بسم الله الرحمن الرحیم

 

 


پیشگفتار:
 
با تشکر از کادر مدرسه مخصوصا کسانی که زمینه پژوهشی طلاب را فراهم نموده اند، این ناقابل  را به محضر بقیة الله الاعظم تقدیم میکنم.

چکیده:
در این پژوهش در صدد بر آمده است تا آنچه که افعال قلوب بر آن عمل میکنند را مشخص کند.
افعال قلوب افعالی هستند که معنای ظن و یقین می دهند و در نتیجه باید متعلقی داشته باشند حال گفته اند که این متعلق باید دو مفعول باشد ولی با روشی تحلیلی، بعد از بیان اقوالی مثل اینکه می تواند اضافه مصدر به مسند الیه خود باشد یا سد مسد مفعولین شود یا دو مفعول بگیرد، به این رسیدیم که:
هم میتواند أن و صله اش باشد؛ علمت أن زیدا قائم
و عن می تواید اضافه مصدر به مسند الیه خود باشد؛ علمت قیام زید
و هم دو مفرد که یکی حال و یکی ذو الحال است؛ علمت زیدا قائما
علت اینکه در مورد آخری قول مشهور(این دو معمول مفول به هستند) را نپذیرفتیم این است که:
بین متعلق افعال قلوب با ید اسناد باشد و مفعول دارای هیچ رابطه اسنادی نیست و در اصل معنایی خویش، اسناد بر قرار نمی سازد و مسند واقع نمیشود. از طرفی هم نقش حال در حقیقت ما بین حال و ذو الحال، اسناد برقرار میسازد یعنی حال به ذو الحال اسناد داده میشود پس در مورد مفعول دوم افعال قلبی نیز همین گونه میباشد.
عمده منابعی که از آنها کمک گرفته شده است، عبارت اند از:
حاشیة الصبان، حاشیة الصبان، النحو العربی، شرح رضی بر الکافیة، بدایة النحو

فهرست
مقدمه   ........................................................................................................................ 1
فصل اول: مفهوم شناسی  ............................................................................................  1
افعال قلوب  ..................................................................................................................  1
ناسخ   ........................................................................................................................  2
مبتدا   .........................................................................................................................  2
خبر   ...........................................................................................................................  2
فصل دوم: علت نیاز افعال قلوب به دو مفعول  ....................................................................  3
دفع دخل مقدر ............................................................................................................    4
جمع بندی   ..................................................................................................................  4
فصل سوم: نقد نظرات  ..................................................................................................  5
تکملة ناقصة   ...............................................................................................................  5
فصل چهارم: جمع بندی نهایی  .......................................................................................  7
منابع   ..........................................................................................................................  8

مقدمه

افعال قلوب افعالی هستند که بر سر مبتدا و خبر وارد میشوند و بر آن عمل می کنند.
این پژوهش در مورد این است که متعلق افعال قلوب چه چیز هایی می تواند باشد و معمول آن ها چیست؟
دانستن این مطلب علاوه بر اینکه کمک می کند متعلق را تشخیص دهیم، باعث تفاوت های ریزی هم می شود. مثلا معنای حال و مفعول در «علمت زیدا قاصدا»
اگر معنای حال را در نظر بگیریم، می شود: زید را در حالی که قاصد یافتم.
واگر معنای مفعول به را بگیریم، می شود: زید را قاصد یافتم.










فصل اول: مفهوم شناسی
افعال قلوب
افعالی که بر سر مبتدا و خبر وارد میشوند و آن دو را به عنوان دو مفعول خود نصب می دهند.
یا می توان گفت: افعالی که برای بیان حالات ظن و یقین بر جمله اسمیه وارد می شوند و آن دو را به عنوان دو مفعول خود نصب می دهند.  
ناسخ
کلمه ای که بر سر جمله اسمیه در می آید و اعراب دو رکن آن (مبتدا و خبر) نسخ می کند.
مبتدا
اسمی که مجرد از عوامل لفظیه اصلیه است و در اول جمه اسمیه قرار می گیرد تا چیزی به آن نسبت داده شود.
خبر
چیزی که به مبتدا اسناد داده می شود.

فصل دوم: علت نیاز افعال قلوب به دو مفعول


شدت نیاز افعال قلوب به دو مفعول، نزد نحویین به قدری واضح است که برخی از ایشان بیان کرده اند که اگر معنای فعلی با یک مفعول تکمیل شود، آن فعل قلبی نیست.
باید توجه شود که افعال قلبی به معنای علم یا ظن هستند که به این موارد، در علم منطق تصدیق گفته میشود. فلذا همان گونه که در منطق مقرر شده است، متعلق افعال قلبی باید یک اسناد باشد نه مفرد و مرکب ناقص  و مرکب تام انشائی.
از آن جایی که اسناد، در جملات واقع میشود فلذا مفعول افعال قلبی، باید در اصل، جمله باشد. بحث در این است که آیا هر جمله ای اعم از فعلیه و اسمیه، قابلیت این را دارد که مفعول این افعال واقع شود یا خیر؟
در جواب باید نکته ای تذکر داده شود. الفاظی که اعراب میگیرند، طبق قول نحویین ، باید مفرد باشند  فلذا اگر یک جمله بخواهد مفعول واقع شود، از دو حال خارج نخواهد بود؛
-    یا تأویل به مفرد برود؛
-    یا الفاظ جمله هر کدام به تنهایی، مفعول واقع شوند و در مجموع، معنای فعل قلبی را تکمیل سازند.
با توجه به این نکته، جملات فعلیه نمی توانند بما هی جمله، مفعول فعل قلبی قرار گیرند چرا که اگر تاویل بروند، دیگر جمله نخواهند بود و تک تک کلمات هم نمی توانند مفعول واقع شود چرا که فعل نمی تواند بما هو فعل، مفعول واقع شود.
دفع دخل مقدر
ممکن است کسی اشکال کند مبنی بر اینکه در جملات اسمیه ای که خبر آنها، فعلیه هست نیز نمی تواند تمام اجزاء، مفعول واقع شود چرا که خبر، دارای فعل است و فعل نمی تواند مفعول واقع شود فلذا خبر نمی تواند مفعول واقع شود در نتیجه جمله اسمیه نیز در این فرض، نمی تواند مفعول به واقع شود.
در پاسخ به این اشکال گفته میشود که خبر جمله اسمیه، فعلش مفعول واقع نمی شود بلکه کل جمله به عنوان یک مفرد، مفعول واقع میشود.
مثلا در عبارت زید یقوم، گفته میشود که علمت زیدا یقوم که در این مثال ، فعل یقوم، مفعول به واقع نشده است بلکه کل جمله به عنوان یک مفرد، مفعول به واقع شده است.
جمع بندی
در نتیجه علت نیاز افعال قلبی، به دو مفعول، این است که متعلق باید یک اسناد باشد و اسناد در جمله فعلیه، قابلیت مفعول شدن را ندارد فلذا جمله اسمیه، هر یک از اجزائش که عبارت است از مبتدا و خبر، مفعول واقع میشود و در نتیجه افعال قلبی، دو مفعول خواهند داشت.

فصل سوم: نقد نظرات


همان گونه که در ابتدا، واضح شد، فعل قلبی، نیازش با یک اسناد برطرف میشود و در نتیجه حتی نیازی به این مطلب ندارد که بر سر جمله اسمیه واقع شود چرا که اسناد منحصر در جملات نیست.
مثلا میتواند بر مصدری که مضاف به فاعلش میباشد، داخل شود؛ علمت قیام زید.
و همین طور میتواند به أن و صله آن وارد شود؛ علمت أن زیدا قائم.
لازم به ذکر است که نحویون نیز به این مطلب اشاره نموده اند که أن و صله اش سد مسد مفعولین میکند اما مطلب در این مقام، دقیق تر است چرا که در نظر ما گفته نشده سد مسد مفعولین میکند و اصلا فرض بر این گرفته نشده است که فعل قلبی، بالاصالة به دو مفعول نیاز دارد و ممکن است که دو مفعول، سد مسد شوند؛ بلکه گفته شده فعل قلبی بالاصالة نیاز به اسناد دارند و این اسناد با أن و صله اش حاصل شده است فلذا طبق قول نحویین أن و صله اش فرع اند اما طبق این قول، اصل میباشد.
لازم به ذکر است که این مسأله را جناب شیخ رضی هم اشاره نموده اند بلکه اصل را در مفعول افعال قلبی، وجود یک مفعول مضاف، قلمداد کرده اند.
تکملة ناقصة


ممکن است کسی اشکال کند که همان گونه که خبر جمله اسمیه اگر فعلیه باشد، امکان دارد به عنوان یک مفعول و در حکم مفرد، فعل قلبی به آن داخل شود، همان طور هم جمله فعلیه امکان دارد که مفعول واقع شود و تاویل هم نرود.
در جواب باید به سراغ تحلیل دقیق تر معنای دو مفعول افعال قلبی رفت.
واضح است که ما بین دو مفعول افعال قلبی، در اصل اسناد برقرار بوده است همان طور که نحویون هم اشاره کرده اند که در اصل جمله اسمیه بوده است. بنا بر این، میتوان تحلیل دیگری از دو مفعول افعال قلبی ارائه نمود:
در محل خود مقرر است که نقش حال در حقیقت ما بین حال و ذو الحال، اسناد برقرار میسازد یعنی حال به ذو الحال اسناد داده میشود و در مورد مفعول دوم افعال قلبی نیز همین گونه میباشد.
از طرفی دانسته شده است که مفعول دارای هیچ رابطه اسنادی نیست و در اصل معنایی خویش، اسناد بر قرار نمی سازد و مسند واقع نمیشود.
در نتیجه به جاست که در افعال قلبی، قائل به این شویم که مفعول اول، مفعول به است و چیزی که به عنوان مفعول به دوم، شناخته میشود، حال است برای مفعول به اول.
مثلا در عبارت علمت زیدا یقوم، یقوم به زید اسناد داده میشود و سپس متعلق علمت واقع میشود.
در نتیجه اگر قائل به این قول شدیم، اگر خبر جمله اسمیه، فعل باشد به عنوان نقش حال، منصوب میشود و خالی از اشکال است. اینکه حال، جمله واقع شود، اما جمله فعلیه برای مفعول شدن، نمی تواند متعلق افعال قلوب باشد به دلیل جمله بودن است و به دلیل اینکه حال بدون ذو الحال بی معنا خواهد بود.

فصل چهارم: جمع بندی نهایی


افعال قلوب یا به معنای علم تصوری هستند یا علم تصدیقی. متعلق علم تصوری هم میتواند اسناد باشد و هم میتواند غیر اسناد باشد اما متعلق علم تصدیقی حتما یک اسناد است.
اسناد میتواند در قالب های مختلفی، ظاهر شود از جمله:
-    أن و صله اش؛ علمت أن زیدا قائم
-    اضافه مصدر به مسند الیه خود؛ علمت قیام زید
-    دو مفرد که یکی حال و یکی ذو الحال است؛ علمت زیدا قائما
و تمام این امثله مطابق با اصل هستند و هیچ کدام فرع بر دیگری نمی باشد.
و السلام علیکم و رحمة الله.

منابع
بدائة النحو/ صفایی بوشهری؛ غلامعلی/چاپ دوم/ مدیریت حوزه علمیه/قم/1386 شمسی
حاشیة الصبان/ صبان؛ محمد بن علی/ مکتبة العصریه/ بیروت
حدایق الندیه/ مدنی؛ علیخان بن احمد/ چاپ اول/ ذوی القربی/ قم
نحو العربی/ برکات؛ ابراهیم ابراهیم/ چاپ اول/ دار النشر للجامعات/ قاهره
مبادی العربیة/ شرتونی؛ رشید/ چاپ سوم/ دار العلم/ قم/ 1387 شمسی
شرح رضی بر کافیه/ رضی الدین استر آبادی؛ محمد بن حسن/ مؤسسه الصادق للطباعة و النشر/ تهران
شرح ملا جامی بر متن الکافیة/ جامی؛ عبد الرحمن/ دار احیاء التراث العربی/ بیروت
الهدایة فی النحو/ ابو حیان؛ محمد بن یوسف/ محقق: شیرافکن حسین/ مرکز جهانی علوم اسلامی/قم/ 1384 شمسی


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.