بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

تقدیم به:
پدر ومادر که از صمیم قلب مرا در دامان حوزه ی علمیه گذاشتند تا خدمتگذاری برای شریعت اسلام باشم.


تقدیراز :
همه ی کسانی که در انجام این پژوهش کمک کردند،خصوصا دوست بزرگوارم سید علی حسینی که مرا بسیار یاری نمود.

چکیده
موسیقی علمی است که به وسیله ی آن احوال نغمات و ازمنه ی آن ها را مشخص می کند و به عبارت دیگر،موسیقی در بردارنده ی دو فن است،فنّ اوّل آنکه در آن جنس نغمات بررسی می شود که به آن فنّ الحان می گویند و در فنّ دوم اوزان و ازمنه ی نغمات مشخص می گرددکه به آن فن ایقاع می گویند.
ارزش، ملاك، معيار، الگو و ابزار سنجش اعمال، گفتار و كردار افراد است كه جامعه يا گروه يا فرد براساس اين ملاكها و الگوها رفتار و كردار افراد را مورد قضاوت قرار مي دهد.
براساس همين ملاك و معيار سنجش است كه تمام اشياء و حتي حيوانات با كلمات خوب و بد، قابل تحسين يا نكوهش، مورد ارزيابي قرار مي گيرند.
به نظرم مى‌رسد كه موسيقى مى‌تواند گمراه كننده باشد، مى‌تواند انسان را به شهوات دچار كند، مى‌تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستى كند؛ مى‌تواند هم اين نباشد و مى‌تواند عكس اين باشد. مرز حلال و حرام اين‌جاست.


فهرست منابع
مقدمه...............................................................................................................................1
دفتر اول :مفهوم شناسی و کلیات........................................................................................3
بخش نخست:مفهوم شناسی  موسیقی.............................................................................4
بخش دوم: مفهوم شناسی ارزش........................................................................................7
فصل اول:تعریف لغوی ارزش.................................................................................................7
فصل دوم:تعریف اصطلاحی ارزش.........................................................................................7
فصل سوم:طبقه بندی ارزش ها...........................................................................................8
فصل چهارم:امام و ارزشها...................................................................................................9
دفتر دوم:موسیقی ارزشی در بیانات رهبری........................................................................10
بخش نخست:موسیقی در کلام رهبری..............................................................................11
فصل اول:کلام در درس خارج فقه.......................................................................................11
فصل دوم:کلام در جمع جوانان و دانشجویان........................................................................12
فصل سوم:کلام در جمع مسئولان صدا و سیما...................................................................14
فصل چهارم:کلام در دیدار اعضای گروه ادب هنر صدای جمهوری اسلامی...............................16
نتیجه گیری....................................................................................................................18
فهرست منابع.................................................................................................................19

مقدمه:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله ربّ العالمین وصلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین
در عصر پیامبر صلوات الله و سلامه علیه و معصومین علیهم السلام،فضای موسیقی و اصوات موسیقایی در بطن ابتذال و گناه و بی بند وباری بود،و لذا معصومین به مبارزه سخت با این دستگاه پرداختند،کما اینکه خیلی از فقها، فضای حرمت را بر روی موسیقی لهوی می برند،نه بر مطلق موسیقی.
بعد از عصر معصومین فقهایی داشتیم که در مورد علم موسیقی کتابهای فراوان نوشتند،اشخاصی بودند که برای تولید موسیقی مطلوب و اسلامی تلاش می کردند،مسلمانان این فضا را قبل از این و در زمان معصومین علیهم السلام نداشتند.
مرحوم سید محمد حسن الهی رحمت الله علیه ،از جمله عرفایی بودند که بر این باب کتاب نوشتند اما به خاطر سوء استفاده ی بعضی این کتاب را عرضه نکردند.

وایات و ظهورات کلام شرع ،با توجه به گرایشات افراد متفاوت بود و چون این ضعف در علم اصول با وجود محسّنات این علم کاملا به چشم میخورد که قاعده ا ی برای فهم ظهورات ارائه نشده تا هر کس با گرایش و ظرفیت ذهنی خود سراغ آیات و روایات نرود.
برای جلوگیری از این نیاز به رجوع به دین شناسی داریم،که جامع در زمینه هاست،کشوری را مدیریت می کند که در برابر مستکبران عالم ایستاده،فهم کامل و روشن او همه جانبه است و به ما کمک می کند که از شناخت های سطحی دست برداشته و افراط و گرایشات ذهنی را بیرون گذاشته و بیطرف راجع به این موضع قضاوت کنیم.
 هو الحی
محمدمهدی پورافغان
بهار 94


دفتر اول
مفهوم شناسی
 و
 کلیات
بخش اول:مفهوم شناسی موسیقی
فصل اول: معنای لغوی موسیقی
به علم تألیف الحان و فن تألیف آن علم موسیقی می گویند.
موسیقی علمی است که به وسیله ی آن احوال نغمات و ازمنه ی آن ها را مشخص می کند و به عبارت دیگر،موسیقی در بردارنده ی دو فن است،فنّ اوّل آنکه در آن جنس نغمات بررسی می شود که به آن فنّ الحان می گویند و در فنّ دوم اوزان و ازمنه ی نغمات مشخص می گرددکه به آن فن ایقاع می گویند.  


بعضی ها می گویند که این فن از ایران به دنیای عرب رفت و در زمان هشام بن حکم وارد عربستان شد و از آنجا به اندلس و جا های دیگر ترویج داده شد. وهمچنین بعضی فلاسفه معتقدند که این علم همانطور که ارسطو معتقد بود بخشی از علم ریاضی محسوب می شود ولی برخی دیگر به علت نا پایدار بودن و غیر مسلّم بودن برخی از قواعد و اصول موسیقی، آن را جزو هنر محسوب می کنند.  
در باره ی چرایی پیدایش موسیقی به خاطر اصل موسیقی و اصوات موسیقایی که در احساسات تصرف می کند، بحث های متعددی مطرح شده اما طبق مشهور می تواند سه مورد از موارد استفاده را بیان کرد:
1.برای بر انگیختن شهوات و امیال نفسانی که برای ارضا کردن شهوات، در  دربارهای بعضی از سلاطین
        2.برای برانگیخته کردن احساسات مردم و جوانان به خاطر آمادگی آنان برای شرکت در جنگ های بزرگ و کوچک
3. برای تعظیم شعائر دینی یا غیر دینی، که از نمونه های دینی میتوان قرائت قرآن و اذان را بیان کرد و از نمونه های غیر دینی می توان موسیقی های خاص یک گروه غیر دینی را مثال زد.
البته باید توجه داشت که واژه ی موسیقی در بین عوام مردم دارای معانی متعددی است از جمله:علم موسیقی، آواز،آهنگ های با کلام و بدون کلام، موسیقی حرام و...
که معمولا عوام همه ی این معانی را با لفظ «موسیقی» استعمال می کنند و طبق قرینه های حالیه یا مقالیه ای که در کلامشان هست مراد خود را از این لفظ مشخص می نمایند، اما مراد از این لفظ در عنوان پژوهش:
منظور از موسیقی در عنوان پژوهش اعم است از موسیقی به معنای الف)علم شناخت الحان و ب) اعم از موسیقی حرام و حلال که دو قسمت دارد:
1.اصوات موسیقایی که از حلق انسان خارج می شود
2.اصوات موسیقایی که از آلات موسیقایی بیرون می آید.


اصوات به دو بخش موسیقایی و غیر موسیقایی تقسیم میشوند:
اصوات موسیقایی دارای پنج ویژگی هستند که آنها را از اصوات غیر موسیقایی متمایز می سازد،آن پنج ویژگی عبارتند از :
1.ارتفاع(نواک):عبارت از محدوده ای است که پایین ترین و بالاترین درجه ی صوت در آن مشخص می شود.صدا ها از پایین ترین ارتفاع تا بالاترین آن ها به ترتیب نامگذاری شده اند:الف) باس(Bass) یا صدای بم مردان ب) باریتون(Bariton) یا صدای متوسط مردان ج)تنور (Tenor) یا صدای زیر مردان د)آلتو(Alto) یا صدای بم زنان و کودکان                              هـ) متزوسُپرانو(Mezzo soprano) و) سپرانو(Soprano) یا صدای زیر کودکان و زنان
2.بلندی (شدّت):شدت صوت برابر با توان صوتی یا میزان انرژی آزاد شده صوتی است که از منبع تولید کننده ی آن در واحد سطح انتشار میابد.
           3.طنین: کیفیتی است در صوت که موجب تفاوت و تمایز اصواتِ هم شدّت و هم ارتفاع از یکدیگر می شود.
4. مدّت: مدت زمانی که صوت روی یک درجه یا نُت ادامه و انتشار دارد.
5.تحریر: صوتی آهنگین است که از عبور هوا و ارتعاش تار های صوتی به وجود می آید و می تواند شکل های مختلف به خود بگیرد. در حین تحریر هوای داخل ریه هنگام عبور، همواره باید به وسیله ی ماهیچه های صوتی قطع و وصل شود.


بخش دوم:مفهوم شناسی ارزش
فصل اوّل) معني لغوي ارزش
در تعريف لغوي ارزش مي توان گفت :«هر آنچه كه مفيد، خواستني يا تحسين كردني است براي شخص يا گروه و براي آنها داراي ارزش است». در واقع مي توان گفت كه ارزش از بنيادي ترين عوامل در تبيين انديشه، عمل يا اعمال فرد و هم چنين شكل گيري حيات اجتماعي است. براي همين ارزشها معيارهايي هستند كه به فرهنگ كلي و جامعه معنا مي دهد.


فصل دوم) تعريف اصطلاحي ارزش
ارزش، ملاك، معيار، الگو و ابزار سنجش اعمال، گفتار و كردار افراد است كه جامعه يا گروه يا فرد براساس اين ملاكها و الگوها رفتار و كردار افراد را مورد قضاوت قرار مي دهد.
براساس همين ملاك و معيار سنجش است كه تمام اشياء و حتي حيوانات با كلمات خوب و بد، قابل تحسين يا نكوهش، مورد ارزيابي قرار مي گيرند.
از خصوصيات و مشخّصات ارزشها مي توان به موارد ذيل اشاره كرد.
1ـ ارزشها ميان مردم مشترك اند و شمار كثيري از افراد درباره اهميت آنها به توافق رسيده اند (وفاق اجتماعي)
2ـ ارزشها با عواطف همراه اند. اشخاصي براي صيانت ارزشها مبارزه مي كنند و براي حفظ ارزشهاي والا از بذل مال و جان دريغ نمي ورزند.
3ـ ارزشها به قضاوت شخصي افراد بستگي ندارند.
4ـ چون ارزشها به وفاق ميان اشخاص كثيري پذيرفته شده اند، مي توان آنها را مفهوم سازي كرد. يعني از اشياي گوناگون ارزيابي شده انتزاع كرد.


فصل سوم)طبقه بندي ارزشها
همانطوري كه گفتيم، ارزش ها بدليل عام بودن و انتزاعي بودن، وضعيت هاي گوناگون را فرا مي گيرند و مي توان به انواعي، آنرا تقسيم بندي نمود. بعنوان نمونه: تعدادي از آن را اشاره خواهيم كرد.
1ـ ارزش هاي ديني
مفاهيم مربوط به اين كه چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است، چه چيزي بايد وجود داشته باشد و رخ دهد، اين ارزش ها ناشي از نيروهاي فوق طبيعي تلقي مي شوند.7 بعبارت ديگر ارزشهاي ديني، به آن ارزشهايي گفته مي شود كه معنويت را وارد حيات بشر مي سازند و داراي تقدّس اند. نکته مهم آنجاست که ارزش های دینی و به عبارت دیگر باید و نباید ها و حَسَن و قبیح های دینی در طبقه ی نخست ارزش ها هستند،زیرا باید و نباید ها از مصالحی نشأت می گیرد،که فهم شارع در درک آن مصالح از تجتماع عقلا هم بالاتر است.
2ـ ارزش هاي اجتماعي
هر آنچه كه تصوّرات كلي رفتار اجتماعي، كه جامعه طالب آن است و به آن ارج مي نهد را گويند. بعبارت ديگر هر آنچه را كه اعضاي يك جامعه آن را گرامي مي دارند و در آن وفاق نسبي وجود دارد را ارزشهاي اجتماعي گويند.
3ـ ارزشهاي فرهنگي
ارزشهايي كه موجبات تعالي حيات انسان را فراهم مي سازند؛ صُوَري فرامادي بر حيات مي بخشند؛ هرگز كهنه نمي شود (برخلاف ارزشهاي مادي)؛ كه با پيدايي يك وسيله بهتر مادي، وسيله قبلي كهنه و بي فايده مي شود.


4ـ ارزشهاي اخلاقي
به ارزشهايي كه صورت دستوري دارند و رفتار و انديشه را در جهتي خاص سوق مي دهند را گويند. علاوه بر اين مي توان به ارزشهاي حقوقي، ذهني، عيني و...هم اشاره نمود.

فصل چهارم)امام و ارزشها
از نظر حضرت امام، ارزشها به دو گونه است:
1. ارزش هاي الهي
2. دومين راه حفظ ارزش ها تمسّك به روحانيّت است
3. دوري جستن از تجمل گرايي و رفاه طلبي
4. ساده زيستي
5. بازگشت به خويشتن
6. دوري جستن از هواي نفس



دفتر دوم
موسیقی ارزشی
 در بیانات
مقام معظم رهبری

بخش سوم: موسیقی در کلام رهبری
فصل اول)کلام در درس خارج فقه
در رابطه با خوانندگی،یعنی آن دسته از اصواتی که از گلوی انسان به تنهایی خارج می شود،در شرع مقدس اسلام ،یک قسم از آن موضوع حکم حرمت قرار گرفته است و آن "غنا" است.غنا چیست؟ برای پی بردن به معنای غنا به قسمتی از سخنان مقام معظم رهبری در درس های مکاسب محرمه ی ایشان می پردازیم:
«غنا یک معنای لغوی دارد که آن عبارتست از مدّ الصوت و ترجیعه...انسان هر طور صدا را به غیر طریقه ی تکلم معمولی بلند کند و بکشد، به معنای لغوی عبارتست از غنا،مدّالصوت و ترجیعه.انسان صدا را بلند کند،بکشد و آن را ترجیع بدهد.گفتیم ترجیع همان تغیر صدا در حنجره است.تلاوت قرآن ،صدای اذان،لالایی مادر برای بچه،همه ی این ها به معنای لغوی غناست.»
آنگاه ایشان معنای دومی نیز برای غنا ذکر می کنند که اخص از معنای اول است:
«غنا به معنای دوم که اخص از معنای اول است،عبارتست از غنای عرفی که معنایش
آوازه خوانی است.آوازه خوانی در عرف غیر از اذان گفتن یا مداحی کردن است،غیر از تلاوت قرآن است،غیر از لالایی مادر برای طفل است.آوازه خوانی یک معنای خاصی دارد. به کسی که اذان می گوید،نمی گویند دارد آواز می خواند،پس معنای دوم غنا همان معنای عرفی آواز خوانی است.»

فصل دوم)کلام در جمع جوانان و دانشجویان:
        برای فهمیدن بهتراین مطلب به سخرانی ایشان درجمع جوانان نظری می اندازیم:
«در مورد موسيقى دو حرف وجود دارد: يكى اين كه ببينيم اساساً مشخّصه‌هاى موسيقى حلال و حرام چيست و ديگر اين كه بياييم در مصداق، مرزهايى را مشخّص كنيم تا به‌قول شما، جوانان بدانند كه اين يكى حرام و اين يكى حلال است. البته اين دومى كارآسانى نيست. كار دشوارى است كه انسان از اين اجراهاى موسيقى‌هاى گوناگون - موسيقى خارجى، موسيقى ايرانى هم با انواع و اقسامش؛ با كلام، بى‌كلام - بخواهد يكى‌يكى اينها را مشخّص كند؛ اما مشخّصه‌هاى كلّى‌اى دارد كه آن‌را مى‌شود گفت. البته من هم در جاهايى به بعضى از اشخاصى كه دست‌اندركار بودند، آنچه را كه مى‌توانستم و مى‌دانستم، گفته‌ام؛ حالا هم مختصرى براى شما عرض مى‌كنم.


ببينيد؛ موسيقى‌اى كه انسان را به بيكارگى و ابتذال و بى‌حالى و واخوردگى از واقعيتهاى زندگى و امثال اينها بكشاند، موسيقىِ حلال نيست؛ موسيقىِ حرام است. موسيقى چنانچه انسان را از معنويت، از خدا و از ذكر غافل كند، حرام است. موسيقى‌اى كه انسان را به گناه و شهوترانى تشويق كند، حرام است؛ از نظر اسلام اين است. موسيقى اگر اين خصوصيات مضر و موجب حرمت را نداشته باشد، البته آن‌وقت حرام نيست. اينهايى را كه من گفتم، بعضيش در موسيقى بى‌كلام و در سازهاست؛ بعضى هم حتّى در كلمات است. يعنى ممكن است فرضاً يك موسيقى ساده بى‌ضررى را اجرا كنند، ليكن شعرى كه در اين موسيقى خوانده مى‌شود، شعرِ گمراه كننده‌اى باشد؛ شعرِ تشويق كننده به بى‌بندوبارى، به ولنگارى، به شهوترانى، به غفلت و اين‌طور چيزها باشد؛ آن وقت حرام مى‌شود. بنابراين، آن چيزى كه شاخص حرمت و حليّت در موسيقى است و نظر شريف امام هم در اواخر حيات مباركشان - كه آن نظريه را در باب موسيقى دادند - به همين مطلب بود، اين است. موسيقى لهوى داريم. ممكن است موسيقى - به اصطلاح فقهى‌اش - موسيقى لهوى باشد. «لهو» يعنى غفلت، يعنى دور شدن از ذكر خدا، دور شدن از
          معنويت، دور شدن از واقعيتهاى زندگى، دور شدن از كار و تلاش و فرو غلتيدن در ابتذال و بى‌بندوبارى. اين موسيقى مى‌شود حرام. اگر اين با كيفيّت اجرا حاصل شود، اگر با كلام حاصل شود؛ فرقى نمى‌كند.
شما مى‌گوييد زبان بين‌المللى. آن موسيقى‌اى كه به‌قول خود شما مرزها را درنورديده و در جاهايى پخش شده، آيا لزوماً موسيقى خوبى است؟ صرف اين كه يك موسيقى از مرز فلان كشور خارج شد و توانست به مثلاً كشورهاى مختلف برود و يك عدّه طرفدار پيدا كند، مگر دليل خوب بودن موسيقى است؟ نه؛ به هيچ وجه. ممكن است موسيقى‌اى باشد كه به شهوترانى و تحرّكات و نشاطهاى شهوى جوانى تحريك مى‌كند؛ طبيعى است كه يك مشت جوانى كه غفلت زده هستند، از اين موسيقى خوششان مى‌آيد. هر جايى كه در دنيا دستشان به اين نوار بيفتد، از آن نوار استفاده مى‌كنند. اين دليل خوب بودن موسيقى نيست.


من نمى‌توانم به‌طور مطلق بگويم كه موسيقى اصيل ايرانى، موسيقى حلال است؛ نه، اين طور نيست. بعضى خيال مى‌كنند كه مرز موسيقى حلال و حرام، موسيقى سنّتى ايرانى و موسيقى غيرسنّتى است؛ نه، اين‌طورى نيست. آن موسيقى‌اى كه مناديان دين و شرع هميشه در دوره‌هاى گذشته با آن مقابله مى‌كردند و مى‌گفتند حرام است، همان موسيقى سنّتى ايرانى خودمان است كه به شكل حرامى در دربارهاى سلاطين، در نزد افراد بى‌بندوبار، در نزد افرادى كه به شهوات تمايل داشتند و خوض در شهوات مى‌كردند، اجرا مى‌شده است. اين همان موسيقى حرام است. بنابراين، مرز موسيقى حرام و حلال، عبارت از ايرانى بودن، سنّتى بودن، قديمى بودن، كلاسيك بودن، غربى بودن يا شرقى بودن نيست؛ مرز آن چيزى است كه من عرض كردم. اين ملاك را مى‌شود به‌دست شما بدهيم، اما اين‌كه آيا اين نوار جزو كدامهاست، اين را من نمى‌توانم مشخّص كنم.


        البته الان دستگاههايى هستند كه مميّزى مى‌كنند؛ اما من خيلى هم اطمينان ندارم كه اين مميّزيها صددرصد درست باشد. گاهى مى‌آيند به ما مى‌گويند كه يك نوار بسيار بد يا مبتذلى را به‌صورت مجاز پخش مى‌كنند؛ گاهى هم ممكن است عكس اين اتّفاق بيفتد. من الان نمى‌دانم واقعاً اين مميّزيها چقدر از روى واقع‌بينى و ضابطه‌مندى انجام مى‌گيرد؛ اما آن چيزى كه من مى‌توانم به شما به‌عنوان يك جوان خوب و به عنوان كسى كه مثل فرزندان خودم هستيد به‌عنوان نصيحت و نظر خودم بگويم، اين‌است كه عرض كردم.
به نظرم مى‌رسد كه موسيقى مى‌تواند گمراه كننده باشد، مى‌تواند انسان را به شهوات دچار كند، مى‌تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستى كند؛ مى‌تواند هم اين نباشد و مى‌تواند عكس اين باشد. مرز حلال و حرام اين‌جاست. من اميدوارم كه شما جوانان با اين زادِ تقوا بتوانيد وارد ميدان شويد و توليدهايى داشته باشيد كه به معناى حقيقى كلمه هم خصوصيات موسيقى خوب و بليغ را داشته باشد و به معناى حقيقى تأثيرگذار مثبت باشد و حقيقتاً جوانان و روحها را به صفا و به معنويت و به حقيقت رهنمون كند».
همانطور در این کلام آمد مطرب بودن و لهوی بودن دو شاخصه ی کلی در موسیقی است،به غیر غنا که حرمت جداگانه دارد ،چه لهوی باشد چه نباشد،حرام است.


فصل سوم:بیانات در جمع مسئولین صدا و سیما
برنامه‌های رادیو را باید تنظیم کنید. در سحرهای ماه رمضان چه برنامه‌یی پخش خواهید کرد؟ چه لزومی دارد که ما در سحرهای ماه رمضان فرضاً در رادیو یک تکنوازی بگذاریم و یک نفر بیاید ویولون یا سنتور بزند؟! از اینهایی که سحرها بلند میشوند، کدامشان چنین توقعی دارد؟! البته در ایام دیگر و در برنامه‌های عادی، مردم بالاخره موسیقی میخواهند؛ نمیشود که بکلی درِ موسیقی را بست؛ اما در سحرهای ماه رمضان، اینهایی که بلند میشوند دعای ابوحمزه بخوانند، یا مناجات بشنوند، یا نمازی بخوانند و بعد سحری بخورند و بخوابند، کدامشان از شما توقع تکنوازی دارد؟ به‌نظر بنده، این از چیزهای غیر لازم است.


 این هم که ما خیال کنیم حتماً بین دو برنامه باید سازی زده بشود، اشتباه است. ما موارد زیادی دیده‌ایم که در رادیوها و تلویزیونهای بیگانه، خیلی از بخشهایشان اصلاً موسیقی و ساز ندارد؛ یک برنامه تمام میشود، بلافاصله یک برنامه‌ی دیگر شروع میشود؛ اصلاً لازم نیست که ساز باشد. من در سابق گاهی به دوستان در رادیو میگفتم که برای ایجاد فاصله بین دو برنامه، صدایی شبیه برخورد یک قاشق با یک کاسه‌ی فلزی کافی است - دنگ - هیچ لزومی ندارد که حتماً بین دو برنامه، قطعه‌یی از یک موسیقی معروف یا غیر معروف را بگذارید. بنابراین، در سحرهای ماه رمضان اصلاً فضای موسیقی لازم نیست. اگرچه موسیقی نوع حلالی دارد که لهوی و غافل‌کننده نیست و آن نوع حلال را شما صبح تا شب در برنامه‌های گوناگون به مردم میدهید - این اشکالی ندارد - اما همین حلالش هم در سحرهای ماه رمضان لازم نیست.


 این‌که ما فرض کنیم با این صدای ساز یا نی، این فرد به خدا نزدیک میشود، به نظر من مقدار زیادی از اینها حرف است؛ بیش از آنچه که واقعیت داشته باشد. البته انکار نمیکنیم که کسانی در سطح خاصی از روحیات و افکار، با چیزی از این قبیل ممکن است توجهی پیدا کنند؛ اما این عمومیت ندارد. عامه‌ی مردم ما موسیقی شناس و موسیقی فهم نیستند؛ ماها هم نیستیم؛ عده‌ی خاصی هستند که موسیقی را میفهمند. اگر ما از موسیقی هم چیزی را میفهمیم، بخش کلامىِ موسیقی است؛ مثلاً شعر حافظ را میخواند و هرکس بنا بر استعداد خود، چیزی میفهمد؛ اما از آن سازی که بغلش میزنند، ماها نمیفهمیم. شما ببینید در این کنسرتهای موسیقییی که در دنیا - بخصوص در اروپا - معمول است، افراد پول میدهند، بلیط میخرند و یک ساعت در آن‌جا مینشینند تا فرضاً فلان قطعه‌ی آهنگ بتهوون را بشنوند؛ این مربوط به آن‌جاهاست؛ این‌جا اصلاً نیست؛ نه این‌که حالا در دوره‌ی اسلامی نیست؛ هیچ وقت نبوده است؛ آیا شما چنین چیزی سراغ دارید؟ غالب مردم ما زبان موسیقی را نمیشناسند و با موسیقی انس ندارند. در دنیای شرق تقریباً این‌طوری است که موسیقی متعلق به خواص است و عده‌ی خاصی موسیقی میدانند؛ اما شعر و آهنگهای شعرگونه عمومیتر است. عامه‌ی مردم ما زبانِ ساز را نمیفهمند؛ حالا شما بگویید با این زیر و بمهای ساز و با این قطعه‌یی که ساخته‌ام، میخواهم این موضوع را القاء کنم. اگر آن سازنده‌ی قطعه نباشد، من و شما نمیفهمیم که این قطعه‌ی موسیقی چه دارد میگوید؛ اما وقتی که یک نفر بگوید به به، این ساز فلان حالت را القاء کرد، ما هم میگوییم بله، واقعاً درست فرمودید! غالب مردم ما این‌طورند. مردمی که نسبت به موسیقی برخورد و احساسشان این است، ما چرا بیخود بیاییم چیزی را که نوعی از آن مشتبه است و اشکال دارد، در سحرهای ماه رمضان قاطی برنامه‌های مردم بکنیم و آن حال عبادت را از آنها بگیریم؟!


فصل چهارم:کلام در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی
این نکته را هم همین‌جا متذکر بشوم که این سازِ تنها هم که به آن اشاره شد، (۳) مردم ما با آن آشنا نیستند؛ شما بی‌خود خودتان را زحمت می‌دهید! در بعضی از کشورهای خارجی - آن‌طور که من شنیده‌ام - اصلاً مردم می‌روند پول می‌دهند و بلیط می‌خرند، تا آهنگی را که توسط فلان نوازنده و آهنگسازِ معروف ساخته شده است، گوش کنند؛ شما در داخل کشور ما این را سراغ ندارید؛ نه این‌که بین توده‌ی مردم و متدینین سراغ ندارید؛ نه، بین آن کسانی هم که دیانت در زندگی آنها نقش ندارد، سراغ ندارید که بروند جایی بنشینند، برای این‌که سازی بشنوند و چیزی از آن بفهمند و بعد بیرون بیایند؛ لذا موسیقی در کشور ما قاعدتاً موسیقیِ باکلام است و مردم از کلامش بیشتر می‌فهمند. اگر این ساز با کلام همراه شد، آن‌وقت ساز هم برای ما مفهوم پیدا خواهد کرد؛ والّا اگر کلام نباشد، ما از ساز چیزی نمی‌فهمیم. حالا من که نمی‌فهمم، دلیل نیست؛ من یک آخوند هستم و با این چیزها ارتباطی نداشته‌ام؛ آنهایی هم که ارتباط داشته‌اند، نمی‌فهمند! من که به شما عرض می‌کنم، چون تفحص و سؤال کرده‌ام و فهمیده‌ام که از ساز چیزی نمی‌دانند؛ یعنی زبان موسیقی را با کلامش بیشتر می‌فهمند، تا با آن نغمه‌یی که از ساز بیرون می‌آید. منظور من این است که آن موسیقی، آن‌جایی که زبان گویایی داشته باشد - یا به‌خاطر کلامی بودنش، یا به‌خاطر این‌که مردم با زبان آن ساز آشنا هستند - همین خاصیت ربط و انتقال را دارد..



نتیجه گیری
با توجه به جملات بالا از رهبری به نظر می رسد با کناره هم گذاشتن دو جواب استفتاء بتوان نتیجه گیری مناسبی داشت:
1.    بکارگيرى آلات موسيقى براى نواختن موسيقى غيرلهوى، اگر براى اجراى سرودهاى انقلابى يا دينى و يا براى اجراى برنامه‏هاى فرهنگى مفيد و برنامه‏هاى ديگر با غرض عقلايى مباح باشد، اشکال ندارد به شرط اينکه مستلزم مفاسد ديگرى نباشد و همچنين آموختن و ياد دادن نوازندگى براى امر فوق فى‏نفسه اشکال ندارد. ولى ترويج موسيقى با اهداف عاليه نظام مقدس اسلامى سازگار نيست.


2. استفاده از آلات نوازندگی موسیقی برای اجرای سرودهای ملّی یا انقلابی یا هر امر حلال و مفیدی تا زمانی که به حد لهو مناسب با مجالس معصیت نرسیده است اشکال ندارد. همچنین موسیقی و تعلیم و یادگرفتن و ساختن آلات آن برای اهداف مذکور فی‏نفسه اشکال ندارد.

از مجموعه ی کلمات ایشان این به دست میآید،که اگر چه ممکن است موسیقی سازی برای دسته ای از خواص نحوه مطلوبیتی داشته باشد ولی ترویج آن برای عوام جامعه قابل قبول نیست.ولی موسیقی با مضامین انقلابی و دینی مانعی ندارد.

فهرست منابع
1.قرآن کریم
2.سایت مقام معظم رهبری،khamenei.ir
3. لغت نامه ی دهخدا،محمد دهخدا،جلد م،ص84،بینا،بیتا
4. موسیقی و رسانه،سید مصطفی حسینی رودباری،محمد سلیمی،مرکز پژوهش های اسلامی صدا سیما
5. مباني جامعه شناسي، نيك گوهر، عبدالحسين، بي جا، رايزن، 1369.
6. نگاهی به موسیقی از طریق کتاب و سنت آیت الله شریعت موسوی ،مصطفی، ،انتشارات اسماعیلیان1372،اصفهان

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.