بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

پیشگفتار
منّت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت استت و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که
فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است
و در هر نعمتی شکری واجب.
اگر قابل باشتد و مفید فایده ی طلبه ای از طلّاب امام عصر عجّ الله تعالی فی فرجه باشد، تقدیم
می کنم به خود حضرتشا ن و نائب بر حقّشان حضرت امام خامنه ای )بروحی له( و شهدای هشت
سال دفاع مقدّس و عموی شهیدم.
جای دارد تا تشکّر کنم از اساتید مشاور و همکار مشاور آقایان حجّت الإسلام و المسلمین یوسفی
)زید عزّه( و آقای سیّد محمّد صادق حسینی )حفظه الله( ، وفّقهما الله إنشاء الله.

 


چکیده:


مسأله ی مورد نظر این تحقیق بررسی تقسیم شدن یا نشدن برهان به إن و لم می باشد.
هدف از این پژوهش، ابتداءاً رسیدن به جوب مسأله پژوهش و ثانیاً به تبع بررسی مسأله اصلی
پرداختن به سوالات فرعی که در عین مهم بودنشان، گاهی از آن ها غافل می شود مثل هدف غائی
این تقسیم.
برای بررسی این مسأله و مسائل فرعی آن رجوع شد کتب منطقی متأخبرین و متقدّمین بود.
برهان از حیث علیّت حد وسط به إن و لم تقسیم می شود که تعریف هر کدام و تفصیلشان و نیز
وجهه نام گذاری و ... در متن پژوهش به تفصیل آمده است

فهرست مطالب
مقدّمه:    ...................................................................................................................2
بخش اوّل: مفهوم شناسی   ....................................................................................... 3
-1 برهان   ................................................................................................................. 3
معنای لغوی:   ........................................................................................................... 3
معنای اصطلاحی:   .................................................................................................... 3
إن:    .........................................................................................................................3
لغوی:   .................................................................................................................... 3
اصطلاحی:  .............................................................................................................  3
لم:    ........................................................................................................................4
لغوی:   .................................................................................................................... 4
اصطلاحی:  ..............................................................................................................  4
بخش دوم: پرداختن به سوال های...............................................................................  5
فصل اوّل: تعریف برهان  .............................................................................................  5
فصل دوّم: اهمیّت و جایگاه برهان در علم منطق: .........................................................   6
فصل سوّم: تقسیم برهان به لم و إن و حیثیّت تقسیم آن :  ............................................  7
فصل چهارم: وجه نام گذاری برهان های إن و لم:   .......................................................... 7
وجه نام گذاری برهان به لم:   ....................................................................................... 7
وجه نام گذاری برهان به إن:   ....................................................................................... 8
فصل پنجم: تعریف برهان های لم و إن:   ........................................................................ 8
فصل ششم: هدف غائی از آوردن این تقسیم در برهان:  ................................................  9
فهرست منابع   ......................................................................................................... 11



مقدّمه:

در این پژوهش سعی شده تا به این مسأله پرداخته شود که آیا برهان تقسیم به لم و إن می شود یا نه؟ که با توجّه به مسأله ای که گفته شد سیری در نظر گرفته شد که در قالب سوال هایی چند طرّاحی شده اند که با پاسخ به آن سوالات به این سوال اصلی دست می یابیم که این سوالات فرعی به نحو زیر می باشند:
1-    تعریف برهان؟
2-    اهمیّت و جایگاه برهان در علم منطق؟
3-    تقسیم برهان به لم و إن و حیثیّت تقسیم آن؟
4-    وجه نام گذاری برهان های أن و لم؟
5-    تعریف برهان های إن و لم؟
6-    هدف غائی از آوردن این تقسیم در برهان؟
بعد از طی جوابگوئی به این سوالات به جواب سوال اصلی رسیده و به بررسی آن پرداختیم.
هدف از این پژوهش تنها پرداختن به این نیست که آیا بذهان تقسیم به إن و لم می شود و یا نه چرا که جواب این مسأله واضح بوده و در واقع با مطرح کردن این سوال غرض بررسی فروعاتی می باشد که برای پاسخ گوئی به این سوال اصلی و در طیّ رسیدن به جواب این سوال آشکار می گردد که مفید فائده می باشد.
ضرورت بحث ما همانطوری که اشاره شد بیشتر در پرداختن به سوالات فرعی آن مسأله اصلی ، می باشد.
جایگاه بحث ما در علم منطق، باب برهانش می باشد.



بخش اوّل:    مفهوم شناسی

1-    برهان :
 معنای لغوی:
(البُرْهَانُ‏) الحُجَّةُ و إِيضَاحُها قيلَ النونُ زَائِدَةٌ و قِيلَ أصْلِيَّةٌ و حَكَى الأَزْهَرىُّ القولَيْنِ فقَالَ فى بَابِ الثُّلاثِىّ النَّونُ زَائِدَةٌ و قولُهُمْ (بَرْهَنَ‏) فلانٌ مُوَلَّدٌ و الصَّوابُ أن يُقَالَ (أَبْرَهَ‏) إِذَا جاءَ بالبُرْهانِ كَمَا قَالَ ابنُ الأَعْرَابِىِّ و قَالَ فى بَابِ الرُّبَاعِىِّ (بَرْهَنَ‏) إِذَا أتَى بِحُجَّتِهِ و اقْتَصَرَ الجوْهَرِىُّ على كَوْنِهَا أصْلِيَّةً و اقْتَصَرَ الزَّمَخْشَرِىُّ على ما حُكِىَ عنِ ابْنِ الأعْرَابِىِّ فقالَ (البُرْهَانُ‏) الحُجَّةُ من (البَرَهْرَهَةِ) و هى البَيْضَاءُ من الجَوَارِى كما اشْتُقَّ السُّلْطَانُ مِنَ السَّلِيطِ لإِضَاءَتِهِ قال و (أَبْرَهَ‏) جاء (بالبُرْهَانِ‏) و (بَرْهَنَ‏) مُوَلَّدةٌ و...
معنای اصطلاحی:
برهان، قیاسی است که از مقدّمات یقینی برا دستیابی به مطلوبی یقینی تشکیل شد است. ثمره ی این قیاس، همیشه قضیه ای یقینی است.
 إن:
لغوی:
از اداتی است که دالّ بر هست و تحقّق می کند.
اصطلاحی:
برهانی است که حدّ وسط در آن صرفاً علّت علم و تصدیق به نتیجه است.
لم:
لغوی:
از اداتی است که دالّ بر چرایی می کند.
اصطلاحی:
برهانی است که حد وسط در آن افزون بر اینکه علّت تصدیق به نتیجه است، علّت وجود (نفس الأمری) آن نیز هست. در برهان لم حدّ وسط نسبت به نتیجه، در مقام اثبات و ثبوت (علم و عین) علیّت دارد.
آیا برهان به إن و لم تقسیم می شود؟


بخش دوم: پرداختن به سوال های اصلی و فرعی


فصل اوّل: تعریف برهان

1-    فلبرهان قياس مؤتلف يقيني. و قد قيل في تفسير هذا أقوال. و يشبه ألا يكون المراد باليقيني أنه يقيني النتيجة، فإنه إذا كان يقيني النتيجة فليس هو نفسه يقينا، و إن أمكن أن يجعل لهذا وجه متكلف لو تكلف جعل إدخال المؤتلف  فيه حشوا من القول. بل يكفي أن يقال قياس يقيني النتيجة.
2-    برهان، قیاسی است که از مقدّمات یقینی برا دستیابی به مطلوبی یقینی تشکیل شد است. ثمره ی این قیاس، همیشه قضیه ای یقینی است.
3-    برهان، استدلال معتبری است که فقط از مقدّمه یا مقدّمات یقینی به معنای اخصّ (تصدیق جازم ثابت مطابق با واقع) تشکیل می شود و ضرورتاً نتیجه ای یقینی به دست می دهد.
4-    برهان، حجّتی که «اعتقاد جازم»، «مطابق با واقع» و «ثابت» را افاده می کند و نیز دانسته شد که مبادی برهان، منحصر است به اقسام یقینیّات و ... .
5-    برهان (Demonstration) قیاسی است که مقدّمات آن منحصراً از قضایای یقینی یا یقینیّات (محسوسات، اولیات، تجربیات، متواترات، قضائایی که حدّ وسط آنها با آنها است، حدسیّات) تألیف شده باشد.
6-    اوفوذوطیقی (اسم یونانی للبرهان) و هو البرهان یعرف فیه شرائط القیاس و مقدماته الّتی بها یصیر برهاناً منتجاً للیقین، و البرهان هو طریق موثوق به، موصل الی الحقّ سیما نمط اللم منه.


فصل دوّم: اهمیّت و جایگاه برهان در علم منطق:

1-    برهان، قیاسی تشکیل یافته از مقدّماتی یقینی است که نتیجه ای یقینی در پی دارد. این در حالی است که دیگر قیاس ها یا اساساً فاقد حکم و تصدیق اند، یا مفید تصدیقی ظنّی و خطابی هستند، یا برای اسکات خصم و جدل آور می شوند و یا متفکّر در آن غلط و مغالطه را بررسی می کند. حد تام نیز مجموعه تصوّراتی است که سبب اعطای تصور تام از معرِف می شود (در حد تام، اجزای تعریف، تمام ذاتیات شیء را بیان می کنند و سبب تمایز تام معرِف از غیر می شوند.) در میان قیاس ها، تنها قیاس برهانی، راهنمای متفکّر است تا او را به نتیجه ای مفید یقین منطقی برساند و نیز در میان حدود، تنها حد تام است که به متفکّر معرِفی با کاشفیت تام از معرَف عطا می کند.
2-    آنها که فقط با تفکّر فلسفی مأنوس اند، تنها در قالب قیاس ها گام می نهند. از میان قیاس ها سه قیاس جدلی، مغالطی و شعری هیچ مشکلی را حل نمی کنند؛ چون در قیاس های شعری در حقیقت تصدیقی نیست و در قیاس های مغالطی اصلاً حقیقت راه پیدا نمی کند و در قیاس های جدلی نیز جز اسکات خصم هدفی نیست، اما آن دو قیاس که از صناعات خمس باقی می ماند، یکی قیاس خطابی است و دیگری قیاس برهانی. از این دو، اوّلی بیش از مظنّه افاده نمی کند و از گمان در معارف عقلی که بر محور قطع دور می زند کاری بر نمی آید و تنها قیاس برهانی است که در حد علم الیقین مفید فایده است.  
 

فصل سوّم: تقسیم برهان به لم و إن و حیثیّت تقسیم آن :

1-    اندیشمندان منطقی بر اساس نوع علیّت حدّ وسط نسبت به نتیجه، برهان را به دو قسم تقسیم کرده اند: برهان «إنّ» و برهان «لم».
2-    إذا كان القياس يعطي التصديق بأن كذا كذا و لا يعطي العلة في وجود كذا كذا كما أعطى العلة في التصديق فهو برهان إن. و إذا كان يعطي العلة في الأمرين جميعا حتى يكون الحد الأوسط فيه كما هو علة للتصديق بوجود الأكبر للأصغر أو سلبه عنه في البيان، كذلك هو علة لوجود الأكبر للأصغر أو سلبه في نفس الوجود. فهذا البرهان يسمى برهان لم.
3-    برهان به لحاظ علیّت حد اوسط آن، بر دو قسم است: 1- برهان لم، 2- برهان إن.

فصل چهارم: وجه نام گذاری برهان های إن و لم :

وجه نام گذاری برهان به لم:

1-    در برهان لم، هم علّت تصدیق و هم علّت وجود موجود است. به تعبیری هم چرایی در مقام علم ارائه می شود و هم چرایی در مقام عین و نفس الأمر. از این رو، گفته اند برهان لم، چرایی (لمیّت) را به طور مطلق ارائه می کند؛ از این رو، به لم نام گذاری شده است.
2-    لأنه يعطي السبب في التصديق بالحكم و يعطي اللمية في التصديق و وجود الحكم فهو مطلقا معط للسبب.‏
3-    اول {برهان لم} را برهان لم خوانند؛ چه مفید لمیّت است به هر دو وجه.  
4-    يكى برهانى حقيقى است، و او را برهانى چرائى خوانند  و بتازى برهان لم خوانند.

وجه نام گذاری برهان به إن:

1-    در برهان إن تنها چیزی که ارائه می شود علت و چرایی علم به تحقق نتیجه است، بدون اینکه از علت وجود این اسناد بحثی شود. برهان إن را که تنها از تحقّق نتیجه خبر می دهد، «إنّی» (هستی یا تحقّقی) گویند.
2-    فهو المسمى برهان إن لأنه دل على إنية الحكم في نفسه دون لميته في نفسه‏
3-    دويم را برهان ان خوانند- چه مفيد انيت و ثبوت حكم است تنها.
4-    ... و ديگر هم برهان است، و ليكن برهان چرائى نيست- كه برهان‏ هستى است، و بتازى برهان انّ خوانند.
 
فصل پنجم: تعریف برهان های لم و إن:

1-    برهان لم: هرگاه در برهانی، حد اوسط علاوه بر اینکه علت اثبات اکبر برای اصغر می باشد علت برای ثبوت و وجود اکبر در اصغر نیز باشد آن برهان را برهان لم می خوانند. مانند: «فلان قیاس، برهان لم است و هر برهان لمّی، مفید یقین است پس فلان قیاس، مفید یقین است.» ...  و برهان إن: هر گاه در برهان ، حدّ اوسط فقط علّت تصدیق به ثبوت اکبر برای اصغر باشد (نه علّت نفس ثبوت مزبور نیز) آن برهان را برهان إنّ می خوانند. بر هان إن بر دو گونه است:  1- آنکه: حد اوسط ، معلول وجود اکبر در اصغر باشد. 2- آنکه: چنین نباشد. ... مثال اوّل: «انسان خندان است، و هر خندانی، متعجّب است» و مثال دوّم: «این زمان روز است، و هرگاه روز باشد جهان روشن است.»
2-    برهان إن : برهانی است که حدّ وسط در آن صرفاً علّت علم و تصدیق به نتیجه است. مثال: «این آهن منبسط شده است؛ هر فلزّی که منبسط شده باشد، حرارت دیده است؛ پس این آهن حرارت دیده است.»  برهان لم: برهانی است که حد وسط در آن افزون بر اینکه علّت تصدیق به نتیجه است، علّت وجود (نفس الأمری) آن نیز هست. در برهان لم حدّ وسط نسبت به نتیجه، در مقام اثبات و ثبوت (علم و عین) علیّت دارد. مثال: «این چوب با آتش برخورد کرده است؛ هرچوبی که با آتش برخورد کرده باشد، شعله ور است؛ بنابراین، این چوب، شعله ور است.».

فصل ششم: هدف غائی از آوردن این تقسیم در برهان:

-    یکی از مباحث مهمّی که در بخش برهان إن و لم کم تر به ؟آن چرداخته می شود، بیان دلیل ارائه چنین تقسیمی است. پرسش این است که با توجّه به ارائه تعریف برهان ئ یقین منطقی و همچنین روشن شدن مؤلّفه های آن، تقسیم برهان به إن و لم چه راه گشایی علمی را در پی دارد؟ به بیان ساده، ما با تعریف برهان و روشن ساختن مولفه های یقین منطقی، برهان را از برهان نما و دیگر قیاس ها جدا ساختیم. اکنون جای این پرسش باقی است که تقسیم برهان به إن و لم چه مطلبی را افزون بر تعریف برهان و یقین منطقی به متفکّر ارائه می دهد؟ منطق دانان با طرح این بحث، در پی چه غایتی بوده اند و فایده چنان بحث هایی چیست؟
به نظر نگارنده ، کارآمد ساختن یک دانش در مرحله ی تولید، نوآوران آن دانش را به طرح مباحثی برای آموزش قوانین و یا برای توضیح دقیق گزاره های های مجمل و دشوار آن دانش وا می دارد. یکی از مباحثِ مهم منطق که اساس باب برهان را تشکیل داده، بحث «یقین منطقی» است. تبیین یقین منطقی در فضای علمی گذشتگان و با توجّه به پیچیدگی اش، کاری بس دشوار می نمود. از این رو، به نظر می رسد طرحِ تقسیم برهان به «إنّ» و «لِم» و تبیین دقیق علت تصدیق و بررسی قاعده «ذوات الاسباب لا تعرف الا باسبابها» و مدلل ساختن سیر از علّت به معلول و بطلان سیرِ از معلول به علت و ...، همگی در راستای تبیین مؤلّفه های یقین منطقی باشد. امروزه که دانش منطق به دقّت توسط پژوهشگران بررسی شده و مؤلفه های نیکویی برای تبیین یقین منطقی ارائه شده است، چه بسا گفته شود به بررسی این تقسیم – به تفصیلی که در کتاب های آموزشی به آن پرداخته می شود – نیازی نیست. البته بی گمان پرداختن به این مبحث بر دقّت متعلم می افزاید و سبب می گردد قوانین منطقی برای وی ملموس شود.



فهرست منابع

1.    ابوالحسنی صحراوردی، محمد امین، قبسات الیقین، موسسّه آموزشی  پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه، 1392 .
2.    ابن سینا، الشّفاء، ناشر : مکتبة آیة الله المرعشی، 4 جلدی.
3.    ابن سینا، منطق دانشنامه علائی، ناشر: دانشگاه بوعلی سینا.
4.    خوانساری، محمّد،منطق صوری ، انتسارات آگاه.
5.    عبدالله جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد ، مرکز نشر اسراء، قم، 1374 ش.
6.    مجتهد خراسانی، میرزا محمود، رهبر خرد، انتشارات عصمت، 1387.
7.    ملاهادی سبزواری، تعلیقه علی غرر الفرائد.
8.    منتظری مقدّم، محمود، منطق2، مرکز تدوین متون درسی حوزه علمیّه قم، 1391.
9.    محمد بن محمد طوسی، اساس ال اقتباس، ناشر: دانشگاه تهران (یک مجلّد).
10.    محمد بن محمد طوسی، شرح الاشارات و التنبیهات مع المحاکمات، انتشارات نشر البلاغة (سه جلدی).

جدول منابع و مآخذ

ابوالحسنی صحراوردی، محمد امین، قبسات الیقین، بخض دوّم، تعریف برهان، ص 189، موسسّه آموزشی  پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه، 1392 .

منتظری مقدّم، محمود، منطق2، بخش سوّم، منطق تصدیقات، ص 364، مرکز تدوین متون درسی حوزه علمیّه قم، 1391.

مجتهد خراسانی، میرزا محمود، رهبر خرد،شرائط و اقسام برهان، ص 335، انتشارات عصمت، 1387.
خوانساری، محمّد، ج 2، تعریف برهان، ص 377، انتسارات آگاه،


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.