هر چه اصرار كردند كه سفره‏ى امام رضا عليه السلام از سفره غلامان جدا باشد، آن حضرت نپذيرفت.  
6. شخصى در حمّام، امام رضا عليه السلام را نشناخت و از او خواست تا او را كيسه بكشد، حضرت بدون معرّفى خود و با كمال وقار تقاضاى او را قبول كرد. همين كه آن شخص حضرت را شناخت، شروع به عذرخواهى كرد، حضرت او را دلدارى دادند.     

نتیجه گیری:
تواضع و فروتنی یکی از خصلت های مهم و تاثیر گزار است و در تمام متون مستند شیعی ادله ی آن موجود است و انسان متقی باید در پی کس


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.