بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

چکیده
مشهور در بین کتب آموزشی منطق نظیر المنطق مظفر این است که منطق را به عنوان «آلت قانونی که مراعات آن ذهن را از خطا در تفکر باز می دارد» معرفی می کنند. از نگاه اهل فن پنهان نیست که این تعریف به غایت است.
اما آیا منطق را نیز همچون علوم حقیقی دیگر نمی توان تعریف حقیقی بر اساس موضوع نمود؟ در این زمینه چه نظراتی مطرح است؟
در این مقاله، پس از اصل موضوعه گرفتن علم بودن منطق و حقیقی بودن آن؛ پس بررسی اجمالی درباره تقسیم بندی علوم ، نظراتی که در حوزه ی موضوع علم منطق مطرح گردیده اند به اجمال بررسی می شوند.

کلید واژه ها
منطق اسلامی ، تعریف علم ، موضوع منطق ، غایت علم ، روش علم
 
 1. موضوع علم
1-1. بیان مشهور
مشهور بین حکماست که « موضوع كل علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتية و قد فسروا العرض الذاتي بالخارج المحمول الذي يلحق الشي‏ء لذاته أو لأمر مساويه‏»(ملاصدرا،1360،ص19)

1-2. تفسیر شهید مطهری
شهید مطهری در تفسیر این عبارت مشهور می فرمایند :
«موضوع يك علم عبارت است از آن چيزى كه آن علم در اطراف آن بحث مى‏كند و هر يك از مسائل آن علم را در نظر بگيريم خواهيم ديد بيانى است از يكى از احوال و خواص و آثار آن. عبارتى كه منطقيّين و فلاسفه در تعريف موضوع علم به كار برده‏اند اين است: موضوعُ كلِّ علمٍ هو ما يُبحث فيه عَن عوارضِهِ الذّاتيّه.- موضوع هر علم آن چيزى است كه آن علم درباره عوارض ذاتى آن بحث مى‏كند.
اين دانشمندان به جاى اينكه بگويند: «موضوع هر علمى عبارت است از آن چيزى كه آن علم از احوال و خواص و آثار او بحث مى‏كند»، به جاى «احوال و آثار» كلمه قلمبه «عوارض ذاتيّه» را به كار برده‏اند، چرا؟ بى جهت؟ نه، بى جهت نيست، آنها ديده‏اند كه احوال و آثارى كه به يك چيز نسبت داده مى‏شود بر دو قسم است:


گاهى واقعاً مربوط به خود اوست، و گاهى مربوط به خود او نيست بلكه مربوط به چيزى است كه با او يگانگى دارد.
مثلًا مى‏خواهيم در احوال «انسان» بحث كنيم. خواه ناخواه از آن جهت كه انسان حيوان هم هست و با حيوان يگانگى دارد خواص حيوان هم در او جمع است. از اين رو كلمه «عرض ذاتى» را به كار برده‏اند و اين كلمه را با تعريفى مخصوص مشخص كرده‏اند كه اين اشتباه از بين برود و به اصطلاح «عوارض غريبه» خارج شود.» (مطهری، 1380،ج5 ، ص48-49)


«در اينجا يك سؤال مهم براى منطقيين و فلاسفه پيش آمده است و آن اينكه نظر به اينكه موضوعات علوم متباين من جميع‏الجهات نيستند بلكه- چنانكه قبلًا اشاره كرديم- قرابتهايى بين موضوعات علوم برقرار است و همان قرابتها منشأ خويشاوندى فاميلى و نژادى علوم است مثل اينكه بين «كمّ منفصل» كه موضوع علم حساب شمرده شده و «كمّ متصل» كه موضوع علم هندسه شمرده شده قرابت جنسى است يعنى هر دو از جنس كميت هستند، و از طرف ديگر آنچه موضوع يك علم ناميده مى‏شود همواره داراى انواع و اقسامى است و هر نوع و قسمى اختصاص دارد به يك سلسله احكام و عوارض و حالات، مثل اينكه موضوع هندسه كه «كمّ متصل» شناخته مى‏شود منقسم مى‏شود به خط و سطح و حجم و هر يك از آنها احوال و عوارض مخصوص به خود دارد، و از طرفى هم كلمه «عوارض و احكام» كلمه كشدارى است و آنچه از عوارض نوع و قسم يك شئ محسوب مى‏شود از عوارض خود آن شئ نيز محسوب مى‏شود و در اين صورت يا بايد جميع علوم را علم واحد بدانيم يعنى مسائل مختلف جميع علوم را به منزله افراد يك خانواده و همه را مستقيماً منشعب از يك اصل بدانيم و اختلافات خانوادگى و فاميلى و نژادى را منكر شويم و اختلاف هر علمى را با علم ديگر يك امر قراردادى و وضعى بدانيم و يا آنكه به هر اندازه كه موضوعات، انواع و اقسام پيدا مى‏كنند علوم را متكثر و مختلف بدانيم مثلًا هندسه را مجموعه‏اى از سه علم (علم الخط و علم السطح و علم الحجم) بدانيم بلكه نظر به اينكه ممكن است هر يك از اين سه نيز انقساماتى پيدا كنند مثل انقسام خط به مستقيم و منحنى، انقسامات جزئى‏ترى براى آن علم قائل شويم. علاوه بر اينكه موضوعات علوم متباينات من جميع‏الجهات نيستند و بين آنها وجه مشترك‏هايى در كار است، احيانا مى‏بينيم كه‏ موضوع يك علم عيناً جامع مشترك موضوع علم ديگر با يك رشته اشياء ديگر است مثل آنكه موضوع علم‏النبات جامع مشترك موضوع علم‏الحيوان و يك عده از اشياء است و همين طور ...


منطقيين و فلاسفه به اين سؤال پاسخ داده‏اند. حاصل آنچه در مقام پاسخ به اين سؤال بيان شده اين است كه عوارض و احكامى كه به يك شئ نسبت داده مى‏شود بر دو قسم است: عوارض اوليه يا عوارض ذاتيه، و عوارض ثانويه يا عوارض غريبه؛ و در مقام تميز عوارض ذاتيه از عوارض غريبه تحقيقات نيكو و ارجمندى به عمل آمده و آن كس كه از همه بيشتر و بهتر اين مطلب را تحقيق كرده ابن سينا در كتب منطقيه خويش و بالخصوص منطق الشفا است هر چند متأخرين نكات لازمى را كه وى يافته است درك نكرده‏اند و به راههاى ديگر رفته‏اند و همين جهت موجب اضطراب و اختلاف آراء زيادى در آن مسأله شده تا آنجا كه از طرف برخى از غير منطقيين عقايد عجيب و گزافه مانندى در اين زمينه اظهار شده است.


چنانكه معلوم شد در مسأله تمايز و تشابه علوم و طبقه بندى آنها نكته حساسى كه از نظر منطقى هست همانا تميز و تشخيص عوارض ذاتيه از عوارض غريبه است و تميز و تشخيص اين جهت احتياج به مقدمات منطقى زيادى دارد كه از عهده اين مقدمه و اين مقاله خارج است و طالبين بايد به كتب منطقيه و بالاخص كتب ابن سينا مراجعه كنند.


توضيح يك نكته لازم است و آن اينكه نظر به اينكه عوارض ذاتيه هر موضوعى همواره به نحوى است كه ذهن يا مستقيماً و بلاواسطه رابطه آن را با موضوع درك مى‏كند يعنى احتياج به دخالت حدّ وسط و اقامه برهان ندارد و يا اينكه با مداخله حد وسط رابطه وى با موضوع روشن مى‏شود قهراً رابطه بين هر موضوعى و عوارض ذاتيه وى بايد واقعى و نفس‏الامرى باشد (نه اعتبارى) و قهراً بايد آن موضوع كلى باشد (نه جزئى) و بناءا على‏هذا علوم اعتباريه كه رابطه بين موضوعات و محمولات در آن علوم وضعى و قراردادى است نه واقعى و نفس‏الامرى مانند حقوق و فقه و اصول و صرف و نحو و همچنين علومى كه يك سلسله قضاياى شخصيه مسائل آنها را تشكيل مى‏دهد مانند لغت و تاريخ و جغرافيا از محل كلام منطقيين خارج است زيرا آنچه در مورد تمايز و تشابه و طبقات علوم گفته مى‏شود اولًا در مورد علوم حقيقى است كه رابطه واقعى و نفس الامرى امور را بيان مى‏كند (نه علوم اعتبارى) و ثانياً در مورد كليات است كه براى ذهن قابل استدلال و استنتاج است نه جزئيات كه به قول منطقيين «نه كاسب‏اند و نه مكتسب» و بالاخره در مورد علومى است كه «برهان» به معناى صحيح منطقى در آن علوم جارى است مانند تمام علوم عقلى محض و علوم آزمايشى.


در علوم تجربى و آزمايشى هر چند مستقيماً برهان جارى نيست ولى مطابق آنچه در مقاله 5 تحقيق شد آن سلسله علوم، قطعى بودن و كلى بودن و قانون عمومى بودن خود را مديون يك سلسله براهين عقلانى مى‏باشد كه به طور ضمنى مورد استناد آن علوم است..» (مطهری، 1380،ج6 ، ص472-473)


2. پیوند مسائل علوم
2-1. تقریر دقیق محل نزاع
چيزى كه قطعى و مسلّم است اين است كه مسائل علوم از لحاظ ارتباط با يكديگر همه يك جور نيستند. هر عده‏اى از مسائل مثل اين است كه يك خانواده مخصوص مى‏باشند، و باز يك عده ديگر، خانواده ديگر؛ همچنانكه مجموعى از خانواده‏ها احياناً در حكم يك فاميل‏اند و مجموعى ديگر از خانواده‏ها در حكم فاميل ديگر.


مثلًا يك سلسله مسائلى كه «مسائل حساب» ناميده مى‏شوند رابطه‏شان با يكديگر آنقدر نزديك است كه در حكم افراد يك خانواده‏اند، و يك عده مسائل ديگر كه «مسائل هندسه» ناميده مى‏شوند افراد يك خانواده ديگر به شمار مى‏روند. خانواده حساب و خانواده هندسه با يكديگر قرابت دارند و جزء يك فاميل به شمار مى‏روند كه آنها را «رياضيات» مى‏ناميم.
پس قدر مسلّم اين است كه ميان مسائل علمى پيوندهايى وجود دارد. اكنون مى‏خواهيم ببينيم ريشه اين پيوندها در كجاست؟ چگونه است كه مسائل حساب با هم اين اندازه قرابت دارند كه يك خانواده به شمار مى‏روند و روى همه آنها يك نام گذاشته شده و علم جداگانه و مستقلى قلمداد شده‏اند؟‏»(مطهری، 1380،ج5 ، ص49)


2-2. نظر اول : موضوع


یکی از نظرات این است که «مسائل هر علمى بالأخره در اطراف يك حقيقت معيّنى بحث مى‏كند. مثلًا علت هم خانواده بودن مسائل حساب اين است كه همه آنها در اطراف «عدد» و خواص و آثار اعداد است، و علت هم خانوادگى و قرابت مسائل هندسى اين است كه همه آنها در اطراف «مقدار» مى‏باشند. پس آن چيزى كه مسائل علوم را به يكديگر پيوند مى‏دهد همان چيزى است كه مسائل آن علم در اطراف آن بحث مى‏كند، يعنى موضوع آن علم؛ و اگر چنين چيزى در كار نبود قرابتها و پيوندها در ميان مسائل علوم نبود، يك مسأله حساب با يك مسأله ديگر از حساب همان رابطه را داشت كه با يك مسأله پزشكى يا فيزيكى دارد. از اين رو هر علمى نيازمند به موضوع است و تمايز علوم از يكديگر نيز ناشى از تمايز موضوعات آن علوم است.» (مطهری، 1380،ج5 ، ص50-49)


2-3. نظر دوم : آثار و فوائد


«نظريه دوم اين است كه پيوند مسائل علوم با يكديگر ناشى از آثار و فوايدى است كه بر آنها مترتب مى‏شود. فرضاً يك عده مسائل در اطراف يك موضوع معيّن نباشد، هر مسأله‏اى مربوط به موضوع جداگانه‏اى باشد، اگر آن مسائل از لحاظ اثر و فايده و غرضى كه به دانستن آنها تعلق مى‏گيرد وحدت و اشتراك داشته باشند كافى است كه قرابت و هم خانوادگى ميان آنها برقرار گردد و ضمناً آنها را از مسائل ديگرى كه علم ديگر به شمار مى‏رود متمايز كند.» (مطهری، 1380،ج5 ، ص50)


2-4. نظر سوم : روش


برای مثال گزاره هایی که با روش عقلی به دست می آیند یک علم؛ گزاره هایی که با روش نقلی به دست می آیند یک علم و ... . به عبارتی ملاک تام و تمام تمایز علوم روش آنهاست.


2-4. نظر مختار شهید مطهری


غیر از نظریه موضوع، نظری«صحيح نيست. اينكه يك عده مسائل از لحاظ اثر و فايده و غرضى كه به دانستن آنها تعلق مى‏گيرد وحدت و سنخيّت پيدا مى‏كنند ناشى از شباهت ذاتى آن مسائل به يكديگر است، و شباهت ذاتى آن مسائل به يكديگر ناشى از اين است كه همه آن مسائل از حالات و عوارض موضوع واحدى مى‏باشند.» (مطهری، 1380،ج5 ، ص50) همچنین نوع روش علوم بستگی به موضوع آن دارد که با چه ابزار و روشی بتوان درباره ی آن تحقیق کرد.


«منطقيين و فلاسفه بعد از تحقيق و جستجوى بسيار به اين نتيجه رسيده‏اند كه هيچ علمى خالى از موضوع نيست و آن چيزى كه مسائل هر علمى را به صورت افراد يك خانواده در مى‏آورد همان «موضوع» آن علم است و آن چيزى هم كه منشأ قرابتهاى فاميلى و نژادى علوم است همانا قرابتهايى است كه بين موضوعات علوم برقرار است و اگر براى همه علوم جدّ اعلايى قائل شويم همانا آن جدّ اعلا نيز مربوط به موضوعات علوم است.» (مطهری، 1380،ج6 ، ص470)
لذا علم منطق نیز همچون علوم حقیقی دیگر موضوعی دارد.
 
3. نظرات مطروحه در موضوع علم منطق
3-1. فارابی
به عقیده فارابی موضوع علم منطق الفاظ است، از آن نظر که بر معقولات دلالت می کند. ابن‌سینا با رای فارابی به شدت مخالفت کرده است؛ زیرا اگر منطق‌دان بتواند معانی را با حیله ی دیگری غیر از به کارگیری الفاظ بیان کند، به کلی از الفاظ بی نیاز می شود.(سلیمانی امیری،1390،ص45-46)

3-2. ابن سینا و تابعین
ابن سینا موضوع منطق را معقول ثانی که مستند به معقول اولی است می داند از آن جهت که آنها سبب رسیدن از معلومات(معقول اولی) به مجهول هستند. یعنی معقولات ثانی به شرط آنکه بتوان از آن ها معلوم به مجهول رسید، یا در رسیدن مجهول نافع یا مانع باشند، موضوع علم منطق است. وی کتاب التعلیقات می آورد: «موضوع المنطق هو المعقولات الثانية المستندة إلى المعقولات الأول، من حيث يتوصل بها من معلوم إلى مجهول‏»(این سینا،1404ق،ص167)
به عبارت دیگر، منطق دان به مفردات از این جهت که ماهیت اند یا گونه ای از وجود ذهنی یا خارجی دارند نظر نمی کند؛ بلکه به آن ها از این حیث که محمول، موضوع، کلی، جزئی، و غیر آن قرار می گیرند، نظر می کند. بنابراین علم منطق به ماهیات اشیا از این حیث که محمول، موضوع، کلی و جزئی و... هستند و به مجهول می رسند، یا در رسیدن به آن نافع یا مانع اند توجه می کند، نه از آن نظر که اموری در ذهن اند و مابازایی در خارج ندارند. ابن‌سینا در کتاب منطق المشرقیین می آورد: «فهذا العلم الذي يدل على كيفية السلوك المذكور هو العلم الآلي و المنطق و موضوعه المعاني من حيث هي موضوعة للتأليف الذي تصير به موصلة إلى تحصيل شي‏ء في أذهاننا ليس في أذهاننا لا من حيث هي أشياء موجودة في الأعيان كجواهر أو كميات أو كيفيات أو غير ذلك.» (این‌سینا،1405ق،ص10)
خواجه طوسی نیز موضوع منطق را معقول ثانی منطقی می داند و علاوه بر این مدعیست که این مساله بین علما اتفاقی است. وی در شرح اشارات می آورد که : « لأنه بالاتفاق صناعة متعلقة بالنظر في المعقولات الثانية على وجه يقتضي تحصيل شي‏ء مطلقا مما هو حاصل عند الناظر، أو يعين على ذلك‏‏»(خواجه طوسی،1375،ص9) وی در اساس الاقتباس هم همین نظر را بیان می کند. (خواجه طوسی،1361،ص399)
فخر رازی نیز با تقریر زیبای خود در شرح عیون الحکمه موید نظر ابن سیناست. « المعقولات الثابتة من حيث انه كيف يمكن ترتيبها الى تعرف المجهولات.» (فخررازی،1373،ص47)
سهلان ساوی نیز در این مساله با ابن سینا هم عقیده است. او در بصائرالنصریه می آورد:« فاذا موضوع المنطق هذه المعقولات الثانية من حيث هى مؤدية الى‏تحصيل علم لم يكن.»(ساوی،1386،ص57-58)

3-3. متاخرین ابن سینا
گویا بغدادی موضوع علم منطق را خود معلومات پیشین قرار داده است. (سلیمانی امیری،1390،ص47)
شیخ اشراق افزون بر آنکه موضوع علم منطق را معقول ثانی از حیث صلاحیت تادی به مطلوب و عدم آن قرار داده، موضوع آن را تصور و تصدیق از حیث ایصال نیز لحاظ کرده است. (سلیمانی امیری،1390،ص47)


اثیرالدین ابهری موضوع منطق را تصورات و تصدیقات قرار داده است. زیرا منطق دان از موصل به تصور و از چیزی که موصل به تصور بر آن متوقف است مانند کلیت و جزئیت و ذاتیت و عرضیت و نظیر آن و از موصل به تصدیق و از چیزی که موصل به تصدیق بر آن متوقف قریب دارد مانند اینکه شیی، قضیه، عکس قضیه یا نقیض قضیه باشد و یا توقف بعید دارد مانند اینکه شی، موضوع یا محمول باشد بحث می کند. و این امور احوالی هستند که بر تصور و تصدیق عارض می شوند. وی در تنزیل الافکار می گوید : «و موضوع المنطق، اعنى الشّى‏ء الذى يبحث فيه المنطقى من لواحقه من حيث هو هو، انّما هو التصورات و التصديقات، لانه باحث عن الموصل الى التصور و ما يتوقف عليه الموصل، لكون الشّى‏ء كليّا و جزئيا، و ذاتيا و عرضيا، و امثال ذلك، و باحث عن الموصل الى التصديق و ما يتوقف عليه الموصل الى التصديق، امّا توقفا قريبا، ككون الشّى‏ء قضية و عكس قضية و نقيض قضية و امثال ذلك، او بعيدا، ككون الشّى‏ء محمولا او موضوعا. و هذه احوال تعرض للتصورات و التصديقات من حيث هى هى.


فلا جرم كان موضوعه التصورات و التصديقات.» (خواجه طوسی و اثیرالدین ابهری،1385،ص144)
شهید مطهری و مولی عبدالله موضوع منطق را معرف و حجت می دانند. (ملاعبدالله یزدی، 1390، ص20)  « موضوع علم منطق عبارت است از «معرّف و حجّت»؛ يعنى مسائل منطق يا درباره معرّفها يعنى تعريفات بحث مى‏كند، يا درباره حجتها يعنى درباره استدلالها.‏‏» (مطهری، 1380،ج5 ، ص50)


نتیجه
1-    علوم را به سه لحاظ می شود دسته بندی کرد : روش ، موضوع ، غایت
2-    مشهور بین حکما این است که علوم را بر اساس موضوع تقسیم می کنند.
3-    در منطق سه نظر عمده در موضوع مطرح است : الفاظ از حیث رساندن به معانی، معقولات ثانی منطقی ، معرف و حجت
4-    عمده ی حکما نظر دوم را برگزیده اند.
 
فهرست منابع


ابن سینا (1404ق). التعليقات‏، تحقيق از عبد الرحمن بدوى‏ ‏. بيروت‏: مكتبة الاعلام الاسلامى‏‏ .
ابن سینا (1405ق). منطق المشرقيين (چاپ دوم)‏ ‏. قم‏: مكتبة آية الله المرعشى‏.
خواجه نصیرالدین طوسی (1361) . اساس الاقتباس ، به تصحيح مدرس رضوى‏، چاپ سوم . تهران : انتشارات دانشگاه تهران .
خواجه نصیرالدین طوسی (1375 ه ش ) . شرح الاشارات و التنبيهات (چاپ اول) . قم : نشر البلاغة .ج1 .
خواجه نصیرالدین طوسی (1385) . اساس الاقتباس ، چاپ اول . تهران : انتشارات دانشگاه تهران .
ساوی ،زین الدین عمربن سهلان (1386ش/1425ق) . البصائر النصیریه ، تقدیم و تحقیق حسن مراغی ، چاپ اول ، تهران : شمس تبریزی .
سلیمانی ، امیری ، عسکری (1390) . معیار دانش (چاپ اول) . قم : انتشارات موسسه امام خمینی .
صدر المتألهين‏ (1360ش) . الشواهد الربوبية فى المناهج السلوكية، تصحيح و تعليق از سيد جلال الدين آشتيانى‏‏، دوم . مشهد : المركز الجامعى للنشر.
فخر رازی ، محمد (1373ش) .  شرح عیون الحکمه ، تصحیح احمد حجازی احمد السقاء ، چاپ اول . تهران :  منشورات موسسه صادق.
مطهری ، مرتضی (1380) . مجموعه آثار ، تهران: انتشارات صدرا .
مطهری ، مرتضی (1389) . کلیات علوم اسلامی (1) منطق- فلسفه (چاپ چهل و چهارم) . قم : انتشارات صدرا .
مظفر، محمدرضا (1433ق) . المنطق ، تعلیقه غلامرضا فیاضی، چاپ نهم . قم : موسسه نشر اسلامی .
یزدی، ملا عبدالله (1390) . حاشیه ملاعبدالله علی التهذیب (چاپ سوم) . قم : انتشارات دارالتفسیر .


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.