بسم الله الرحمن الرحیم


پیشگفتار

تحمیدیه...
    حمد و سپاس مخصوص خدایی است که بر ما منّت نهاد و ما را از ابتدا، موحّد آفرید. و از عرش اعلی، رحمتی از جانب خویش، به خاکیان ارسال کرد، تا برای همیشه، نام محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم، رحمة للعالمین باشد. و برای موحّدان عالم، امیر و مولایی برانگیخت تا همة بشریت گواه باشند که امیرالمومنین و مولی الموحدین، کسی جز علی بن أبی طالب صلوات الله و سلامه علیه، نبوده است. و اگر او نبود، کفوی برای سیّده زنان عوالم، حضرت فاطمة الزّهراء علیها سلام الله، وجود نداشت. و ثمره ی این دو مخلوقِ بی نهایتِ الهی، دو سیّد جوانان اهل بهشت، حسن و حسین علیهما السلام شد.

تقدیم به...
    این ناچیز، ران ملخی است تقدیم به یگانه پدر هستی، امام زمان روحی و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء؛ به امید اینکه لبخند رضایتی، بر لبان مبارک حضرتش نقش بندد و از تقصیرات این بنده، بگذرند.

تقدیر از...
    با تمام وجود، از مادر فداکار و مهربانم، و همچنین از اساتید و دوستان دلسوزم کمال تشکر را می نمایم. و همچنین از مدیریت و کادر محترم مدرسه که با تلاش بی وقفه ی خود، شرایط مناسب علمی و معنوی، برای این حقیر ایجاد کردند. در آخر از دو استاد عزیزم، جناب حجة الإسلام والمسلمین قاسمیان و ابوالحسنی مدظلّهما العالی، به خاطر کمک هایشان سپاسگذاری می کنم. انشاء الله با تلاش بی وقفه در سایه تقوای الهی، بتوانم زحمات این بندگانِ خوب خدا را - به قدر نَمی از یَم محبتشان - جبران نمایم.


چکیده
    یکی از مباحث مهمی که در علم منطق، از آن بحث می شود و در علوم مختلف کاربرد دارد، برهان است. به عبارتی، اگر ماهیت برهان و اقسام آن و چگونگی یقینی بودن انواع و اقسامش، برای طالبان علم، هضم نشود، قطعاً در علومی مثل فلسفه، منطق و... دچار مشکلی بس عظیم خواهند شد. و هدف ما جز هموار کردن راه برای طالبان حقیقت نیست. سعی شده است منابع به کار برده شده در تحقیق، علاوه بر محدود بودن و عدم پراکندگی، برای مخاطبان اطمینان آور باشد؛ لذا از چند منبع دسته اول استفاده شده تا مخاطب به نقطه نظرات اعاظم این صنعت، دست یابد. آنچه که ما بدان دست یافته ایم این بود که، برهان دو قسم اصلی دارد و وجه تمایز آن دو، علت علم به وجود (نفس الأمری) در برهان «لم» است. همچنین، از دو قسم اصلی برهان، برهان «لم» و یکی از انواع برهان «إنّ مطلق»، در زمره ی یقین منطقی قرار می گیرند. همچنین غرض اندیشمندان از تقسیم برهان، علاوه بر اعتبار سنجی هر یک از اقسام، تبیین مولفه های یقین منطقی بوده است.
کلید واژه ها: برهان، برهان «إنّ»، برهان «إنّ دلیل»، برهان «إنّ مطلق»، برهان «لم»، یقین منطقی.


فهرست مطالب
مقدمه   ......................................................................................................................................... 2
کلّیّات    .......................................................................................................................................... 2
فصل اول: مفهوم شناسی   .............................................................................................................  4
مفهوم شناسی لغوی    ................................................................................................................... 4
مفهوم شناسی اصطلاحی   ............................................................................................................  4
تعریف برهان   .................................................................................................................................  4
فصل دوم: اقسام برهان  ..................................................................................................................  6
برهان إنّ  .......................................................................................................................................  6
تعریف برهان إنّ   .............................................................................................................................  6
وجه تسمیه «إنّ»   .........................................................................................................................  6
توضیح برهان «إنّ»  .........................................................................................................................  6
اقسام برهان «إنّ»  .........................................................................................................................  7
اشکال به برهان «إنّ دلیل»  .............................................................................................................  8
برهان لم  .....................................................................................................................................  10
تعریف برهان «لم»   .......................................................................................................................  10
وجه تسمیه «لم»   .......................................................................................................................  10
توضیح برهان «لم»  .......................................................................................................................  10
بررسی یقین در برهان إنّ و لم  .......................................................................................................  11
در برهان «إنّ»  .............................................................................................................................  11
در برهان «لم»  .............................................................................................................................  12
غرض تقسیم برهان به إنّ و لم ......................................................................................................    12
جمع بندی:  ..................................................................................................................................  13
منابع:  ..........................................................................................................................................  13

 


مقدمه
    یکی از مباحث مورد توجه منطق دانان، تقسیم برهان به «إنّ» و «لم» می باشد. مباحثی که در این سیاهه می خوانید، عبارت است از کلیات مقاله که شامل بیان مسئله، تبیین آن و همچنین طرح سوالات اصلی و فرعی و بیان اهداف می باشد. در بخش بعدی، به تعریف برهان و اهمیت آن در افکار مناطقه می پردازیم. بعد از این مرحله، نوبت به اصل مطلب، یعنی اقسام برهان می رسد؛ که در آن، به تعریف و توضیح مفصّل برهان «إنّ» و «لم» پرداخته می شود و اقسام هر یک را - در صورت وجود - بیان می کنیم. در پایان به بررسی یقین در برهان «إنّ» و  «لم» می پردازیم و نهایتاً اغراض موجود در تقسیم برهان به «إنّ» و «لم» را بیان می داریم؛ انشاءالله تعالی.
کلّیّات
    مسئله: آیا برهان دارای اقسام است؟
    موضوع: برهان    /    محمول: دارای اقسام    /    نسبت حکمیه: است / نیست
1-    تبیین مسئله: در علوم حقیقیّه - همانطور که از نامش پیداست - ما به دنبال حقیقت هستیم، و نیل به این موضوع امکان پذیر نیست، مگر از راه برهان؛ چرا که از بین قیاسات پنجگانه، تنها قیاسی که یقین را در پی دارد و ما را به واقع می رساند، برهان است. حال، سوالی که ما را بر آن داشت تا پژوهشی را ارائه کنیم، این است که آیا برهان اقسام دارد و اگر دارد اقسام آن چیست، وجه اشتراک و افتراق این اقسام چه می باشد و چه کاربردی خواهند داشت.
1-1-    گونه شناسی مسئله: سوال، از «هل مرکبه» و قضیه، حقیقیه می باشد. همچنینن حمل قضیه به نحو شایع از نوع محصوره کلیه است.
1-2-    ضرورت مسئله: در علوم حقیقیه ناچاریم که از برهان استفاده کنیم و تا اقسام آن را ندانیم، نمی توانیم هر یک را در جایگاه خودش، قرار دهیم؛ در نتیجه دچار اشتباه و مغالطه خواهیم شد. فلذا برای جلوگیری از مغالطات لازم است تا اقسام برهان را بشناسیم. برای مثال، این استدلال را در نظر بگیرید:
«این آهن منبسط شده است. / هر آهنی منبسط شده باشد، حرارت دیده است. // پس این آهن حرارت دیده است.»
در این برهان حدوسط، علت شده است که ما در ذهن (و نه در خارج)، این نسبت حکمیه را که در نتیجه آمده، بفهمیم. یعنی همان برهان «إن». اما مثلاً در این استدلال:
«این آهن حرارت دیده است./ هرآهنی حرارت دیده باشد، منبسط می شود.//پس این آهن منبسط شده است.»، حدوسط، علت شده است که ما نتیجه را، هم در ذهن و هم در واقع بفهمیم و تصدیق کنیم که بله، علاوه بر ذهن، واقعاً علتِ منبسط شدنِ آهن در خارج، حرارت دیدنش است. به عبارت دیگر، تفاوت استدلال اول با دوم در اینجا مشخص خواهد شد که ظرف صدق استدلال اول تنها در ذهن است «برهان إنّی»، و ظرف صدق استدلال دوم، علاوه بر ذهن، نفس الأمر بالمعنی الأعم نیز می باشد. با توجه به وجه افتراق این دو نوع از برهان، اگر شخصی، قدرت تشخیص بین این اقسام را نداشته باشد، توهم می کند که چون هر دو استدلال برهانی است، پس باید در زمره ی یقین منطقی قرار گیرد و احکام یقین منطقی بر آن بار شود، در صورتی که از بین اقسام براهین، فقط برهان «لم» و قسمی از برهان «إنّ»، در زمره ی یقین منطقی قرار می گیرند.
1-3-    جایگاه مسئله: علم منطق، صناعات خمس، برهان، اقسام برهان
2-    سوالات:
اصلی: آیا برهان دارای اقسام است؟
فرعی: برهان چیست و وجه اهم بودن آن نسبت به دیگر صناعات چه می باشد؟ ماهیت و ساز و کار برهان «إنّ» و «لم» چیست؟ هر یک از اقسام برهان تا چه میزان معتبر اند؟ غرض مناطقه از تقسیم کردن برهان به «إنّ» و «لم» چه بوده؟
3-    اهداف:
اصلی: استفاده ی صحیح از برهان در علوم برهانی و عقلی و همچنین جلوگیری از به مغالطه افتادن در این زمینه.
فرعی: یافتن کلیاتی از ماهیت برهان و همچنین آشنایی اجمالی با آثار شخصیت های برهانی و نقطه نظراتشان.
4-    روش انجام پژوهش:  روش پرداختن به این موضوع، کتابخانه ای و توصیفی است.


فصل اول: مفهوم شناسی
    قبل از اینکه بخواهیم، به اصل مطلب ورود کنیم، لازم است از لحاظ لغوی، موضوع پژوهش را تبیین کنیم.
    همچنین لازم است به طور مختصر،  برهان را از دیدگاه منابع منطقی تعریف کنیم و نیز، اهمیت چنین بابی را متذکر شویم.

مفهوم شناسی لغوی
اقسام: «القَسْمُ: مصدر قَسَمَ الشي‌ءَ يَقْسِمُه قَسْماً فانْقَسَمَ، ...، و الجمع أَقْسَام».
برهان: «البرهان بالضم فالسكون الحجة و البيان» ، «الحُجّة الفاصلة البيّنة» ، «دلیل روشن» .

مفهوم شناسی اصطلاحی
تعریف برهان
از منظر شیخ طوسی:
«أن‏ البرهان‏ قياس‏ مؤلف من مقدمات يقينية لمطلوب يقيني‏».
«برهان قياسى بود مؤلف از يقينيات- تا نتيجه يقينى از او لازم آيد بالذات و باضطرار- ...».
از منظر شیخ الرّئیس:
«... بل يكفي أن يقال قياس يقيني النتيجة».
در نتیجه: «برهان قیاسی است که از مقدمات یقینی برای دستیابی به مطلوبی یقینی تشکیل شده باشد. ثمره ی این قیاس، همیشه قضیه ای یقینی است».
اهمیت باب برهان
    همانطور که از تعریف برهان، هویداست، این قیاس، ما را به نتیجه ای یقینی می رساند در حالی که در بقیه صناعات خمس، فقط به قیاس هایی دست می یابیم که یا فاقد تصدیق اند، یا مفید تصدیق ظنّی و خطابی اند، یا برای اسکات خصم و جدل آورده می شوند و یا در آن پی به مغالطه های مخاطب می بریم. بنابراین برای اینکه متفکر به یقین منطقی و حدود تام دست یابد، ناگزیر است که در تصدیق و تعریف، از صحت مواد و حدود به کار گرفته شده، اطمینان حاصل کند و این مهم را، برهان عهده دار است.
    در این زمینه علامه جوادی آملی مدظلّه العالی می فرمایند:
•    «آنها که فقط با تفکر فلسفی مانوس اند، تنها در قالب قیاس ها گام می نهند. از میان قیاس ها سه قیاس جدلی، مغالطی و شعری، هیچ مشکلی را حل نمی کنند؛ چون در قیاس های شعری در حقیقت تصدیقی نیست و در قیاس های مغالطی اصلاً حقیقت راه پیدا نمی کند و در قیاس های جدلی نیز جز اسکات خصم هدفی نیست، اما آن دو قیاس که از صناعات خمس باقی می ماند، یکی قیاس خطابی است و دیگری قیاس برهانی. از این دو، اولی بیش از مظنّه افاده نمی کند، و از گمان - در معارف عقلی که بر محور قطع دور می زند - کاری بر نمی آید و تنها قیاس برهانی است که در حد علم الیقین مفید فایده است».
«به نقل از پاورقی کتاب قبسات الیقین، صفحه 42»


فصل دوم: اقسام برهان


برهان إنّ

تعریف برهان إنّ
    برهانی است که حد وسط در آن، تنها و تنها علت اثبات  است.

وجه تسمیه «إنّ»
    «إنّ» به معنای تحقق داشتن است؛ زیرا در برهان إنّی می دانیم نتیجه در خارج محقق است. ولی اگر کسی از علت ثبوت آن بپرسد، نمی توانیم جواب دهیم، مثلاً بپرسد که چرا در خارج واقع شده، قادر به پاسخ گویی نیستیم. بنابراین تنها علمی که برهان «إنّ» به ما می دهد، علت اثبات است.

توضیح برهان «إنّ»
    در این قسمت به بیان چگونگی کارکرد برهان «إنّ» می پردازیم.
    همچنان که در قسمت قبل گفتیم، برهان «إنّ»، برهانی است که حد وسط در آن صرفاً علت علم و تصدیق به نتیجه است، البته باید توجه داشت که این اسناد فقط در ظرف ذهن صورت می پذیرد و نه در خارج.
    برای مثال هنگامی که در قیاسی می گوییم: «هم اکنون نور خورشید وجود دارد (صغری)، هر زمان که نور خورشید وجود دارد، خورشید نیز موجود است (کبری)، هم اکنون خورشید موجود است (نتیجه)»، اگر به دقت ملاحظه کنید، خواهید دانست برای اینکه صغری و کبرایی در ذهن محقق شود و توسط این حد وسط به نتیجه علم پیدا کنیم و آن را تصدیق کنیم، ناچاریم که اوسط را بر اصغر و اکبر را بر اوسط - البته در ظرف ذهن - حمل کنیم. حال می خواهیم ببینیم آیا این علّیّت داشتن صغری و کبری بر نتیجه، در نفس الامر و در واقع برقرار است یا خیر؟ آیا تحقق نتیجه (یعنی هم اکنون خورشید موجود است) در واقع، وابسته به حمل اوسط (نور خورشید) بر اصغر (هم اکنون) است؟ یعنی نتیجه در واقع و در نفس الامر، معلول صغری است؟    پاسخ این است که در ظرف ذهن، شخص متفکر، تا زمانی که اوسط را بر اصغر حمل نکند، نتیجه را فهم نمی کند اما در نفس الامر و واقع، نیازی به این حمل نیست و صغری هیچگونه مدخلیّت و علّیّتی در تحقق نتیجه ندارد. یعنی تحقق نتیجه، معلول های دیگری در نفس الامر دارد. و همین سوال در رابطه با کبری مطرح می شود؛ به این صورت که آیا تحقق نتیجه در نفس الامر و واقع، منوط به حمل اکبر بر اوسط است؟ در پاسخ، باز هم همان جواب را می دهیم؛ به بیان دیگر برای وجود یافتن خورشید در خارج، صغری و کبری هیچگونه علیتی ندارند.

اقسام برهان إنّ
    برهان «إنّ»، با توجه به حالت های متفاوت حد وسط، به «إنّ مطلق» و «إنّ دلیل» تقسیم می شود.
الف) «إنّ» دلیل
    اگر در برهان، حد وسط، معلول نتیجه باشد، آن برهان را «إنّ دلیل» گویند. به بیان دیگر در این برهان، از معلول به علّت سیر می شود.
مثال: این آهن منبسط شده (صغری)، هر آهنی منبسط شود، حرارت دیده است (کبری)، این آهن حرارت دیده است (نتیجه).
ب) «إنّ» مطلق
    «در صورتی که در برهان، حد وسط نه علت ثبوت اکبر بر اصغر باشد و نه معلول آن، بلکه حد وسط صرفاً با ثبوت اکبر بر اصغر (نتیجه)، معیتِ ضروری داشته باشد، برهان را «إنّ مطلق» می نامند. خواه معیت اوسط و اکبر به سبب این باشد که حد وسط و اکبر هر دو معلول یک علت باشند و یا اینکه هر یک معلول علت خاصی هستند، ولی تحقق آنها تلازم دارد».  به بیان دیگر در این برهان، از معلول به معلول دیگر سیر می شود. (معلولین لعلّة واحدة)
    مثال: در این اتاق نور خوشید وجود دارد / در هر اتاقی که نور خورشید موجود باشد، گرمای آن نیز موجود است. / بنابراین در این اتاق گرمای خورشید وجود دارد.
    توضیح مثال:
معلول (نور خورشید)        علت (خورشید)        معلول (گرمای خورشید)

اشکال به برهان «إنّ دلیل»
    به این قسم از برهان دو نوع اشکال شده؛ مشهور علماء به کبری اشکال کرده اند اما جناب شیخ الرئیس علاوه بر آن، صغری را نیز محل اشکال می دانند.
اشکال مشهور
    همانطور که دانستید، در این برهان، سیر ما از معلول به علت (دلیل) است. مشهور اینگونه اشکال می کنند که شاید اکبر، علت جانشین پذیر داشته باشد، در این صورت، اعتبار این برهان خدشه دار خواهد شد.
    برای واضح شدن اشکال، مثالی را در نظر بگیرید:
    این آهن متمدّد شده. (معلول) / هر آهنی که متمدّد شده، حرارت دیده است. // این آهن حرارت دیده است. (علت)
    در این استدلال، علت حرارت دیدن، به نحو موجبه کلیه متمدد شدن درنظر گرفته شده، در حالی که ممکن است علت تمدد هر آهن، حرارت نباشد بلکه مثلاً ضربه خورده باشد و یا... .
    به بیان علمی، مشهور می فرمایند که: این برهان، زمانی صحیح است که انحصار رابطه معلول با علت روشن شود.
اشکال جناب شیخ الرّئیس
    در استدلال مورد نظر، صغری، یعنی گزاره «این آهن متمدد شده»، باید یقینی باشد؛ زیرا «اسناد اوسط بر اصغر دارای سبب خارجی (نتیجه) است و سبب آن در صغری ملحوظ نیست. [به زودی مشخص می شود که] فرض ما بر این است که صغری، نظری است و تنها راه دستیابی به صغرای یقینی، نظر به علت و سبب آن است و حال آنکه علت و سبب، نتیجه قیاس واقع شده است؛ لذا بحث کاملاً دوری می شود».
    بیان علمی ایشان به این صورت است که ابتدا قاعده ی «ذوات الأسباب لا تُعرف إلا بأسبابها»  را مطرح می کنند و ما پس از تقریر این قاعده، اشکال ایشان را بیان می داریم. ابتدا باید متذکر شویم که برای این جمله، سه تقریر بیان شده که فقط یکی از آنها محل بحث ماست.
    

    بررسی مفردات قاعده، بر اساس تقریر مورد نظر
    «ذات السبب»: قضیه ای که یقینی شدنش نیازمند به «علت در ثبوت» است.
    «سبب»: حد وسط ثبوتی.
    تقریر: با توجه به این مفردات، ذات السبب به معنای قضیه ای است که نظری بوده و «علت نفس الأمری» دارد؛ یعنی حدوسط می خواهد، و حدوسط آن، ثبوتی است. در حقیقت، اگر برهانی بخواهد یقینی شود، باید «لمّی» باشد. برای واضح تر شدن مطلب، صغری، کبری و نتیجه ای را در نظر بگیرید. با توجه به اینکه در برهان «إنّ دلیل»، از معلول به علت سیر می کنیم و از طرفی هم باید حدوسط، ثبوتی باشد، برای علم به صغرایی که معلولِ ثبوتی است، باید به نتیجه ای که علتِ ثبوتی است، علم پیدا کنیم. «صغری (معلول ثبوتی) / کبری            نتیجه (علت ثبوتی)»
    اشکال: در این مرحله است که اشکال صورت می گیرد و مانع از یقینی بودن این برهان می شود؛ که به دو بیان، ایراد می گردد.
    بیان اول: با توجه به این تقریر، اگر قضیه ای بخواهد یقینی شود، باید به سبب نفس الأمری، این کار صورت پذیرد؛ حال آنکه اسناد اوسط به اصغر دارای سبب خارجی (نتیجه) است و سبب آن در صغرای قیاس «إنّ»، لحاظ نشده.
    بیان دوم: برای علم بردن به صغرای معلول، باید از قبل، به نتیجه ای که علت است، پی برده باشیم و معنای دور، جز این نیست.


برهان لم

تعریف برهان «لم»
    برهانی است که حد وسط در آن، علاوه بر اینکه علت در اثبات است، علت در ثبوت  نیز هست. به بیان دیگر، حد وسط نسبت به نتیجه، در مقام اثبات و ثبوت، علّیّت دارد.

وجه تسمیه «لم»
    در برهان لمّی، هم اصل تحقق در خارج فهمیده می شود و هم چرایی آن. «به عبارت دیگر، هم علت تصدیق و هم علت وجود موجود است».

توضیح برهان «لم»

    چنانکه گذشت، برهان «لم» علاوه بر اینکه علت علم به تصدیق نتیجه است، علت وجود نفس الأمری نیز می باشد.
    برای مثال هنگامی که در قیاسی می گوییم: «این آهن گرم است (صغری)، هر فلزی که گرم باشد، منبسط شده است (کبری)، پس این آهن، منبسط شده است (نتیجه).»، اگر به دقت ملاحظه کنید، خواهید دانست برای اینکه صغری و کبرایی در ذهن محقق شود و آن را تصدیق کنیم، ناچاریم که در ظرف ذهن، اوسط را بر اصغر و اکبر را بر اوسط حمل کنیم. حال آنچه که در این نوع از برهان گفته می شود این است که علاوه بر اینکه صغری و کبر ی در مقام ذهن علّیّت دارند ، در نفس الأمر و خارج نیز این علّیّت برقرار است. یعنی برای اینکه نتیجه (این آهن منبسط شده است) در خارج محقق شود، لازمه اش آن است که اوسط (گرم بودن) بر اصغر (آهن) حمل شود. و این بدین معناست که نتیجه، در واقع و در نفس الأمر، معلول صغری است؛ یعنی واقعاً باید این آهن گرم بشود تا در خارج، منبسط شدنش را نظاره کنیم. این توقف عِلّی در کبری نیز یافت می شود. یعنی برای اینکه در خارج، منبسط شدن آهن را ببینیم، باید این قاعده (هر فلزی که گرم باشد، منبسط می شود) در خارج، محقق باشد. و این، همان معنای معلولیّت کبری برای نتیجه است.
    خلاصه اینکه گرم بودنِ آهن هم علت تصدیق به نتیجه است و هم علت وجود انبساط برای این فلز.
بررسی یقین در برهان إنّ و لم
در برهان «إنّ»
    با توجه به اشکال مطرح شده به برهان «إنّ دلیل» که توسط شیخ الرئیس ارائه شد، این برهان، نزد منطق دانان ارزشی ندارد و در زمره ی یقین منطقی قرار نمی گیرد.
    قبل از بررسی یقین در برهان «إنّ مطلق»، لازم است اقسام این نوع از برهان را ذکر کنیم:
1.    حدوسط و حداکبر در تعقل با یکدیگر متلازم (متضایف) باشند.
که مفید یقین نیست، چرا که در اصلِ قیاس بودن این نوع از استدلال، اشکال وارد است؛ چه رسد به اینکه آیا برهان هم هست یا نه؟ و اگر برهان باشد، آیا یقین منطقی ارائه می کند یا خیر؟!  
2.    حدوسط و حداکبر در تعقل با یکدیگر متلازم (متضایف) نباشند.
یعنی هر دو معلولِ علت سومی هستند.
•    الف) حدوسط و حداکبر هر دو معلولِ علتی خارج از قیاس باشند.
یعنی اصغر، علت آنها نباشد و حمل اکبر بر اصغر نیازمند حدوسط و علت نفس الأمری باشد. و این همان ترکیب دو برهان «إنّ دلیل» و «لم» است؛ که یقینی نیست.
•    ب) حدوسط و حداکبر هر دو معلول اصغر باشند و ثبوت اصغر بر اکبر بدیهی نباشد، ولی ثبوت اوسط برای اصغر و ثبوت اکبر برای اوسط بدیهی باشد. ابوعلی سینا و خواجه نصیر الدین طوسی، این قسم از «إنّ مطلق» را یقینی می دانند.  چرایی آن را صاحب قبسات الیقین چنین ذکر می کند:
    «در قسم یقینی از برهان «إنّ مطلق» که در متن آمده، اصغر، علت ثبوتِ اوسط و ثبوت اکبر است؛ از این رو، در این برهان، منشأ و علت ثبوت اکبر بر اصغر حضور دارد. در واقع، شما در این برهان صرفاً از لازم بیِّن به لازم غیر بیِّن پی برده اید (در این برهان، مقدمات دارای ثبوت نیستند؛ یعنی سبب نفس الأمری ندارند)».

در برهان «لم»
    اندیشمندان منطقی، برهان «لم» را در زمره ی یقینیات شمرده اند، زیرا در این برهان، متفکر به منشأ نفس الأمری حمل اکبر بر اصغر پی می برد؛ این، همان دلیلی است که برای آن قسم از برهان «إنّ مطلق» که یقینی بود، آوردیم.


غرض تقسیم برهان به إنّ و لم
    یکی از اغراض اولیه ی تقسیم برهان به إنّ و لم این است که اعتبار آنها را بررسی کنند. البته اغراض دیگری هم ممکن است در میان باشد. مثلاً صاحب قبسات الیقین، چرایی طرح تقسیم برهان به إنّ و لم را چنین بیان می کند:
•    «به نظر نگارنده، کارآمد ساختن یک دانش در مرحله ی تولید، نوآوران آن دانش را به طرح مباحثی برای آموزش قوانین و یا برای توضیح دقیق گزاره های مجمل و دشوار آن دانش وا می دارد. یکی از مباحث مهم منطق که اساس باب برهان را تشکیل داده، بحث «یقین منطقی» است. تبیین یقین منطقی در فضای علمی گذشتگان و با توجه به پیچیدگی اش، کاری بس دشوار می نمود. از این رو، به نظر می رسد طرح تقسیم برهان به «إنّ» و «لم» و تبیین دقیق علت تصدیق و بررسی قاعده «ذوات الاسباب لا تعرف إلا باسبابها» و مدلل ساختن سیر از علت به معلول و بطلان سیر از معلول به علت و...، همگی در راستای تبیین مؤلفه های یقین منطقی باشد. امروزه که دانش منطق به دقت توسط پژوهشگران بررسی شده و مولفه های نیکویی برای تبیین یقین منطقی ارائه شده است، چه بسا گفته شود به بررسی این تقسیم - به تفصیلی که در کتاب های آموزشی به آن پرداخته می شود - نیازی نیست. البته بی گمان پرداختن به این مبحث بر دقت متعلّم می افزاید و سبب می گردد قوانین منطقی برای وی ملموس شود».


جمع بندی:
    برهان دو قسم اصلی دارد؛ الف) برهان «إنّ»، شامل «إنّ دلیل» و «إنّ مطلق» و ب) برهان «لم». برهان «إنّ»، فقط علتِ علم به نتیجه و تصدیق است به خلاف برهان «لم»، که علاوه بر آن، علت وجود (نفس الأمری) نیز می باشد. همه ی اقسام برهان، یقین آور منطقی نیستند. فقط برهان «لم» و یکی از اقسام برهان «إنّ مطلق»، در زمره یقین منطقی قرار می گیرد. غرض تقسیم بندی برهان، بررسی اعتبار هر یک از وجوه آن و همچنین تبیین مولفه های یقین منطقی است؛ علاوه بر آن، برای افزایش دقت متعلّمان نیز مثمر ثمر است.


منابع:
1.    اساس الإقتباس، طوسی (خواجه نصیر الدین)، محمد بن محمد بن الحسن، تصحیح مدرس رضوی، سوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران - ايران، 1361 ه‍ ق.
2.    تحریر تمهید القواعد، جوادی آملی، عبدالله، مرکز نشر اسراء، قم - ايران، 1387 ه‍ ش.
3.    قاموس قرآن، قرشى، سيد على اكبر، ششم، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، 1412 ه‍ ق.
4.    قبسات الیقین، ابوالحسنی صحرارودی، محمد امین، اول، انتشارات امام خمینی ره، قم – ايران،1392 ه‍ ش.
5.    الشفاء (المنطق)، «البرهان»، ابن سینا، حسین بن عبدالله، بی چا، مکتبة آیة الله مرعشی، قم - ايران، 1404 ه‍ ق.
6.    المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي، فيومى، احمد بن محمد مقرى، اول، منشورات دار الرضي، قم - ايران، بی تا.
7.    شرح الإشارات و التنبیهات مع المحاکمات، طوسی (خواجه نصیر الدین)، محمد بن محمد بن الحسن، اول، انتشارات البلاغه، قم - ايران، 1375 ه‍ ش.
8.    شمس العلوم و دواء كلام العرب من الكلوم، حميرى، نشوان بن سعيد، اول، دار الفكر المعاصر، بيروت - لبنان، 1420 ه‍ ق.
9.    كتاب العين، فراهيدى، خليل بن احمد، دوم، نشر هجرت، قم - ايران، 1410 ه‍ ق.
10.    لسان العرب، ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدين، محمد بن مكرم، سوم، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، بيروت - لبنان، 1414 ه‍ ق.
11.    مجمع البحرين، طريحى، فخر الدين، سوم، كتابفروشى مرتضوى، تهران - ايران، 1416 ه‍ ق.
و ما توفیقی إلا بالله

 


مدرسه علمیه حقانی

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد.