بسم الله الرحمن الرحیم

 


پیشگفتار

              بار خدایا
                     چگونه با این زبان قاصر از شما سپاس گذاری کنم...
                                                          اما دوباره می گویم: شکراً لله
این چند برگ نوشته، تقدیم به تو...


و امّا چگونه می توانم از بندگانت قدردانی کنم تا شکر گذاری واقعی از تو
 انجام شود؛ والدین، اساتید، مدیر محترم......


چکیده
              آنچه که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است معانی حرف جر باء میباشد.
از اهداف این تحقیق می توان به بررسی دقیق معانی حرف باء و بیان تاثیرات مختلف در متون ادبی را نام برد. با توجه به اهمیت جایگاه این موضوع در فهم کتاب و سنت، سعی شده است از منابع معتبری همچون شرح سید رضی رحمه الله علیه بر کافیه و مغنی اللبیب بهره گرفته شده است.
اما نتیجه ای که از بررسی های انجام شده می توان گرفت، این است که حرف باء یک معنای اصلی بیشتر ندارد و سایر معانی ذکر شده، از متعلَّق این حرف و  سیاق کلام برداشت می شود.


فصل اول

کلیات
.تعریف لغوی و اصطلاحی


تعریف لغوی
 جرّ: طَرَف و کنارهر چیز را گویند. مثلاًحرف شمشیر یعنی کنار شمشیر
حرف: کشیدن.مثلاًجررتُ الحبل یعنی کشیدم طناب را.
معنی: معنای هر کلام یعنی هر چیزی که کلام برآن دلالت میکند.  



تعریف اصطلاحی
 حرف:چیزی است که دلالت می کند بر معنایی در غیر خودش مثل هل ،فی،لم.وحروف دو دسته اند:حروف معانی و مبانی.حروف معانی سه قسم دارد.قسم مختص اسم مثل حروف جر،قسم مختص فعل ،حروف نصب و جزم و قسم مشترک بین اسماء وافعال مثل حروف عطف.
جر:نوعی از اعراب است و فقط داخل بر اسم می شود وعلامتش:کسره ظاهر یا مقدر،یاء،فتحه نائب از کسره.
حرف جر:کلماتی هستند که وضع شده اند برای رساندن(معنای) فعل یا شبه فعل به (معنای) مابعدشان.  
وجه تسمیه حروف جر:در کتاب معانی النحو علت تسمیه به این بیان آمده که:"علت اینکه حروف جر به این نام نامیده شده اند این است که معانی افعال را به سمت اسماء می کشانند ولی اظهر این است که چون اسماء بعد خود را مجرور میکنند،اینگونه نامگذاری شده اند."  با توجه به معنای لغوی جارومجرور(کشاننده و کشیده شده) آنچه به نظر صحیح میرسد همان وجه اول است و مجرور به این خاطر مجرور نامیده میشود که معنایش کشیده می شود به سمت معنای عامل.


 

فصل دوم



معانی حرف باء



1. الصاق  
  اولین معنای این کلمه الصاق و اتصال دو شی به یکدیگر است، و بیان می کند که فعل قبل(به معنای اعم) توسط فاعل فاعل، متصل به مجرور واقع شده است.
الصاق بر دو قسم است:
 أ. الصاق حقیقی:
فعل متصلا بر خود مجرور واقع شده است. مانند« امسکت بزید» و این کلام وقتی گفته می شود که فاعل چنگ بر دست و پای زید انداخته باشد.
  ب. الصاق مجازی:
فعل متصلا بر خود مجرور واقع شده است. مانند «مررت بزید» یعنی عبور و رفتنم را متصل کردم به مکانی که نسیت به زید نزدیک و یا متصل است.
  2. تعدیه
 باید دانست کیفیت تعدیه به واسطه باء حرف جرّ همانند باب افعال به صورت خاصی است. به این شکل که فتعل فعل لارم در هنگام متعدی شدن آن فعل به وسیله این دو تبدیل به مفعول شده و در  تعدیه به واسطه باء، بعد از باء ذکر می شود و مفعول بواسطه می شود.
مانند «ذهبت زید          ذهبت بزید»
این حرف اکثر چیزی که از افعال را متعدی می کند، فعل لازم است و افعال متعدی را بسیار کم دو یا چند مفعولی می کند.
3. استعانت
  باء در این صورت در کلام قرار می گیرد که مجرور، آلت وقوع فعل یا شبه فعل است.
مانند کلام امیر المومنین: «و الذی نفس ابن ابی طالب بیده،لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی الفراش فی غیر طاعه الله» شاهد مثال در «بالسیف» می باشد که بیان می کند آلت و ابزار «ضربه» شمشیر است.
4. سببیت
باء به وسیله این معنا بیان می کند که که ما بعد، سبب برای وقوع ما قبل است.
مانند: «انّکم ظلمتم أنفسکم باتّخاذکم العجل». در این آیه سبب ظلم به خود را ،گوساله پرستی  می شمارد.
5. مصاحبت
 باء در این معنا مترادف معنای «مع» می باشد
مانند: « قیل یا نوح اهبط بسلام منّا و برکات علیکـ » یعنی « اهبط مع سلام منّا»
6. ظرفیت
 باء در این معنا مترادف «فی» است و بیان می کند که ما بعد، ظرف برای ما قبل است.
مانند: « نجّیناهم بسحر» که حدث موجود در فعل در سحر واقع شده است.
7. بدل و عوض
 مانند کلام امیر المومنین : « أما و الله لوددت أن لی بکم ألف فارس من بنی فراس بن غنم»
که شاهد در معنای بدلیت باء «بکم» است.
8 . مقابله
 این معنا بیان می کند که فعل ما قبل در مقابل و عوض از چیز دیگری هستند.بنابراین همیشه این باء داخل بر اشیایی می شود که عوض از چیز دیگری هستند.
 مانند: «اشتریته بالف درهم»  یعنی او را در مقابل و عوض هزار درهم
9. مجاوزت (مترادف عن)
 در بین نحویون درباره ی فعلی که قبل از این معنای باء ذکر می شود و متعدی با آن می گردد اختلاف شده است. گروهی از نحویون گفته اند : وقوع باء مجاوزت فقط بعد از مشتقات ماده ی «سوال» است مانند: «الرحمن فاسأل به خیرا» باید گفت که در اینجا باء معنای «عن» دارد، به جهت اینکه همواره ماده «سوال» با «عن» متعدی می شود مانند «یسالون عن أنباکم».
ولی گروه دیگری از نحویون معتقدند که وقوع باء به این معنا مختص ماده ی «سوال» نبوده بلکه بعد از افعال دیگری نیز می آید.
مانند قوا خداوند متعال: « یوم تری المومنین و المومنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم»
زیرا باء در این آیه به معنای «عن» است.
10. استعلاء(مترادف علی)
 مانند قول خداوند متعال « و من أهل الکتاب من إن تامنه بقنطار یوده إلیک...» که باء به معنای
«علی» می باشد، زیرا «أمن» با «علی» متعدی می شود و هر فعلی که با حرف جر خاصی متعدی می گردد اگر حرف جر دیگری جای آن حرف را جرّ قرار گرفت، آن حرف دیگر دارای معنای آن حرف جرّ خاص می باشد.
11.تبعیض
 این معنا دلالت می کند به اینکه مراد از مجرور، بعضی از آن است نه تمام است.
 مانند قول خداوند متعال:« عینا یشرب بها عباد الله». مرجع ضمير «بها» كلمه «عينا» است و علّت معناى تبعيض داشتن باء اين است كه عباد اللّه مى‏توانند بعض و مقدارى از چشمه آب بهشت را بنوشند نه تمام آن را.
12.قسم
در این معنا، متكلّم به مجرور باء قسم مى‏خورد. بايد دانست كه قسم سه ركن دارد: 1- مقسم به: چيزى‏كه قسم به او خورده مى‏شود. 2- ادات قسم. 3- مقسم عليه: چيزى‏كه براى آن قسم خورده مى‏شود يا به عبارت ديگر جواب قسم مى‏باشد مثلا در آيه شريفه: وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ «و العصر/ 2 و 3» و او ادات قسم و «العصر» مقسم به و «إنّ الإنسان لفى خسر» مقسم عليه است‏.
13. غایت (مترادف إلی)
 سيزدهمين معناى باء، غايت و مترادف با معناى «إلى» است، مانند قول خداوند متعال در حكايت كلام حضرت يوسف وقتى حضرت يعقوب او را در مصر با جلال و شكوه يافت:
قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ‏ «يوسف/ 100»
يعنى: «محقّقا خداوند احسان و نيكى كرد به سوى من زمانى كه خارج كرد مرا از زندان».
در آيه باء معناى «إلى» دارد زيرا ماده «حسن» با «إلى» متعدّى مى‏شود.
14. تاکید
  چهاردهمين معناى باء، تأكيد است و باء وقتى اين معنا را دارد كه زائده باشد و در اين صورت باء زائده مانند ديگر حروف جر زائد متعلّق ندارد.
مواضع و محل استعمال باء زائده بر شش چيز است: 1- فاعل. 2- مفعول.
3- مبتدأ. 4- خبر. 5- حال. 6- كلمه «نفس و عين».



فصل سوم


بررسی معانی حروف جرّ

کیفیت معنای حروف جر
 کلمه سه قسم بوده و ملاک تقسیم آن به حرف و غیر حرف، معنای مستقل است. حروف جر که خود قسمی از حروف هستند، معنای مستقل ندارند یا به عبارت دیگر معنای آنها، معنای ربطی است یعنی« حروف جر بنا بر آن معنایی که مقام استعمال(عامل و مجرور)اقتضاء میکند، بین معنای عامل ومعنای مجرورشان ارتباط برقرار میکنند.» شاید این سؤال به ذهن بیاید که این معانی که نحات برای حروف ذکر می کنند پس چیست؟(مثلاً یکی از معانی باء استعانت است در حالی که استعانت معنایی مستقل است.)  پاسخ این است که حروف جروضع نشده اند برای معنای مستقل ولی جایگاه استعمال هر حرف توسط نحات مشخص شده است.مثلاًمتکلم می خواهد بیان کند که ازبصره به کوفه رفتم. برای بیان این معنا ، متکلم نیازمند چند چیز است:1-عملی که رخ داده وآن سیر است2-فاعل آن3-مکانی که سیر از آن آغاز شده که بصره است4-مکانی که سیر به آن تمام شده که کوفه باشد.اما آن معنا تنها با این چهار مورد رسانده نمی شود بلکه به یک چیز دیگری که بتواند بین سیر و کوفه وسیر وبصره رابطه برقرار کند،هستیم و منظور ما بدون آنها منتقل نخواهد شد.عرب زبان ها برای ایجاد ارتباط بین سیر و بصره حرف"من"وبین سیر و کوفه حرف"إلی" را وضع کرده اند.اگر دقت شود بین سیر و بصره رابطه ابتدائيت و بین سیر و کوفه رابطه انتهائیت برقرار است.نتیجه اینکه عرب حرف "من"را وضع کرده برای این موضع استعمال(ابتدائیت) و حرف "إلی"را برای موضع دیگر(انتهائیت) .به عبارت علمی حروف معنای موضوع له مستقل ندارند بلکه وضع واضع بر روی محل استعمال حروف واقع شده و معنای مستعمل فیه مستقل دارند وآنچه که در کتب ادبی تحت عنوان معنای حروف جر بیان شده ناظر به همین معناست.    
جناب عباس حسن در النحوالوافی کیفیت معنای حروف جر را اینگونه بیان می دارد:"من،فی،علی،حتی و... هیچ یک از این کلمات مادام که منفردند،دلالت بر معنایی ندارند ولی وقتی در کلام قرار می گیرند برای آنها معنایی ظاهر می شود که قبلاًنبوده مثل:سافرتُ من القاهره.مراد از این جمله اِخبار به وقوع سفرِ مَن است و اینکه از قاهره آغاز شده است گویا من گفته ام:سفر کردم و نقطه شروع سفر من،قاهره بود پس کلمه مِن در اینجامعنای جدیدی را افاده کرد که این معنا بر مابعدش ظاهر شد واین معنا،"انتهاء"است که در حال انفرادش ظاهر نمی شد."  






 

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.